eitaa logo
فرمانده امیر 🖤🖤 مسافر شام🖤🖤
440 دنبال‌کننده
37هزار عکس
12.4هزار ویدیو
193 فایل
ڪانال رسمے شهید مدافـع حـرم مداح سردار خلبان جانباز اهل بيت فرمانده قاسـم{مهدی}غریـب مسافر شام برگرفته از وصيت نامه باحضور همرزمان و خانواده شهيد ارتباط با خادم 👇 @khademshahidanam 2
مشاهده در ایتا
دانلود
فرمانده امیر 🖤🖤 مسافر شام🖤🖤
‍ ‍‍ ‍ ‍ ┈••✾❀🕊❣️🕊❀✾••┈•.🇮🇷 { یادگاه شهدای} 🚩صابرین🚩 🕊🌹 ۶ قاسم غریب سومین سپاهى 🕊🌹شده از استان گلستان و از اهالى روستای بود. پیش از این تولی از تیپ ۶٠زرهی گنبدکاووس وسید حاجی حاتملو از پاسداران تیپ ۴۵جوادالائمه گرگان ، در شهر حلب شهید شدند.🕊🕊🕊🌹 غریب به عنوان" داوطلب حرم حضرت " برای دومین مرحله عازم به سوریه شده بود. اینگونه بود که شهادت موجب خوشحالی داعش و حامیان رسانه ای اش چون العربیه شد جایزه ای که برای سر قاسم غریب تعیین شده بود باعث شد تا بعد از شهادت وی نیز دست از سر او بر ندارند .😔 یکی از شهید می گوید : شب تدفین شهید و روزهای بعد از آن حضور افرادی مشکوک در اطراف منزل و شهدای محل شهید بودیم که بلافاصله موضوع را به مراجع امنیتی دادیم . احتمالات نشان می دهد آن هنوز به دنبال سر این فرمانده بودند که شاید برای آنها هزاران دلار می ارزید . 🌴 صادقی فرمانده سپاه استان گلستان می کرد : برای رساندن خبر شهادت قاسم غریب می خواستند نزد مادر وی بروند ، نمی دانستند چطوری این پیام را به این بدهند ،😔 با توجه به بیماری احتمال می رفت مادر با شنیدن خبر 🕊 فرزندش بهم بریزد .😭 خلاصه بچه های سپاه به منزل شهید رفتند و در خانه . قبل از اینکه کلمه ای گفته شود از افراد حاضر همه چیز را فهمید و گفت می دانم که شهید شده است .🕊🌹 ⏪ادامه دارد،،، کانالهای شهيد شبهای قدر مدافع حرم سردار خلبان قاسم (مهدی) غريب 👇 تلگرام ⬅️ @gharibshahid ایتا ⬅️ https://eitaa.com/gharibshahid اينستاگرام ⬅️ https://www.instagram.com/p/Bh9sm98F3W5
فرمانده امیر 🖤🖤 مسافر شام🖤🖤
‍ ‍‍ ‍ ‍ ┈••✾❀🕊❣️🕊❀✾••┈•.🇮🇷 { یادگاه شهدای} 🚩صابرین🚩 🕊🌹 ۷ شهید قبل از اینکه کلمه ای گفته شود از افراد حاضر همه چیز را فهمید و گفت می دانم که شده است 🕊🌹او این موضوع را از سالها پیش می دانست که شاگرد مکتب و بالاخره یک روزی در همین مکتب به شهادت می رسد برای همین به بچه های سپاه که اشک می ریختند،😭 می داد . ادامه داد : ↪️ ما آنجا مکتب و صبوری اینطور ایرانی شدیم که راه عاشورا را ادامه می دهند و با انگیزه ای به محل خدمت خود برگشتیم . 🔅دعای قاسم برای زاهد پور🕊🌹 زاهدپور یکی از پاسداران بازنشسته استان بعد از قاسم غریب هر پنجشنبه به 🌹🕊🕊 سید میران و منزل قاسم غریب می رفت . آنجا به قاسم غریب می گفت دعا کنید من به سوریه بروم و بشوم .🕊 مادر شهید زیر بار چنین نمی رفت زاهدپور هر پنجشنبه می رفت و باز هم بر دعای مادر قاسم می کرد تا اینکه مادر گفت آرزو می کنم که آنچه که دوست داری به آن و اینگونه بود که اسماعیل زاهدپور این کردکویی به سوریه رفت و در آذرماه سال گذشته در از حرم حضرت (س) به آرزوی دیرینه اش و باوفایش چون قاسم غریب پیوست .🕊🌹 ⏪ادامه دارد،،، کانالهای شهيد شبهای قدر مدافع حرم سردار خلبان قاسم (مهدی) غريب 👇 تلگرام ⬅️ @gharibshahid ایتا ⬅️ https://eitaa.com/gharibshahid اينستاگرام ⬅️ https://www.instagram.com/p/Bh9sm98F3W5
