eitaa logo
گلچین شعر
16.6هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
440 ویدیو
15 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad سه تا کانال شعرهای ما @golchine_sher @robaiiyat_takbait @noroz_ramezani
مشاهده در ایتا
دانلود
به شوق وصل عزیزان، دلش هوایی شد کبوترانه پرید ازقفس، خدایی شد چه عاشقانه گره خورد نام او با عشق شهید بود و سرانجام، کربلایی شد @golchine_sher
یلدای بی‌طلوع من، ای ماهتابِ عشق ای روشنی ز چشم تو در اضطرابِ عشق هر شب به یاد روی تو، بیدار مانده‌ام در خلوت شبانه‌ی خود با عذابِ عشق چون سایه در سراب دویدم نجات نیست ماندم غریب در طلبِ یک جوابِ عشق یلدا بلند بود ولی بی حضورِ تو افسانه شد برای من این خوابِ نابِ عشق چشم انتظار آمدنت مانده‌ام هنوز هر قطره از سرشکِ من آیینه تاب عشق بازآ و با طلوع نگاهت غزل بخوان تا بشکفد ز جان من این آفتابِ عشق @golchine_sher
هم‌نوا با چک‌چکِ بارانِ نم‌نم می‌شوم در غمت بی‌تاب و سرگردان و درهم می‌شوم دشت، لبریز از نفس‌های بهاری گشته است بی‌تو اما با خزانِ خویش، هم‌دم می‌شوم رفته‌ای اما خیالت مانده در جانِ غزل واژه واژه بی‌تو من، مرگی دمادم می‌شوم خاطراتت می‌چکد بر لوح جانم روز و شب بی‌صدا، آرام، نم‌نم پر ز ماتم می‌شوم می‌چکد باران به روی شیشه‌ی تنهایی‌ام هم‌نوا با چک چک باران نم‌نم می‌شوم @golchine_sher
"شیر دریا خفته در آغوش نیزاران هنوز بیشه بیدار است از بانگ سپیداران هنوز" پیچ و تاب دجله پایانی ندارد تا ابد می‌خروشد بی امان از درد بی درمان هنوز قرص خورشید از فراز نیزه زیباتر شده می‌تراود از لب خون خدا قرآن هنوز                طفل شش ماهه دگر آبی نمی‌خواهد، ببین مانده بر دست پدر آن پیکر بی‌جان هنوز یک قدم بر پیش برمی‌دارد و گامی عقب جان زهرا بین لشکر مانده است حیران هنوز مادری بی تاب آغوش عزیزی مانده است خون به جای اشک می‌ریزد از آن مژگان هنوز طعنه می‌زد طاق ابروی قمر بر آسمان سینه‌ی دریا ز داغش شعله‌ای سوزان هنوز                                ماه بر چشمان او خوانده  هزاران ان یکاد گرچه بر چشمش نشسته زخم آن پیکان هنوز عشق بازی می‌کند قاسم میان رقص خون صوت احلی من عسل پیچیده در میدان هنوز لاله ها را تنگ در آغوش دارد مادری مانده عطر یاس و ریحان بر تن یاران هنوز بوسه می‌زد خار صحرا بر تن گلبرگ او مانده بر ویرانه ها یک دخترک گریان هنوز می‌رسد از عمق دوران صوت هل من ناصری برنمی‌آید ندا از یوسف کنعان هنوز می‌چکید اشک خدا آن روز بر صحرای عشق بر تن آلاله ها جاریست آن باران هنوز واژه های این غزل در خون نشست و خون گریست نیست بر داغ غم زهرا ولی پایان هنوز                                   @golchine_sher