🔴 امروز سهشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴ برابر با ۲۰ جمادیالاول ۱۴۴۷ هجری قمری و ۱۱ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی است و شما با "فکرت" همراه هستید.
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ| #محمدقائم_خانی
💠از منظر اروپاییها، ما بیماریم..!!
محمدقائم خانی
📌اکثر ارجاعات جمالزاده در کتاب خلقیات ایرانیان به اظهارنظر اروپاییها درباره عقبماندگی ایرانیان است و این گزاره از آن زاویه مورد بررسی قرار میگیرد.
➕نسخه کامل ویدیو
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
💢تلخیِ دانستن یا شیرینیِ فریب؟
✍️ فرناز صادقی
🔸 فئودور داستایفسکی، غول بیهمتای روح روسی، در روزگاری زیست که سایهی شک بر ایمان و خرد بر توهم سنگینی میکرد. او نه یک نویسنده، که یک کاوشگر در گودالهای وجودی انسان بود. در سالروز تولدِ این پیامبر رنج، ما یک باره در برابر میراث او قرار میگیریم؛ میراثی که در هر ورق از آن، پُرسشی جانکاه فریاد میشود. و شاید هیچ عبارتی به اندازه این جملهی شاهزاده میشکین در رمان «ابله»، چکیدهی این فلسفهی دردمند نباشد: "به عقیدهی من آدم بهتر است تلخکام باشد ولی بداند، تا اینکه خوشحال باشد و فریبخورده." این جمله، نه فقط یک اظهارنظر اخلاقی ساده، بلکه یک بیانیه وجودی است؛ مرز میان زیستنِ اصیل و یک حیاتِ صرفاً زیستی.
🔸 در فلسفهی اگزیستانسیالیستی که داستایفسکی، آن را سالها پیش از مدون شدنِ رسمیاش، زندگی کرد، "فریبخوردگی" بدترین شکل از مرگ است. خوشحالیِ ناشی از فریب، همان تسلیمِ خودخواسته به یک دروغِ دلپذیر است؛ زیستن در یک ماتریکسِ ساختگی که در آن، حقیقت برای حفظ آسایش شخصی، ذبح میشود. این همان "ناصالحی" (Bad Faith) سارتر است که در آن، انسان از بار سنگین آزادی و مسئولیت میگریزد و خود را به نقشی از پیش تعیینشده یا توهمی شیرین محدود میسازد. او در برابر حقیقتِ هستیاش - رنجها، پوچیها، آزادی ترسناک انتخاب و در نهایت، مرگ حتمی - زانو میزند و یک نقاب خندان از نادانی بر چهره میزند. او در کمال رفاه، یک موجود غیرواقعی است.
🔸 در مقابل، "تلخکامیِ دانایی" قرار دارد. چرا تلخکامی؟ چون دانستن، همیشه دردناک است. دانایی، گشایش چشمها بر مصائبِ جهان است؛ بر نابرابریهای هولناک، بیعدالتیهای سیستماتیک، تناقضاتِ لاینحلِ اخلاقی، و مهمتر از همه، بر حقیقتِ شکنندهی وجودِ خودمان. دانستنِ حقیقت، هرگز یک تجربه آسودهبخش نبوده است؛ از سقراط که جام شوکران نوشید تا مسیح که صلیب بر دوش کشید، حقیقت، همواره مستلزم یک رنجِ مقدس بوده است. داستایفسکی معتقد بود که «رنج، یگانه علت آگاهی است.» و از این رو، تلخکامی، مُهرِ اصالت بر پیشانی دانایی است. این تلخکامی، نشانهی آن است که فرد، شهامت رویارویی با پلشتیها و تاریکیها، چه در جامعه و چه در اعماق روح خویش، را داشته است.
🔸 تأکیدِ داستایفسکی بر این تقابل، در واقع، دفاع از "فردیتِ رنجبرنده" در برابر "تودهی مسرور" است. جهان مدرن (و اکنون، جهان پسامدرن) به سمتی میرود که انسانها را تشویق به مصرفِ بیوقفه، سطحینگری و فرار از هر نوع اندیشهی عمیقی میکند که ممکن است آرامششان را برهم زند. سیستمها و حتی الگوریتمهای رسانهای، همه در تلاشاند تا ما را در حبابِ یک "خوشحالیِ فریبخورده" نگه دارند. آنها یک واقعیتِ "سفارشی" به ما ارائه میدهند که در آن، ناراحتی، نشانهی شکست و ناآگاهی، شاهراه موفقیت تعریف میشود. در این میان، کسی که شهامت میکند از حباب بیرون بیاید و با چشمهای باز به رنج نگاه کند، ناگزیر تنها و تلخکام میشود، اما تنها اوست که «وجود» دارد.
