eitaa logo
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
883 دنبال‌کننده
522 عکس
138 ویدیو
15 فایل
🔺 کانال اختصاصی اطلاع رسانی برنامه‌ها و نشر آثار حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی 🔺 کانال اطلاع رسانی دکتر قاسم کاکایی در تلگرام: https://t.me/ghkakaie ارتباط با مدیر کانال : @Admin_ghkakaie
مشاهده در ایتا
دانلود
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
🎙️| فایل صوتی کامل | جلسه ۸۳ #شرح_مثنوی_معنوی (دفتر اول) ⬜با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاس
درسگفتار شرح مثنوی معنوی، جلسه ۸۳، دفتر اول، ابیات ۱۷۹۵ تا ۱۸۲۴(تصحیح نیکلسون) ده زکات روی خوب ای خوب‌رو شرح جان شرحه شرحه بازگو کز کرشم غمزه‌ای غمازه‌ای بر دلم بنهاد داغی تازه‌ای من حلالش کردم ار خونم بریخت من همی‌گفتم حلال او می‌گریخت چون گریزانی ز نالهٔ خاکیان غم چه ریزی بر دل غمناکیان ای که هر صبحی که از مشرق بتافت همچو چشمهٔ مشرقت در جوش یافت چون بهانه دادی این شیدات را ای بها نه شکر لبهات را ای جهان کهنه را تو جان نو از تن بی جان و دل افغان شنو شرح گل بگذار از بهر خدا شرح بلبل گو که شد از گل جدا از غم و شادی نباشد جوش ما با خیال و وهم نبود هوش ما حالتی دیگر بود کان نادرست تو مشو منکر که حق بس قادرست تو قیاس از حالت انسان مکن منزل اندر جور و در احسان مکن جور و احسان رنج و شادی حادثست حادثان میرند و حقشان وارثست صبح شد ای صبح را صبح و پناه عذر مخدومی حسام‌الدین بخواه عذرخواه عقل کل و جان توی جان جان و تابش مرجان توی تافت نور صبح و ما از نور تو در صبوحی با می منصور تو دادهٔ تو چون چنین دارد مرا باده کی بود کو طرب آرد مرا باده در جوشش گدای جوش ماست چرخ در گردش گدای هوش ماست باده از ما مست شد نه ما ازو قالب از ما هست شد نه ما ازو ما چو زنبوریم و قالبها چو موم خانه خانه کرده قالب را چو موم رجوع به حکایت خواجهٔ تاجر بس دراز است این حدیث خواجه گو تا چه شد احوال آن مرد نکو خواجه اندر آتش و درد و حنین صد پراکنده همی‌گفت این چنین گه تناقض گاه ناز و گه نیاز گاه سودای حقیقت گه مجاز مرد غرقه گشته جانی می‌کند دست را در هر گیاهی می‌زند تا کدامش دست گیرد در خطر دست و پایی می‌زند از بیم سر دوست دارد یار این آشفتگی کوشش بیهوده به از خفتگی آنک او شاهست او بی کار نیست ناله از وی طرفه کو بیمار نیست بهر این فرمود رحمان ای پسر کل یوم هو فی شان ای پسر اندرین ره می‌تراش و می‌خراش تا دم آخر دمی فارغ مباش تا دم آخر دمی آخر بود که عنایت با تو صاحب‌ سِر بود هر چه می‌کوشند اگر مرد و زنست گوش و چشم شاه جان بر روزنست برون انداختن مرد تاجر طوطی را و از قفس پریدن طوطی مرده بعد از آنش از قفس بیرون فکند طوطیک پرید تا شاخ بلند طوطی مرده چنان پرواز کرد کآفتاب شرق ترکی‌تاز کرد خواجه حیران گشت اندر کار مرغ بی‌خبر ناگه بدید اسرار مرغ روی بالا کرد و گفت ای عندلیب از بیان حال خودمان ده نصیب او چه کرد آنجا که تو آموختی ساختی مکری و ما را سوختی گفت طوطی کو به فعلم پند داد که رها کن لطف آواز و وداد زانک آوازت ترا در بند کرد خویشتن مرده پی این پند کرد یعنی ای مطرب شده با عام و خاص مرده شو چون من که تا یابی خلاص دانه باشی مرغکانت بر چنند غنچه باشی کودکانت بر کنند دانه پنهان کن بکلی دام شو غنچه پنهان کن گیاه بام شو هر که داد او حسن خود را در مزاد صد قضای بد سوی او رو نهاد چشمها و خشمها و رشکها بر سرش ریزد چو آب از مشکها دشمنان او را ز غیرت می‌درند دوستان هم روزگارش می‌برند آنک غافل بود از کشت و بهار او چه داند قیمت این روزگار ✅ @ghkakaie
