eitaa logo
کتابخانه مسجد قبا
210 دنبال‌کننده
879 عکس
97 ویدیو
47 فایل
اینجا فضاییست برای تنفس لابلای ورق های خیال انگیز کتاب ارتباط با مدیر از طریق آیدی: @Sarbaaazevelaayat تمدید کتابها از طریق آیدی : @gharezi511 ⏰ساعات کاری کتابخانه: روزهای زوج از ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹ لینک کانال برای معرفی به هم محله ای هامون .
مشاهده در ایتا
دانلود
📚زبور مقاومت ✍محمدحسین بزی،مصطفی اللهیاری 📄۴۱۲صفحه 📍درباره کتاب: لبنان، سید حسن نصرالله، جنگ 33 روزه و حاج قاسم سلیمانی. این واژه ها به هم گره خورده اند اما به سختی می توانید کتابی با محوریت این سه موضوع پیدا کنید. اما کتاب زبور مقاومت با ادبیاتی روان و با تحقیقاتی جامع توانسته سیری در مواضع و دیدگاه های سید حسن نصرالله انجام دهد و نگاهی ویژه به جنگ 33 روزه و مجاهدت های شهید حاج قاسم سلیمانی بیاندازد. ✳️کتابخانه مسجد قبا @ghobalib📚
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚سید عزیز زندگی‌نامه خودگفته سید حسن نصرالله ✍حمید داوود آبادی ترجمه:علیرضا موحدی 📌درباره کتاب: این کتاب حاصل ساعت ها گفت وگوی اختصاصی «حمید داودآبادی» با دبیرکل حزب الله لبنان در سال ۱۳۷۷ است که در آن سید حسن نصرالله، زوایای ناگفته ی زندگی خود را بازگو کرده است. نام کتاب «سید عزیز» از تقریظ مقام معظم رهبری بر نسخه ی قبل از چاپ آن گرفته شده است که ایشان نوشته اند: «هر چیزی که مایهٔ شناخت و تکریم بیشتر آن سید عزیز شود، خوب و برای من مطلوب است» در پایان کتاب عکس هایی از کودکی تا بزرگسالی سید حسن نصرالله در لباس ها و موقعیت های گوناگون مشاهده می شود. ✂️برشی از کتاب: « پدر و مادرم با ورود من به حوزه موافق نبودند. مادرم به روحانیت خوش بین نبود. تا آن روز ، جریان پدر بزرگم (پدرِ مادرم ) را نمی دانستم که روحانی بوده و عمّامه را کنار گذاشته است! البته دلیل آن ، تنها مسایل خانوادگی بود و نه از روی قصدی خاص یا از نظر سیاسی یا چیز دیگر . تلاش من برای راضی کردن پدر و مادرم به نتیجه نرسید و آنها تن به طلبگی من نمی دادند و من مجبور شدم نقشه ای بکشم . به آنان گفتم : در لبنان شغل چندانی وجود ندارد و اوضاع خوب نیست . اگر این جا بمانم جنبش امل مرا برای جنگ می برد ؛ ولی اگر به نجف بروم در دبیرستان درس می خوانم و در کنارآن هم درس طلبگی می خوانم و بعد از تمام کردن دبیرستان به دانشگاه بغداد می شوم و در دوره دکتری متخصص می شوم . و این شد که پدر و مادرم با رفتن من به عراق موافقت کردند.» ✳️کتابخانه مسجد قبا @ghobalib📚
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تبیین منطق مقاومت.pdf
حجم: 1.8M
دانلود رایگان کتابچه 🔸 این کتاب برگرفته از سخنرانی در ۹مهر۱۴۰۳ در سومین روز شهادت سید حسن نصرالله بوده که به تبیین این شهید بزرگوار و نیز تبیین از محور مقاومت می‌پردازد 💠 اندیشکده راهبردی سعداء 🆔 @‌soada_ir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از انتشارات راه یار
