@Aminikhaah35_An_sooy_marg_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
9.3M
آن سوی مرگ قسمت سی و پنجم
#آن_سوی_مرگ
@Aminikhaah36_An_sooy_marg_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
11.8M
آن سوی مرگ قسمت سی و ششم
#آن_سوی_مرگ
@Aminikhaah37_An_sooy_marg_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
12.2M
آن سوی مرگ قسمت سی و هفتم
#آن_سوی_مرگ
@Aminikhaah38_An_sooy_marg_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
13.5M
آن سوی مرگ قسمت سی و هشتم
گناه قتل
#آن_سوی_مرگ
@Aminikhaah39_An_sooy_marg_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
11.2M
آن سوی مرگ قسمت سی و نهم
#آن_سوی_مرگ
@Aminikhaah40_An_sooy_marg_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
40.7M
آن سوی مرگ قسمت چهلم
#آن_سوی_مرگ
@Aminikhaah41_An_sooy_marg_aminikhaah.ir.mp3
زمان:
حجم:
35M
آن سوی مرگ قسمت چهل و یکم
قسمت آخر
#آن_سوی_مرگ
سلام
لطفا اول مطالب را با دقت بخوانید🙏
ساعت 3
1. لطفا سفارش تا قبل از ساعت ۳ عصر تأیید و واریز شود ، پس از واریز، معمولا در عصر همان روز کاری ارسال میشود.
2. شرایط رزرو نداریم . موجودی محصولات محدود است اگر سفارش دادید ، لطفا همان روز واریز فرمائید. لطفا روزهای بعد بدون هماهنگی واریز نشود.🙏
لطفا در کانال محصولات پویان و کانال کد رهگیری محصولات عضو شوید👇
کانال محصولات پویان 👇
https://eitaa.com/joinchat/2984510454C35feff5b4a
کانال کد رهگیری👇
https://eitaa.com/joinchat/2801206264Cb493315d4b
🌹 توجه توجه 🌹
مشخصات پستی و لیست سفارش و تصویر واریزی الزامی است.
🌹 مشخصات پستی را صحیح و دقیق ارسال فرمائید . شامل👇
1- نام و نام خانوادگی فرد گیرنده
2-شماره موبایل گیرنده
3- آدرس دقیق مقصد
4-کد پستی
🌷 لطفا در کانال واریزی عضو شوید و پس از رویت نامتان در ارسالی های آن روز ، کد روبروی نامتان را یادداشت و در سایت رهگیری پست وارد کنید ، روزانه رسیدن بسته خود را رصد فرمائید. سفارشات اکثرا با پست پیشتاز ارسال میشود. اگر نام شما پس از واریز وجه ، در ارسالی آن روز نبود به ادمین پیام دهید.
ارسال با پست پیشتاز معمولا بسته به مسافت مبدا تا مقصد بین 2 تا 7 روز کاری زمان می برد .
لطفا در روز تحویل هماهنگ کنید که خودتان یا فردی در مقصد باشد. ⚠️
گاهی پست در اثر ارسال آدرس اشتباه و یا نبود گیرنده ، بسته را برگشت میزند و یا در انبار خود نگهداری میکند.
سایت رهگیری اداره پست 👇
https://tracking.post.ir/
دقت فرمائید . با تشکر .
مشخصات پستی و فیش واریزی را به ادمین
@Ali11400new
ارسال کنند.
کانال محصولات پویان 👇
https://eitaa.com/joinchat/2984510454C35feff5b4a
کپسول کلاژن و کپسول زیبایی دو دوست همیشگی
لینک کانال ما👇
🌹لطفا دوستانی که سفارش داده اند تا قبل از ساعت 3 عصر مشخصات پستی را ارسال فرمایند. 🙏
کانال محصولات پویان👇
https://eitaa.com/joinchat/2984510454C35feff5b4a
@Ali11400new
⊰━━━⊰ ≼ِ✺ 📚📙📚📘 ✺≽ ⊱━━━⊱
داستان کوتاه و آموزنده
#صدقه
یکی از علمای اهل بصره می گوید:
روزگاری به فقر وتنگدستی مبتلا شدم تا جایی که من وهمسر وفرزندم چیزی برای خوردن نداشتیم
خیلی بر گرسنگی صبر کردم پس تصمیم گرفتم خانه ام را بفروشم و به جای دیگری بروم.
