بعضی از دوستام هستن که وقتی پستهای کانالمو میخونن، سریع میان بهم پیام میدن و واکنش نشون میدن. اون لحظه قند تو دلم آب میشه(:🌿
کاش هیچ وقت شمشیر نبودم!
یک تکه آهن که نمیداند، او فقط مولایش را میشناسد..نمیداست صاحبانش چه در سر دارند،با خود خیال میکرد میخواهد علی را در آغوش بگیرد،عشق و عطش آغوش مولا برایش انقدر زیاد بود که دمی از یاد برد که آغوش بُرّنده ای دارد،او که نمیدانست!همین که پشت سر مولا بود هم دل در دل آهنیش نبود تا گوشه نگاه علی به او بیوفتد..علی که سجده رفت ...
دیدم بالای سرش هستم، بالا تر رفتمو، خون علی تمام بدنم را گرفت. تازه فهمیدم چه کردم..گریه ام بلند شد؛اشک های من با خون علی باهم بر زمین کوفه میریخت...کاش جای شمشیر تکه سنگی بودم و زیر پایش میرفتم.. کاش من خاک بودم و روی عباش مینشستم..آه..صدای گریه ملائک را میشنوم..من چه کردم...کاش هیچ وقت شمشیر نبودم
#مولا_علی
— بَنده خدا ؛
1403 📺 | آنچه گذشت..
بس که بد میگذرد زندگى اهل جهان
مردم از عمر چو سالى گذرد، عید کنند
🥲