eitaa logo
فصل فرهنگ | فلاح شیروانی
2.6هزار دنبال‌کننده
551 عکس
265 ویدیو
18 فایل
فضیلت «خوش خیالی» : «تاب بنفشه می‌دهد، طُرّۀ مُشک سای تو. پردۀ غنچه می‌درد، خنده دلگشای تو. شاه‌نشین چشم من، تکیه گه خیال توست، جای دعاست، شاه من! بی تو مباد جای تو!»(حافظ) @Adminfaslefarhang
مشاهده در ایتا
دانلود
جنگ ما ـ مبحث هفتم ـ بخش پنجم ـ نسبت دو ملت با این درگیری.pdf
حجم: 268.9K
..:: ::.. ◾️مجموعه جنگ ما، مبحث هفتم ●|| ترسیم دوجبهه ایران و آمریکا ||● 🔸بیانات حجه الاسلام والمسلمین فلاح شیروانی پیرامون جنگ ایران و آمریکا 🔹بخش پنجم: نسبت دو ملت با این درگیری. ▪️در جنگ ایران و آمریکا، دو جبهه با تفاوت‌های بنیادین روبه‌رو هستند. جبههٔ ایران با انگیزهٔ الهی، دفاع از مستضعفان، باور به نصرت خدا و پشتیبانی مردمی می‌جنگد و فرهنگ مقاومت، ایثار و معنویت بر آن حاکم است. در مقابل، ارتش آمریکا دچار سرخوردگی، بحران هویت، انگیزه‌های مادی، فرار از جنگ و بی‌اعتقادی به ارزش‌های خود و الهی است. ▫️رهبران ایران الهام‌بخش، مخلص و مورد احترام مردم‌اند، در حالی‌که رهبران آمریکا صفاتی فرعونی، بی‌دین، متکبر و غیرمتعهد دارند. این تفاوت‌ها باعث ترس و حیرت دشمن از سربازان مؤمن شده و تحلیل این جنگ بازتاب جهانی یافته است. 🔗 🎞 تماشای ویدئو با کیفیت | FULL HD 🔗 🔊 شنیدن فایل صوتی | MP3 ..:: Fa_Farhang ::..
05_ جنگ ما _ مبحث هفتم _ قسمت پنجم.mp3
زمان: حجم: 7.4M
..:: ::.. ◾️مجموعه جنگ ما، مبحث هفتم ●|| ترسیم دوجبهه ایران و آمریکا ||● 🔸بیانات حجه الاسلام والمسلمین فلاح شیروانی پیرامون جنگ ایران و آمریکا 🔹بخش پنجم: نسبت دو ملت با این درگیری. ▪️در جنگ ایران و آمریکا، دو جبهه با تفاوت‌های بنیادین روبه‌رو هستند. جبههٔ ایران با انگیزهٔ الهی، دفاع از مستضعفان، باور به نصرت خدا و پشتیبانی مردمی می‌جنگد و فرهنگ مقاومت، ایثار و معنویت بر آن حاکم است. در مقابل، ارتش آمریکا دچار سرخوردگی، بحران هویت، انگیزه‌های مادی، فرار از جنگ و بی‌اعتقادی به ارزش‌های خود و الهی است. ▫️رهبران ایران الهام‌بخش، مخلص و مورد احترام مردم‌اند، در حالی‌که رهبران آمریکا صفاتی فرعونی، بی‌دین، متکبر و غیرمتعهد دارند. این تفاوت‌ها باعث ترس و حیرت دشمن از سربازان مؤمن شده و تحلیل این جنگ بازتاب جهانی یافته است. 🔗 🎞 تماشای ویدئو با کیفیت | FULL HD 🔗 📝 مشاهده فایل متنی | PDF ..:: Fa_Farhang ::..