📢اعلام برنامه 💡 سلسله نشست هایِ (طلب و اخلاق طلبگی) 🎤حجت الاسلام و المسلمین دکتر قاسم کاکایی 🎥بستر های پخش از فضای مجازی : ۱ http://Dastgheibqoba.info/live ۲ https://www.aparat.com/dastgheib/live ۳ https://heyatonline.ir/masjed.ghoba 🗓️زمان : پنجشنبه ها هر دو هفته یک بار پس از نماز مغرب و عشاء جلسهٔ بیست و نهم ۵ بهمن ۱۴۰۲ 🕌مکان : شیراز_ مسجد قبا (آتشیها)@ghkakaie
میلاد با سعادت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام مبارک باد. ✅@ghkakaie
🟨 دمی با حافظ در محضر آیت الله نجابت(ره) طالع اگر مدد دهد، دامَنَش آوَرَم به کف گر بِکَشَم زهی طَرَب، ور بِکُشَد زهی شرف حافظ اگر قدم زنی در رَهِ خاندان به صِدق بدرقهٔ رَهَت شود همَّتِ شَحنِهٔ نجف ************* ستاره‌ای بدرخشید و ماهِ مجلس شد دل رمیدهٔ ما را رفیق و مونس شد نگارِ من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسأله‌آموزِ صد مُدَرِّس شد ضمن تبریک حلول ماه مبارک رجب که آغاز سه ماه مِی‌‌پرستیِ اولیای خداست (رجب، شعبان و رمضان) که حافظ فرمود: به دورِ لاله قدح گیر و بی‌ریا می‌باش به بویِ گُل نفسی همدمِ صبا می‌باش نگویمت که همه ساله مِی پرستی کن سه ماه مِی خور و نُه ماه پارسا می‌باش و با تبریک پیشاپیشِ عید مبارک میلاد امیرالمومنین علیه السلام و عید مبارک بعثت حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و سلم، نظر به آنکه جمعی از مخاطبان مدت‌هاست که تقاضای شروع درس‌گفتاری در مورد حافظ علیه‌الرحمه را داشته‌اند، به اطلاع علاقمندان می‌رسانیم که به میمنت این ایام، درسگفتار حجت الاسلام والمسلمین دکتر کاکایی تحت عنوان «دمی با حافظ در محضر آیت الله نجابت(ره)» از روز شنبه ۱۴۰۲/۱۱/۷، به طور هفتگی، شنبه‌ها، به صورت کوتاه، در کانال‌های زیر منتشر خواهد شد: ✅ تلگرام: https://t.me/ghkakaie ✅واتس اپ: https://chat.whatsapp.com/LGvx5lTcSHu1mNidSYhaDG ✅ایتا: https://eitaa.com/ghkakaie ✅ اینستاگرام: https://www.instagram.com/ghkakaie/
حجت الاسلام والمسلمین کاکاییطلب و اخلاق طلبگی ۲۹.mp3
زمان: حجم: 11.2M
🎙️|فایل صوتی کامل| 💡 🎤حجت الاسلام و المسلمین دکتر قاسم کاکایی جلسهٔ بیست و نهم 🗓️تاریخ برگزاری : ۵ بهمن ۱۴۰۲ ⏳ مدت زمان : ۳۱ دقیقه و ۵ ثانیه ✅ @ghkakaie
حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکاییدمی با حافظ در محضر حضرت آیت الله نجابت«ره» جلسه ۱.mp3
زمان: حجم: 16M
🎙️| فایل صوتی کامل | درسگفتار (ره) ⬜با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی جلسهٔ اول 🗓️تاریخ جلسه : شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۲ 🕝 مدت زمان: ۹ دقیقه و ۵۱ ثانیه صبح‌دَم، از عرش می‌آمد خروشی، عقل گفت قُدسیان، گویی که شعرِ حافظ از بَر می‌کنند **** ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ به قرآنی که اندر سینه داری @ghkakaie
شرح_گلشن_راز_جلسه_۸۴_حجت‌الاسلام_والمسلمین_دکتر_کاکایی.mp3
زمان: حجم: 29.8M
