یکی از دلایل آرامش اینه که براتون مهم نباشه که
دیگران در مورد شما چه فکری میکنن.
دیگران اگر فکر کردن بلد بودن، یه فکری به حال خودشون میکردن.
یه تئوری خیلی قشنگ توی کتاب «کتابخانه نیمهشب» مطرح میشه که میگه:
«خدا جوریه که ما نمیتونیم ببینیمش یا درکش کنیم؛ برای همین، به شکل کسی درمیاد که توی زندگیمون بهعنوان آدم خوبی میشناختیمش.»
و من فکر میکنم خدا با داشتن تو خیلی دوستم داره:))
تو مسئول احساسات بقیه نیستی! تو نیامدهای همهچیز را توضیح بدهی یا درست کنی. تو هیچ وظیفهای در قبال سوءتفاهمات و سوءبرداشتها نداری و دلیلی ندارد مفهوم کلام و مقصود رفتارت را خط به خط برای آدمها تشریح کنی. دلیلی ندارد نگران باشی آدمها چه احساسی به نگاه یا حرفهای تو خواهند داشت!
آدمها شبیه به ظرفند و بسته به ویژگیهای ذاتی و اکتسابی خودشان، به دل میگیرند یا برداشت میکنند و تو مقصر نیستی اگر ظرف آنان برای هر اتفاقی در گذشته، ترک برداشته یا سوراخ شده و ظرفیت پذیرششان ناقص یا محدود است.
حرفت را بزن و مسیرت را بدون فکر و نگرانی طی کن و زندگیات را بکن عزیز من! در جهان، خیلی چیزها هست که اصلا به تو مربوط نیست!