eitaa logo
🌹کانال مولودی و اعیاد غریب آشنا (مبشری)
1.7هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
230 ویدیو
65 فایل
https://eitaa.com/joinchat/1922302029Cf52fe4bfa2 #غریب_آشنا #اشعار_و_نغمات_آیینی_مناسبتی_وکاربردی با محرَّم زخم ما نان و نمک ها خورده است تا ابد از شور عاشورا نمک گیریم ما #محمد_مبشری جهت تبادل و ارتباط مستقیم با شاعر @gharibe_ashena_mobasheri
مشاهده در ایتا
دانلود
ای وسعت بهاری بی انتهای سبز مرد غریب شهر ولی آشنای سبز روح اجابت است به دست تو بسکه داشت باغ دعای هر شب تو ربنای سبز هر شب مدینه بوی خدا داشت تا سحر از عطر هر تلاوت تو با صدای سبز سرسبزی بهشت خدا چیست؟ رشته ای از بالهای آبیتان آن عبای سبز از لطف اشکهای سحر غنچه داده است در دامن قنوت شبم این دعای سبز کی می شود که سایه کند بر مزار تو یک گنبد طلا ئی و گل دسته های سبز آن وقت تا قیام قیامت به لطفتان داریم در بقیع تو یک کربلای سبز یا می شود دلم گل و خشت حریم تو یا می شود کبوتر تو، یا کریم تو تو سرو قامتی تو سرا پا ملاحتی آقا تو حسن مطلقی و بی نهایتی خاک زمین که عطر حضور تو را گرفت از یاد رفت قصة یوسف به راحتی ایوب که پیمبر صبر و رضا شده از لطف توست دارد اگرحلم و طاقتی بی شک و شبهه دست توسل زده مسیح بر دامنت اگر شده صاحب کرامتی یاد پیامبر به خدا زنده می شود وقتی که گرم ذکر و دعا و عبادتی حتماً برای خواهش دست نیازمند دست تو داشت پاسخ سبز اجابتی وقتی میان معرکه شمشیر می کشی تنها تویی که مرد نبرد و رشادتی با تیغ ذوالفقار که در دستهای توست بر پا شده به عرصة میدان قیامتی بر دوش سیدالشهدا بود رایتت عباس بود آینه دار شجاعتت خورشید آسمانی ماه خدا حسن همسایهٔ قدیمی دنیای ما حسن پرواز بال های خیالی فهم ما کی می رسد به اوج مقام شما حسن روشن ترین تجسم آیات و سوره ها یاسین و قدر و کوثری و هل أتی حسن صفین شاهد تو شور و حماسه ات شیر دلیر بیشهٔ شیر خدا حسن الله اکبر تو بلند است وقت رزم آیات فتح روز نبردی تو یا حسن صلح شکوهمند تو هرگز نداشته چیزی کم از قیامت کرب و بلا حسن صلحت حماسه بود نه سازش که این چنین شد سربلند پرچم اسلام راستین در خانه‌ی تو غیر کرامت مقیم نیست اینجا به غیر دست تو دستی رحیم نیست تو سفره دار هر شب شهر مدینه ای جز تو کسی که لایق لفظ کریم نیست از بسکه داشت دست شما روح عاطفه شد باورم که کودکی اینجا یتیم نیست جز سر زدن به خانة دل خستگان شهر کاری برای هر سحرت ای نسیم نیست اینجا که نیست گنبد و گل دسته ای بگو جایی برای پر زدن یا کریم نیست داغ ضریح و مرقد خاکیت ای غریب امروزی است غربت عهد قدیم نیست با این همه غریبی و دلتنگی ات بگو جایی برای اینکه فدایت شویم نیست؟ گل داشت باغ شانهٔ تو از سخاوتت آقا زبانزد همه می شد کرامتت این گونه در تجلی خورشید وار تو گم می شود ستارهٔ دل در مدار تو روشن شده است وسعت هفت آسمان عشق از آفتاب روشن شمع مزار تو بوی بهشت، عطر پر و بال جبرئیل می آورد نسیم سحر از دیار تو دلهای ما زمینی و ناقابلند پس یک آسمان درود الهی نثار تو هر شب به یاد قبر تو پر می زند دلم تا خلوت سحرگه آئینه زار تو تا که شبی بیائی و بالی بیاوری ماندیم مات و غمزده چشم انتظار تو بالی که آشنای تو باشد ابوتراب! یا وقف صحن خاکی و پر از غبار تو بالی که سمت تربت تو وا کنیم و بعد باشیم تا همیشه فقط در کنار تو با عطر یاس تربت تو گریه می کنیم آنجا فقط به غربت تو گریه می کنیم چشمی که در مصیبتتان تر نمی شود شایستهٔ شفاعت حیدر نمی شود چشم همیشه ابریتان یک دلیل داشت هر ماتمی که ماتم مادر نمی شود مرهم به زخم های دل پر شراره ات جز خاک چادر و پر معجر نمی شود یک عمر خون دل بخورد هم کسی دگر والله از تو پاره جگر تر نمی شود یک طشت لخته های جگر پاره های دل از این که حال و روز تو بهتر نمی شود یک چیز خواستی تو از این قوم پر فریب گفتند نه کنار پیمبر نمی شود گل کرد بر جنازهٔ تو زخم سرخ تیر هرگز گلی شبیه تو پرپر نمی شود پر شد مدینه از تب داغ غمت ولی با کربلا و کوفه برابر نمی شود زینب کنار نیزه کشید آه سرد و گفت سالار من که یک تن بی سر نمی شود دیگر تمام قامت زینب خمیده بود از بس که روی نیزه سر لاله دیده بود
☑️ ✍شاعر:کربلایی محمد مبشری ☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️ امشب ز شیدایی پر از فریاد هستم فارغ ز جور طعنه ی بیداد هستم با هر تکانی کز نسیم مهر آید محو بلندای قد شمشاد هستم جانانه می نوشم ز جام بی قراری از هر چه پیمان در جهان آزاد هستم هر سو دلم را می کشاند عاشقانه مانند گیسو در مسیر باد هستم میل مناجات و دعا دارم دوباره از دلبر خود طالب امداد هستم ای یادگار مجتبی ای پور زهرا دلتنگِ عطر کوی تو هستم سَراپا وقتی دلم مستِ مناجات خدا شد با نام زیبای تو آن دم آشنا شد با تو تمام واژه ها سرمست هستند گویا دوباره بر لبت جاری دعا شد زیباترین روح پرستش در دو عالم روح بلندت مقتدای ماسِوا شد با تو ولایت اوج و پروازی دگر یافت ذکر دلارایت مِیِ اهل ولا شد ای کوثر ناب نگاهت جام مستان با گوشه چشمت خاک دل ها کیمیا شد گفته امام حق به تو ای نور مطلق هستی ولیِّ حق ما ای رهرو حق یک شب تماشای حریمت قسمتم کن بنما کرم گرد ضریحت دعوتم کن دانم به دیدار توام ناقابل اما منت گذار و زیر دین و منتم کن بار دگر بالا ببر دست دعایت بهر سلوک عشق خود پر همتم کن با یک دعای مهربانانه چو مادر با خادمیِ خود رهین عزتم کن آقا قسم بر عصمت زهرای اطهر دیگر کریمانه روا هر حاجتم کن آقا کریم بن کریم جانم فدایت کِی می شود هستی خود ریزم به پایت ما یک صحیفه راز را در سینه داریم در دل خزان و در دو چشم خود بهاریم وقتی دل ما می شود تنگ مدینه بر آن ضریح پاک تو سر می گذاریم وصفت اگر ناممکن است اما به عالم عشقى به جز مدح شما در دل نداریم صدها بهشت آید به دیدار حریمت دلدادگان صحن و این دارالقراریم دعوت کن آقا کوله بار خود ببندیمه ما که بدون لطف تو بی برگ و باریم سجده به خاک تربتت فوز عظیم است کرب و بلای شهر ما عبدالعظیم است . به روزباشیدبااین کانال👇 ══✼🍃🌹🍃✼══ ⤵️⤵️ @gharibe_ashena_mobasheri313 ══✼🍃🌹🍃✼═
۴۸ ☑️ ☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️ @gharibe_ashena_mobasheri313 پنج بند به نیت پنج تن آل عبا تقدیم به امام صادق علیه السلام ما را به غیر عشق خودت مبتلا مکن جز خود دل مرا به کسی آشنا مکن دین خدا ولایت و عشق شما بُوَد ما را به غیر دین خدا مبتلا مکن با دوری از مسیر ولا و محبتت ما را اسیر غصه و درد و بلا مکن دین را تو گفته ای که به جز حب و بغض نیست دل را اسیر خود کن و از دین جدا مکن درب سرای خود بگشا بر دل همه ما را اسیر و در به در  کوچه ها مکن فرموده ای که شرط شفاعت بُوَد نماز ما را به لحظه های شفاعت رها مکن مرغِ دل مرا که هوایش زیارت است جز راهیِ مدینه و کرببلا مکن ای نور چشم فاطمه ، جان نذر غربتت ایمان و دین من چه بُوَد جز محبتت @gharibe_ashena_mobasheri313 عشقت مرام و دین من و مذهب من است دلدادگی به و