eitaa logo
•𝐇𝐚𝐚𝐦𝐢𝐦•
116 دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
2.5هزار ویدیو
5 فایل
یه دست و جیغ بزنین به افتخار خدایی که منو نگه داشت...! جانِ‌دیگر‌میدهد‌،‌جانِ‌دلم‌خندیدنت:) اصکی؟ نه لطفا🙏🏻 در این کنج مَملو از محبت و احساس شاهد لحظات قشنگ با حامیم هستیم🫠🤍 𝐬𝐭𝐚𝐫𝐭:2024/5/10 قصه ی ماه✨:@moonstory 𝐻𝒶𝒶𝓂𝒾
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از چنل حامیم (هما)محدود شده.
𝐇𝐚𝐚𝐦𝐢𝐦 𝐟𝐚𝐧🌘 •𝐇𝐢𝐬 𝐩𝐥𝐞𝐚𝐬𝐚𝐧𝐭 𝐯𝐨𝐢𝐜𝐞•✨🥲 𝐂𝐨𝐩𝐲 𝐨𝐧 𝐟𝐨𝐫𝐰𝐚𝐫𝐝 𝐜𝐨𝐧𝐝𝐢𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐘𝐨𝐮𝐫 𝐨𝐰𝐧 𝐜𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥🦦"↷ https://eitaa.com/haamim_1402
هدایت شده از چنل حامیم (هما)محدود شده.
ترجمه : چه کردیم🤍🔥چه کنیم🧿✨ -کامنت حامیم زیر پست علیرضا خانی-:)
هدایت شده از چنل حامیم (هما)محدود شده.
یه ورژن خیلی متفاوت بود از حامیم :) واقعا از متفاوت بودنش نمیدونم چی بگم ، هم ورس اول هم ورس دوم هردو ، نشون داد میشه قلب منی و رز سفید رو با ملودی های متفاوت خوند:) این پسرِ پر استعداد واقعا فوق العادست
بچه ها....من واقعا امروز دووم اوردم تا وقت خوشحالی کنار هم باشیم...ولی واقعا روحم خستس...نمیکشم....از امشب کمتر‌پیشتونم....باید به روحم استراحت بدم و روی یکسری‌چیزا فکرکنم....نه که نباشم...! خبر هارو به گوشتون میرسونم... ولی فعالیت ...نه کمتر از همین حالا تشکر‌میکنم از‌کسایی که درک میکنن و لف نمیدن🙏🏻✨
باش
فصل گذشته ی زندگیش با رز سفید و قلب منی به اوج رسید؛) زمین خورد! دست خدارو گرفت... و با برگشت؛)🤍
مرور... مروری بر خاطراتی که ۴ سال بر هممون گذشت.... ما هممون مثل خانواده ای بودیم که هرروز شاهد رشد و پیشرفت یک نفر بودیم.... عزیز جونمون :حامیم یکم به عقب برگردیم... با |مثلا| این داستان شروع شد.... از همون اول خدا سفت گرفته بودش و مواظبش بود....جلوتر رفت و با |سیاه و سفید| پدیده شد.... |اولاش| اومد و شد عزیز قلبمون... رسیدیم به مخاطب حامی....حامیم کسی بود که با |یکیو دارم| یه پل پررنگ کشید بین ما و خدا.... حامیش شد حامیمون.... |از قصد| اومدو شد بهونه ی قشنگ دل هامون... با |شب آخر| ارزش آدما رو درک کردیم و بعدش |رز سفید| اومد یک جرقه زد توی راهش و راهمون.... |کی میشه من| اومدو حالا نوبت درک ارزش خودمون بود.... با |خونمون| اهمیت روح و جان بخشی به چارچوب های زندگیمون..خونهامونو فهمیدیم.... با |آی ستاره| دلتگی های قشنگ رقم زدیم.... با |قلب منی| به انسان های مهم زندگیمون عشق ورزیدیم... با |نیمه گمشده| سراغ عشق های حیاتی زندگیمونو گرفتیم.... با |عشق قدیمی| فهمیدیم خداحافظی تلخه ولی میتونه یه شروع جدید باشه... با |راز شب| به رازهای نهان زندگیمون پی بردیم و بهشون ارزش بخشیدیم.... با |این همه آدم| ارزش قلب و روحمون و فهمیدیم و لیاقت آدمارو محک زدیم.... با |خورشید و ماه| پای افسانه ها نشستیم و فهمیدیم هیچ غیر ممکنی برای خدا وجود نداره... با |زندگی کردم تورو| زندگی کردیم تموم نعمت هایی که بالاسری بهمون داده.... میخواستیم بریم بعدی....که... عه چیشد؟ اون اتفاق نحس افتاد.... نمیخوام مرورش کنم....بهتره ازش رد بشم...ولی وایسا....! مگه خدا همه کاراش حکمت و دلیل نداره؟ بله... با همین اتفاق نحس یادمون داد قدر داشته هامون...حامیممون...استوری هاش...خنده هاش...شوخی هاش..همه چیزشو بدونیم... آره میخواست امتحانمون کنه.... سر این امتحان ۴ ماه زندگیمون تاریک بود وتار ولی با اتفاقی که بیست و هشتمین روز از مرداد ۱۴۰۳ اتفاق افتاد همه امید وذهنیتمون برگشت...آره|مرور|اومد ما مرور کردیم ....همه خاطراتمونو همه خاطراتمون تو فندوم...با بچه ها...شیوا...نفس..‌یکتا...خنده ها ...‌غم ها‌...اتحاد ها..ذوق و استرس اولین کنسرتش...وقتی دو تا قطعه هاش از بهترین قطعه های سال شدن...همه ی خاطراتمون امشب مرور کردیم...و به قول حامیم که میگه: من خاطراتم با تورو هر شب مرور میکنم.... ما خاطره هامونو هرشب مرور خواهیم کرد.... زبانم قاصر وکلمه هام ناقصه.... برای بیان حال خوبمون...‌شکر✨🥹 و ازش میخوام همیشه این حالو برامون و براش نگه داره ممنون که معجزمونو بهمون برگردوندی حالا فصل جدید از زندگیش رقم خورده و ما تا پای جونمون باهاشیم و ازش حمایت میکنیم🤍 شکرش ...مبارکش...مبارکمون🫠✨ دلی...