6.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧 #پادکست ؛ #صوت_مهدوی
📝 خدایا! میخوایم قوی باشیم! خسته شدیم از ضعیف بودن.
خدایا میخوایم مثل حاج قاسم، روزی لازم امام زمانت بشیم!
خدایا توبه میکنیم از این همه ضعف و کسالت! 😔
خدایا میخوایم وقتی با امام مهدیمون رو به رو شدیم، با رضایت نگاهمون کنه. 😍
یه نگاه آقا، نمیارزه درست زندگی کنیم؟🤔
👤 استاد #شجاعی
❣سلام آقاجان! صبحت بخیر ❣
https://eitaa.com/farhang_soleimani
✍از امیرالمؤمنین علیه السلام سوال کردند:
«چه چیزی شما را به این مقام رساند؟»
به این مضمون پاسخ دادند:
«دربان دلم شدم...
هرجا اوضاع در راستای حق و صدق بود، درِ قلبم را باز گذاشتم...
و هرجا نبود، بستم...»
در کندوی زنبور عسل هم، وقتی زنبورهای کارگر برمیگردند تا شهد گل را تحویل دهند....
اگر زنبوری به جای گل، روی نجاست نشسته باشد، در موقع ورود، دربان کندو با بو کردن متوجه میشود و او را با آرواره هایش از وسط به دو نیم میکند.
📚از کتاب تربیت دینی کودک، آیت الله حائری شیرازی
چه زیبا گفتن و چه زیبا مثال زدن.
🥅 دل آدمی مانند دروازه، دروازهبان میخواهد! کسی باشد که دیدهبانی کند و نگهبانی دهد. هر ورودی را به دلش راه ندهد، گرچه پشت در زیاد در بزند، گرچه دلش به آن میل داشته باشد.
توپ به دروازه میل دارد، میل گل زدن! ولی هیچ دروازهبانی اجازه نمیدهد نه تنها حریف، بلکه خودی هم گل بزند.
✨همانطور که امیرالمؤمنین با آن اوج تقوایشان، دربان دلشان بودند، به هر صفحهای زل نزنیم، به هر صدایی گوش ندهیم، به هرچیزی دست نزنیم....
اگر مراقب ورودیهای خودمان باشیم، حتما و ان شاء الله، خروجیاش سلیمانی خواهد شد. ☺️
https://eitaa.com/farhang_soleimani
حاج قاسم سلیمانی، چهره دو وجهی داشت؟؟ 🤔
با خوندن این متن میفهمیم که...
حاجی هم دین شناس خوبی بود و هم وظایفش رو به بهترین نحو، حتی بیشتر از اونچه که برش واجب بود، انجام میداد و هم...⁉️
چیزی که ما از اون عمدتا غافل هستیم!
و هم...🔰
دشمن شناس خوبی بود.
حاجی مطالعه زیادی داشت، وقت میگذاشت و درباره دینش و دشمن دینش مطالعه میکرد، تفکر میکرد.
استادی میگفت...
هم راههایی را که باید بروید، بروید...
و هم راههایی را که نباید بروید، بشناسید و به دیگران هم بشناسانید....
چیزی که الان نیازه بچهها و جوونای کشور ما بدونن!
راهی رو که نباید برن، باید بشناسن!
#مثلحاجقاسم
#جانفدا
https://eitaa.com/farhang_soleimani
هدایت شده از Zahra yaghoobi
تربیت فرزند سلیمانی
❣️بهترین تکیهگاه برای کودک خداست❣️
🧔🏻کودک، والدین خود، مخصوص پدر، را ابرقدرت میداند و در کنار آنها احساس امنیت میکند.
🥀کمی که بزرگتر میشود، میفهمد که افرادی هستند که از پدر و مادر قویتر و نیز باهوش ترند و والدین نسبت به آنها ضعیفند.
👈در این حالت، او خود را بی پناه و ضعیف میپندارد چون تنها تکیه گاهش در نظرش ضعیف شده است.
🙏تنها راه حل این مشکل، انتقال قدرت به قدرتمند حقیقی و واقعی است.
👌باید به بچه بفهمانیم اولا تمام قدرتها از خدا است، ثانیا او از پدر و مادر مهربانتر هست.
💚وقتی کودک به خدا تکیه کند هرگز احساس ضعف و نا امیدی نخواهد کرد.
@behtarinmadar
https://eitaa.com/farhang_soleimani
فرهنگ سلیمانی
٧۵ کمی آنطرفتر، فرشته و ملوکخانم ایستاده، در حال گفتوگو بودند. ملوک خانم فکش بیش از حد تکان م
٧۶
سری تکان داد و چشمان مشکیاش برقی زد.
-بهبه! چه اتاق دلبازی داری.
ستاره نگاهش را به جایی که فرشته دوخته بود، گرداند. اما چیز زیبایی به نظرش نرسید.
نجوا کنان جواب داد:
-کجاش قشنگه؟ عین یه گنجشک تو قفس تنهام. فرشته خونه شما چجوریه؟ خلوته یا شلوغ؟
فرشته لبخندی زد و چشمان بادامیاش کشیدهتر شدند.
-من بیشتر روزا، خونه عزیزمم، برای کنکور میرفتم اونجا، دیگه نمیتونم ازش دل بکنم، ولی خب تقریبا همهاش شلوغه، میان میرن... میان میرن!
-خوشبحالت فکر کنم، هیچ وقت حس تنهایی منو نتونی درک کنی.
فرشته انگشتانش را در هم قلاب کرد و به نقطهای از دستانش که ستاره نفهمید کجاست، دقت کرد.