23.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
..:: :: ●|| تعلیمات تاریخ‌ساز ||● • یک انیمه زیبا به زبان انگلیسی که دلیل مقاومت مردم ایران جلوی مستکبرین عالم را توضیح میدهد. • نمی‌دانیم این انیمه زیبا کار کیست، ولی حقیقتا دریافت بی‌نقصی ارائه نموده است. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ۱۱۲ ::.. ●|| جهش زیر سایه رهبران ||● ✍️ علیرضا کمیلی • نکته‌ای که در پیام، رهبر کنونی انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای نیز به خوبی بیان شده بود همین معنا بود. ایشان حضور آگاهانه مردم در صحنه را نوعی «رهبری جمعی» و جایگزین خلا رهبر شهیدمان بیان کردند و مردم ایران را مصداق تام آیه نسخ دانستند که وقتی خون رهبر شهید که در جان همه امت جاری بود، عملا خون همه مردم به جوش آمد و در صحنه میدان جاری گشت. این حضور، معنایی چنین عمیق در پیوند با امام جامعه داشته و دارد. این صحنه جاری شدن در عشق شیعه و سنی عراقی و پاکستانی و مردمان سایر کشورها نیز تجلی یافت. • عبور جامعه ایرانی از محدودیت‌های قومی و مذهبی که با هدایت رهبر شهیدمان انجام شد، امت اسلامی را به صداقت مسیر انقلاب، باورمندتر کرده است. فتنه‌انگیزی‌های مذهبی و سیاسی سال‌های اخیر، اکثر جهان اسلام را نسبت به ما شبهه‌زده و شک‌دار و چه بسا دشمن کرده بود ولی این فداکاری صادقانه در قبال امت اسلامی، حتی موجی از اظهار ارادت به مردم ایران که آنها را فارس شیعه می‌دانند در جهان عرب سنی ایجاد کرده است. آنان اذعان می‌کنند که ما سال‌ها فریب تبلیغات را خوردیم ولی حالا حقیقت شما در موشک‌هایی که مستقیما در تلاویو و حیفا فرود می‌آیند نمایان شده است. • در تجربه بیداری اسلامی که دو دهه اخیر منطقه را تحت تاثیر خود قرار داده بود نیز تنها در جایی توفیق به دست آمد که رهبران آن جامعه توانستند مردمی باورمند را با خود در لحظات سخت و بحرانی همراه سازند. رهبری فرهمندی که بتواند قلوب مردم خود را جلب کند، نیازمند سلوکی بود که در کمتر سران این کشورها یافت می‌شد. • البته توطئه دشمن و خیانت کشورهای منطقه نیز برخی فرصت‌ها را از بین برد ولی شک ندارم که رهبران شهید اسطوره‌ای چون سنوار، هنیه، ضیف، عاروری، سید حسن، ابراهیم عقیل و... در آینده منطقه و جهان همان الهام‌بخشی را خواهند کرد که حاج قاسم‌ها کردند و نتیجه آن می‌شود که گر چه حاجی نیست ولی تحول بزرگ طوفان‌الاقصی و دستاوردهای جنگ دوازده روزه و کنونی هست. این یعنی مسیری آغاز شده است که تا پایان دشمن ادامه خواهد داشت چون هر روز رویشی جدید در نسل‌های پیاپی در حال بروز است. این یعنی با شجره طیبه مولدی روبرو هستیم که میوه‌های فراوانی دارد. طوبی لهم و حسن مآب. