eitaa logo
قاوِم!
99 دنبال‌کننده
71 عکس
24 ویدیو
0 فایل
. . مقاومت کنید ؛ فتح قله نزدیک است .. 🇮🇷* . . و جآنم را با انبوهِ واژه‌ها سرشتند 🪐✨️ . . برایِ ضروریات : @raahel128 تپش : @vatiiny
مشاهده در ایتا
دانلود
[🇮🇷]
قاوِم!
[🇮🇷]
اینجا نوجوانان به قاسم‌بن‌الحسن اقتدا می‌کنند. می‌آیند به میانه‌ی میدان و رجز میخوانند: اِن‌ تَنکُرونی فاَنا‌ ابنُ الشّهید.. پدرها شهید، مادرها شهید، دخترکان شهید، شیرخواره‌ها شهید، اینجا همه از یکدیگر رسم شهادت یاد می‌گیرند؛ خواهر از برادر هردوشان از مادر پدر اما با ردّ خشکیده‌ی اشک بر صورتش علم برداشته و فریاد میزند هیهات من الذله.. @ghavem | مَه‌نوشت
سلام خدا بر او ؛ هنگامی که زاده شد تا خار چشم دشمنان اسلام و مسلمانان باشد. و هنگامی که شهید شد تا دریا با خونش به خروش درآید برای هلاکت استثمار. و سلام خدا بر او باد، به هنگام رجعتش که دلتنگیِ امواج خلیج و مردمانش را میزُداید .. @ghavem | مَه‌نوشت
قاوِم!
[🕊]
سر پسرش را برایش پیشکش آوردند. بیچاره ها فکر می‌کردند زن، بعد از دیدن رگ‌های بریده‌ی پاره‌ی تنش، دست از راه و رسمش برمی‌دارد. می‌خواستند زن را به عزای پسرش بنشانند. فکر می‌کردند مویه‌کُنان تَرک صحرا می‌کند و به کنج خانه ماتم می‌گیرد. زن اما آمد جلوی سپاهِ سیاهشان. تمام جانِ اندکش را که زیر عطش و آفتاب سوزان، برایش باقی مانده بود، جمع کرد و ریخت توی صدایش: من چیزی را که در راه خدا داده‌ام پس نمیگیرم. طوری فریاد زد که بعد از هزار و چهارصد سال هنوز کلماتش توی هوا پخشند. جاری‌اند اصلا؛ توی ذرات هوا. هوایی که آنقدر چرخیده و چرخیده تا از دشت نینوا رسیده به زنان و مادران این سرزمین. همه برای خودشان اُم‌ّوهَبی شده‌اند بیا و ببین. همه دنبال کاروان حسین راه افتاده‌اند. یکی شوهرش را، دیگری پسرانش را، همه پاره‌های تنشان را، بی‌هیچ هراسی راهی میدان کرده‌اند. خودشان هم میدان‌داری می‌کنند؛ رجزخوانی می‌کنند، خط و نشان می‌کشند برای سپاه کفر. تا وقتی که سَری، تنی، استخوانی، جانی، از عزیزشان بیاورند برایشان؛ آن‌گاه خوب می‌دانند که چگونه عَلم بر دوش بگیرند و فریاد بزنند: برای اسلام و انقلاب باشد، جآن چه قابلی دارد! @ghavem | مَه‌نوشت
قاوِم!
