شرقیِ غمگین
بعضی خاطرات، مثل سایههای مزاحم توی خلوتترین لحظههایِ شب، رویِ دیوار ذهن پخش میشن. این فقط خجالت
وقتی یادت میاد چقدر برای آدمهای سطحی و بیمقدار از روح و زمانت مایه گذاشتی، آرزو میکنی کاش میشد اون تیکههایِ حافظه رو جراحی کرد و بیرون انداخت.
اره بچه ها خوشحالیم که پاییز نزدیکه،خوشحالیم که هوا سرد میشه،میشه قایم شد زیر پتو و احساس نرمی رو تجربه کرد،لباسای پفی و شالگردن میپوشیم،بوت پا میکنیم و اعتماد بنفس میگیریم چون تو لباسا خوشگل تریم،روزی سه چهار بار دوش نمیگیریم،هر دردی درمونی داره و سوپ داغ میخوریم.ولی تابستون درد بی درمونه لطفا خفه شید.
شرقیِ غمگین
خب،سلام.اینجا عضو باشید و این پیامو و یک پست دیگه رو فور کنید، منم یه دیالوگ و اهنگ تقدیمتون میکنم.
پاشید شرکت کنید ناراحتم نکنید
واقعا گردنبند گرفتن از طرف کسی که دوسش داری خیلی قشنگه،اینطوریه که همیشه گردنته،دلت تنگ میشه بهش دست میزنی و حضورش رو حس میکنی،یطوریه که انگار میگه ببین من همیشه بیخ گلوتم،تو هر شرایطی.