eitaa logo
فلسفه و حکمت کودک و نوجوان پورسینا
47 دنبال‌کننده
157 عکس
76 ویدیو
5 فایل
@Hajiyan_m ارتباط با ادمین
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از انجمن بوعلی سینا
یوسفِ گُم‌گشته بازآید به کنعان، غم مَخور کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور ای دل غمدیده حالت بِه شود، دل بَد مکن وین سرِ شوریده باز آید به سامان غم مخور گر بهارِ عمر باشد، باز بر تختِ چمن چتر گل در سر کَشی ای مرغِ خوشخوان، غم مخور دورِ گردون گر دو روزی بر مرادِ ما نرفت دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیب باشد اندر پرده بازی‌هایِ پنهان غم مخور ای دل اَر سیلِ فنا بنیادِ هستی بَر کَنَد چون تو را نوح است کشتیبان، ز طوفان غم مخور در بیابان گر به شوقِ کعبه خواهی زد قدم سرزنش‌ها گر کُنَد خارِ مُغیلان غم مخور گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید هیچ راهی نیست کان را نیست پایان، غم مخور حال ما در فرقت جانان و اِبرامِ رقیب جمله می‌داند خدایِ حال‌گردان غم مخور حافظا در کُنجِ فقر و خلوتِ شب‌هایِ تار تا بُوَد وِردَت دعا و درس قرآن غم مخور https://eitaa.com/phwsla
هدایت شده از انجمن بوعلی سینا
✍ *دکتر حسین شیخ‌رضایی* این تصور که «رسانه» (از رسانه‌های بزرگ و سنتی تا صفحات شخصی ما در شبکه‌های اجتماعی) ابزاری خنثی برای انتقال «پیام» است و به‌راحتی می‌شود به آنها اعتماد یا به آنها استناد کرد، خطایی رایج و مهلک است. در جهانی که بخش بزرگی از شناخت ما از واقعیت به‌واسطه رسانه‌ها شکل می‌گیرد، برخورداری از «سواد رسانه‌ای» شرط ضروری شهروندی آگاهانه است. مهارت سواد رسانه‌ای به افراد کمک می‌کند در برابر اخبار جعلی، پروپاگاندا، دست‌کاری افکار عمومی و قطبی‌سازی سیاسی آسیب‌پذیر نباشند، انتخاب‌های فرهنگی و سیاسی سنجیده‌تری داشته باشند، و در فضای دیجیتال مسئولانه‌تر مشارکت کنند. *تعریف:* سواد رسانه‌ای توانایی مواجهه آگاهانه با رسانه‌ها، تحلیل و ارزیابی نقادانه پیام‌های رسانه‌ای، تشخیص اهداف و منافع پشت آنها، و نیز تولید مسئولانه پیام در بسترهای مختلف ارتباطی است. فرد دارای سواد رسانه‌ای می‌تواند میان خبر و تبلیغ، واقعیت و تفسیر، اطلاع‌رسانی و اقناع تمایز بگذارد و نقش ساختارهای قدرت، اقتصاد و ایدئولوژی را در شکل دادن به پیام‌های رسانه‌ای تشخیص دهد. *اهمیت:* یونسکو سواد رسانه‌ای را یکی از مهارت‌های بنیادین قرن بیست‌ویکم می‌داند و تأکید می‌کند که این مهارت شامل توانایی دسترسی، تحلیل، ارزیابی، تولید و انتشار اطلاعات به‌صورت خلاقانه و مسئولانه است. بسیاری از اسناد آموزشی بین‌المللی سواد رسانه‌ای را در کنار تفکر نقادانه، سواد دیجیتال و یادگیری مادام‌العمر قرار می‌دهند. *پنج اصل سواد رسانه‌ای:* ۱. همه پیام‌های رسانه‌ای برساخته هستند (ساختگی بودن پیام‌ها): هیچ پیام رسانه‌ای بازتاب خنثای واقعیت نیست؛ هر پیام حاصل انتخاب، حذف، زاویه‌دید و نوعی شیوه روایت خاص است. ۲. رسانه‌ها از زبان و فنون و ابزار خاصی استفاده می‌کنند: تصویر، موسیقی، تدوین، تیتر، قاب‌بندی، آمار