من شاعرم، حواس ندارم، پُر از غمم
با من درست حرف بزن، من هم آدمم
گاهی شبیه شعر سپیدی مشوّشم
گاهی دو بیت مثل رباعی منظّمم
گاهی دلم خوش است به مضمون ساده ای
گاهی به فکر گفتن یک بیت محکمم
شاید کنار شعر نباشم خودم ردیف
در انتخاب قافیه امّا مصمّمم
اغراق اگر نباشد، اقرار میکنم
من شاعر تمام غزلهای عالمم
هرجا که صحبت از غزل عاشقانه ای است
حس میکنم که شاعره آن غزل منم
من مریمم که شعر برایش مقدّس است
با چه زبان؟ چگونه بگویم که مریمم؟
#مریم_کرباسی_نجف_آبادی