فرمانده امیر 🖤🖤 مسافر شام🖤🖤
‍ ‍‍ ‍ ‍ ┈••✾❀🕊❣️🕊❀✾••┈•.🇮🇷 { یادگاه شهدای} 🚩صابرین🚩 🕊🌹 ۸ شهید از شهادتش🕊🌹 شهید نقل می کرد: ↪️ در حیاط منزل ما درخت بود که بچه های منزل بارها برای چیدن انجیر بالای آن رفته و گاها بر اثر افتادن از آن آسیب می دیدند که تصمیم به قطع درخت می گیرد . اما هر وقت که می خواهند درخت را کنند قاسم مانع می شد و می گفت هر وقت من بشوم این درخت هم می افتد . شهید ادامه داد چند روز بعد از در حیاط بودیم که درخت انجیر و من آنجا یاد حرفهای قاسم افتادم .✨ غریب با شهید حسین میردوستی چهارمین شهید مدافع حرم استان که اصالتا اهل روستای مینودشت می باشد نیز دیرینه داشت . این دو شهید در تهران و در سوریه با هم بودند و بسیار خوبی از یکدیگر دارند که شاید این در سینه این دو شهید برای بایگانی شده است .😔 🚩تدمر آزاد شد✌️ "تدمر" یا "پالمیرا" یکی از شهرهای مهم و استان حمص بوده که در فاصله 160 کیلومتری پایتخت (دمشق) قرار دارد و یک شهر به حساب می‌آید. "پالمیرا" در طول تاریخ یکی از شهرهای سوریه مرکزی بوده است و یک شهر اساسی برای مسافران صحرای سوریه محسوب می‌شده است و آن را با نام "عروس صحرا" می‌شناختند. شهر دو ماه بعد از قاسم غریب بدست داعش افتاد و فجیعی علیه و در کنار آن صدمات شدیدی به آثار باستانی و وارد شد . با حضور روسیه در جبهه علیه تکفیری های داعش صدمات سختی به داعش در پالمیرا وارد آمد تا اینکه این شهر تاریخی از دست داعش شد . نیروهای روسی برای اینکه مردم شهر را برگردانند در این شهر کنسرت برگزار کردند و برای این شهر و آن ادای احترام کردند اما تدمر یا پالمیرا از روس ها امثال هستند که با ایجاد وقفه و در عملیات داعش در این شهر باعث از آسیب های بیشتر به این شهر و مردم آن شد. شاد راهش پر رهرو باد🕊🌹 روحمان با یادشان شاد🌹 پایان⏹ کانالهای شهيد شبهای قدر مدافع حرم سردار خلبان قاسم (مهدی) غريب 👇 تلگرام ⬅️ @gharibshahid ایتا ⬅️ https://eitaa.com/gharibshahid اينستاگرام ⬅️ https://www.instagram.com/p/Bh9sm98F3W5
‍ ‍ ┈••✾❀🕊❣️🕊❀✾••┈•.🇮🇷 { یادگاه شهدای} 🚩صابرین🚩 🕊🌹 قبل از عملیات تپه جاسوسان سال 89 /90 🕊🌹 با تمام نیروها به روستای دوله تو رفتند یک دوله تویی جلو آمد و برگه ای را نشان داد که نشان میداد از زندانی های زندان دوله تو بوده ((زمان کوموله ها)) همکاری با سپاه هست و بیایید شما را تا بالای جاسوسان و پشت قندیل ببرم و راه در رو را میشناسم. ها حرفش را قبول کردند ناگهان ، جعفر خان برگه اش را گرفت و پاره کرد و از اینجا گمشو . اون مرد اصرار کرد