مهر و غمت مکتب من است ذکر حدیث ناب تو شرح کتاب حق قرآن ناطقی ، سخنت مذهب من است یادت بهارِ قلب خزان دیده ام بُوَد نام خوش تو نغمه ی روز و شب من است مظلومی و غریبی ات ای پور مصطفی داغ دلِ شکسته و تاب و تب من است هر نیمه ی شب به واسطه ی هر دعای من ذکرت میان زمزمه ی یارب من است فخرم بوَد به اهل زمین و به آسمان چون نوکریِ تو همه جا منصب من است زهرا برایم از سرِ لطفش دعا کند تا نوحه هاب ماتم تو بر لب من است گر غوطه در بلا و خطر بارها کنم هرگز نمی شود که تو را من رها کنم @gharibe_ashena_mobasheri313 قرآن بخوان که موسم وحی دگر رسید قرآن بخوان که لحظه ی سخت سفر رسید قرآن بخوان که تو خود وحیِ مجسمی روح کتاب حق که برای بشر رسید قرآن تویی و معنی ایمان تویی فقط اما چرا ز کینه به جانت شرر رسید ایمان به روح و معنی قرآن نداشتند آنان که زهرشان به میانِ جگر رسید یک عمر اگر که محنت و غم دیده ای دگر زهر آمد و به شام فراقت سحر رسید بس که غریب و بی کسی ای وارث علی پهلو شکسته مادر بشکسته پر رسید آن که ز ماتم تو گریبان دریده است موسی بن جعفر است و بر او این خبر رسید هنگام رفتن و شب پروازت آمده بالا سر تو مادرِ همرازت آمده @gharibe_ashena_mobasheri313 از غربت علی به وجودت نشانه بود سوز غریب بی کسی ات بی کرانه بود آتش گرفته بار دگر درب خانه ای تکرار صحنه ای که ز غربت نشانه بود مانند مادرت شده کاشانه ات چرا ؟ با چه گناهی آتش دشمن به خانه بود یادی ز خیمه ها و ز غارت نموده ای بس که هجون دشمن دون وحشیانه بود یارب امام دیگری از خانه شد برون در کوچه ها کشاندن تو ظالمانه بود سجاده را کشیده عدویت ز زیر پا این گدشه ای ز شرح هجوم شبانه بود آماده ی سفر شده بودی به سوی یار زهری که شد نصیب تنت یک بهانه بود بال و پرت گشودی و راحت شدی ز غم از آن همه جفا و از این کینه و ستم @gharibe_ashena_mobasheri313 ای آخرین سفارش تو بر نماز ما ای قبله گاه و کعبه ی راز و نیاز ما با آن سفارشت که عجب عاشقانه بود تنها به خاک کرببلا* شد نماز ما مظلومی ات همیشه به جان ها شرر زند داغت شده تمامی سوز و گداز ما گفتی حسین و خود ز غمش ناله ها زدی دیوان عشق او بگشودی و راز ما فیض خدا به واسطه ات می شود نصیب تنها به سوی تو شده دست نیاز ما دل تا به ابد به مذهب عشقت سپرده ایم آه اِی امام عشقِ دلِ سرفراز ما مهمانمان نما به بهشت بقیع خود ای قامتت به باغ جنان سروِ ناز ما خشتی ز خاک تربت ما خوش به پا شود بر روی قبر تو حرمی تا بنا شود *اشاره به این که ایشان کیسه ای از خاک کربلا داشتند و تنها بر آن سجده می فرمودند . به روزباشیدبااین کانال👇 ══✼🍃🌹🍃✼══ ⤵️⤵️ @gharibe_ashena_mobasheri313 ══✼🍃🌹🍃✼═
✍شاعر:کربلایی محمد مبشری ❣❣❣❣❣❣❣ https://eitaa.com/joinchat/1922302029Cf52fe4bfa2 دیده ها با نور روشن می شود دشت ها از یاس گلشن می شود نغمه های مرغ خوش الحان رسد خاتمه بر ناله کردن می شود تا خدا جلوه کند در کوه طور طور موسی جای ماندن می شود چشمه ای از چشمه ی نور خدا سهم نوری پاک دامن می شود ماه نجمه می درخشد در سپهر نور امید دل من می شود این که گشته روشنی دیده چیست ؟ این که شد عشق رضا برگو که کیست https://eitaa.com/joinchat/1922302029Cf52fe4bfa2 نور زیبای خدا معصومه است قبله گاه اولیا معصومه است برتر از هفت آسمان برتر ز عرش جلوه ی تام خدا معصومه است کوثر ثانی و دوم فاطمه در تمام ماسوا معصومه است برتر از اعجاز موسای کلیم معجز موسای ما معصومه است بود زینب خواهر خوب حسین زینب از بهر رضا معصومه است بهر خورشید ولایت مه رسید مریم آل علی از ره رسید https://eitaa.com/joinchat/1922302029Cf52fe4bfa2 کعبه ی جان ها  به دنیا آمده دختر طاها  به دنیا آمده در دل بحر ولا بین صدف گوهری والا به دنیا آمده در کنار حضرت شمس الشموس ماه بی همتا به دنیا آمده حوریان با هم چنین نجوا کنند زینب موسی به دنیا آمده تا که دیدش زیر لب گفتا رضا دومین زهرا به دنیا آمده فاطمه ی دوم آل نبی قبله ی امید و آمال نبی https://eitaa.com/joinchat/1922302029Cf52fe4bfa2 در شب معراج پیغمبر بگفت نور او را دید و آن سرور بگفت بارگاه دخترم در خاک قم نور باشد چون مرا داور بگفت حضرت موسی به وقت انتخاب نام او را ثانی کوثر بگفت ای فدایی تو گردد هستی ام خود رضا این گونه با خواهر بگفت در دل رویای صادق این چنین بهر شیعه حضرت جعفر بگفت هر که خواهد زائر زهرا شود زائر معصومه ی موسی شود https://eitaa.com/joinchat/1922302029Cf52fe4bfa2 ما چو عزم بحر رحمت می کنیم هستی خود را فدایت  می کنیم گرمی شهر قم از خورشید توست یک به یک عرض ارادت می کنیم تا به سوی بارگاهت می رویم میل دریای کرامت می کنیم تا مدینه می رود دل های ما تا که بر قبرت اشارت می کنیم در کنار مرقدت ای مهربان گویی از زهرا زیارت می کنیم ای مقامت همچنان زهرا رفیع از تو می خواهیم دیدار بقیع ❣❣❣❣❣❣❣ https://eitaa.com/joinchat/1922302029Cf52fe4bfa2 به روزباشیدبااین کانال👇 ══✼🍃🌹🍃✼══ ⤵️⤵️ @gharibe_ashena_mobasheri313 ══✼🍃🌹🍃✼═
✍شاعر:کربلایی محمد مبشری ❣❣❣❣❣❣❣ همه ی دنیا کجا عشق امام رضا کجا این دل شیدا کجا عشق امام رضا کجا من بی مایه کجا بردن نام دلبرم من بی نوا کجا عشق امام رضا کجا قطره ی کوچکی ام راهی بحر  بیکران قطره تا دریا کجا عشق امام رضا کجا تو گل دشتی و من خار نشسته برِ راه خار این صحرا کجا عشق امام رضا کجا این تویی پادشه هر دو جهان و من گدا دل این گدا کجا عشق امام رضا کجا هر دو دنیا نشود برابر محبتت همه ی دنیا کجا عشق امام رضا کجا یا معین الضعفا نور دل همه مدد یا غریب الغربا عزیز فاطمه مدد کوله بار دل من به سمت تو بسته شده از همه دنیا دل زائر تو خسته شده من دخیل ذکر تو هستم و تا روز ابد رشته ی دلم به پنجره ی تو بسته شده این گدایی که به سوی حرمت زده قدم از همه بریده با عشق تو پیوسته شده فیض دیدار تو آرزوی حور و ملک است انتظاری است که بر راه تو بنشسته شده هر که شد طالب دیدار و لقاء وجه حق از همه گسسته و بر ذکر تک وابسته شد حیف باشد که تو باشی و من از تو محروم هر که سرمست تو شد عارف و وارسته شده یا غریب الغربا کن نظری بر این غریب یادگار فاطمه زیارتت نما نصیب زمزمه ی نام تو سرود عرشیان بوَد نغمه ی اهل زمین و اهل آسمان بود بارگاهت که حریم امن و خاص اولیاست نه فقط پناه ما پناه عرشیان بود قدسیان به شوق تو رهسپر زمین شدند حرمت جلوه گه خدای مهربان بود کو مسیحا که ببیند ز غبار حرمت مردگان زنده شوند و اذن حق بر آن بود به میان قلب زائران به هر زیارتت آرزوی دیدنت همیشه در میان بود پیر ما گفت که در دایره ی هر دو جهان حرم تو بهترین نقطه ی این جهان بود کعبه پابوسیِ بارگاه تو می خواهد دل عاشق از ازل نگاه تو می خواهد یار دل خواه منی مهر منی ماه منی مثل ماه آسمان همیشه همراه منی من شب تارم و تاریکم و تو در بر من روز خورشید و سحر اختر و شب ماه منی دل سپردم به تو از روز الستم جانا مهر جان فزای من دلبر دلخواه منی وقت تنهایی و بی کسی و دلتنگی ها تو شفای محنت و غصه ی جانکاه منی اوج بی قراری و غربت و دلواپسی ام همدم اشک من و سوز من و آه منی به زیارتت گواهی بدهم که زنده ای یعتی این که لحظه ی گناهم آگاه منی مبر آبروی این روسیه اِی یار کریم ملکا راه بده در حرمت شوم مقیم . به روزباشیدبااین کانال👇 ══✼🍃🌹🍃✼══ ⤵️⤵️ https://eitaa.com/joinchat/1922302029Cf52fe4bfa2 ══✼🍃🌹🍃✼═ هشتک کانال حذف نشود ❌❌
