eitaa logo
فلسفه تابع وحی
295 دنبال‌کننده
42 عکس
41 ویدیو
71 فایل
معرفی اندیشه فلسفه تابع وحی (فتوح) ارتباط با مدیر کانال: @yahyaab
مشاهده در ایتا
دانلود
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرشد و ذکر جلی هانری کربن از زبان استاد دینانی
◻️عقل چیست؟ مقام معظم رهبری دامت برکاته: قوّه‌ی عاقله چیست؟ عقل چیست؟ عقل در ادبیّات اسلامی فقط آن دستگاهی نیست که محاسبات مادّی میکند برای ما؛ نه، اَلعَقلُ‌ ما عُبِدَ بِهِ‌ الرَّحمٰنُ‌ وَ اکتُسِبَ بِهِ الجَنان؛ عقل این است. اَلعَقلُ‌ یَهدی‌ وَ یُنجی؛ عقل این است. عقل باید بتواند انسانها را تعالی ببخشد. عقل در یک سطح، آن عاملی است که انسان را به مقام قُرب میرساند، به مقام توحید میرساند؛ در یک سطح پایین‌تر، عقل آن چیزی است که انسان را به سبْک زندگی اسلامی میرساند؛ در یک سطح دیگر هم عقل آن چیزی است که ارتباطات مادّی زندگی دنیا را تنظیم میکند؛ همه‌ی اینها کار عقل است.۱۳۹۷/۰۳/۲۰ 📚بیانات در دیدار جمعی از استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاه‌ها https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=39877 🏠https://eitaa.com/fotoooh
محوریت معرفت الله در منظومه معرفتی.docx
حجم: 22.5K
محور و کانون نظام معرفتی و منظومه فکری می بایست «معرفت الله» باشد. https://eitaa.com/fotoooh
اصول المعارف الالهیه.pdf
حجم: 4.2M
کتاب «اصول المعارف الالهیه» از حسن میلانی https://eitaa.com/fotoooh
🔷اصالت با الوهیت بنابر معارف کتاب و سنت، که بخشی از آنها گذشت، موضوع و مفهوم محوری دستگاه فکری و منظومه عقلانیت بشری، «توحید» و «الوهیت» است و «معرفت الله» می بایست محور دیگر معارف قرار گیرد. به بیان دیگر مفهوم اصیل و مرکزی فلسفه که به هستی شناسی عالم می پردازد که دیگر مفاهیم می بایست فرع بر آن و در نسبت با آن تعین پیدا کنند، «الوهیت» است. همانطور که در عالم واقع، «الله» محور و خالق و رب همه هستی است، در عالم معرفت نیز می بایست «معرفت الله» محور قرار گیرد. در نتیجه امر اصیل و مرکزی دستگاه فکری فلسفه تابع وحی، «الوهیت» است، دیگر شئون حضرت حق مثل «ولایت» و دیگر اسماء و صفات الهی در مرتبه بعد قرار می گیرند. «اصالت» را چه به «صاحب اثر» معنا کنیم، چه «امر متعین خارجی»، چه «موجود بالذات» یا «علت تعین» و یا «مفهوم محوری دستگاه فکری»، همگی بر «الوهیت» قابل انطباق است. البته در مراتب بعد می بایست مفاهیم دیگری نیز به آن افزوده شود که در ادامه مباحث به آن خواهیم پرداخت. آیا مفهوم «الوهیت» با «ربوبیت» و «ولایت» یکسان است؟ سوال فوق از جمله سوالاتی است که در ادامه به تفصیل پیرامون آن سخن خواهیم گفت اما پاسخ اجمالی، منفی است. 🏠https://eitaa.com/fotoooh
🔶تأملی بر فلسفه اخلاق از منظر علامه طباطبایی (ره) (به مناسبت سالروز رحلت مرحوم علامه طباطبایی ره) اینگونه رایج و متداول است که دیدگاه علامه طباطبایی ره را نسبت به حسن و قبح و مبانی اخلاق، از مقاله ششم از کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم به دست می آورند که به تحلیل ادراکات اعتباری پرداخته است و لذا چنین نتیجه می گیرند که ایشان حسن و قبح را اعتباری می داند و درنتیجه برخی توالی فاسد اعتباری دانستن حسن و قبح نیز بر این دیدگاه بار می شود. علامه طباطبایی علاوه بر اینکه در یک عبارت کوتاه بحث خود را از حسن و قبح ارزشی که صفت فعل است فی نفسه، تفکیک کرده اند (اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج2، ص201.)، در تفسیر المیزان به صورت مبسوط ناظر به ابعاد مختلف اخلاق و حسن و قبح سخن گفته اند که متأسفانه از دید محققین دور مانده است. در ادامه به تناسب مقام، صرفاً به برخی سرفصل های مباحث ایشان اشاره می کنم. ایشان به صراحت نسبیت اخلاق را مردود می شمارند و به نقد آن می پردازند، ایشان حتی اخلاق اجتماعی را که اعتباری است ناظر به طبیعت ثابت انسانی و مبتنی بر اغراض و مصالح اجتماعی می داند که از ثبات برخوردار است. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص: 380) همچنین ایشان با تبیینی بدیع، همه افعال حضرت حق را حسن و عین عدل تحلیل می کنند به گونه ای که صدور ظلم از خدای متعال محال است. طبق این دیدگاه هیچگاه افعال حضرت حق در معرض پرسش از حسن و قبح قرار نمی گیرد. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏3، ص: 214 و ج‏14، ص: 272 و ج‏15، ص: 325 : کلام فی معنى نفی الظلم عنه تعالى‏) بنابراین می توان گفت حضرت علامه به حسن و قبح ذاتی که حقایقی نفس الامری و غیر مخلوق باشند معتقد نیست بلکه ایشان حسن را مخلوق خدای متعال می دانند و قبح را نیز از آنجا که امری عدمی تلقی می کنند نیازی به خلقت ندارد. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص: 12 و ج‏7، ص: 297 و ج‏11، ص: 339) ایشان در اصلی ترین بحث خود پیرامون اخلاق، سطوح مختلفی برای اخلاق قائل اند: سطح اول: اخلاق اجتماعی ؛ اخلاقی که در بستر اجتماع پدید آمده که وضعی و اعتباری است. سطح دوم: اخلاق دینی ؛ که توسط انبیاء و کتب آسمانی بیان شده است. سطح سوم؛ اخلاق توحیدی ؛ اخلاقی است که قرآن به آن پرداخته است. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص: 371) البته در موضعی دیگر حسن و قبح انتزاعی را قبل از حسن و قبح اجتماعی تحلیل می کنند که در مجموع می توان به چهار سطح رسید. (المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص: 9) در موارد متعددی ایشان پایگاه اخلاق را توحید می دانند به گونه ای که می بایست اخلاق را توحیدی تحلیل نمود چرا که اخلاق نمی تواند ضمانتی غیر از توحید داشته باشد. بلکه تمام شئون جامعه می بایست بر محور توحید شکل گیرد.(المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏11، ص: 155 و ج‏4، ص: 109) https://eitaa.com/fotoooh
هدایت شده از احمدحسین شریفی
🔴ديدگاه امام خميني(ره) دربارة ابوحامد غزالي 🖊احمدحسين شريفي 🔸 در سه جا از آثار خود قضاوت‌هاي صريحي درباره و پاره‌اي از آثار اخلاقي او دارد. يک. در مقدمه شرح جنود عقل و جهل در نقد مهم‌ترين کتاب اخلاقي غزالي يعني مي‌فرمايد: «كتاب «احياء العلوم» كه تمام فضلاء او را به مدح و ثنا ياد مى‏كنند و او را بدء و ختم علم اخلاق مى‏پندارند، به نظر نويسنده در اصلاح اخلاق و قلع ماده‏ فساد و تهذيب باطن كمكى نمى‏كند، بلكه كثرت ابحاث اختراعيّه و زيادى شعب علميّه و غير علميّه آن و نقلهاى بى‏فايده راست و دروغ آن انسان را از مقصد اصلى بازمى‏دارد و از تهذيب و تطهير اخلاق عقب مى‏اندازد.» دو. در شرح چهل حديث ضمن نقد ديدگاه غزالي دربارة علم ، به نقد شخصيت خود او هم اشاره‌اي مي‌کند. توضيح آنکه يکي از سخنان مشهور غزالي در احياء علوم الدين اين است که علم فقه را علمي دنيوي و فقيهان را هم از عالمان دنيا مي‌داند. امام خميني در نقد اين سخنان مي‌فرمايد: اولاً علم فقه نه تنها از علوم دنيوي، آنگونه که غزالي مي‌گويد، نيست؛ بلکه از عزيزترين علوم آخرت است و ثانياً، اين سخن غزالي معلول حب نفس و حب به آن چيزي