که کمک کند که گفت اگر الان از اینجا نری تیربارانت و هم اینجا میکشمت. آن مرد رفت و بعد از عملیات و خمپاره بارانی که دوله تویی ها بر سر بچه ها ریختند شد آن مرد پژاک بود. و جعفرخان باعث شد گول آن نفر را نخورند. وگرنه تلفات شاید بیشتر از این می شد. تصوير شهيد مدافع حرم سردار خلبان (مهدی) در کنار شهيد مدافع وطن سرار ((فرمانده ارشد شهيد غريب)) يادشان گرامي 🥀 🇮🇷 تلگرام ⬅️ @gharibshahid ایتا ⬅️ https://eitaa.com/gharibshahid
‍••✾❀🕊❣️🕊❀✾••┈•.🇮🇷 { یادگاه شهدای} 🚩صابرین🚩 🕊🌹 قبل از عملیات 🕊🌹 با تمام نیروها به روستای دوله تو رفتند یک دوله تویی جلو آمد و برگه ای را نشان داد که نشان میداد از زندانی های زندان دوله تو بوده (زمان کوموله ها) همکاری با سپاه هست و بیایید شما را تا بالای جاسوسان و پشت قندیل ببرم و راه در رو را میشناسم ها حرفش را قبول کردند ناگهان ، جعفر خان برگه اش را گرفت و پاره کرد و از اینجا گمشو اون مرد اصرار کرد که کمک کند که گفت اگر الان از اینجا نری تیربارانت و هم اینجا میکشمت آن مرد رفت و بعد از عملیات و خمپاره بارانی که دوله تویی ها بر سر بچه ها ریختند شد آن مرد پژاک بود و جعفرخان باعث شد گول آن نفر را نخورند. وگرنه تلفات شاید بیشتر از این می شد تصوير شهيد مدافع حرم سردار خلبان (مهدی) در کنار شهيد مدافع وطن سرار (فرمانده ارشد شهيد غريب) يادشان گرامي 🌹 تلگرام @gharibshahid ایتا https://eitaa.com/gharibshahid
‍ ‍ ┈••✾❀🕊❣️🕊❀✾••┈•.🇮🇷 { یادگاه شهدای} 🚩صابرین🚩 🕊🌹 قبل از عملیات 🕊🌹 با تمام نیروها به روستای دوله تو رفتند یک دوله تویی جلو آمد و برگه ای را نشان داد که نشان میداد از زندانی های زندان دوله تو بوده ((زمان کوموله ها)) همکاری با سپاه هست و بیایید شما را تا بالای جاسوسان و پشت قندیل ببرم و راه در رو را میشناسم. ها حرفش را قبول کردند ناگهان ، جعفر خان برگه اش را گرفت و پاره کرد و از اینجا گمشو . اون مرد اصرار کرد که کمک کند که گفت اگر الان از اینجا نری تیربارانت و هم اینجا میکشمت. آن مرد رفت و بعد از عملیات و خمپاره بارانی که دوله تویی ها بر سر بچه ها ریختند شد آن مرد پژاک بود. و جعفرخان باعث شد گول آن نفر را نخورند. وگرنه تلفات شاید بیشتر از این می شد. تصوير شهيد مدافع حرم سردار خلبان (مهدی) در کنار شهيد مدافع وطن سرار ((فرمانده ارشد شهيد غريب)) يادشان گرامي 🥀
‍ ‍ ┈••✾❀🕊❣️🕊❀✾••┈•.🇮🇷 { یادگاه شهدای} 🚩صابرین🚩 🕊🌹 قبل از عملیات 🕊🌹 با تمام نیروها به روستای دوله تو رفتند یک دوله تویی جلو آمد و برگه ای را نشان داد که نشان میداد از زندانی های زندان دوله تو بوده ((زمان کوموله ها)) همکاری با سپاه هست و بیایید شما را تا بالای جاسوسان و پشت قندیل ببرم و راه در رو را میشناسم. ها حرفش را قبول کردند ناگهان ، جعفر خان برگه اش را گرفت و پاره کرد و از اینجا گمشو . اون مرد اصرار کرد که کمک کند که گفت اگر الان از اینجا نری تیربارانت و هم اینجا میکشمت. آن مرد رفت و بعد از عملیات و خمپاره بارانی که دوله تویی ها بر سر بچه ها ریختند شد آن مرد پژاک بود. و جعفرخان باعث شد گول آن نفر را نخورند. وگرنه تلفات شاید بیشتر از این می شد. تصوير شهيد مدافع حرم سردار خلبان (مهدی) در کنار شهيد مدافع وطن سرار ((فرمانده ارشد شهيد غريب)) يادشان گرامي 🥀 @gharibshahid🕊🕊