و روایت‌پردازی ابزارهایی‌اند که معنا را شکل می‌دهند و بر احساس و برداشت مخاطب اثر می‌گذارند. ۳. مخاطبان پیام‌ها را متفاوت تفسیر می‌کنند: پیش‌زمینه فرهنگی، تجربه‌زیسته، باورها و موقعیت اجتماعی باعث می‌شود افراد یک پیام واحد را به شکل‌های متفاوت بفهمند. ۴. رسانه‌ها حامل ارزش‌ها و ایدئولوژی‌ها هستند: در پیام‌های رسانه‌ای معمولاً نگرش‌هایی به قدرت، جنسیت، طبقه، ملیت، اخلاق و سبک زندگی بازنمایی یا تثبیت می‌شود. ۵. بیشتر پیام‌های رسانه‌ای هدف اقتصادی یا سیاسی دارند: رسانه‌ها اغلب برای جلب‌توجه، سود مالی، نفوذ سیاسی یا شکل دادن به افکار عمومی تولید می‌شوند، نه صرفاً برای اطلاع‌رسانی خنثی. *پنج اصل تکمیلی:* ۶. زمینه تولید پیام مهم است: برای فهم یک پیام باید شرایط تولید آن را شناخت: چه نهادی آن را ساخته، در چه زمانه‌ای، با چه محدودیت‌ها و اهدافی. بدون توجه به این زمینه، تحلیل ناقص می‌ماند. ۷. مالکیت رسانه و ساختار قدرت بر محتوا اثر می‌گذارند: اینکه رسانه متعلق به دولت، شرکت‌های خصوصی، گروه‌های سیاسی یا پلتفرم‌های دیجیتال باشد، بر اولویت‌ها، خطوط قرمز و روایت‌های آن تأثیر مستقیم دارد. ۸. الگوریتم‌ها و فناوری‌ها در دیده شدن پیام‌ها نقش دارند: در رسانه‌های دیجیتال، آنچه می‌بینیم صرفاً نتیجه انتخاب آگاهانه ما نیست؛ الگوریتم‌ها بر اساس داده‌ها، ترجیحات و منافع تجاری محتوا را فیلتر و برجسته می‌کنند. ۹. تولید رسانه‌ای نیز بخشی از سواد رسانه‌ای است: سواد رسانه‌ای فقط تحلیل نیست؛ توانایی تولید محتوا به‌صورت مسئولانه، دقیق و اخلاقی نیز مهم است. هر کاربر امروز بالقوه یک تولیدکننده رسانه است. ۱۰. تفکر نقادانه باید با مسئولیت اخلاقی همراه باشد: هدف سواد رسانه‌ای صرفاً شکاکیت نیست، بلکه داوری منصفانه، احترام به حقیقت، پرهیز از بازنشر اطلاعات نادرست و مشارکت مسئولانه در گفت‌وگوی عمومی است. https://eitaa.com/phwsla
هدایت شده از انجمن بوعلی سینا
من از میان آتش حرف می‌زنم. خون به زانو رسیده. بر سرِ پیکره‌‌هایِ بی‌ جان راه می‌‌رویم که ما را همین دمِ پیش عزیزتر کسان بودند؛ خواهری، یا برادری! مادری، یا پدری! «تاراج‌‌نامه» بهرام بیضایی https://eitaa.com/phwsla
هدایت شده از انجمن بوعلی سینا
*_‌کاش کودکان نمی‌مردند، ای کاش موقتاً به آسمان‌ها برده می‌شدند تا جنگ تمام شود، سپس با خیال راحت به خانه‌شان بر می‌گشتند، و وقتی والدین با حیرت از آنها می‌پرسیدند کجا بودید؟ با خوشحالی می‌گفتند: داشتیم با ستاره‌ها بازی می‌کردیم. غسان کنفانی_* https://eitaa.com/phwsla
هدایت شده از انجمن بوعلی سینا
"هانس گئورگ گادامر" فیلسوف،استاد دانشگاه و منتقد ادبی و پدیدارشناس آلمانی، در ارتباط فلسفه و ادبیات و فلسفه گوته،(شاعر و فیلسوف معروف اروپا) مقالات و پدیدارشناسی مهمی دارد گادامر درام‌گوته را شعر می داند و می گوید؛ حتی نمایشی که در صحنه اجرا می شود نیز شعر است. شعر از نظر گادامر،کلماتی نیست که با ریتم و وزن تنظیم شده باشد.شعر از نظر او شعر وجود است که در کلمات،خود را به ظهور می رساند.