[🌍]
نصف بیشتر کلماتت را نفهمیدم پسرجان! مخصوصا آنجا که شروع به یزله‌ خوانی کردی. چند کلمه‌ی مختصر را هم لابلای حرفهایت، دست و پاشکسته به جان کشیدم. مَخلص کلام را هم از نوشته‌ی زیر کلیپ فهمیدم؛ نوشته‌اند تمام دارایی‌ات را برای جمهوری اسلامی ایران تقدیم کرده‌ای. نوشته‌اند آخر حرفهایت با بغض و اشک گفته‌ای فدای جمهوری اسلامی ایران و مردمانش. نوشته‌اند به قول مجید سوزوکی اگر توی محله ما بودی، لات خوبی میشدی ... نوشته‌اند: فردا روز جمهوری اسلامی ایران است. مینویسم: چقدر تصوراتمان به هم ریخته! چقدر هم‌وطن داشتیم آن‌ورِ مرزهایمان! چقدر این جمهوریتِ اسلام، سِره را از ناسِره جدا کرده و آخر سَر شما را آورده توی مرزهای ما؛ مرزهایی ورایِ این آب‌ها و خاک‌ها؛ ورایِ جغرافیایی که سال‌ها روی کره‌ی جغرافیا دیدیم و نشان یکدیگر دادیم. حتی ورای مرزبندی‌های قومی و عشیره‌ای. شما شده‌اید هم‌وطنانِ دور از وطنِ ما. هم‌وطنانی که خاکِ لاستیکِ دوچرخه‌‌ی یکی از پسرانش شرف دارد به سرتاپای یک مشت ‌بی‌وطنِ پَست‌فطرتِ بی‌ریشه. و این باور ماست؛ روز جمهوری اسلامی ایران، متعلق به تمامی اُمّت مسلمانِ شرافتمندِ دنیاست، اُمّتی که مبعوث شده‌اند تا پرچم اسلام را بر بلندای قُلّه‌ی بشریت به اهتزاز درآورند، ان‌شاءالله. چرا که؛ يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الحَقَّ بِكَلِماتِهِ .... وَ لَو كَرِهَ المُجرِمُون .. @ghavem | مَه‌نوشت
قاوِم!
[❤️‍🩹]
یک فیلم چند ثانیه‌ای‌ست کلا ! در عرض چندثانیه، تمام زورِ بازوی جوانان رشیدِ این سرزمین می‌سوزد و دود می‌شود. در عرض چند ثانیه تمام نبوغ مهندسین این مملکت تکه‌ تکه می‌شود و بر زمین می‌افتد. به همین سادگی! به همین راحتی یک مُشت دهن‌دریده‌یِ فاقد شرافت جاده را برای جنگنده‌‌ی اجنبی جماعت، صاف کردند تا قُشون‌کشی کند به آب و گاز و کارخانه و فولاد و واکسن و زیرساخت و زیر ساخت و زیر ساخت ! گوش مردم را هم کر کرده بودند که فقط نظامی میزند! لعنت خدا هم حیف است برایتان! بی‌وطن‌های دوزاری .. ما که می‌سازیم جای جایِ وطنمان را؛ ولی شما با این همه روسیاهی چکار میکنید ؟! @ghavem | مَه‌نوشت
هدایت شده از مُحَلِّل
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه این دیده از آن روست که خونابه فشان است
الحمدلله که خدا ما رو شاهد دربه‌دریِ نیروهای ابرقدرت دنیا قرار داد. تا باد چنین بادا !
به مردُم فکر میکنم. مردمی که نه سرما می‌شناسد نه گرما. نه برف نه باران؛ نه مناسبت قمری نه عیدباستانی. بیشتر از یک ماه است که خیابانگردِ جمهوری اسلامی شده! خیابانگردِ وطن شده. شب که می‌شود عزم قافله می‌کند. من فکر می‌کنم آوینی دوباره زنده شده و در وصف این جماعت دوربین به دست گرفته و روایت فتحی دیگر می‌سازد، فتحِ مقاومت! این مردم، کودک و زن و پیرمرد و جوان، راهیان کربلایند و تو مپندار که کربلا یک شهری در یک سرزمین است؛ کربلا برای ما یک افق است. افقی که جاری شده در پیچ کوچه‌هایمان، در آسفالت خیابان‌هایمان، در هیاهوی کودکی که پرچمی سه رنگ به دست دارد و فریاد میزند مرگ بر آمریکا. آری کربلا آن افقی است که یک ملت را، خیابان‌نشین می‌کند، هرشب، ولی نمی‌گذارد زیر بار ذلت برود. @ghavem | مَه‌نوشت