eitaa logo
فتح الفتوح لحظه های یاد شهدا در راه شهدا
451 دنبال‌کننده
6.4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
211 فایل
پرورش جوانان خداجوی بسیجی، فتح الفتوح امام خمینی است. مقام معظم رهبری یاد مسئول گروه تحقیقاتی فتح الفتوح؛ حاج محمد #صباغیان که انتظار بر شهادت را رسم پرواز می دانست، صلوات.🌷 مدیر گروه @fathol_fotooh نذر صاحب الامر عجل الله فرجه الشریف 🌸
مشاهده در ایتا
دانلود
سید علی اندرزگو» سال ۱۳۱۸، در ظهر یکی از روز‌های در محله شوش تهران شد. دوران نوجوانی‌اش با گروه آشنا شد. قیام ۱۵ خرداد او را به همراه چند تن دیگر دستگیر و کردند و بعد آزاد شد. اولین همکاری با گروه مشارکت در «حسنعلی منصور» نخست وزیر وقت بود. نفرات اول گروه اعدام شدند. سيدعلی کرد و زندگی مخفیانه‌­اش در شروع شد.  با تعقیب ساواک مخفیانه به رفت با امام خمینی (ره) که در تبعید به‌سر می‌برد ملاقات کرد. سال ۱۳۴۵ با گذرنامه جعلی به ایران بازگشت. در فعالیت‌های انقلابی را­‌ از پخش اعلامیه گرفته تا تهیه اسلحه برای مبارزان از سر گرفت. سال ۱۳۴۹ در با چهره و ظاهری دیگر در مدرسه علمیه «چیذر» به تحصیل مشغول شد. روز میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) با ازدواج کرد . سال ۵۱ با تعقیب ساواک به رفت. از آنجا به و بعد از طریق و « » به « » فرار کرد. دوباره آمد. بار‌ها خانه عوض کرد تا شناسایی نشود. یک بار پنهانی به رفت و بازگشت. مجدداً عازم شد. این بار از « عربستان» به « » و « » رفت و بار دیگر با امام راحل ملاقات کرد. به « » رفت و یک دوره کامل آموزش نظامی دید بعد مخفیانه به بازگشت. سید علی اندرزگو خود را برای در روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان آماده می‌کرد. روز ۱۸ رمضان تلفنی قرار افطار فردا شب را گذاشت. مأموران غروب روز (دوم شهریور سال ۱۳۵۷) نزدیک افطار در محل قرار حاضر شدند و او را محاصره کردند. سید نمی­ خواست زنده به دست ساواک بیفتد به گونه‌­ای حرکت کرد که مأموران فکر کنند مسلح است و قصد تیراندازی دارد. رگبار گلوله ها ربنای عروجش شد. در آخرین لحظات حیات چند برگ از نوشته­‌های محرمانه دفترچه یادداشتش را در دهان گذشت و فرو داد و افطار کرد. مردی که ماه رمضان آمد و یک عمر و جهاد کرد و پای اعتقادش، ایستاد آنهم با ایمان و ماه رمضان رفت با نام شهید. امشب ما شادی روحش و طلب دعا برای ما .🌷 بیشتر از شهید اندرزگو بدانیم http://defapress.ir/fa/news/294034/
🔰 | 🔅 تاریخ تولد: ۱ دی ۱۳۲۸ 📆 تاریخ شهادت: ۱۷ آذر ۱۳۵۹ 📌مزار شهید: مفقودالاثر(گمنام) 🌟 شاهرخ که دل در گرو مردانگی و آزادگی داشت، از شاه و دربار هم که کارشان جز ظلم و زور نبود تنفر داشت اما از آن طرف دلداده حسینی بود که مظهر همان مردانگی و آزادگی بود. محرم که می شد با همان هیکل درشت و ُاُبهتی که داشت میان دار هیئت میشد و با یاحسین هایش دیگر کسی جرئت نمی کرد آن هیئت را از عزاداری منع کند. 🚩 این دلدادگی و مشتی گری لطف ارباب را هم درپی داشت که وقتی در کنار دعای روز و شب مادر شاهرخ قرار گرفت سبب شد تا به یک باره با حرف های حاج آقای هیئت بیدار شود و رَه صدساله را یک شبه برود. در مشهدالرضا توبه کرد و اشک ندامت ریخت بر گذشته ی سیاهش. ♻️ عاشق امام خمینی شد تا آنجا که عشق او را با جمله ی «خمینی فدایت شوم» روی سینه اش خالکوبی کرد. گوش به فرمان امام جانش را کف دست گرفت و از مبارزه با ضدانقلاب داخلی تا جبهه های جنگ با دشمن خارجی رفت. بسیجی شد و ملحق شد به گروه . 💠 در جبهه دست همه رفقای قدیمی اش را که همه از داش های تهران بودند را گرفت و گروه آدم خوارها را تشکیل داد. همان گروهی که دشمن با شنیدن نامش رعشه به جانش می افتاد و می ترسید. ➖ آری! شاهرخ، پاک شد و خاک شد. حال از او نامی مانده به بزرگی و پیکری که هنوز هم در آغوش جبهه به امانت مانده است. ✍نویسنده : ➕ به راهیان نور بپیوندید👇 🆔 @Rahianenoor_News