شعر برای گادامر،از هستی شناسی معنا می یابد و شاعر کسی است که در گشودگی نسبت به وجود،مجال ظهور حقیقت وجود را در کلمات شعرش فراهم می آورد. شعر از نظر وی متنی موزون نیست،بلکه نگاهی شاعرانه است که به شاعر بودن شاعر، تعین می بخشد. از نظر وی شعر اصیل ترین زبانی است که در آن،وجود به ظهور می آید.شعر،شعر وجود است و به همین‌دلیل با تفکر همدلی دارد. در این رویکرد از نظر گادامر،شعر و تفکر،ادبیات و فلسفه،دو حقیقت جدا از هم‌ نیستند،بلکه شعر همان‌ تفکر،و تفکر همان شعر است. https://eitaa.com/phwsla
هدایت شده از انجمن بوعلی سینا
🔍 موسیقی یک ویژگی شگفت‌انگیز و دوگانه دارد: می‌توان از آن برای دو هدف کاملاً متضاد استفاده کرد. اگر کسی بخواهد از فشار زندگی فرار کند، دردها را فراموش کند و برای مدتی از واقعیت فاصله بگیرد، موسیقی ابزار بسیار نیرومندی است؛ چون مستقیماً با احساسات انسان سر و کار دارد. موسیقی می‌تواند آدم را تا مرز آشفتگی و جنون پیش ببرد، همان‌طور که واگنر انتظار داشت اپرای «تریستان» چنین اثری بگذارد، یا حس خشونت و بدویت را زنده کند، مانند «پرستش بهار» اثر استراوینسکی. اما در سوی دیگر، یادگیری موسیقی یکی از بهترین راه‌ها برای شناخت انسان و طبیعت اوست. به همین دلیل، نبودِ آموزش موسیقی در مدارس امروز، واقعاً تأسف‌برانگیز است. 🖋 آموزش واقعی یعنی آماده‌کردن کودک برای زندگی آینده؛ یعنی کمک کنیم بداند چگونه رفتار کند و چه انسانی می‌خواهد باشد. باقیِ چیزها فقط اطلاعات‌اند و دیر یا زود می‌توان آن‌ها را یاد گرفت. برای نواختن موسیقیِ خوب، باید میان ذهن، احساس و بدن تعادل برقرار باشد. اگر یکی از این سه غایب باشد یا بیش از حد غالب شود، موسیقی از معنا تهی می‌شود. چه چیزی بهتر از موسیقی می‌تواند به یک کودک بیاموزد «چگونه انسان بودن» را؟ 🖋 اگر با دقت به آثار بزرگ موسیقی ــ حتی آثار ساده‌تر ــ گوش دهیم، می‌توانیم چیزهای عمیقی درباره زندگی بفهمیم. مثلاً سمفونی چهارم بتهوون فقط وسیله‌ای برای فرار از جهان نیست؛ از همان آغاز، حسی عمیق و انسانی را منتقل می‌کند. 🎵 موسیقی هم راهی برای گریختن از زندگی است و هم راهی برای فهمیدن آن؛ شاید بهتر از بسیاری از رشته‌های دیگر. موسیقی در نهایت به ما می‌گوید: «زندگی انسان همین است؛ با تمام پیچیدگی‌ها، دردها و زیبایی‌هایش.» 🔖 برگرفته از گفت‌وگوی دنیل بارنبویم با ادوارد سعید و آرا گوزلیمین – نیویورک، مارس 2000 https://eitaa.com/phwsla
ارتقای تاب‌آوری شناختی در جامعه در دنیای پرشتاب و پیچیده امروز، ما نه تنها با واقعیت‌های بیرونی روبرو هستیم، بلکه با سیل عظیمی از داده‌ها، اخبار و رویدادهایی روبه رو می‌شویم که می‌تواند تعادل ذهنی ما را به هم بزند. در این میان، آنچه تعیین‌کننده موفقیت، آرامش و سلامت ماست، تنها هوش یا دانش نیست، بلکه "تاب آوری شناختی" است. یکی از روش‌های "تاب‌آوری شناختی"، سواد رسانه و مقابله با اطلاعات نادرست است. از فنون سواد رسانه و مقابله با اطلاعات نادرست عبارت اند از: 1_ تیترهای کلیک خور تیترهای عجیب غریب با علامت تعجب فراوان😳😳😳❗️❗️❗️معمولا فریب دهنده‌اند، محتوای اصلی را بخوان 2_ تفکیک احساس از واقعیت اگر خبری باعث شد ناگهان عصبانی یا ترسیده شوم، احتیاط می کنم؛ احساسات شدید شاید نشانه دستکاری اطلاعات باشد 3_ چک لیست واقعیت قبل از باور کردن خبر حساس آن را در ۳ سایت خبری معتبر دیگر جست و جو می‌کنم اگر نبود احتمالا شایعه است. 4_ قانون مکث ۳ ثانیه قبل از به‌اشتراک‌گذاری هر خبری ۳۰ ثانیه مکث می‌کنم و می‌پرسم منبع این خبر کجاست؟ آیا موثق است؟ آیا به‌اشتراک‌گذاری آن مفید است، به کسی کمک می‌کند یا برعکس القای ترس و ناامیدی می‌کند؟ 5_سپر شناختی خودت را در برابر سیل اطلاعات منفی مسلح کن؛ فقط خبرهایی را مصرف کن که به تو قدرت حل مسئله یا پذیرش معقول می‌دهند، نه ناامیدی یکی دیگر از روش‌های ارتقای "تاب آوری شناختی"، معناسازی مثبت و امید است. از فنون به‌کارگیری معناسازی مثبت و امید 1_ تمرکز بر اکنون وقتی نگران آینده‌ای به خودت یادآوری کن که در این لحظه چه چیزهایی امن و خوب هستند. اضطراب معمولا مربوط به آینده است، نه حال 2_ بازنویسی داستان یک خاطره بد از گذشته را انتخاب کن و سعی کن از آن یک درس ارزشمند یا یک نقطه قوت برای خودت استخراج کنی.معنای مثبت، رنج را قابل تحمل می‌کند. 3_ چراغ امید درمیان اخبار منفی،عمداً دنبال اخباری بگرد که نشان‌دهنده پیشرفت، کمک‌های مردم یا موفقیت‌های علمی هستند و آنها را منتشر کن. 4_ قدردانی از نادیده ها از کسی که کارش در جامعه دیده نمی‌شود (مثل کارگر، نظافتچی یا پستچی تشکرکن.) 5_ کلمات کلیدی مثبت در گفتگوهای آنلاین، از کلمات سازنده مثل«همکاری» «راهکار» «رشد» «صبر» استفاده کن تا فضای گفتگو تغییر کند. از جمله روش‌های دیگرِ ارتقای "تاب آروی شناختی"، نوآوری و یادگیری مستمر است. از روش های بکارگیری نوآوری و یادگیری مستمر 1_ یادگیری یک مهارت جدید هرماه یک مهارت کوچک (حتی آشپزی یک غذا یا یک ترفند نرم افزاری) یادبگیر. یادگیری،مسیرهای عصبی جدید میسازد. 2_اشتراک تجربه شکست از یک شکست یا اشتباهی که از آن درس گرفته ای بگو.شکستهای به اشتراک گذاشته شده، درسهای عمومی میشوند. 3_پرسش از کودکان بچه ها دیدگاههای شناختی بازتری دارند.درباره یک مشکل، نظرکودکان را بپرس. شاید راهکار را آنها بدهند. 4_چالش کتابخوانی ماهی یک کتاب غیر درسی حتی کوتاه بخوان و خلاصه نکات کلیدی اش را برای دوستانت بفرست. برگرفته از کتاب سهم تو در جامعه تاب آور
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺توصیه‌های مصطفی رحمان‌دوست نویسنده کودک‌ونوجوان به خانواده‌ها برای مدیریت بچه‌ها در روزهای جنگ ‌
هدایت شده از انجمن بوعلی سینا
*صابر هنرمند راد:* بگذار این چند خط، نه وصیت باشد و نه خطابه؛ چیزی میان خاطره و هشدار—برای روزی که دوباره صداها می‌خوابند و فقط ردّ نفس‌ها در تاریخ می‌ماند. ما در روزگاری ایستاده‌ایم که «حقیقت» دیگر فریاد نمی‌زند؛ پچ‌پچ می‌کند. و در عوض، دروغ با بلندگو راه می‌رود، لباس عوض می‌کند، اسم عوض می‌کند، و هر بار با نقابی تازه برمی‌گردد—یک روز در هیئت نجات‌دهنده، روز دیگر در قامت تحلیل‌گر، و گاهی هم در نقش دلسوزی که از فرط دلسوزی، ریشه را نشانه گرفته