🔸 این تلخکامی، خودِ آزادی است. وقتی انسان حقیقتِ تلخ را میپذیرد، دیگر اسیر وعدههای دروغین یا ترسهای موهوم نیست. او میداند که رنج، یک جزء جداییناپذیر از هستی است، نه یک اتفاقی که باید از آن فرار کرد. این آگاهی، قدرتی به او میدهد که هیچ خوشحالیِ مصنوعیای نمیتواند به ارمغان بیاورد. این داناییِ تلخ، همان مسیری است که به رستگاری انسانی ختم میشود؛ رستگاریای که در اندیشهی داستایفسکی، همیشه از دل تاریکترین نقاط روح و آگاهی، بیرون میآید. ما امروز، به داستایفسکی نیاز داریم تا به یاد بیاوریم که هدف از زندگی، "خوشحالی" نیست، بلکه "معنا" و "حقیقت" است، حتی اگر بهای آن، تلخکامی باشد. زیرا در پایان، فقط آن کس که میداند، واقعاً زندگی کرده است، و فقط اوست که میتواند فراتر از بازیچههای جهان، معنایی برای هستیِ خود بیابد.
#اختصاصی
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ| #فاطمه_رایگانی
💠اقتصاد، خیابان و مردم..!!
فاطمه رایگانی
📌در تمام اعتراضات اخیر، خیابان رکن مهمی بود که در آن، مردم خود را به عنوان دیگری در مقابل دولت رسمی معرفی میکنند و نقش وضعیت اقتصادی در این میان، بسیار پررنگ است.
➕نسخه کامل ویدیو
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
رسانه فکرت با همکاری انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین و دانشگاه تهران برگزار میکند؛
✨ ✨ ✨ ایران و ایمان ✨ ✨ ✨
گفتگو درباره نسبت امر دینی و امر ملی
با حضور:
👤دکتر بیژن عبدالکریمی
👤دکتر علیرضا شجاعیزند
📍دبیر گفتگو: دکتر سید هادی ساجدی
📅 یکشنبه ٢۵ آبان ساعت ١٢:٣٠
🏛دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، سالن ابن خلدون
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
💢سوگنامهٔ دیپلماسی در میدان انکار
✍️ دکتر حسن داودی
🔸 ۱۱ نوامبر، سالروز خاموشی مردی است که نیمقرن، چفیهٔ زیتونیاش مرز میان رزم و رنج یک ملت بود؛ یاسر عرفات. او نه صرفاً یک سیاستمدار یا یک رهبر چریکی، بلکه یک پدیدهٔ اگزیستانسیال در بستر تناقضات مدرن بهشمار میرفت. حیات او، از نخستین گلولههای فتح تا آخرین نفسهای مسموم در بیمارستان پاریس، تجسّد عریان این پرسش بود؛ آیا امکان دارد "صاحب حق" بودن، به فاجعهای عمیقتر از "صاحب زور" نبودن بینجامد؟
🔸 عرفات، در طول زندگیاش، دو سوی یک تیغ برنده را زیست. یک سو، مبارزی بود که اصل را بر وجود مینهاد؛ وجودی که جز با اسلحه و مقاومت مسلحانه به رسمیت شناخته نمیشد. او، با همین زبان خشونت بود که مسئلهٔ فلسطین را از دالان پناهجویی و حاشیهٔ دولتهای عربی بیرون کشید و آن را به صحنهٔ اصلی مجمع عمومی سازمان ملل پرتاب کرد. دستش سلاح داشت و زبانش استدلال، اما در نهایت، آنکه صدایش را جهانی کرد، همان باروتِ در پشت کلام بود. این موضع، تبلور فلسفهٔ عملگرایی در بدترین شکل ممکنِ آن بود؛ واقعیت را میبایست با زور بر وجدان جهان تحمیل کرد.
🔸 اما سوی دیگر تیغ، عرفاتِ "دیپلمات" بود؛ عرفاتی که در میانهٔ دههٔ نود، دستبهعصا، از سنگر به سوی میز مذاکره گام نهاد. او در اسلو، نه یک تئوری سیاسی، بلکه روح آرمانشهر را در گروِ یک شرطبندی عظیم گذاشت؛ باید سلاح را زمین گذاشت تا انسان را دید. این لحظهٔ "خلع سلاحِ اگزیستانسیال" - آنچنان که حاج قاسم سلیمانی، سالها بعد در رثای عرفات، به تلخی اشاره میکند - به مثابهٔ یک "خودکشی نمادین" بود. او پذیرفت که مبارزهٔ مسلحانه، هر چقدر هم مشروع باشد، در نهایت به بنبست "فناء فیالعدو" (فنا شدن در دشمن) میرسد و باید با "دیپلماسی"، خود را از قربانگاه ابدی نجات دهد. او امیدوار بود که سلاح زمینگذاشته، همانند "برگ برنده"، برای طرف مقابل الزام اخلاقی و سیاسی ایجاد کند.