🎙️باز نشر فایل صوتی اثر منظوم شیخ محمود شبستری ( ره) ▶️ جلسه ۸۴ 🕝مدت زمان صوت : ۲۷ دقیقه و ۳۶ ثانیه 🗓️تاریخ تدریس : ۱۶ اسفند ۱۳۹۰ ✅تدریس شده در حوزهٔ علمیهٔ شهید محمد حسین نجابت( ره) درسگفتار شرح گلشن راز، جلسهٔ ۸۴، ادامهٔ بحث جبر و اختیار: ندارد اختیار و گشته مامور زهی مسکین که شد مختار مجبور نه ظلم است این که عین علم و عدل است نه جور است این که محض لطف و فضل است به شرعت زان سبب تکلیف کردند که از ذات خودت تعریف کردند چو از تکلیف حق عاجز شوی تو به یک بار از میان بیرون روی تو به کلیت رهایی یابی از خویش غنی گردی به حق ای مرد درویش برو جان پدر تن در قضا ده به تقدیرات یزدانی رضا ده سؤال از ماهیت نطق و بیان چه بحر است آنکه نطقش ساحل آمد ز قعر او چه گوهر حاصل آمد جواب یکی دریاست هستی نطق ساحل صدف حرف و جواهر دانش دل به هر موجی هزاران در شهوار برون ریزد ز نص و نقل و اخبار هزاران موج خیزد هر دم از وی نگردد قطره‌ای هرگز کم از وی وجود علم از آن دریای ژرف است غلاف در او از صوت و حرف است معانی چون کند اینجا تنزل ضرورت باشد آن را از تمثل ✅@ghkakaie
💢🔰 کرسی ترویجی نقد نظریه یکسان انگاری عرفان با نگاه هنری به الهیات و دین ارائه کننده: 🔸دکتر علی شیروانی، دانشیار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه؛ ناقدین:‌ 🔸دکتر قاسم کاکایی، استاد دانشگاه شیراز؛ 🔸دکتر نرجس رودگر، استادیار جامعه المصطفی العالمیه؛ دبیر علمی: 🔸دکتر محمدهادی توکلی، عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه؛ 🗓 دوشنبه 9 بهمن 1402ساعت 10:15 📍قم، پردیسان، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه 🌐 جلسه مجازی: https://skyroom.online/ch/rihu/meeting3 «حضور در جلسه برای عموم آزاد است» پژوهشگاه حوزه و دانشگاه | عضو شوید👇 @rihu_ac_ir https://eitaa.com/programensani@ghkakaie
📣 انجمن علمی - دانشجویی دانشکده الهیات دانشگاه شیراز برگزار می کند:📣 💠 دوره شرح مثنوی معنوی💠 ✅ با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی جلسهٔ ۸۴ ⏳زمان برگزاری : سه‌شنبه، ۱۰ بهمن ۱۴۰۲ _ساعت ۱۶ 🖇️لینک شرکت آنلاین در دوره : https://vroom.shirazu.ac.ir/elmi23 📌(شرکت برای عموم آزاد است ) ✅ @ghkakaie
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
💢🔰 کرسی ترویجی نقد نظریه یکسان انگاری عرفان با نگاه هنری به الهیات و دین ارائه کننده: 🔸دکتر علی
دکتر شیروانی_دکتر کاکایی_دکتر رودگر نقد نظریه یکسان انگاری عرفان با نگاه هنری به الهیات .mp3
زمان: حجم: 29.7M
🎙️|فایل صوتی کامل | سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی شیروانی و حجت الاسلام والمسلمین دکتر کاکایی و خانم دکتر نرجس رودگر در 💡نقد نظریه یکسان انگاری عرفان با نگاه هنری به الهیات و دین 🗓️تاریخ برگزاری : ۹ بهمن ۱۴۰۲ محل برگزاری: قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ⏳ مدت زمان : ۱ ساعت و ۵۶ دقیقه و ۱۴ ثانیه @ghkakaie
شرح مثنوی معنوی جلسهٔ ۸۴_ حجت الاسلام و المسلمین دکتر کاکایی.mp3
زمان: حجم: 14.5M
🎙️| فایل صوتی کامل | جلسه ۸۴ (دفتر اول) ⬜با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم کاکایی 🗓️تاریخ جلسه : سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۲ 🕝 مدت زمان: ۱ ساعت و ۱۸ ثانیه @ghkakaie
کانال اختصاصی قاسم کاکایی
🎙️| فایل صوتی کامل | جلسه ۸۴ #شرح_مثنوی_معنوی (دفتر اول) ⬜با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاس
درسگفتار شرح مثنوی معنوی، جلسهٔ ۸۴، دفتر اول، ابیات ۱۸۳۹ تا ۱۸۸۷: در پناه لطف حق باید گریخت هزاران لطف بر ارواح ریخت تا پناهی یابی آنگه چون پناه آب و آتش مر ترا گردد سپاه نوح و موسی را نه دریا یار شد نه بر اعداشان بکین قهار شد آتش ابراهیم را نه قلعه بود تا برآورد از دل نمرود دود کوه یحیی را نه سوی خویش خواند قاصدانش را به زخم سنگ راند گفت ای یحیی بیا در من گریز تا پناهت باشم از شمشیر تیز وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن یک دو پندش داد طوطی بی‌نفاق بعد از آن گفتش سلام الفراق خواجه گفتش فی امان الله برو مر مرا اکنون نمودی راه نو خواجه با خود گفت کین پند منست راه او گیرم که این ره روشنست جان من کمتر ز طوطی کی بود جان چنین باید که نیکوپی بود مضرّت تعطیم خلق و انگشت‌نمای شدن تن قفس‌شکلست تن شد خار جان در فریب داخلان و خارجان اینش گوید من شوم همراز تو وآنش گوید نی منم انباز تو اینش گوید نیست چون تو در وجود در جمال و فضل و در احسان و جود آنش گوید هر دو عالم آن تست جمله جانهامان طفیل جان تست او چو بیند خلق را سرمست خویش از تکبر می‌رود از دست خویش او نداند که هزاران را چو او دیو افکندست اندر آب جو لطف و سالوس جهان خوش لقمه‌ایست کمترش خور کان پر آتش لقمه‌ایست آتشش پنهان و ذوقش آشکار دود او ظاهر شود پایان کار تو مگو آن مدح را من کی خورم از طمع می‌گوید او پی می‌برم مادحت گر هجو گوید بر ملا روزها سوزد دلت زان سوزها گر چه دانی کو ز حرمان گفت آن کان طمع که داشت از تو شد زیان آن اثر می‌ماندت در اندرون در مدیح این حالتت هست آزمون آن اثر هم روزها باقی بود مایهٔ کبر و خداع جان شود لیک ننماید چو شیرینست مدح بد نماید زانک تلخ افتاد قدح همچو مطبوخست و حب کان را خوری تا بدیری شورش و رنج اندری ور خوری حلوا بود ذوقش دمی این اثر چون آن نمی‌پاید همی چون نمی‌پاید همی‌پاید نهان هر ضدی را تو به ضد او بدان چون شکر پاید نهان تاثیر او بعد حینی دمل آرد نیش‌جو نفس از بس مدحها فرعون شد کن ذلیل النفس هونا لا تسد تا توانی بنده شو سلطان مباش زخم کش چون گوی شو چوگان مباش ورنه چون لطفت نماند وین جمال از تو آید آن حریفان را ملال آن جماعت کت همی‌دادند ریو چون ببینندت بگویندت که دیو جمله گویندت چو بینندت بدر مرده‌ای از گور خود بر کرد سر همچو امرد که خدا نامش کنند تا بدین سالوس در دامش کنند چونک در بدنامی آمد ریش او دیو را ننگ آید از تفتیش او دیو سوی آدمی شد بهر شر سوی تو ناید که از دیوی بتر تا تو بودی آدمی دیو از پیت می‌دوید و می‌چشانید او میت چون شدی در خوی دیوی استوار می‌گریزد از تو دیو نابکار آنک اندر دامنت آویخت او چون چنین گشتی ز تو بگریخت او تفسیر ما شاءالله کان این همه گفتیم لیک اندر بسیچ بی‌عنایات خدا هیچیم هیچ بی عنایات حق و خاصان حق گر ملک باشد سیاهستش ورق ای خدا ای فضل تو حاجت روا با تو یاد هیچ کس نبود روا این قدر ارشاد تو بخشیده‌ای تا بدین بس عیب ما پوشیده‌ای قطرهٔ دانش که بخشیدی ز پیش متصل گردان به دریاهای خویش قطرهٔ علمست اندر جان من وارهانش از هوا وز خاک تن پیش از آن کین خاکها خسفش کنند پیش از آن کین بادها نشفش کنند گر چه چون نشفش کند تو قادری کش ازیشان وا ستانی وا خری قطره‌ای کو در هوا شد یا که ریخت از خزینهٔ قدرت تو کی گریخت گر در آید در عدم یا صد عدم چون بخوانیش او کند از سر قدم ✅ @ghkakaie