است. قصه، قصه‌ی گم‌کردن قطب‌نماست. نه این‌که راه نباشد—راه هست، همیشه هم بوده—اما چشم‌ها آن‌قدر به نورهای جعلی خو گرفته‌اند که دیگر ستاره را از چراغ تشخیص نمی‌دهند. در این میانه، جماعتی پیدا شده‌اند که نه از درد این خاک چیزی فهمیده‌اند و نه از شادی‌اش سهمی برده‌اند، اما نسخه می‌پیچند؛ نسخه‌هایی که بیشتر شبیه پاک‌کردن صورت مسئله است تا حل آن. آدم‌هایی که ایران برایشان نه یک «خانه»، که صرفاً یک «موضوع» است—چیزی برای تحلیل، برای معامله، برای بالا بردن عددِ دیده‌شدن. و عجیب‌تر این‌که، هرچه صدا توخالی‌تر، طنینش بلندتر. هرچه حرف بی‌ریشه‌تر، دست‌به‌دست شدنش سریع‌تر. ما اما از جنس دیگریم. از جنس خاکی که اگر هزار بار لگدمال شود، باز هم سبز شدن را بلد است. ایران، فقط یک اسم روی نقشه نیست. ایران یعنی آن کارگری که در گرمای سالن تولید، فولاد را نرم می‌کند اما خودش خم نمی‌شود. یعنی آن معلمی که در کلاس نیمه‌ویران، هنوز «فردا» را تدریس می‌کند. یعنی مادری که در سکوت، ستون یک خانه را نگه داشته بی‌آن‌که کسی نامش را بداند. ایران، یک «پیوستگی» است—از رگ تا ریشه. از قصه‌های کهن تا اضطراب‌های امروز. و هرکس که این پیوستگی را نفهمد، هرچقدر هم بلند حرف بزند، باز بیرون این دایره ایستاده است. این روزها زیاد می‌شنویم: وعده‌های فوری، نسخه‌های آماده، پایان‌های قطعی. اما تاریخ، با «این هفته» و «ماه آینده» جلو نرفته است. تاریخ، با صبر جلو رفته؛ با خطا، با اصلاح، با ایستادن‌های بی‌صدا. آن‌هایی که برای این خاک، پایان می‌نویسند، یک چیز را نفهمیده‌اند: ایران، پروژه نیست که تمام شود. رود است—گاهی آرام، گاهی خروشان، اما همیشه در جریان. ما زخمی داریم—بله. زخم‌های کهنه و تازه، زخم‌هایی که گاهی از بیرون آمده‌اند و گاهی از خودمان. اما فرق ما با آن‌ها که به تماشای ویرانی آمده اند، این است که ما هنوز به «ترمیم» فکر می‌کنیم، نه به «انکار» یا «ویرانی کامل». کسی که خانه‌اش را دوست داشته باشد، حتی اگر دیوارش ترک بردارد، کل خانه را آتش نمی‌زند. و در نهایت، اگر قرار است چیزی بماند—نه از این سطرها، که از این روزها— بگذار این باشد: این سرزمین را نه فریادهای توخالی نگه داشته، نه نقشه‌های بیرونی. آن‌چه نگهش داشته، دل‌هایی است که هنوز، با همه خستگی، از تپیدن دست نکشیده‌اند. ایران، اگرچه خسته، اگرچه زخمی، اما هنوز زنده است— و زنده می‌ماند، نه به این دلیل که بی‌درد است، بلکه چون هنوز کسانی هستند که دردش را «مال خود» می‌دانند. https://eitaa.com/phwsla
هدایت شده از انجمن بوعلی سینا
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
محمدرضا منصوری، خواننده کشورمان با انتشار تصاویری از زیرساخت‌های کشور؛ از وطن خواند. ‌ https://eitaa.com/phwsla
هدایت شده از انجمن بوعلی سینا
🔻پاپ لئو دیروز نیز خواستار دعا برای صلح شد و خطاب به رهبران سیاسی پایان جنگ را مطالبه کرد. وی تاکید کرد که دعا برای صلح راهی برای «شکستن چرخه شیطانی شر» و ساختن پادشاهی خدا است؛ جایی که در آن شمشیر، پهپاد یا «سود ناعادلانه» وجود ندارد https://eitaa.com/phwsla