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ::.. ●|| انضباط شیعی ||● ۴ • قوی‌ترین عناصر معرفتی شخصیت‌ساز توحید و ولایت است که شیعه به برکت مکتب اهل بیت علیهم‌السلام از هر دو به بهترین شکل در راقی‌ترین مرتبت برخوردار است؛ «شخصیت هر انسانی، غیر از عوامل و عناصری كه وجود خارجی و ظاهری او را تشكیل می‌دهد ـ مثل جسم و ذهن و روحیات و خصلتها و خلقیات ـ مقوّمات دیگری نیز دارد كه گاهی نسبت به آن عناصر و عوامل، جنبۀ زیربنایی دارد؛ مانند افكار و جهان‌بینی و دیدگاهها. همۀ جهان‌بینی‌‌ها نمی‌توانند انسانی مثل امام (ره) تربیت كنند. آن كسی كه به خدا، قیامت، حضور در برابر پروردگار، زندگی پس از مرگ، شهادت و توكل معتقد است، در دنیا به گونه‌ای عمل می‌كند، و كسی كه فاقد این جهان‌بینی است، طور دیگر رفتار می‌كند. پس، جهان‌بینی هر انسانی، در تشكیل شخصیت او تأثیر اساسی دارد. یكی از این مقوّمات [نیز]، تعیین محدودۀ هدفها است. عمل و شعاع حركت و كشش ادامۀ راه، بسته به نوع هدف و محدودۀ آن، متفاوت است. هدفهای بزرگ، به خودی خود، حركتها و شخصیتهای بزرگ را تولید می‌‌كند. هدفها و آرمانها و افكار و تأملات انسان دربارۀ زندگی و جامعه و آینده و وظایف بشر، عناصر سازندۀ شخصیت انسان است»(١٣۶٨/٣/٨) • هویت شیعی شخصیت نوینی است که به انسان خستۀ امروز پیشنهاد باید کرد. شیعه انسانی جامع است؛ عالم، عاقل، مطلع، معناگرا، رازاندیش، مدبر، دوراندیش، حماسه‌ساز، غیور، مستغنی، بردبار و عشق‌پیشه است و از ترس، برده‌صفتی، گداصفتی، غرورنژادی و ملی مبرا است؛ • شیعه شخصیتی بین‌المللی دارد؛ چون فطری است و با راقی‌ترین امور فطری مأنوس است؛ • شیعه هویت‌دار و هویت‌ساز است، حتی برای اهل سنّت و مسیحیان و این به جایگاه فطری او بازمی‌گردد(آنچنان که ظهور رسول گرامی اسلام حیات نوینی به معنویت، معرفت و حتی مکانت ادیان توحیدی پیشین بخشید!!)؛ • مکتب تشیع در عین این که آغوشی گرم برای پذیرش غنی‌ترین عقلانیت حِکمی بشری گشوده ـ بلکه خود آن را پدیدآورده است(حکمت اسلامی) ـ و از نوعی هشیاری استکبارسوز تاریخی(امامت، عاشورا و شهادت) و آینده‌نگری و امیدواری توقف‌ستیز تاریخی(امامت، مهدویت و انتظار) نیز برخوردار است، در عین حال مکتب عشق و حماسه نیز هست. ▫️ ✼ ١ • امام شهید : «سورۀ فتح بخوانید!» (از خدا) ٢ • امام شهید : «دعای چهاردهم صحیفۀ سجادیّه را بخوانید!» (تا خدا) ٣ • امام شهید : «دعای توسّل بخوانید!» (با وسیله) ▫️ ✼ ١ • «با ما اگر دشمن بشود تمام زمانه، این مملکت مملکتِ امام زمان عج است» ٢ • «فرمانده ما(امام زمان عج) در جنگ حاضر است!» ۳• «بعثت یعنی شوراندن عقل مردم و تقویت قدرت تفکر در یک جامعه» ۴• ب ... در حال تکمیل. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ::.. ..:: ::.. ●|| معارفی از «سورۀ فتح» ||● بخش سوم • نزول آرامش الهی .. با زیربنای فکری قوی «جماعت دانشجو و مجموعه‌های دانشجویی به یک تفکّر زیربنایی محکم احتیاج دارند. این نیاز قطعی آنها است؛ این نصیحت همیشگی من بوده؛ باز هم من همین را میخواهم تأکید کنم. اگر مبانی معرفتی یک جوان، بخصوص جوان دانشجو مستحکم باشد، دل او قرص میشود، گام او استوار میشود،‌ حرکت او استمرار پیدا میکند، دیگر خستگی وجود ندارد. اطمینان دل موجب میشود که ایمان هم افزایش پیدا کند، خود ایمان اطمینان می‌آورد؛ اطمینان دل و سکینه‌ی قلب هم ایمان را افزایش میدهد. «هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی‌ قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایماناً مَعَ ایمانِهِم»(فتح، ۴) قبلاً مؤمن بودند امّا وقتی این آرامش قلبی را خدای متعال به آنها داد به خاطر تکیه‌ی به واقعیّات معنوی و الهی، این ایمان افزایش پیدا میکند»(۱۴۰۲/۱/۲۹) .. ضرورت ادبیات آرامش‌بخش «ادبیّات خطبه باید گرم باشد، صمیمی باشد، اتّحادآفرین باشد، امیدبخش باشد؛ ادبیّات خطبه باید امیدبخش باشد. هر کلمه‌ای که شما در خطبه ایراد میکنید میتواند مصداق این آیه‌ی شریفه باشد که «هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایماناً مَعَ ایمانِهِم»(فتح، ۴) می‌تواند هم مصداق اضطراب و دغدغه باشد؛ حالا دغدغه بد نیست، امّا می‌تواند مصداق اضطراب و تلاطم روحی و بدبینی به وضع و بدبینی به آینده و مانند اینها باشد؛ هر دو جور می‌شود حرف زد. باید امیدآفرین باشد، بصیرت‌آفرین باشد. می‌تواند هم حاشیه‌ساز باشد؛ یک چیزی ما بگوییم که مستمسکی بشود برای دشمن شما و معاند شما که آن را دست بگیرد و علیه شما حرف بزند»(۱۴۰۱/۵/۵) • تعلیم راه .. ترسیم سنّتهای الهی «از اوّل قرآن تا آخر قرآن همین‌ طور که نگاه کنید، دائم سنّت‌های الهی تبیین میشود و تکرار میشود؛ چند جا هم بیان شده: سُنَّةَ اللهِ الَّتی قَد خَلَت مِن قَبلُ وَ لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَبدیلًا(فتح، ٢٣) ــ که از این قبیل چهار پنج مورد هم هست ــ که خدا [میفرماید] سنّت‌های الهی تغییرپذیر نیست؛ قوانین الهی، قوانین متقنی است. خدا با کسی هم قوم و خویشی ندارد؛ اینکه بگوییم ما مسلمانیم و شیعه‌ایم و جمهوری اسلامی هستیم، پس هر کاری که دلمان خواست بکنیم، نه؛ ما با دیگران هیچ فرقی نداریم»(۱۴۰۱/۴/۷) 🔻 ..:: Fa_Farhang ::..
.:: ::. این حضور خیابانی مهم است. در قبال آن چه وظیفه‌ای داریم؟ چون ما پدیدش نیاورده‌ایم بایستیم و تماشایش کنیم؟ هرآنچه پیش می‌آید را بپذیریم؟ ●|| فریاد خیابان را به نمایش خیابان تبدیل نکنیم ||● ✍️مجتبی عرب نظر سوم ؛ @nazare3 • در مسئله‌ای به اهمیت آتش‌بس و مذاکرات آتی، طبعاً انتظار عمومی یک تبیین صریح از چرایی این اتفاق، حمایت قاطع از طراحان این ایده و مسئولین محترمی که پیگیری مذاکرات را در دست دارند، تبیین شروط مدنظر و... توسط رهبری بود. با این حال، تنها تصریح ایشان به ماجرای سکوتِ میدان نبرد نظامی، از این دریچه صورت پذیرفت که: «باید فریاد خیابان بر نتیجهٔ مذاکرات اثر بگذارد». اینکه سکوت در باب آن مسائل