فتح الفتوح لحظه های یاد شهدا در راه شهدا
این روزها که داغ شهادت سیدمحرومان بر دلمان مانده است، یاد و خاطره حاج اکبر صباغیان در معیت کارهای ست
در این دو روز بارها و بارها این عکس را که تازه به مناسبت شهادت حاج آقا رئیسی به دستم رسید نگاه کردم
کفش های هر سه نفر حکایت دیگری داشت ؛
خاکی خاکی خاکی
🍃 #حاج_حسین_یکتا
🌷#حاج_آقا_رئیسی
🌷 #حاج_اکبر_صباغیان
آن روزها دست در دست هم دادند تا معضل مرز و زائران را در اربعین حل کنند.
کفش های حاج اکبر صباغیان هیچ وقت به دستم نرسید از لباس تنش فقط یک شلوار آنهم بعد از یکی دو سال برگشت .
کفشهای آقای رئیسی هم برنگشت و در کوه ماند و شاید هم سوخت😭
حالا فقط یک نفر مانده از این سه نفر، با کفشی خاکی
... اما اراده ای پولادین
راه ناتمام را به پایان خواهد رساند
تنها نخواهی بود
حالا دو یار و دو همسنگرت در ادامه راه با تو خواهند بود
... پیش به سوی قله .... خرمشهرها در پیش است
#حاج_اکبر_صباغیان
#سالگرد
یکسال دیگر گذشت و وارد سال هشتم شد🕊
در روز یازدهم ماه صفر، دعوتنامه خونین تو را می گشایم و بارها میخوانم تا رمز رهایی و به چشم آمدن ارباب را بفهمم.
مجاهد خستگی ناپذیر و با اخلاص که کار برای خدا و خدمت به اهل بیت و شهدا سرلوحه زندگی اش بود.
خوبی ها را فقط برای خودت نمیخواستی و هرکسی از دوست، خانواده، فامیل و همکار و همسنگر را همراه میکردی .
حالا همراهی با تو آرزوی ماست...
از جاده اربعین قدم هایت به آسمان رسید، دعا کن ما هم راهی به آسمان پیدا کنیم .
🌷وصیتنامه :
هرکسی خواست مرا یاد کند حتما برایم عاشورا بخواند
@fatholfotooh
#حاج_اکبر_صباغیان
عکس نوشته ها و فیلم ها ارسالی از خانم تاتلاری هست در مصاحبه های جمع آوری خاطرات حاج اکبر صباغیان توسط گروه تحقیقاتی فتح الفتوح .
جملات را به عمق جان میسپارد و بعد در صفحه روزگار مجازی و روایت، نقش قلم دل می آفریند.
بعضی ها دیرتر از بقیه آمدند ولی همه زمانها را جبران میکنند و راه را دنبال می کنند
عاقبت بخیری در ادامه راه است و انتظار تا رسیدن
@fatholfotooh
#حاج_اکبر_صباغیان
#سالگرد
امسال دوستان بسیجی و مسجدی حاج اکبر در سالگردش ۱۸۰ کیلو هندوانه خیرات دادند .
نوای زیارت عاشورا را هدیه ارباب کردند و غم فراق فرمانده شان را به امید شفاعت مولا تسلی بخشیدند
اجرشان با سیدالشهداء
@fatholfotooh
#حاج_اکبر_صباغیان
از اول دوران نامزدی ، قانون زندگیمون پوشیدن لباس مشکی برای عزای اهل بیت علیهم السلام بود تا آخر ...
حتی چینش لباس ها توی کمد هم با همین قانون بود ...
بار آخر که ماموریت اربعین میرفت گفت لباسم اگر مشکی باشه و چروک بشه و شوره بزنه !
گفتم لباس عرقکیر رو مشکی بپوش و لباس رو رو چهارخونه تیره تا معلوم نشه.
عکس لحظات آخر توی بیمارستان رو دیدم. ...
لباسش بالا رفته بود و لباس مشکیش معلوم بود....
وقتی توی قبر گذاشتن ، شالگردن مشکیش رو انداختیم، انگار لباس مشکی به تن داشت ...
پای اهل بیت هر رقمی بایستی، آرزوهات رو مهندسی میکنند.
حتی اگر غریب باشی ...
#مهندسی_آرزوها
@fatholfotooh
یادم میاد یه بار حاج اکبر برام تعریف میکرد: می خواستم برم مشهد، نشد، خیلی دلم شکست و بعد خواب امام رضا ع رو دیدم...
توی خواب دیدم، با امام اومدیم بهشت زهرا قطعه شهدا، بعد یک مزاری رو به من نشون دادند حضرت رضا (ع) گفتند که هر وقت دلت خواست بیای زیارت ما و نتونستی بیای،
بیا این شهید رو زیارت کن....
منو برد سر مزار اون شهید، گفت من اینو تو خواب یاد گرفتم روی قبر رو خوندم توی بیداری آمدم همین جا رو پیدا کردم دیدم همینه همین قبره.
🌷طلبه عارف، بسیجی شهید ابوالفضل محمدی، ملقب به عبدالزهرا.
قطعه ۵۳، ردیف ۴۴، شماره ۹
راوی خاطره آقای میرسرابی
#حاج_اکبر_صباغیان
مطلب تکمیلی
https://eitaa.com/fatholfotooh/793
@fatholfotooh
حاج اکبر آقای صباغیان از نیروهای راهبردی اثرگذار بود. از نیروهایی بود که در مسیر کارهای انقلاب پخته شده بود، دم کشیده بود، قد کشیده بود.
او در هر نقطه که وارد میشد اثرگذار بود. ما در نیروی انسانی معمولاً چند مدل نیرو داریم؛ یکی مثل سیاهی لشکر هست، یکی نیروی میانی، یکی نیروی بالادستی و در قرارگاه فرماندهی و در عملیات میتونیم روش حساب کنیم.