با نگاهی می شکافد نیل را نیلوفری در بغل دارد تمام انبیا را مادری . نقص اجزا جهان با نور کامل می شود مکه امروز است نورانی تر از هر کشوری . انعکاس نور او را طاق کسری دیده است مجمر آتش پرستان می شود خاکستری . نسخه برداران عرشی صف به صف دنبال او در پی تدوین آیین نامه های دلبری . شاه کار آفرینش روی دست آمنه گرم تقدیس خدا با شیوه ی پیغمبری . بت به حال سجده روی خاک معبد آمده کاهنان در دِیرها گفتند احمد آمده . هیچ خورشیدی به این آتش فشانی نیست نیست هیچ کوهی سایه ی این سر گرانی نیست نیست . چند پیغمبر سخن گفتند در مولد ولی هیچ نوزادی به این شیرین زبانی نیست نیست . آزمودند اکثرا مانند موسی بخت خود این یکی اما جوابش لن ترانی نیست نیست . هست مهر مادری بالاترین احساس اگر هیچ مادر مثل او در مهربانی نیست نیست . ما نمی دانیم تعداد عوالم را ولی جز که سلطانش نباشد او جهانی نیست نیست . کل آیات مقدس باز نازل می شود اوست عشق و سِحرها با عشق باطل می شود . نیمی از تاریخ دین شرح تبسم کردنت نیمه دیگر خویشتن را وقف مردم کردنت . در قیامت بی گمان بت ها شهادت می دهند اشتیاق کعبه را وقت تکلّم کردنت . خشت خشت مسجد و شمشیر و نیزه شاهد اند در جهاد و کار بر مردم تقدّم کردنت . جرأتت ؛ بر مسند طاغوت ها شوریدنت رحمتت ؛ بر دشمن خونی ترحم کردنت . در میان خطبه و در خلوت و در جمع با دیدن لبخند زهرا دست و پا گم کردنت . حاسدان از این محبت شعله ور شد خشمشان عشق یعنی فاطمه تا کور بادا چشمشان . گَردَم و مهری طلایی خورده بر بال و پرم من مسلمان جمال آخرین پیغمبرم . خوب می دانم ضعیفم عبد خوبی نیستم گر مسلمان بود سلمان ، من گمانم کافرم . هیچ جز عشق تو و آلت نمی جوشد ولی در همه رگ های من در بند بند پیکرم . یا رسول الله ! با دستان پر مهر تو من خانه زاد آستان خاندان حیدرم . دست فرزند تو یعنی صادق آل علی تاج سرخ شیعه بودن را نهاده بر سرم . عشق این دین است و من تا زنده هستم عاشقم شیعه ام ، مدیون الطاف امام صادقم
محمد مبشری: به مناسبت ورود به شهر قم تویی که بر باده ی فیض ، واسط کبریا شدی رحمت بیکران حق ،به جمع ماسوا شدی روح کرامت و سخا ، ز جانب خدا شدی به نغمه های عرشیان، همیشه در نوا شدی دمی که از امام خود ، به امر حق جدا شدی به دوره ی فراق او ، یکسره در دعا شدی نامه رسید و دعوتی ، ز یار آشنا شدی بهر وصال یار خود ، همسفر بلا شدی به خاطر حضرت عشق ، وارد ماجرا شدی شبیه یک پرنده ای ، به آسمان رها شدی آمدی از مدینه و زائر کربلا شدی سوی خراسان به سفر ، به جانب رضا شدی  تا به بیابان هدفِ ، هجمه ی ناروا شدی بعد هجون دشمنان ، شاهد کشته ها شدی چو ماه و انجم آمدی ، به جمع مردم آمدی چه خوب شد بانوی من ، به جانب قم آمدی تا که ورود تو به قم ، به مردمان خبر رسید از پر هر فرشته ای ، به شهر صد گُهر رسید فوج ملک نغمه کنان ، ز عرش بر گذر رسید دمی که هودَجت ز ره ، به صد شکوه و فَر رسید تا که لجام مرکبت ، به دست صد قمر رسید بهر صلا به مقدمت ، صوت سروش سر رسید به خیمه یاد تو که چون ، نسیمی از سحر رسید طنابی از گیسوی حور ، ریسه ای از هنر رسید ندا ز آسمان زدند ، که نور از سفر رسید به خانه ات به بیت نور ، فاطمه ای دگر رسید دوباره زینبی ز ره ، به شهر قم اگر رسید برای مقدم تو بود ، اگر که سیم و زر رسید به شرح اسماء خدا ، صفات تو به بر رسید جوهر هر کتابتی، به لوح اگر اثر رسید قلم تویی کرم تویی ، حریم و هم حرم تویی واسطه ی فیض خدا ، به ذره ی عدم تویی مِهر اگر رضای توست ، بر او چو ماه بوده ای کعبه اگر وجود اوست ، تو قبله گاه بوده ای به سوی آن کعبه ی خود ، پر از نگاه بوده ای تو چشمه ی نور به هر ، شام سیاه بوده ای کشته ی غربت رضا ، بر او گواه بوده ای شهیده ی وصال او ، میان راه بوده ای به وقت جان سپردنت ، چو بی پناه بوده ای شبیه عمه زینبت ، اسیر آه بوده ای ولی مگر به شهر قم ، بین سپاه بوده ای؟ شاهد طعنه هایی از ، قوم تباه بوده ای ؟ شاهد قتل دلبری ، چه دل بخواه بوده ای؟ شاهد قتل او کجا ، به قتلگاه بوده ای ؟ کجا میان شعله ها ، به خیمه گاه بوده ای؟ گواه کشتن کسی ، چه بی گناه بوده ای ؟ اگر که از برادرت ، به تیغ غم جدا شدی مگر که زائر سری ، به روی نیزه ها شدی ؟
دیده ها با نور روشن می شود دشت ها از یاس گلشن می شود نغمه های مرغ خوش الحان رسد خاتمه بر ناله کردن می شود تا خدا جلوه کند در کوه طور طور موسی جای ماندن می شود چشمه ای از چشمه ی نور خدا سهم نوری پاک دامن می شود ماه نجمه می درخشد در سپهر نور امید دل من می شود این که گشته روشنی دیده چیست ؟ این که شد عشق رضا برگو که کیست نور زیبای خدا معصومه است قبله گاه اولیا معصومه است برتر از هفت آسمان برتر ز عرش جلوه ی تام خدا معصومه است کوثر ثانی و دوم فاطمه در تمام ماسوا معصومه است برتر از اعجاز موسای کلیم معجز موسای ما معصومه است بود زینب خواهر خوب حسین زینب از بهر رضا معصومه است بهر خورشید ولایت مه رسید مریم آل علی از ره رسید کعبه ی جان ها  به دنیا آمده دختر طاها  به دنیا آمده در دل بحر ولا بین صدف گوهری والا به دنیا آمده در کنار حضرت شمس الشموس ماه بی همتا به دنیا آمده حوریان با هم چنین نجوا کنند زینب موسی به دنیا آمده تا که دیدش زیر لب گفتا رضا دومین زهرا به دنیا آمده فاطمه ی دوم آل نبی قبله ی امید و آمال نبی در شب معراج پیغمبر بگفت نور او را دید و آن سرور بگفت بارگاه دخترم در خاک قم نور باشد چون مرا داور بگفت حضرت موسی به وقت انتخاب نام او را ثانی کوثر بگفت ای فدایی تو گردد هستی ام خود رضا این گونه با خواهر بگفت در دل رویای صادق این چنین بهر شیعه حضرت جعفر بگفت هر که خواهد زائر زهرا شود زائر معصومه ی موسی شود ما چو عزم بحر رحمت می کنیم هستی خود را فدایت  می کنیم گرمی شهر قم از خورشید توست یک به یک عرض ارادت می کنیم تا به سوی بارگاهت می رویم میل دریای کرامت می کنیم تا مدینه می رود دل های ما تا که بر قبرت اشارت می کنیم در کنار مرقدت ای مهربان گویی از زهرا زیارت می کنیم ای مقامت همچنان زهرا رفیع از تو می خواهیم دیدار بقیع