-بدترین تنهایی اینه که آدم دورش شلوغ باشه و کسی نفهمه چقدر تنهاست!
لحظهای بینشان سکوت برقرار شد.
بعد خیلی سریع فرشته موضوع را عوض کرذ.
-راستی اون کتابی که بهت دادم خوندی؟
-راستشو بگم... نه! فقط چندتا صفحهاشو.
-خب اینکه عالیه!
-اینکه نخوندمش؟
فرشته نیشگون آرامی از گونه ستاره گرفت.
-نخیر، اینکه چندتا صفحه رو خوندی، جنبه مثبتشو ببین.
ستاره فقط به او زل زد.
ستاره، میتونم برم در یخچالو باز کنم یهچیزی برات بیارم بخوری؟ رنگت پریده.
-زحمتت میشه، ببخشید! خیلی همهجا بهم ریخته است، داشتم تمیز میکردم...
نگاهش را روی گچ سفید پایش ثابت کرد.
-که، اینجوی شد.
-نگران نباش، تو خونمون به من میگن، پرستار خانواده.
چادرش را در آورد و خیلی با دقت تا زد. شومیز قشنگ لیمویی که پوشیده بود، به دل ستاره نشست. روسری خاکستری_ طلاییاش را تا زد. بلندی موهای بافتهاش تا زیر کمرش میرسید. شبیه هنرپیشههای هندی بود، بدون روسری و چادر.
با بیرون رفتن فرشته، نتش را روشن کرد. عکسی از پای گچ گرفتهاش برای مینو فرستاد.
-ببین تو که رفتی، چه بلایی سرم اومد.
دو تیک مشکی واتساپ، آبی شدند، اما خبری از جواب نشد.
وارد شخصی کیان شد؛ آنلاین بود. چندبار تایپ کرد اما پشیمان شد و پاکش کرد.
صدای به هم خوردن ظرفها و جِرجِر پلاستیک زباله را از آشپزخانه شنید، کمی بعد هم صدای فرشته را.
-ستاره، شکر کجا دارین؟
صدایش را بلند کرد.
-نمیدونم ببین تو کشوها نیست. آشپزخونه همیشه دست عفته، خبر ندارم.
-باشه خودم پیدا میکنم.
پیام صوتی از مینو داشت.
-ستاره چیشدی؟ چه بلایی سرت خودت آوردی؟
ستاره با ناراحتی جواب داد:
-دم پلهها خوردم زمین. حالا بعدا مفصل میگم برات. فعلا که نمیتونم دانشگاه بیام.
-ای وای چقدر بد. عموت اومده؟ چیزی نگفت؟ کاری داری بیام پیشت؟
-نه عموم تو راهه.. ممنون عزیزم، کاری نیست. یکی از اقواممون پیشمه.
حوصله توضیح دادنِ اینکه فرشته چه دوستی با او دارد را نداشت، از طرفی رفتار غیرقابل پیشبینی مینو، همیشه میترساندش، تصمیم گرفت درباره مینو چیزی نگوید.
-فعلا، خیلی خوابم میاد. بای.
صدای باز شدن در هال را شنید؛ کمی خودش را بالا کشید تا از شیار بین پردهها، حیاط را ببیند.
صورت کشیده فرشته، پشت پنجره ظاهر شد.
-با اجازتون این چادر رو از روی بند برداشتم، زبالهها رو گذاشتم دم در.
-وای فرشته! من شرمنده میشم به خدا.
فرشته چشمکی تحویلش داد.
-میخوای شرمنده نشی، خوب استراحت کن.
دوباره صدای ظرف و ظروف از آشپزخانه شنید.
به نظرش آمد، حتی اگر آدم نداند، چه کسی در آشپزخانه مشغول کار است، اما از روی سروصداها حدس زدنش کار سختی نیست.
لطافت صدایی که از آشپزخانه به گوشش میرسید چقدر برایش متفاوت و دوستداشتنی بود.
بنظرش، صدای کار کردن آدمها هم با هم متفاوت است، حتی اگر نداند دقیقا چه کسی در آشپزخانه ظرف میشوید.
از فکری که به ذهنش رسید، خندهاش گرفت، انگار وجود کوتاه مدت فرشته روی فکر کردنش هم اثر گذاشته بود.
✅کپی فقط در فضای مجازی آزاد
✅ در صورت داشتن سوال، به آیدی نویسنده پیام دهید
@tooba_banoo
https://eitaa.com/farhang_soleimani
•﷽•
✨وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ تَقَرُّ عَيْنُهُ بِرُؤْيَتِهِ وَ أَقِمْنَا بِخِدْمَتِهِ
✔️خدایا ما را قرار بده از آنانی که...
✔️با دیدن جمالش، چشممان روشن شود...
✔️و ما را در راه خدمتش، پایدار کن.
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
#اللهم_عجل_لولیک_الفرجــــ🤲
https://eitaa.com/farhang_soleimani
پروازڪردنسختنیست
عاشقڪہباشۍ
بالتمۍدهند؛
ویادتمۍدهند
تا
پروازڪنـــۍ
آنهمعاشقانہ.... :)💔
https://eitaa.com/farhang_soleimani
🍃آه! ای دل!
اگر کسی به تو بگوید که روح...
همچون جسم فانی است...
پاسخ بده! 🔰
گل پژمرده🥀 میشود و از بین میرود...
ولی بذر ماندنی است.
💥این قانون خداوند است.
"جبران خلیل جبران"
https://eitaa.com/farhang_soleimani
🦋به فرهنگ سلیمانی خوش آمدید.🦋