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥موشک موفق نبود! شنیدند جوانی برای فرماندهی توپ‌خانه انتخاب شده. خندیدند و مسخره کردند که نه توپی هست و نه توپ‌خانه‌ای، فرماندۀ چی؟ حسن همان موقع به نیروهای عراقی اشاره کرد و گفت: «توپ‌های ما آن طرف است.» در اولین روزهای جنگ، همه دنبال آرپی‌جی و تیربار و کلاش بودند، استفاده از سلاح سبک مزیت بود. حاج حسن اما در آبادان دنبال توپ و خمپاره می‌گشت. تا اینکه مدتی بعد در سال60 توانستیم گردان توپ‌خانه‌ای از رژیم صدام به غنیمت بگیریم و با همین توپ‌های غنیمتی، توپ‌خانۀ سپاه شکل گرفت که در آن روزها، اوج امکانات ما بود. اواخر اسفند62 عملیات خیبر انجام شد؛ اما بچه‌ها به اهداف عملیات نرسیدند. دژ طلائیه سقوط نکرد و حتی یگان زرهی سپاه هم نتوانست به این دژ نفوذ کند. حاج حسن تهرانی‌مقدم همان‌جا گفت که می‌تواند موشک درست کند و دژ را بزند. همۀ بچه‌ها از این حرف حسن تعجب کرده بودند. با امکانات کمی که داشتیم، این کار غیرممکن به نظر می‌رسید. حاج حسن اما رفت و با وسایل کمی که در دسترس بود، موشک خاصی را ساخت. موشکی که روی وانت‌بار سوارش کرد و به‌سمت دژ شلیک. شلیک موشک موفق نبود؛ اما حاج حسن را تسلیم نمی‌کرد. او کار موشکی را از همین‌جاها شروع کرد. 📚از کتاب «امواج اراده‌ها»؛ خاطراتی از توان و اراده ایرانی 🎥⁨کلیپ مربوط به یکی از تست‌های موتورهای سوخت جامد در زمان حیات شهید والامقام حسن طهرانی مقدم 🇮🇷 ♦️سفارش با تخفیف15درصد و ارسال رایگان(بالای 400هزار تومان): rahyarpub.ir @Rahyar97 ➕بسته ویژه کتاب‌های «روایت پیشرفت»: B2n.ir/iran03@Rahyarpub
📚 راز تنهایی ✍ نرجس شکوریان‌فرد  📄۲۶۴ صفحه ✂️بخشی از کتاب اولین بار که برای هواخوریِ اجباری به بیرون از سلول رفتند، هم خوش‌حال بود و هم ناراحت. بالاخره از آن سلول نهُ متری بیرون زده بودند و باز هم می‌توانست آسمان را ببیند و هوای آزاد را به ریه‌هایش برساند🫁 میان همهمهٔ همه‌جور آدم، با احتیاط قدم برمی‌داشت و اصلا نمی‌خواست کوچک‌ترین حساسیتی به وجود بیاورد. خودش بی‌گناه بود و با تمام رذالت‌ها؛ حالا دقیقا میان آدم‌هایی قرار گرفته بود که هر کدام تَمبر مجرمیتی بر پیشانی داشتند و بارها کارهایشان شده بود خبرهای وحشتناکی که از داخل زندان به بیرون درز پیدا کرده بود، مسئولین هم هیچ‌وقت نخواسته بودند تکذیب کنند🚫 تکیه به دیوار سیمانی داد و چشم گرداند میان همهٔ آدم‌هایی که بی‌هدف قدم برمی‌داشتند؛ سیاه و سفید، لاغر و تنومند... آمریکا، کشور برده‌های سیاهِ دزدیده شده از آفریقا و سرخ‌پوست‌های قتل‌عام شدهٔ ساکن آمریکا بود. اروپایی‌هایی بودند که آن سرخ‌پوست‌ها را کشتند و آن سیاه‌ها را زنجیر به گردن و دست و پا آوردند و خودشان را مالک دانستند. حالا میان همهٔ این‌هایی بود که به او نگاه تازه‌وارد داشتند و یوسف اصلا دلش نمی‌خواست چشم در چشمشان شود. تنها سر به آسمان گرفت تا چشم در چشم خورشید بدوزد و بخواهد که زیر این نورِ عظیمش راه را برای او روشن کند؛ باید چه می‌کرد در این دنیای متفاوتی که ذره‌ای و لحظه‌ای از آن، بابِ میلش نبود؟ ✳️کتابخانه مسجد قبا @ghobalib📚
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
انجمن شعر رواق با حضور شاعران پردیسان و قم کارشناس: سرکار خانم زهرا سلیمی موضوع :بزرگداشت حافظ شنبه ۲۱مهر ماه ساعت۱۸:۳۰ الی ۲۰ پردیسان خیابان سبلان۱۹ کانون پرورش فکری طبقه همکف
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا