📚#برشی_از_کتاب
آقای بابایی فکر میکرد دستم در درست کردن گلدانها خوب است، به همین خاطر بعضی از سالها گلدانهای خانهاش را میآورد تا آنها را عوض کنم و گلها را هرس و قلمه بزنم.
۲۱ اسفند سال ۹۴، ده گلدان خالی و هشت گلدان از گلهای خانهشان را آورد و گفت: «احمد ما پانسیون نداریم و گلا رو از پله آویزون میکنیم. اینا رو طوری درست کن که زهرا خوشش بیاد و تا عروسیش نیازی به تعویض گلدونا نباشه.»
گفتم: «گلدونایی برات میزنم که تا دهسال دیگه هم بگی احمدِ نوروزی دستت درد نکنه».
پنج - شش مدل بود؛ گلها را مرتب کرده و گلدانهایی را که لازم بود، عوض کردم.
دست آخر هم سه تا گلدان حُسنیوسف کوچک برای زهرا قلمه زدم. وقتی کارم تمام شد، دیدم آقای بابایی یک ۵۰ هزارتومانی درآورد و گفت:
- «اینم شیرینی احمدآقا».
#کتاب_الی_الحبیب
#شهیدعلیرضابابایی
📌اگر می خواید رفیق شهید اراکی خودتون رو انتخاب کنید
و یا با ۲۸۰۰ شهید شهر اراک آشنا بشید کانال گلبرگ سرخ را دنبال کنید.
ⓙⓞⓘⓝ↴
♡|→• https://eitaa.com/golbarg_sorkh