جانان؛
☆
امروز سبز بود ، پر از خنده ، پر از حس آرامش و امنیت ، اومدن الینا ، خوراکی خوردن ، پینترست گردی ، تماس تصویری ، حرف زدن با پنجره فولاد ، آش پشت پا ، مزاحم تلفنی شدن ، این داستان ما و علیرضا ، ایسگا کردن حدیث ، استرس ، کبری و فوش دادنش ، آرایش کردن و داف بازی ، اکس دیت ، برف ، عربده کشیدن از خنده ، بلاک شدن ،دستشویی و در باز ، جن ، اون آدم نا معلوم الهویت ، وانتونز ، کرم ریزی ، این چه طرز حرف زدن با یه آقای محترمه ، لباس ببعی الینا ، بستنی ، دایی و آدامس موزیاش ، ده دیقه خواب ، چایی و کروسان ، ویدئو مسیج ، باشگاه مخفی .
بچههاجون داشتم ریاضی میخوندم که صدای قار و قور شکمم بلند شد ، دیدم هم گشنمه همینکه چیزی نمیفهمم پس رفتم ناهار خوردم اومدم دوباره نشستم سر درس و الان سیرم اما همچنان نمیفهمم .
از بعد دی ماه به خودم قول دادم درس بخونم ولی زیاد تو عمل کردن به این قول موفق نبودم .
جانان؛
☆
امروز کرمی بود ، کاملا معمولی اما پر از استرس ، با صدای آهنگ از خواب پاشدن ، گشت و گذار داداش توی پلی لیستم ، چای شیرین ، ریاضی ، بگایی ، تظاهر به درس خوندن ، حموم ، لباسای ماچ ماچی ، داف بازی ، رکورد تو ساب وی سارف ، زبان ، نوشتن ریاضی ، سبد تریکو ، جنازه دفتر ریاضی ، وضعیتم به روایت تصویر ، فشار ، استرس برای امتحانا ، دوپینگ سه نفره با چای و بيسکوئيت ، جاسازای خوراکی مامان ، نگرانی برای آبجی ، جواب ندان تلفن ، چهل و هشت تا مسیج به آبجی ، اکبر عبدی ، ستایش ، چص ناله با الینا و تپش قلب .
وای بچههاجون واسه ریاضی استرس دارم.
و از این استرس دارم شرحه شرحه میشم .چرا باید انقدر سخت و مضخرف باشه آخه ؟