آدم گاهی نیاز دارد به "باهم"!
خندیدنِ باهم، فیلم دیدنِ باهم، سفر رفتنِ باهم، قدم زدنِ باهم، نشستنِ باهم، چای و قهوه نوشیدنِ باهم، حرف زدنِ باهم و حتی گریستنِ باهم...
بله عزیزم؛
زندگی که همهاش قربانت بروم و فدایت بشوم و برایت بمیرم نیست! زندگی که همهاش عشق نیست و لبخند نیست و ایامی مساعد و بهکام نیست!
زندگی در سختیها و مشکلات دوام آوردنها و کم نیاوردنها و ادامه دادنهاست. زندگی هوای هم را داشتنها و برای هم تلاش کردنها و از خود گذشتنهاست. نمیشود که بگویی دوستت دارم و آرامشش را بگیری، بگویی قربانت بشوم و مراقبش نباشی، بگویی برایت میمیرم و برای رفاه و راحتیاش قدمی بر نداری و اتفاقا ایجاد کنندهی مشکلات و اندوهش باشی و فقط خودت را ببینی و فقط خودت را در نظر بگیری و فقط به نفع خودت اعتراض کنی!
بله عزیزم! زندگی که همهاش آرام و هموار نیست! فکر میکنی میشود فقط به احساسات فکر کرد و هیچ چیز را در نظر نگرفت و پا روی پا انداخت و خوشبخت شد؟ فکر میکنی کسی به جز خودت مسئولیت تو را به عهده خواهد گرفت و کسی به جز خودت تو را خوشبخت خواهد کرد؟ فکر میکنی با ایکاش و انشاالله و ماشاالله گفتن و هیچ کاری نکردن، چرخ زندگیات به مراد خواهد چرخید؟!
زندگی پیچیدهتر از اینهاست عزیز من! باید کمر همتت را محکم ببندی و برای هر گونه سختی و رنج و آسیبی آماده شوی و عزمت را محکم جزم کنی و وارد گود شوی و برای رویاهای خودت بجنگی و خودت زخمی شوی و خودت بیفتی و خودت خسته شوی و خودت برسی و آنوقت از رسیدنت عمیقا و شدیدا لذت ببری...
هر آدمی رنج هایی در دل دارد که
از دیگران مخفی میکند.
بیشتر اوقات شخصی را که سرد خطابش میکنیم در اصل غمگین است.
تویه بار بهش زنگ بزن بگو
زنگ زدم فقط صداتو بشنوم!»
ببین چجوری تا شب قند تو دلش آب میشه
اصلا از خودت نه یه بار از آسمون
براش عکس بگیر بفرست
بگو «نگاه آسمون چقدر قشنگ شده»؛
اگه یه ساعت دربارش با ذوق باهات حرف نزد
یه موزیک که فک میکنی خوشش میاد براش بفرست اگه تک تک بیتای ترانه شو حفظ نکرد.
میبینی؟ خوشحال کردن طرف مقابل زیاد سخت نیست
فقط لازمه بفهمی
حفظ یه رابطه ی به درد بخور
ارزش هزار برابر این کارای کوچیکو داره .
اتفاقا همرنگ جماعت نباش! از راههای متفاوت برو، تجربههای متفاوت داشتهباش و به شیوههای متفاوت زندگی کن.
اشکالی ندارد اگر جوری زندگی میکنی که خودت دوست داری و دیگران دوست ندارند. اشکالی ندارد اگر دست به کارهایی میزنی که کمتر کسی جسارت انجام دادنشان را دارد و راههایی میروی که دیگران از تجربه کردنش میترسند! اشکالی ندارد اگر جهان مستقل و منحصربفردی برای خودت ساختهای و مرزبندیهای متفاوتی برای خودت داری و آدمها ادراک درستی از دنیای تو ندارند و به تو که میرسند تعجب میکنند که چرا شبیه به خودشان نیستی! مگر نهایتش یک نگاه و مُشتی حرف نیست که نه رو در رو، که پشت تو خواهند گفت؟ اهمیتی نده و ذهنت را درگیر حاشیهها نکن و به جریان زندگی خودت بپرداز و ایدهآلهای شخصی خودت را داشتهباش و شبیه به هیچکس نباش!
اصلا خوب میکنی که شبیه به کسی نیستی...