🔸 اما درسی که عرفاتِ سالهای پایانی به تاریخ داد، هولناک بود؛ "دیپلماسی، ادامهٔ جنگ نیست؛ بلکه ابزاری است برای به بار نشستن زحمات جنگی که برندهٔ نظامی نداشته است." وقتی مذاکره تبدیل به خُدعه شود، خلع سلاح فقط یعنی برداشتن آخرین مانع از سر راهِ قتل مشروع. در منطق استعماری و اشغال، آنکه تو را از ابتدا "واجبالقتل" میدانسته، هرگز نمیتواند در میز مذاکره، به تو "حق حیات" ببخشد؛ چراکه اصل وجود تو در آن زمین، منافی با تعریف وجود اوست.
🔸 فلسفهٔ عمل عرفات در اسلو، یک خطای اخلاقی نبود؛ بلکه یک خطای هستیشناسانه بود. او فراموش کرد که مذاکره با کسی که "وجود" تو را رد میکند، نه بر سر "روشِ همزیستی"، که بر سر "شرط مرگ محترمانه" است. او با واگذاری اهرم خشونت، اهرم سیاسیاش را نیز از دست داد، چراکه در معادلات بینالمللی، "صاحب حق بودن"، تا زمانی که به "ابزار اعمال حق" مجهز نباشی، تنها تو را به یک سوژهٔ آسیبپذیر بدل میکند.
🔸 مرگ مرموز عرفات، هرچند با مادهای رادیواکتیو، در نهایت یک "مرگ ایدئولوژیک" بود. او با دست خالی به میدان صلح رفت و جهان تنها نظارهگر ترور آرام او شد. پروندهٔ ابوعمار، فراتر از یک سرگذشت سیاسی، یک تراژدی فلسفی است؛ تراژدیِ رهبری که باور کرد اخلاق و دیپلماسی میتوانند به تنهایی، جایگزین جبرانگرِ سلاح در دست ملتی اسیر باشند، و بهای این باور، جان او و سالهای سیاه پس از او بود. او فدای ایدهآلی شد که در زیستجهانِ اشغال و انکار، هنوز متولد نشده بود.
#اختصاصی
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ| #عاطفه_صادقی
💠اسرائیل، بزرگترین دشمن زنان..!!
عاطفه صادقی
📌اینکه اعتراضاتی مثل سودان را فمینیستی بخوانیم، تقلیلانگارانه است چرا که همهی این اتفاقات، بخشی از پازل رژیم صهیونیستی برای تزتزل ثبات در منطقه است.
➕نسخه کامل ویدیو
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
هدایت شده از فکرت
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ| #تاکشو
💥چرا امروز آب نداریم!
📍گوشهای از سخنان دکتر بهشتی در سومین تاکشوی فکرت
➕لینک تماشای فیلم کامل
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
#گزارش_تصویری| #تاکشو
چهارمین قسمت از تاکشوی فکرت با موضوع «جامعهی ایرانی و روایت عقبماندگی» توسط رسانه فکرت برگزار شد.
➕ صوت و کلیپهای تصویری این جلسه به زودی منتشر خواهد شد.
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ| #عاطفه_صادقی
💠اسلام فقط به حجاب نیست..!!
عاطفه صادقی
📌فرم در جامعه اسلامی بسیار مهم است و تمام ساختار حکمرانی و چینش شهرها و خیابانهای ما باید اسلامی باشد؛ لذا نمیتوان با صرف حجاب، اسلام را اجرا کرد.
➕نسخه کامل ویدیو
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
🔴 امروز چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴ برابر با ۲۱ جمادیالاول ۱۴۴۷ هجری قمری و ۱۲ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی است و شما با "فکرت" همراه هستید.