است که به خيال خودش او اهل آن است، يعني علم به معناي متعارف و رسمي. دو. در تقريرات فلسفه نيز در نقد کتاب احياء علوم الدين مي‌گويد: هر چند کتاب احياء علوم الدين کتابي علمي است که شقوق مختلفي براي مسائل اخلاقي ذکر کرده است، و نحوه ارتباط ميان صفات را به خوبي تشريح کرده است اما اين کتاب «کتابي اخلاقي نيست؛ چون خودش مرد اخلاقى نيست لذا نتوانسته عمل را به خواننده تزريق كند. مرد اخلاقى آن است كه حقايق را بيان كند و بگويد كه كدام شخص چه حرف متين اخلاقى حكيمانه‏اى زده است، ولى اين مرد پر كينه و عداوت با اينكه در كتابش كه اسمش را كتاب اخلاقى گذاشته‏اند، از هر درويش بى‏پدر و مادرى نقل مى‏كند كه چه گفت، ولى از صادقين عليهما السلام با آن بيانات حكيمانه‏اى كه دارند سخنى نقل ننموده است، پس اين كتاب چه تأثيرى خواهد بخشيد؟» 🆔 کانال استاد احمدحسین شریفی 🆔https://eitaa.com/ahmadhoseinsharifi 🔷 ارتباط با ادمین:👇 @mjbayat
هدایت شده از از حوزه چه خبر؟
19.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خاطره جالب توجه آیت الله علوی گرگانی از ملاقات با علامه طباطبایی (ره) در تبیین علت نگارش تفسیر شریف المیزان می‌فرماید؛ مادرم به من گفت: "پسرم تو که همش دور و ور هستی فردای قیامت چه جوابی خواهی داد که عمر شریفت را در این راه مصرف کردی؟! برو دنبال قرآن..." از همان زمان تصمیم گرفتم و این را نوشتم و این "المیزان" را با توجه به عنایت مادر می‌دانم... 🌐کانال از حوزه چه خبر؟ 🆔 http://eitaa.com/joinchat/3299409922C5010cbd9e1
هدایت شده از علی محمدی
استاد شهیدی در درس فقه ۲۶ آبان۹۹: کی می‌‌گوید ملک مجرد است؟ شاید جسم لطیف باشد. قرآن‌ که می‌‌گوید أولی اجنحة مثنی و ثلاث و رباع شما چه جور معنا می‌‌کنید؟ قدرت معنوی، حالا دو تا بال دارد، سه تا بال دارد، ‌چهار تا بال دارد، این‌ها کنایه از این است که این‌ها قدرت معنوی‌شان فرق می‌‌کند و الا این‌ها مجردند که فلاسفه می‌‌گویند، این‌ها دلیل ندارد. کی می‌‌گوید جسم لطیف نیستند ملائکه؟ از روایات استفاده می‌‌شود که این‌ها جسم لطیف است. [آیا] اشکال دارد جبرئیل که نازل می‌‌شد بر پیغمبر و بعضی‌ها می‌‌دیدنش [جسم لطیف باشد؟]. ... مجرد از تمثل پیدا می‌‌کند یا جسم لطیف است تمثل پیدا می‌‌کند در جسم غیر لطیف؟ از روایات استفاده می‌‌شود که ارواح و ملائکه اجسام لطیف هستند. علامه مجلسی هم نظرش همین است. حالا فلاسفه گفتند این‌ها عقول محضه هستند و فعلیت محضه هستند و این‌ها اجسام نیستند، خالیة عن المواد، این‌ها چندان دلیل متقنی بر حرف هایشان ندارند. بزرگ‌ترین اشکال به این‌ها، ‌این‌ها ربط حادث به قدیم را نمی‌توانند حل کنند با این حرف‌هایی که می‌‌زنند. این اجمالش را گفتم تفصیلش را خودتان فکر کنید. فلاسفه تا به امروز مشکل ربط حادث به قدیم را با این مبانی‌شان نتوانستند حل کنند.
استاد میرباقریفلسفه زیر چتر وحی.mp3
زمان: حجم: 848.2K
🎧 استاد میرباقری | فلسفۀ وحیانی (حکمت) ⚡️ به گمان ما آن منطقي که بايد حاکم بر همه منطق‌ها باشد، منطق تبعيت از اديان الهي است. ⚡️ به يک معنا فلسفه بايد زيرمجموعه وحي قرار بگيرد. نبايد يک دستگاه موازي با دستگاه انبيا به نام فلسفه در عالم داشته باشيم. لذا جايگاه فلسفه نسبت به دين يک جايگاه موازي نيست که بگوييد يک حوزه، کار عقلي است و يک حوزه، کار نقلي است و اين دو موازي هم هستند. اين طور نيست. به گمان ما بايد فلسفه زيرمجموعه دين قرار بگيرد. 🔗 https://eitaa.com/mirbaqeri_ir/3398 ☑️ @mirbaqeri_ir