بالا و این تصریح، خود چه دلالتی پیرامون مقدورات و محاسبات منتج به این مذاکره دارد، جای خودش. اگر «فریاد خیابان» به ضرر محاسبات گروهی از نخبگان باشد، آن‌ها نمی‌توانند اصل حضور مردم را زیر سؤال ببرند؛ پس باید کارکردِ حضورِ مؤثر، پرسخن، پرشعار و کنشگرانهٔ مردم را به حضوری توده‌وار، منفعل و تماشاچی تبدیل کنند. این‌گونه است که در نگاه ایشان، «فریاد خیابان» باید به «نمایش خیابان» تبدیل شود. این امر در اجتماعات محلی که میدانِ اداره‌اش توسط خودِ مردم محله و افرادی که همدیگر را می‌شناسند هست، چندان نمی‌تواند خوب پیش برود. از این رو، باید قله‌سازیِ حضور مردم در میدان (که اداره‌اش توسط نهادها و نخبگان پیگیری می‌شود) را از «فریاد» به «نمایش» تغییر دهند. پس به‌تدریج، انگیزهٔ مردم برای حضور محلی که غیرقابل مصادره است را کم‌رنگ می‌کنند (چون مردم نقش تماشاچی را دوست ندارند؛ چهل شب در مسیر حاضر بودند، چون مؤثر حقیقی در معادلات بودند) و میادین بزرگ شهری و استیج‌های مشهور را با عناصری به سمت نمایشی‌شدن می‌کشانند. حضور طولانی‌مدت مردم در خیابان، حتماً نیاز به ترکیبِ عناصر زندگی با حضور خیابانی دارد: - این میدان‌داریِ ۴۰ روزهٔ زنانه است که امکان امتداد کنش را می‌سازد. - این شورِ تزریق‌شده توسط مداحی‌های دقیق و نقطه‌زنی مثل «بزن که خوب می‌زنی» و «باید برخاست» است که امکان امتداد کنشگری خیابان را میسر می‌سازد. - این وجود امکاناتی مثل موکب، خدمت و محل بازی کودکان کنار میادین است که ظرف حضور مستمر مردم را فراهم می‌کند. - استغاثه، جزء جدایی‌ناپذیر یک میدانِ کنشگرِ انقلابی، مجاهد و زندگی‌محور است. اما به‌محض‌اینکه تعادل این عناصرِ زندگی‌ساز، شورانگیز و معنویت‌بخش غلط بشود، خیابان از عنصری که فریاد و سخن تازه‌ای دارد و یک جبههٔ مجاهدت و کنشگری مؤثر است، به «فستیوال» تبدیل خواهد شد: - موکبِ پشت‌صحنه، جایش را به صف طولانی موکب‌های پرزرق‌وبرقی که وسط صف مردمِ شعاردهنده قاطی شده، می‌دهد. - تریبونی که میکروفون به کودکان و نوجوانان می‌داد تا کنار بازی، شعارهای انقلاب را بدهند و مردم تکرار کنند، به خانه‌بازی و سینمای کودکی که کودک و نوجوان را از متن خیابان جدا کند، بدل می‌شود. - مداحی که شورِ کنارِ شعور در فریاد میدان بود، خود را به دی‌جی-مداحی (DJ) که کارش سروصدای زیاد است، بدل می‌کند؛ طوری‌که شعار مردم شنیده نشود و همه فقط به‌صورت ریتمیک پرچم بچرخانند. - مداحیِ هنرمندانهٔ معرفت‌ساز، در کنار سخنرانان تبیین‌گر، در کنار شعار و پلاکارد مردم، جایش را به مداح‌محوری که جلوی هر سخن اساسی و محوریت شعار انقلاب را بگیرد، می‌دهد. - استغاثه و توسلِ معنویت‌ساز، کنار آن معرفت و شور، بدل می‌شود به مداحی‌های دوبس‌دوبسیِ پرسروصدایی که عرصه را برای حضور همهٔ اقشار خسته‌کننده می‌کند؛ و اتصال توسل به جنگ و حرم جمهوری اسلامی را کم‌رنگ می‌کند، یا دربارهٔ سایز انواع موشک‌ها حرف می‌زند نه اتکای به «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ رَمیٰ». - «زنِ فریادزنِ» پیشتازِ میدان هم، به‌تدریج به همان مادر خانواده‌ای که بچه‌ها را برای یک تفریح شبانه، همراه خانواده با پرچم به میادین اصلی کوچانده، بدل می‌گردد. و این‌گونه: [زندگی مقاومت + فریاد خیابان] تبدیل می‌شود به: [تفریح انقلابی شبانه + فستیوال خیابان] و خوش‌به‌سعادت آن‌ها که علی‌رغم تشخیص رهبری، می‌خواهند «فریاد خیابان» از معادلهٔ تأثیر حذف شود و تشخیص مردم به سکوت و پرچم‌چرخانیِ ریتمیک بدل گردد! • چه باید کرد؟ اولین عنصرش، آگاهی همین مردم مبعوث است. خود مردم می‌توانند صحنه را طوری رهبری کنند که چنین نشود. دومین مسئله، خصوصاً در اجتماعات محله‌محور که بسیار هدفمند درصدد هستند، این است که تا جایی که می‌شود به «تریبون مردم»، «شعار مردم»، «گفتگوی مردم با مردم» و وزن سخن گفتن مردم، به‌جای سخنرانی و مداحی‌های تکراری، ضریب بیشتری بدهیم. بگذاریم ابتکارات مردمی، مثل پلاکاردهای مردمی، کاردستی‌های کودکان، تریبون آزاد و سخنان مردمی، راه «فریاد خیابانی» که رهبری خواستند را باز کند. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ١١۳ ::.. ●|| دین؛ موتور محرکۀ مردم ||● ✍️ علیرضا شجاعی زند ؛ عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس • جنگ‌ها در ادبیات کلاسیک علوم سیاسی و جامعه‌شناسی، معمولاً عرصه‌ی جولان نیروهای متخصص، سلاح‌های پیشرفته و تصمیمات پشت درهای بسته‌اند. در این چارچوب‌های تئوریک، «مردم» اغلب نه یک فرصت، که مایه‌ی نگرانی و نقطه ‌ضعف حاکمیت‌ها تلقی می‌شوند. مردم توده‌ای که تصور می‌شود با اولین فشارهای معیشتی یا تهدیدهای نظامی، به پناهگاه می‌خزند یا به اهرم فشاری برای تسلیم تبدیل می‌شوند. اما آنچه در بیش از چهل روز گذشته در پهنه‌ی جغرافیای ایران رخ داد، یک پدیده‌ی خلاف‌جریان بود که بار دیگر تمام محاسبات نظری را به چالش کشید. • جنگی که شبیه انقلاب شد در بررسی دو پدیده «انقلاب» و «جنگ»، جایگاه مردم معمولاً متضاد ارزیابی می‌شود. مردم مقوم انقلاب‌اند، اما در جنگ‌های کلاسیک، نقش آن‌ها به حداقل می‌رسد. دشمن نیز دقیقاً بر همین مبنا، با پروپاگاندا و هدف قرار دادن زیرساخت‌ها، روی رویگردانی مردم سرمایه‌گذاری می‌کند. اما ملت ایران رفتاری را از خود بروز داد که بیشتر به یک جنبش انقلابی شباهت داشت. حضور فعال و پیوسته‌ای که تا رسیدن به نتیجه، خیابان را ترک نکرد. این تجربه زیسته، تئوری‌های غربی را نقض کرد و نشان داد که در ایران، پدافند ملی از دلِ حضورِ آگاهانه‌ی مردم می‌گذرد. • دسته‌بندی انفعال ملت‌ها در جنگ وقتی از «مردم» سخن می‌گوییم، به معنای صددرصدِ آحاد جامعه نیست، بلکه منظور آن قدرِ مطلق و جمعیت کثیری است که پیرامون یک هدف جمع می‌شوند. تاریخ جنگ‌ها معمولاً چهار نوع واکنش مردمی را ثبت کرده است؛ «همراهی از سر ناگزیری»، «بی‌تفاوتی و زندگی روتین»، «موضع ضدجنگ در میانه نبرد» و یا «سوءاستفاده از خلاء قدرت برای قیام علیه دولت». • ملت ایران در هیچ قالبی نگنجید؟ ملت ایران اما هیچ‌کدام از این مسیرها را برنگزید. واکنش مردم ما «کاملاً فعال» بود. برخلاف دوران دفاع مقدس که مردم بیشتر نقش «پشتیبان» را داشتند، در این نبردِ وجودی و گفتمانی، هر فرد خود را یک «کنشگر میدانی» یافت. • از مطالبه‌گری تا مدافعه‌گری باید میان حضور در حرکت‌های انقلابی و حضور کنونی مردم تمایز قائل شد. در انقلاب، نوعی مطالبه‌گری و عصیان علیه وضع موجود دیده می‌شود، اما حرکت اخیر از جنس «مدافعه‌گری» بود. این دفاع از یک نظام مستقر، آن هم توسط طبقاتی که تحت بیشترین فشارهای اقتصادی هستند و سال‌ها آماج عملیات روانی بوده‌اند، ارزشی به مراتب بیشتر از یک حضور انقلابی دارد. جامعه‌شناسانی که دو دهه است مدعی «فروپاشی اجتماعی» در ایران هستند، اکنون با واقعیتِ سختی روبرو شده‌اند؛ اگر آن‌ها نخواهند در تحلیل‌های خود تجدیدنظر کنند، عملاً از چارچوب علم به بیرون پرتاب می‌شوند. • ثباتِ ساختاری در غیابِ رهبری بسیاری از نظریه‌پردازان، قوام جمهوری اسلامی را تنها به شخص رهبر شهید و مناسبات کاریزماتیک وابسته می‌دانستند و پیش‌بینی می‌کردند با فقدان ایشان، جامعه دچار فروپاشی شود. اما ثبات سیاسی اخیر نشان داد که ما از نظام‌های تک‌رأس و دیکتاتوری عبور کرده و به یک «ساختار مقتدر» رسیده‌ایم. البته تبیین‌های ساختاری تنها می‌توانند تداوم کار ارتش و سپاه را توجیه کنند اما آنچه بسیج عمومی توده‌های غیرمتشکل را تبیین می‌کند، فراتر از نظامات اداری و دیوان‌سالاری است. • انگیزش دینی بسیج مردمی حضور بیش از چهل‌روزه مردم در میدان، نه سازمان‌دهی حزبی داشت و نه فرمانی از بالا. محرک اصلی این حرکت، «دین» است. دین برخلاف ایدئولوژی‌ها، از جنس درگیری وجودی است و فرد را بر اساس قاعده «کُلُّکُم راعٍ» مسئول می‌کند. سرمایه اجتماعی در ایران از عنصری نشئت می‌گیرد که با شاخص‌های وارداتی نگرش‌سنجی قابل اندازه‌گیری نیست. این بدنه مستحکم، ثمره نیم قرن حکومت دینی و شیوه رهبریِ امام راحل و رهبر شهید است که به جای «اجبار»، بر مدار «اقناع و تربیت» حرکت کردند. نتیجه این شد که امروز، احزاب و دستگاه‌های رسمی، به دنبال مردم می‌دوند تا از آن‌ها عقب نمانند. • جان‌فدا نباید در تحلیل‌ها صرفاً درگیر نصاب‌های عددی دموکراسی بود. در جامعه‌شناسی، «فعل» با «عدم فعل» تفاوت ماهوی دارد. پویش ۲۸ میلیونی «جان‌فدا» تنها یک عدد نیست؛ نمایانگرِ بخشی از جامعه است که آماده‌ی کنشگری فعال است. تفاوت اصلی در همین‌جاست؛ پدیده اخیر ثابت کرد که آینده را نه افراد منفعل، بلکه همین توده‌های باانگیزه و صاحب‌اراده رقم می‌زنند که ریشه در خاک ایمان و غیرت ملی دارند. ..:: Fa_Farhang ::..