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅
💢قمارِ کمالیستی بر سرِ «خویشتنِ مسلمان»
✍️ اکبر رازدار
🔸 دهم نوامبر، نه فقط سالروز درگذشت یک سیاستمدار که موعد تأمل در بارهٔ یک «بُریدگی» تاریخی است؛ لحظهای که ملتها در آستانهٔ جهانی جدید، قمار هستی خود را بر سرِ خویشتنِ خویش باختند. مصطفی کمال آتاتورک، بنیانگذار جمهوری ترکیه، در نگاه تاریخنگار ظاهربین، قهرمان نوزاییِ یک ملت درمانده از کابوس عثمانی است؛ اما از منظر فلسفهٔ تاریخ و الهیاتِ انسانی، او و همتایانش در سراسر شرق، تنها مجریان نیّتهای عمیقتری بودند که در سایهٔ «تجدد» و «پیشرفت»، ریشههای یک هویت چندهزارساله را نشانه رفتند و بزرگترین ثروت تمدنی این سامان را به بهای یک ترقی سطحی، از کف دادند.
🔸 تاریخنگاری صرف، اغلب شباهتهای سطحی را برجسته میسازد. میگویند راهی که آتاتورک برای زدودنِ لباس کهنهٔ خلافت و پوشاندن ردایِ غربی جمهوری بر تنِ ترکیه پیمود، همان مسیری بود که رضاخان در ایران آغاز کرد. این شباهت در «اقدامات» است: تغییرِ الفبا، حذف اجباری نمادهای دینی، لائیسیته، و تلاش برای «تمدن آمرانه». اما اینها صرفاً نشانههای بیرونی یک بیماری عمیقتر بودند، نه خود بیماری. بیماری آنجا بود که هر دو، تمدن خویش را در مواجهه با دیگری متجاوز (غرب) «عقبمانده» پنداشتند و راهحل را نه در اصلاح از درون و بازیابی خودباوری، که در تعویض از بیرون دیدند؛ تعویضِ پوست، بدون جراحی عمق روح.
🔸آنها نه فلسفهٔ آزادی، نه ریشههای تاریخیِ رنسانس، نه انقلاب صنعتی و نه حتی کانت و دکارت را درک کردند؛ بلکه صرفاً «اَشکالِ» ظاهری قدرت غرب را تقلید کردند: ارتش مدرن، لباس اروپایی، و یک دولت مرکزی اقتدارگرا. این اقتدارگراییِ متجدد، در هر دو سرزمین، بزرگترین قربانی خود را گرفت: دین. دین، به عنوان گرهگاه هستی این ملتها و سنگبنای تفکر جمعی، هدفِ اصلی این شبیخون شبهمدرن بود. نه به این دلیل که دین، فینفسه مخالفِ پیشرفت بود؛ بلکه چون یک مانع هویتی در برابر «استحالهٔ کامل» در تمدنِ مسلط غربی محسوب میشد.
🔸آنگاه که آتاتورک خلافت را برداشت، مدرسهها را بست و هویت دینی را به انزوای خانگی و خصوصی راند، هدف او فقط حکومتِ لائیک نبود؛ هدف، بریدن ریشهٔ پیوندِ تاریخی انسان ترک با گذشتهٔ هزارسالهٔ او بود. این یک اقدام سیاسی صرف نبود، بلکه یک قتل عام فلسفی و متافیزیکی بود که هویت را از بستر تاریخی و ایمانیاش جدا میکرد. غرب استعمارگر، نابودی اسلام را نه با حملهٔ مستقیم، بلکه با مهندسی «خودباختگی» در رهبران داخلی دنبال کرد. امروز اگر در ترکیه، اسلام به یک هویت باریبههرجهت و گاهی سست تبدیل شده که در کشاکشِ قدرت و سیاست از اصالت ذاتی خود تهی شده است، دقیقاً به خاطرِ آن «بریدگی هستیشناختی» است که آتاتورک آن را پایهگذاری کرد.
🔸 اما در ایران، مسیر سکولاریسمِ خشن و بیرحم پهلوی اول به شکست انجامید و انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی، نه فقط استبداد شاه، که پروژهٔ سستبنیاد تجدد غربیشده را در هم پیچید. این نجات، معجزهٔ تاریخ یا رخدادی تصادفی نیست؛ این حیاتِ عمیق همان ایمان درونی و فطری بود که هرگز از ریشههای خود جدا نشد. ایمانِ عمیق تشیع و پیوند ناگسستنی مردم با فقه و مرجعیت، نگذاشت که ویروسِ «خودکمبینی تمدنی» به مغز استخوانِ ملت برسد. درسی که باید آموخت این است که هر تجددی که بر ایمان و ریشههای انسان پای نگیرد، یک تجارت استعماری است که در نهایت، غرب را برنده و خودمان را بازندهٔ ابدیِ این قمار هستی خواهد کرد.
#اختصاصی
🌱فکرت| گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