درراه یکی از دوستانم به اسم
ابانصررا دیدم و او را از فروش خانه باخبرساختم
پس دوتکه نان که داخلش حلوا بود به من داد و گفت :
برو و به خانواده ات بده
به طرف خانه به راه افتادم
در راه به زنی و پسر خردسالش برخورد کردم به تکه نانی که در دستم بود نگاه کرد و گفت : این پسر یتیم و گرسنه است و نمی تواند گرسنگی را تحمل کند چیزی به او بده خدا حفظت کند
آن پسر نگاهی به من انداخت که هیچگاه فراموش نمی کنم .
گفتم : این نان را بگیر و به پسرت بده تا بخورد .
بخدا قسم چیز دیگری ندارم و درخانه ام کسانی هستند که به این غذا محتاج ترند .
اشک از چشمانم جاری شد و درحالی که غمگین و ناامید بودم به طرف خانه برمی گشتم .
روی دیواری نشستم و به فروختن خانه فکر می کردم .
که ناگهان ابانصر را دیدم که ازخوشحالی پرواز می کرد و به من گفت : ای ابا محمد چرا اینجا نشسته ای !
در خانه ات خیر و ثروت است !
گفتم: سبحان الله !
از کجا ای ابانصر؟
گفت : مردی از خراسان از تو و پدرت می پرسد . و همراهش ثروت فراونی است
گفتم : او کیست؟
گفت : تاجری از شهر بصره است پدرت سی سال قبل مالی را نزدش به امانت گذاشت اما بی پول و ورشکست شد .
سپس بصره را ترک کرد و به خراسان رفت و کارش رونق گرفت و یکی از تاجران شد و حالا به بصره آمده تا آن امانت را پس بدهد همان ثروت سی سال پیش به همراه سودی که بدست آورده خدا را شکر گفتم و به دنبال آن زن و پسر یتیمش گشتم و آنان رابی نیاز ساختم.
درثروتم سرمایه گذاری کردم و یکی از تاجران شدم مقداری از آنرا هر روز بین فقرا و مستمندان تقسیم می کردم
ثروتم کم که نمی شد زیاد هم می شد
کم کم عجب و خودپسندی و غرور وجودم را گرفته بود و خوشحال بودم که دفترهای ملائكه را از حسناتم پر کرده بودم و یکی از صالحان درگاه خدا بودم .
شبی از شب ها در خواب دیدم که قیامت برپا شده و خلایق همه جمع شده اند
و مردم را دیدم که گناهان شان را بر پشت شان حمل می کنند تا جایی که شخص فاسق ، شهری از بدنامی و رسوایی را برپشتش حمل می کند .
به میزان رسیدم که اعمال مرا وزن کنند
گناهانم را در کفه ای و حسناتم را درکفه دیگر قرار دادند ، کفه حسناتم بالا رفت و کفه گناهانم پایین آمد
سپس یکی یکی از از حسناتی که انجام داده بودم را برداشتند و دور انداختند چون در زیر هرحسنه (شهوت پنهانی) وجود داشت .
از شهوت های نفس مثل ریاء ، غرور ،
دوست داشتن تعریف و تمجید مردم
چیزی برایم باقی نماند و درآستانه هلاکت بودم که صدایی را شنیدم .
آیا چیزی برایش باقی نمانده؟
گفتند : این برایش باقی مانده !
و آن همان تکه نانی بود که به آن زن و پسرش بخشیده بودم .
سپس آنرا در کفه حسناتم گذاشتند و گریه های آن زن را بخاطر کمکی که بهش کرده بودم ، در کفه حسناتم قرار دادند ،کفه بالا رفت و همینطور بالا رفت تا وقتی صدایی آمد و
گفت : نجات یافت
❤️#سبحان_الله
هدایت شده از فروشگاه پویان
رضایت از قطره عفونت 😍
کانال محصولات پویان👇
https://eitaa.com/joinchat/2984510454C35feff5b4a
@Ali11400new