‍ ‍ ┈••✾❀🕊❣️🕊❀✾••┈•.🇮🇷 { یادگاه شهدای} 🚩صابرین🚩 🕊🌹 قبل از عملیات 🕊🌹 با تمام نیروها به روستای دوله تو رفتند یک دوله تویی جلو آمد و برگه ای را نشان داد که نشان میداد از زندانی های زندان دوله تو بوده ((زمان کوموله ها)) همکاری با سپاه هست و بیایید شما را تا بالای جاسوسان و پشت قندیل ببرم و راه در رو را میشناسم. ها حرفش را قبول کردند ناگهان ، جعفر خان برگه اش را گرفت و پاره کرد و از اینجا گمشو . اون مرد اصرار کرد که کمک کند که گفت اگر الان از اینجا نری تیربارانت و هم اینجا میکشمت. آن مرد رفت و بعد از عملیات و خمپاره بارانی که دوله تویی ها بر سر بچه ها ریختند شد آن مرد پژاک بود. و جعفرخان باعث شد گول آن نفر را نخورند. وگرنه تلفات شاید بیشتر از این می شد. تصوير شهيد مدافع حرم سردار خلبان (مهدی) در کنار شهيد مدافع وطن سرار ((فرمانده ارشد شهيد غريب)) يادشان گرامي 🥀
‍ ‍ ┈••✾❀🕊❣️🕊❀✾••┈•.🇮🇷 { یادگاه شهدای} 🚩صابرین🚩 🕊🌹 قبل از عملیات 🕊🌹 با تمام نیروها به روستای دوله تو رفتند یک دوله تویی جلو آمد و برگه ای را نشان داد که نشان میداد از زندانی های زندان دوله تو بوده ((زمان کوموله ها)) همکاری با سپاه هست و بیایید شما را تا بالای جاسوسان و پشت قندیل ببرم و راه در رو را میشناسم ها حرفش را قبول کردند ناگهان ، جعفر خان برگه اش را گرفت و پاره کرد و از اینجا گمشو اون مرد اصرار کرد که کمک کند که گفت اگر الان از اینجا نری تیربارانت و هم اینجا میکشمت. آن مرد رفت و بعد از عملیات و خمپاره بارانی که دوله تویی ها بر سر بچه ها ریختند شد آن مرد پژاک بود و جعفرخان باعث شد گول آن نفر را نخورند. وگرنه تلفات شاید بیشتر از این می شد تصوير شهيد مدافع حرم سردار خلبان (مهدی) در کنار شهيد مدافع وطن سرار فرمانده ارشد شهيد غريب يادشان گرامي 🥀 و سالروز شهادت ۱۳ تن از شهدای مدافع امنیت گروه پژاک کردستان
‍ ‍ ┈••✾❀🕊❣️🕊❀✾••┈•.🇮🇷 { یادگاه شهدای} 🚩صابرین🚩 🕊🌹 قبل از عملیات 🕊🌹 با تمام نیروها به روستای دوله تو رفتند یک دوله تویی جلو آمد و برگه ای را نشان داد که نشان میداد از زندانی های زندان دوله تو بوده ((زمان کوموله ها)) همکاری با سپاه هست و بیایید شما را تا بالای جاسوسان و پشت قندیل ببرم و راه در رو را میشناسم. ها حرفش را قبول کردند ناگهان ، جعفر خان برگه اش را گرفت و پاره کرد و از اینجا گمشو . اون مرد اصرار کرد که کمک کند که گفت اگر الان از اینجا نری تیربارانت و هم اینجا میکشمت. آن مرد رفت و بعد از عملیات و خمپاره بارانی که دوله تویی ها بر سر بچه ها ریختند شد آن مرد پژاک بود. و جعفرخان باعث شد گول آن نفر را نخورند. وگرنه تلفات شاید بیشتر از این می شد. تصوير شهيد مدافع حرم سردار خلبان (مهدی) در کنار شهيد مدافع وطن سرار ((فرمانده ارشد شهيد غريب)) يادشان گرامي 🥀 ❤️❤️روز پاسدار مبارکتون داداشی من❤️❤️❤️❤️
