eitaa logo
گلچین شعر
16.6هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
440 ویدیو
15 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad سه تا کانال شعرهای ما @golchine_sher @robaiiyat_takbait @noroz_ramezani
مشاهده در ایتا
دانلود
تفسیر او به دست قلم نامیسّر است در شأن او غزل ننویسیم بهتر است.. او فاطمه‌ست معنی این نام را هنوز از هر زبان که می‌شنوم نامکرّر است.. در کوچه بوی آتش و در خانه عطر گل مرز بهشت و دوزخ از آن روز این در است با پهلوی شکسته هم از کوه، کوه‌تر با قامت خمیده هم از آسمان سر است لبخند می‌زند که بخندند بچه‌ها مادر اگر که جان بدهد باز مادر است مولا هنوز اوّل بی‌هم‌نفس شدن بانو در انتظار نفس‌های آخر است! @golchine_sher
ساعت گريه رسيده است عبادت كافي ست ذكر يا فاطمه عشق است رياضت كافي ست هست در فاطميه رزق محرم پنهان وقت آن است بگوئيم كه غربت كافي ست روضه ي فاطميه واقعأ احياگر ماست حرص جنت به دلم نيست كه هيئت كافي ست غيرتي لطف بفرما كه براي گريه يكي از اين همه انواع مصيبت كافي ست ما خجالت زده ي صورت نيلي توايم فكر ما را نكن اينقدر محبت كافي ست زحمت اينقدر نكش حضرت ام الحسنين يك نخ از چادر فضه به شفاعت كافي ست روضه ات جاي خودش،مادري ات كشته مرا محض مرگ من شرمنده خجالت كافي ست... @golchine_sher
رسید صاعقه و شیشۀ گلاب شکست شب از در آمد و پهلوی آفتاب شکست چه شعله بود که از شش جهت به باغ افتاد چه زمهریر، که در چشم غنچه خواب شکست ورق ورق نفَسِ آیه‌های قرآن سوخت حریم امن دعاهای مستجاب شکست چقدر غم‌زده پرسید: «بهتری مادر؟» چقدر قلب حسن بعد این جواب شکست برای این‌که سر غم به چاه بگذارد شکست، قامت نخلِ ابوتراب شکست @golchine_sher
دری که بین تو و دشمن است خیبر نیست وگرنه مثل علی هیچ‌کس دلاور نیست بگو به آن ‌که به قصد تو با تبر آمد درخت عمر من این‌قدرها تناور نیست برای بغض علی وقت دیدنت چیزی به قدر خندۀ تلخ تو گریه‌آور نیست تویی که حضرت ایوب می‌خورد سوگند به جز تو صبر کسی با خودت برابر نیست چه زخم‌ها که پس از زخم‌ها نخواهی خورد که نیست بار نخستین و بار آخر نیست هنوز درد تو را روضه‌خوان نفهمیده‌ست تویی که فاطمه‌ای، اوج روضه‌ات در نیست @golchine_sher
دیدم تورا دستی به پشت در گرفتی در بین آتش دست بر معجر گرفتی دیدم اجابت های اشک نیمه شب را بنشستی و از دست خاکستر گرفتی دنیا به دل بعد از نبی چنگی نمی زد با عشق آتش را به بال و پر گرفتی یک شهر بنشست و قیامت را نظر کرد از دست های بی حیا حیدر گرفتی ای روزگار پست بی احساس دیدم تو انتقام خیبر از کوثر گرفتی در انعکاس چشم های خیس دیدم وقت سحر از خانه ای مادر گرفتی وقتی سپر افتاد حیدر هم زمین خورد دنیا ببین از دلبری دلبر گرفتی امروز کوه صبر حیدر را و فردا از خیمه های تشنه آب آور گرفتی @golchine_sher
«قنوت مادری» نام تو را آوردم و یک آسمان تَر شد باران گرفت و یاس از شبنم معطر شد گل کرد در فصلِ امامت چارده آیه روزی که از ذریۀ پاکت مقدر شد بر تارِک دین زن سرود تازه‌ای سر داد بر دفتر هستی یقین نام تو زیور شد حتماً خدا لبخند می‌زد از همان آغاز وقتی به نامت چشمه‌ای جوشید و کوثر شد تا در قنوت مادری‌هایت زمین چرخید خورشیدِ مهرت بر جهانِ عشق، سرور شد قدری بخند ای مهربان بر چهرۀ عالم دیدی که دنیا بعدِ تو غمگین و مضطر شد قلب تو را رنجاند شهرِ بعدِ پیغمبر چون غنچه که در دست طوفان زرد و پرپر شد میخی که بر جان تو آتش زد سراسیمه از آن زمان بر قلب شیعه مثلِ خنجر شد دردی که پهلوی تو را آزرد، مادر جان بعد از تو ماند و تا همیشه زخمِ حیدر شد @golchine_sher
هدایت شده از احمد ایرانی نسب
با نسیمی غنچه پرپر می‌شود طوفان چرا!؟ در غباری کرده‌اند آیینه‌ را پنهان چرا!؟ "لایُضیفُ الضَّیفَ الاّ كُلُّ مُؤمن"*، جای خود با هجوم شعله‌ها در می‌زد این مهمان چرا!؟ "در" همینکه سوخت به زهرا پناه آورده بود تازه فهمیدم که از لولا شد آویزان چرا! آن دری که "ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِين" از خجالت سوخت که اینگونه شد ویران چرا! دستگیرِ هر دو عالم دست‌هایش بسته بود گفت: افتادی به روی خاک زهرا جان چرا!؟ فاطمه هرروز اشک و مرتضی هرروز اشک سرزده در ساحت آیینه‌ها باران چرا!؟ حال زینب را چنان مویش پریشان می‌کند می‌شود با شانه کردن شانه‌اش لرزان چرا!؟ . . . با حضور فاطمه حتی کفن گل می‌دهد مثل درد او ندارد، خون او پایان چرا!؟ *«پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»: لایُضیفُ الضَّیفَ الاّ كُلُّ مُؤمنٍ. هر مؤمنی باید که مهماندوست و مهمان‌نواز باشد. (مستدرک، ج ١٦، ص ٢٥٧) @ahmadiraninasab