✍شاعر:کربلایی محمد مبشری ❣❣❣❣❣❣❣ همه ی دنیا کجا عشق امام رضا کجا این دل شیدا کجا عشق امام رضا کجا من بی مایه کجا بردن نام دلبرم من بی نوا کجا عشق امام رضا کجا قطره ی کوچکی ام راهی بحر  بیکران قطره تا دریا کجا عشق امام رضا کجا تو گل دشتی و من خار نشسته برِ راه خار این صحرا کجا عشق امام رضا کجا این تویی پادشه هر دو جهان و من گدا دل این گدا کجا عشق امام رضا کجا هر دو دنیا نشود برابر محبتت همه ی دنیا کجا عشق امام رضا کجا یا معین الضعفا نور دل همه مدد یا غریب الغربا عزیز فاطمه مدد کوله بار دل من به سمت تو بسته شده از همه دنیا دل زائر تو خسته شده من دخیل ذکر تو هستم و تا روز ابد رشته ی دلم به پنجره ی تو بسته شده این گدایی که به سوی حرمت زده قدم از همه بریده با عشق تو پیوسته شده فیض دیدار تو آرزوی حور و ملک است انتظاری است که بر راه تو بنشسته شده هر که شد طالب دیدار و لقاء وجه حق از همه گسسته و بر ذکر تک وابسته شد حیف باشد که تو باشی و من از تو محروم هر که سرمست تو شد عارف و وارسته شده یا غریب الغربا کن نظری بر این غریب یادگار فاطمه زیارتت نما نصیب زمزمه ی نام تو سرود عرشیان بوَد نغمه ی اهل زمین و اهل آسمان بود بارگاهت که حریم امن و خاص اولیاست نه فقط پناه ما پناه عرشیان بود قدسیان به شوق تو رهسپر زمین شدند حرمت جلوه گه خدای مهربان بود کو مسیحا که ببیند ز غبار حرمت مردگان زنده شوند و اذن حق بر آن بود به میان قلب زائران به هر زیارتت آرزوی دیدنت همیشه در میان بود پیر ما گفت که در دایره ی هر دو جهان حرم تو بهترین نقطه ی این جهان بود کعبه پابوسیِ بارگاه تو می خواهد دل عاشق از ازل نگاه تو می خواهد یار دل خواه منی مهر منی ماه منی مثل ماه آسمان همیشه همراه منی من شب تارم و تاریکم و تو در بر من روز خورشید و سحر اختر و شب ماه منی دل سپردم به تو از روز الستم جانا مهر جان فزای من دلبر دلخواه منی وقت تنهایی و بی کسی و دلتنگی ها تو شفای محنت و غصه ی جانکاه منی اوج بی قراری و غربت و دلواپسی ام همدم اشک من و سوز من و آه منی به زیارتت گواهی بدهم که زنده ای یعتی این که لحظه ی گناهم آگاه منی مبر آبروی این روسیه اِی یار کریم ملکا راه بده در حرمت شوم مقیم . به روزباشیدبااین کانال👇 ══✼🍃🌹🍃✼══ ⤵️⤵️ https://eitaa.com/joinchat/1922302029Cf52fe4bfa2 ══✼🍃🌹🍃✼═ هشتک کانال حذف نشود ❌❌
عالم اسیر نام دل آرای زینب است هستی دخیل شوق و تمنای زینب است همچون ستاره چون که درخشد به جلوه اش چشمان آسمان به تماشای زینب است آرامشی که در دل طوفان نهفته است تشبیه قلب صابر و شیدای زینب است آب حیات آدمیان را که خضر گفت تنها نمی ز جرعه ی صهبای زینب است هر جا که هست همیشه حسین است یار او آن همسفر که همره و هم پای زینب است برپا اگر که کرببلا مانده تا ابد یک گوشه ز همت والای زینب است زینب برای خلقت هستی بهانه بود آیا بدون او سخنی عاشقانه بود ؟ زینب تجسم همه اوصاف فاطمه ست نامش برای فاطمیون ذکر و زمزمه ست زینب برای آل علی کوثر است و بس آن دختری که نسخه ی دوم ز فاطمه ست زینب ز حق به خلق جهان جلوه کرده است درکش فراتر از همه ی عقل ما همه ست زینب که قامتی به بلندای عشق داشت نامش برای شرح غم عشق لازمه ست زینب که آسمان و زمین مات قدر اوست از صبر او میان ملائک چه همهمه ست زینب که یادگار علی بود هیبتش اُخت الحسین و یاور سردار علقمه ست پایه گذار درد و غم عشق زینب است تنها ملیکه ی حرم عشق زینب است قسمت اول @gharibe_ashena_mobasheri313
