در خدمتیم، مَردِ خطر خواستی اگر
معجونی از جنون و هنر خواستی اگر
در سینهام دلیست پُر از داغ و غرقِ خون
این لاله را بچین، گُلِسَر خواستی اگر
شبهای خسته این تو و این مرغِ جانِ من
خوابت گرفت و بالش پَر خواستی اگر
از آسمان میآورم و هدیه میکنم
جای چراغِ خانه قمر خواستی اگر
زیبایی تو را که نمیفهمد آینه
از چشمِ من بخواه، نظر خواستی اگر
میگویم آنچه آینه دربارهات نگفت
در من نظر کن آینهتر خواستی اگر
تا شهرِ عشق، هر غزلم صد قطار شد
شعری بخوان، بلیطِ سفر خواستی اگر ...
#علیرضا_نورعلیپور
6.86M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نسل آن عاشقان منقرض شد
عشق هم عشقهای قدیمی
#علیرضا_نورعلیپور
دین ندارم! راست میگویی! ولی آزادهام
خَم نکردم گردنم را جز سرِ سجادهام
ظاهر و باطن همینم، درکِ من پیچیده نیست
من شبیهِ شعرهای خویش صاف و سادهام...
خستهٔ راهم، ولی سربارِ مردم نیستم
کیستم من؟ عابری تنها کنارِ جادهام
چیستم من؟ زلفِ یارم! در تمامِ عمرِ خویش
یا پریشان بودهام یا پُشتِ گوش افتادهام
مشقِ عشقم میدهی تا باز تنبیهم کنی!
ای فلک بس کن که صدبار امتحان پس دادهام...
#علیرضا_نورعلیپور
تا این زمان، چه زشت_چه زیبا، سرودهام
سوگند میخورم که خودم را سرودهام!
خود را سرودهام که پس از این عوض شود
جای شناسنامهٔ من با سرودهام
هر شعرِ من حکایتِ یک عمر خاطرهست
اندوهِ سالهاست که یکجا سرودهام
جانم به لب رسید اگر از دستِ روزگار
جانم رسیده است به لب تا سرودهام
پُر شد هزار دفترِ شعرم، ولی هنوز
چشمانتظارِ یک غزلِ ناسرودهام...
من چیستم؟ بگو به من ای دفترِ غزل
شعری که پاسخم دهد آیا سرودهام؟...
#علیرضا_نورعلیپور