به نظرم آقای صباغیان از آن دست نیروهایی بود که میتونستیم روش حساب کنیم. آنچه به نتیجه میرسیدیم ایشون اون نتیجه رو بر زمین می نشاند. به قول معروف، نامه که دستش میدادیم بدون امضا بر نمیگشت ...
راوی حاج حسین یکتا
#حاج_اکبر_صباغیان
@fatholfotooh
هرکس که در راهیان نور قلبش به سمت خدا میره از حاج اکبره...
چون خدماتی که ایشون داد همه دارن ازش بهره میبرن،
به بچه ها گفتم هرکاری که حاج اکبر انجام میداد با همون قدرت دنبال بکنید،
شادی روح حاج اکبر در همینه، ما کارها رو متوقف نمیکنیم....
راوی سردار ادیبی
#حاج_اکبر_صباغیان
@fatholfotooh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#سالگرد
#حاج_اکبر_صباغیان
#روایت
آخرین صحبت تلفنی موجود از حاج اکبر صباغیان
شادی روحش، صلوات💐
@fatholfotooh
فتح الفتوح لحظه های یاد شهدا در راه شهدا
#سالگرد #حاج_اکبر_صباغیان #روایت آخرین صحبت تلفنی موجود از حاج اکبر صباغیان شادی روحش، صلوات💐 @
#سالگرد
#حاج_اکبر_صباغیان
#روایت
توفیق خدمت ستاد پشتیبانی اربعین آستان قدس رضوی در سال ۹۵ برکت زیارت علی بن موسی الرضا شد در تیرماه سال ۹۶
و بعد هم در مرداد ماه ، زیارت پیامبر اکرم صلیالله علیه، و ائمه بقیع علیهمالسلام و حضرت زهرا سلام الله علیها ، شهدای احد و طواف خانه خدا در حج تمتع
یک شب به شب اول محرم برگشت و ولیمه داد . تالار را با زدن پرچم و کتیبه تکیه کرد. آب زمزم برای ورود همه مهمانها اولین پذیرایی حاج اکبر بود بعد از زیارت چهره نورانی شده اش
قسمت زنانه و مردانه را هم با همان پرچم های عزاداری جدا کرد. لباس مشکی ارباب پوشید و کلاه سفید حاجی شدنش
او با تمام مشغله در راهیان نور و کارهای اربعین به این سفر رفت تا حاجت روا شود
آنجا هم پیگیر بود
وقتی برگشت با تمام توان مشغول کار اربعین شد
برای بازدید میدانی به عراق رفت ؛توفیق شد به زیارت ارباب هم رفت و نجف و کاظمین
سامراء زیارت امامین عسکریین نشست زیارتنامه بخواند
هروقت از او عکس میگرفتند به نحوی فرار میکرد یا عکس را خراب میکرد
اما آن روز گفت بگیر، بدردتون میخوره
شناسایی ها تمام شد و پیگیری و به خط کردن امکانات و افراد از سرتاسر کشور شروع شد، آشپزخانه سامراء منتظر او بود،
مرز مهران با پشتوانه اش پایگاه محکمی شده بود
یادداشتهای آخر نوشته شد ؛ حتی پیامی برای تحویل وسایل در روز ۹ آبان
حساب و کتابها مشخص شد؛ توصیه به سرباز دفترش که اگر برنگشتم چک را به همسرم بدهید
قرار بود سه شنبه برود
کارها زمین مانده بود راننده ها در حال عبور از مرز
حاج حسین یکتا خواست زودتر بیا
هواپیما یا نبود یا خیلی کران بود
حاجی یه برآورد کرد اگر با پرواز بغداد برود یه هزینه باید بدهد به سامراء برود و نیروهای دیگر هم از مهران به سامراء
برنامه ریزی کرد با ماشین شخصی خودش که مدام در راه منطقه برای کارهای راهیان نور بود به مرز مهران بروند و از آنجا با نیروهایش به سمت سامراء
آن روز شلوغ ترین روز کاری بود
از بس تلفن جواب داده بود در این مدت، یکی از گوش هایش نمی شنید، رفت شستشو داد.
در گروه خانوادگی نوشت :بالاخره ما هم راهی شدیم
شوقی داشت که کسی نمی فهمید
ساعت ۱۹ و ۴۳ دقیقه ۸ آبان رفت
در مسیر بعضی از تماس های بدون جواب را پیگیری کرد
ما که رفتیم
ان شاءالله فردا ظهر سامراء هستیم
زمین اسلام آباد غرب و تصادف در جاده به سمت مهران، سحر روز نهم آبان رفتنش خونین شد
او با پرواز برگشت و برای همیشه خادم ارباب ماند🌷🕊
شادی روحش، صلوات💐
@fatholfotooh
خوشا سربند یا زینب به پیشانی...
دفاع از عمه ی سادات را عباس یادش داد...
#جانمزینب
تو زندگیم مثل حاج اکبر ندیدم آرزوش شهادت بود و همه اعمالش برای من و همه بچها درس بود.
روحیهاش هیچ وقت پایین نبود،
توی دوره آموزشی که برای اعزام به سوریه رفتیم حاجی با توجه به وزن بالایی که داشت، اما طوری میدوید که انگار ۲۰ کیلو بیشتر وزن نداره!
من پشتش میدویدیم
سرم داد میکشید که چرا ازم جلو
نمیزنی⁉️
راوی: مهدی بخشی
#حاج_اکبر_صباغیان
@fatholfotooh
12.95M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#حاج_اکبر_صباغیان
#وصیتنامه
روی سنگ قبرم اسمم را ننویسید ،
فقط بنویسید :
السلام علیک یا فاطمه الزهراء