‍ ‍ ‍ ‍ ‍ شهید_حاج_رضا_الوانی🌹 -الفاتحه🕊 خیلی متخلق به بود همه دوستش داشتند تو این مدت آشنایی کمی تندی ازش ندیدم رفقای صمیمی اش از جمله غریب (نخبه صابرین)  و طاهر نیا شهید شده بودند.🕊🕊🌹 هر شب زیارت با روضه داشتیم هر وقت که میومد یا سمت چپ مجلس یا سمت راست می نشست خیلی نظرم بهش جلب شده بود. یه روز بچه های گردانش هیئت گرفته بودند می خواستم برم اما نتونستم با این که مجلس تهیه دیده بودند، فرداش معذرت خواهی کرد اما انگار نه انگار اتفاقی افتاده تازه به من گفت :من مدیون شما هستم تعجب کردم تا یه شب دیگه رفتم مقداری براشون صحبت کردم و و سینه زنی داشتیم سفر دوم تو فرودگاه گفتم حاجی دوباره میایی ؟ گفت دارم سعی می کنم ببینم میشه یا نه. رفتیم تو با هم تقریبا 5 الی 6 بار نکته ی بهش گفتم. بعضی از رفقا شاهد بودند. گفتم حاجی خیلی قشنگ شده (خدا شاهده هم تو بی سیم میومد به بچه ها می گفتم چقدر قشنگ پیج می کنه و بچه ها تایید کردند ) 🌹 یادگاه شهدای🌹 🇮🇷
فرمانده امیر 🖤🖤 مسافر شام🖤🖤
‍ ┈••✾❀🕊❣🕊❀✾••┈ 🌹•°°•.🇮🇷 { یادگاه شهدای} 🚩صابرین🚩      علمدارسپاه اسلام مدافع حرم 🕊🌹 ✨ ❓گویا شما در مزار شهید زیارت خوانده بودید؟❓ ✨✨✨✨✨🍃🌹 همسربزرگوار شهید: ⏮،،،بله، من زمان خاکسپاری از دوستان ایشان اجازه خواستم تا در قبر شهید زیارت بخوانم. آنها فضای مناسب را فراهم کردند. من و یکی از ایشان وارد قبر شهید شدیم🌹 آرامش عجیبی به همراه بوی عطری در قبر پیچیده بود. کاملاً مشخص بود که تا لحظاتی دیگر اینجا آرامگاه یکی از بندگان خدا خواهد شد. رضا با رفتار، گفتار و کردارش خبر و را بارها و بارها در زندگی به من داده بود. مراسم محمدرضا الوانی هیچ گاه از یاد نمی‌رود. به من گفته بودند شهیدم در همدان خیلی غریب است. برای همین دوستانش برای اینکه حق ایشان ادا شود مراسمی را هم در تهران برایش کرده بودند. اما وقتی پیکر به همدان رسید و مراسم تشییع برگزار شد من مات و مبهوت شهدا شدم. ندیدم هر چه دیدم حضور بود. آنهایی در مراسم شرکت کرده بودند که اصلاً شهیدم را از نزدیک نمی‌شناختند. افرادی در تشییع همسرم حضور داشتند که شاید ظاهرشان کمی با ما فرق می‌کرد و با خود می‌گفتی اینها که اصلاً اعتقاداتشان با ما همخوانی ندارد. بعد از مراسم بسیاری آمدند و : شهید را برآورده کرده است. همه حضار می‌گفتند ایشان پسر ما هم است. کل ایران داغدار شهادت رضای من شده بود. که ما را با حضور و همراهی‌شان مورد لطف قرار دادند و ما شرمنده آنها شدیم. رضا دوست داشت در بارگاه حضرت معصومه (س) آرام بگیرد اما به خاطر مادرش به قطعه همدان (باغ بهشت) و همان مکانی که پیشتر آن را به من نشان داده بود، منتقل و به خاک شد. صلوات