سید علی اندرزگو» سال ۱۳۱۸، در ظهر یکی از روزهای #ماه_رمضان در محله شوش تهران #متولد شد.
دوران نوجوانیاش با گروه #فدائیان_اسلام آشنا شد.
قیام ۱۵ خرداد او را به همراه چند تن دیگر دستگیر و #زندانی کردند و بعد آزاد شد.
اولین همکاری با گروه مشارکت در #ترور «حسنعلی منصور» نخست وزیر وقت بود. نفرات اول گروه اعدام شدند. سيدعلی #فرار کرد و زندگی مخفیانهاش در #قم شروع شد.
با تعقیب ساواک مخفیانه به #عراق رفت با امام خمینی (ره) که در تبعید بهسر میبرد ملاقات کرد.
سال ۱۳۴۵ با گذرنامه جعلی به ایران بازگشت. در #قم فعالیتهای انقلابی را از پخش اعلامیه گرفته تا تهیه اسلحه برای مبارزان از سر گرفت.
سال ۱۳۴۹ در #تهران با چهره و ظاهری دیگر در مدرسه علمیه «چیذر» به تحصیل مشغول شد.
روز میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) با ازدواج کرد . سال ۵۱ با تعقیب ساواک به #قم رفت. از آنجا به #مشهد و بعد از طریق #زاهدان و « #زابل» به « #افغانستان» فرار کرد. دوباره #مشهد آمد. بارها خانه عوض کرد تا شناسایی نشود. یک بار پنهانی به #حج رفت و بازگشت. مجدداً عازم #عمره شد. این بار از « عربستان» به « #عراق» و « #نجف» رفت و بار دیگر با امام راحل ملاقات کرد.
به « #لبنان» رفت و یک دوره کامل آموزش نظامی دید بعد مخفیانه به #ایران بازگشت.
سید علی اندرزگو خود را برای #ترور_شاه در روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان آماده میکرد.
روز ۱۸ رمضان تلفنی قرار افطار فردا شب را گذاشت. مأموران غروب روز #19_رمضان (دوم شهریور سال ۱۳۵۷) نزدیک افطار در محل قرار حاضر شدند و او را محاصره کردند.
سید نمی خواست زنده به دست ساواک بیفتد به گونهای حرکت کرد که مأموران فکر کنند مسلح است و قصد تیراندازی دارد.
رگبار گلوله ها ربنای عروجش شد. در آخرین لحظات حیات چند برگ از نوشتههای محرمانه دفترچه یادداشتش را در دهان گذشت و فرو داد و افطار کرد.
مردی که ماه رمضان آمد و یک عمر #تلاش و جهاد کرد و پای اعتقادش، #راسخ ایستاد آنهم با #نشاط ایمان و ماه رمضان رفت با نام شهید.
#میهمان امشب #سفره_افطار ما #شهید #سیدعلی_اندرزگو
شادی روحش و طلب دعا برای ما #صلوات.🌷
بیشتر از شهید اندرزگو بدانیم
http://defapress.ir/fa/news/294034/
هدایت شده از ستاد مرکزی راهیان نور
🔰 #معرفیشهید | #سالروز_شهادت
#شهید_شاهرخ_ضرغام
🔅 تاریخ تولد: ۱ دی ۱۳۲۸
📆 تاریخ شهادت: ۱۷ آذر ۱۳۵۹
📌مزار شهید: مفقودالاثر(گمنام)
🌟 شاهرخ که دل در گرو مردانگی و آزادگی داشت، از شاه و دربار هم که کارشان جز ظلم و زور نبود تنفر داشت اما از آن طرف دلداده حسینی بود که مظهر همان مردانگی و آزادگی بود. محرم که می شد با همان هیکل درشت و ُاُبهتی که داشت میان دار هیئت میشد و با یاحسین هایش دیگر کسی جرئت نمی کرد آن هیئت را از عزاداری منع کند.
🚩 این دلدادگی و مشتی گری لطف ارباب را هم درپی داشت که وقتی در کنار دعای روز و شب مادر شاهرخ قرار گرفت سبب شد تا به یک باره با حرف های حاج آقای هیئت بیدار شود و رَه صدساله را یک شبه برود. در مشهدالرضا توبه کرد و اشک ندامت ریخت بر گذشته ی سیاهش.
♻️ عاشق امام خمینی شد تا آنجا که عشق او را با جمله ی «خمینی فدایت شوم» روی سینه اش خالکوبی کرد. گوش به فرمان امام جانش را کف دست گرفت و از مبارزه با ضدانقلاب داخلی تا جبهه های جنگ با دشمن خارجی رفت. بسیجی شد و ملحق شد به گروه #فدائیان_اسلام.
💠 در جبهه دست همه رفقای قدیمی اش را که همه از داش های تهران بودند را گرفت و گروه آدم خوارها را تشکیل داد. همان گروهی که دشمن با شنیدن نامش رعشه به جانش می افتاد و می ترسید.
➖ آری! شاهرخ، پاک شد و خاک شد. حال از او نامی مانده به بزرگی #حر_انقلاب و پیکری که هنوز هم در آغوش جبهه به امانت مانده است.
✍نویسنده : #طاهره_بنائی_منتظر
➕ به راهیان نور بپیوندید👇
🆔 @Rahianenoor_News