eitaa logo
جاحرفی
53 دنبال‌کننده
67 عکس
22 ویدیو
0 فایل
... تنها در جهت تزریق ارام بخشِ نوشتن به اعماق وجودم واسه حرفای دوست داشتنی یا دوست ناداشتنی تا جایی که به اصل وجود و فلسفه اصالت اسلام "توهین"نشه: https://daigo.ir/secret/61934238878
مشاهده در ایتا
دانلود
عب نداره اینو میگیرم به حساب اینکه امشب سرش شلوغه بنده خدا تمرکز نداره منو از بین هشتاد ملیون جمعیت نمتونه تشخیص بده ..
اونچه ما می بینیم فقط درصد کمی از واقعیته واونچه نمی بینیم بسی بیشتر تر تر از دیده هامونه!
عشق مارا پی کاری به جهان آورده است ادب آن است که مشغول تماشا نشویم
و من عمیقا عاشق دونستن، راجب حال و هوای دوران جنگم. خصوصا اگه از زبون حاج حسین یکتا باشه و تو بستر بی نهایت :)
جاحرفی
و من عمیقا عاشق دونستن، راجب حال و هوای دوران جنگم. خصوصا اگه از زبون حاج حسین یکتا باشه و تو بستر ب
"به هزار و یک دلیل عاقلی میشه یه کاری نکنی اما یهو برا یه دلیل عاشقی طرف تا پای جون دادن میره" :)
جاحرفی
و من عمیقا عاشق دونستن، راجب حال و هوای دوران جنگم. خصوصا اگه از زبون حاج حسین یکتا باشه و تو بستر ب
"وقتی با آدمای خوب تو جاهای خوب رفیق میشید، وقتی وارد یه برنامه ی باصفای آسمونی میشید، بعد میبینید که بهترین لذتو تو میبری"
اصن مبنای دنیا حال کردنه، مبنای دنیا آرامش داشتنه، طمانینه داشتنه، شما به امام زمان حال بدید و حال شیطونو بگیرین تا این براتون روشن شه :)
جاحرفی
و بازم اون دنیایی که چندساله بینهایت واسم ساخته>>>>>>>>>>>
تو بی نهایت ماها یاد گرفتیم خوشگل زندگی کنیم :))))))))))
مسرور باشید به سرور عارفانه
این خیلی اشتباهه که ماها اغلب میخوایم بارفیقامون حال کنیم، نمیخوایم کار کنیم. و همین میشه که اگه یکی به موهامون، موبایلمون، تیپمون، جوکامون، طرز صحبت کردنمون یا هرچیز دیگه ای گیر بده دیگ به هم میریزیم و الفرار. ولی رفقای زمان جنگ گیر سه پیچ بودن. به راحتی اشتباهاتشونو سرسری رد نمیکردن؛ اوناها کارشون برمبنای آدم کردن همدیگه بود ..
من عاشق خوردن چایی های پررنگم، عاشق خوندن و خرج کردن پولام واسه کتابایی که از نظر مامانم چیزی جز کاغذ پاره به نظر نمیان، عاشق تاریخ خوندن و تحلیل کردنش تو تنهایی،عاشق پیروی از کسی که تمام مبانی و طرز گفتارمو تشکیل داده، عاشق اینم که راهیو انتخاب کنم که به نظرم عقلانی میاد و باعلایقم سازگاره و همچنین متنفرم از اینکه تماماً تموم زندگیمو بخوام در گرو تایید شدن از سمت عقلای ظاهری باشم، دوست دارم با ارزش های به دست آورده م زندگی کنم، دلم میخواد تو فاسد ترین مکانا بازم همون مذهبی بدبخت از نگاه دیگران باشم، "دلم میخواهد امل باقی بمانم" چقد زندگی پوشالی و بی هدف میشه وقتی نتونم ادامه راهمو خودم انتخاب کنم. حداقل تو افکار من اینطوریه که: منکه تا اینجاشو با کلی ریسک از سمت برخی اطرافیان اومدم، دلم میخواد حتی اگه ته این راه قراره بدبختی حاصل از اشتباه خودم باشه بازم ادامه ش بدم.