دیده ها با نور روشن می شود دشت ها از یاس گلشن می شود نغمه های مرغ خوش الحان رسد خاتمه بر ناله کردن می شود تا خدا جلوه کند در کوه طور طور موسی جای ماندن می شود چشمه ای از چشمه ی نور خدا سهم نوری پاک دامن می شود ماه نجمه می درخشد در سپهر نور امید دل من می شود این که گشته روشنی دیده چیست ؟ این که شد عشق رضا برگو که کیست نور زیبای خدا معصومه است قبله گاه اولیا معصومه است برتر از هفت آسمان برتر ز عرش جلوه ی تام خدا معصومه است کوثر ثانی و دوم فاطمه در تمام ماسوا معصومه است برتر از اعجاز موسای کلیم معجز موسای ما معصومه است بود زینب خواهر خوب حسین زینب از بهر رضا معصومه است بهر خورشید ولایت مه رسید مریم آل علی از ره رسید کعبه ی جان ها به دنیا آمده دختر طاها به دنیا آمده در دل بحر ولا بین صدف گوهری والا به دنیا آمده در کنار حضرت شمس الشموس ماه بی همتا به دنیا آمده حوریان با هم چنین نجوا کنند زینب موسی به دنیا آمده تا که دیدش زیر لب گفتا رضا دومین زهرا به دنیا آمده فاطمه ی دوم آل نبی قبله ی امید و آمال نبی در شب معراج پیغمبر بگفت نور او را دید و آن سرور بگفت بارگاه دخترم در خاک قم نور باشد چون مرا داور بگفت حضرت موسی به وقت انتخاب نام او را ثانی کوثر بگفت ای فدایی تو گردد هستی ام خود رضا این گونه با خواهر بگفت در دل رویای صادق این چنین بهر شیعه حضرت جعفر بگفت هر که خواهد زائر زهرا شود زائر معصومه ی موسی شود ما چو عزم بحر رحمت می کنیم هستی خود را فدایت می کنیم گرمی شهر قم از خورشید توست یک به یک عرض ارادت می کنیم تا به سوی بارگاهت می رویم میل دریای کرامت می کنیم تا مدینه می رود دل های ما تا که بر قبرت اشارت می کنیم در کنار مرقدت ای مهربان گویی از زهرا زیارت می کنیم ای مقامت همچنان زهرا رفیع از تو می خواهیم دیدار بقیع
همه ی دنیا کجا عشق امام رضا کجا این دل شیدا کجا عشق امام رضا کجا من بی مایه کجا بردن نام دلبرم من بی نوا کجا عشق امام رضا کجا قطره ی کوچکی ام راهی بحر بیکران قطره تا دریا کجا عشق امام رضا کجا تو گل دشتی و من خار نشسته برِ راه خار این صحرا کجا عشق امام رضا کجا این تویی پادشه هر دو جهان و من گدا دل این گدا کجا عشق امام رضا کجا هر دو دنیا نشود برابر محبتت همه ی دنیا کجا عشق امام رضا کجا یا معین الضعفا نور دل همه مدد یا غریب الغربا عزیز فاطمه مدد کوله بار دل من به سمت تو بسته شده از همه دنیا دل زائر تو خسته شده من دخیل ذکر تو هستم و تا روز ابد رشته ی دلم به پنجره ی تو بسته شده این گدایی که به سوی حرمت زده قدم از همه بریده با عشق تو پیوسته شده فیض دیدار تو آرزوی حور و ملک است انتظاری است که بر راه تو بنشسته شده هر که شد طالب دیدار و لقاء وجه حق از همه گسسته و بر ذکر تک وابسته شد حیف باشد که تو باشی و من از تو محروم هر که سرمست تو شد عارف و وارسته شده یا غریب الغربا کن نظری بر این غریب یادگار فاطمه زیارتت نما نصیب زمزمه ی نام تو سرود عرشیان بوَد نغمه ی اهل زمین و اهل آسمان بود بارگاهت که حریم امن و خاص اولیاست نه فقط پناه ما پناه عرشیان بود قدسیان به شوق تو رهسپر زمین شدند حرمت جلوه گه خدای مهربان بود کو مسیحا که ببیند ز غبار حرمت مردگان زنده شوند و اذن حق بر آن بود به میان قلب زائران به هر زیارتت آرزوی دیدنت همیشه در میان بود پیر ما گفت که در دایره ی هر دو جهان حرم تو بهترین نقطه ی این جهان بود کعبه پابوسیِ بارگاه تو می خواهد دل عاشق از ازل نگاه تو می خواهد یار دل خواه منی مهر منی ماه منی مثل ماه آسمان همیشه همراه منی من شب تارم و تاریکم و تو در بر من روز خورشید و سحر اختر و شب ماه منی دل سپردم به تو از روز الستم جانا مهر جان فزای من دلبر دلخواه منی وقت تنهایی و بی کسی و دلتنگی ها تو شفای محنت و غصه ی جانکاه منی اوج بی قراری و غربت و دلواپسی ام همدم اشک من و سوز من و آه منی به زیارتت گواهی بدهم که زنده ای یعتی این که لحظه ی گناهم آگاه منی مبر آبروی این روسیه اِی یار کریم ملکا راه بده در حرمت شوم مقیم