eitaa logo
گلچین شعر
16.3هزار دنبال‌کننده
933 عکس
314 ویدیو
13 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad سه تا کانال شعرهای ما @golchine_sher @robaiiyat_takbait @noroz_ramezani
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی حصار غربتِ من تنگ  می شود هر لحظه بین عقل و دلم جنگ می شود از بس فرار کرده ام از خویشِ خویشتن گاهی دلم برای خودم تنگ می شود..! @golchine_sher
۱۸ خرداد ۱۴۰۲
نه کسی منتظر است، نه کسی چشم به راه… نه خیالِ گذر از کوچه ی ما دارد ماه! بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟ وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه...! @golchine_sher
۱۸ خرداد ۱۴۰۲
دوباره عرض‌‌ ِادب، عرض‌ ِاحترام از دور دوباره قسمت ما می‌شود "سلام از دور" سلام حضرت سلطان، مرا نمی‌طلبی؟ ببین چقدر فرستاده‌ام پیام از دور... منی که دست به‌سینه گذاشتم هرصبح، سلام داده‌ام از روی پشت‌ِبام، از دور! اویس نیستم، اما نسیم رحمتِ تو همیشه درد مرا داده التیام از دور نگاه نافذ تو آهوی خیالِ مرا به یک اشاره‌ی کوتاه کرده رام از دور به‌رغم فاصله، گلدسته‌های تو انداخت کبوترِ دلِ تنگ مرا به دام از دور دلم هواییِ دیدارِ توست از نزدیک... اگرچه لطف‌ِ تو بوده‌ست مستدام از دور @golchine_sher
۱۸ خرداد ۱۴۰۲
ما گشته ایم، نیست، تو هم جستجو مکن آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر خاکستر گداخته را زیر و رو مکن در چشم دیگران منشین در کنار من ما را در این مقایسه بی آبرو مکن راز من است غنچه ی لب های سرخ تو راز مرا برای کسی بازگو مکن دیدار ما تصور یک بی نهایت است با یکدگر دو آینه را رو به رو مکن @golchine_sher
۱۸ خرداد ۱۴۰۲
زندگی باید کرد گاه با سایه ابری سرگردان گاه با هاله ای از سوز پنهان گاه باید رویید از پس آن باران گاه باید خندید بر غمی بی پایان لحظه هایت بی غم روزگارت آرام @golchine_sher
۱۸ خرداد ۱۴۰۲
عاشق آن نیست که‌ هرلحظه زند لاف محبت مرد آن است که لب بندد و بازو بگشاید @golchine_sher
۱۸ خرداد ۱۴۰۲
من ِ گذشته ی خود را به یاد داری که؟ به اصل ِ رجعت مرد اعتقاد داری که؟ منم به پای تو افتاده ام، نگاهم کن به چشمهای خودت اعتماد داری که؟ اگرنه مثل لبت در حصار کن آن را ظریف و ناب و زنانه، مداد داری که؟! غزل غزل قلمم اعتراف کرد به عشق خودت بخوان غزلم را، سواد داری که؟! هنوز حلقه در انگشتم است، از تو کجاست؟ نگو که نیست! که دادی به باد!... داری که؟! @golchine_sher
۱۸ خرداد ۱۴۰۲
فردا آمده است و ایستاده است پیش روی من می‌پرسد چه می‌خواستی؟ با عصا او را کنار می‌زنم همچنان چشم دوخته به دوردست منتظر... @golchine_sher
۱۸ خرداد ۱۴۰۲
تلخ باش اما خودت باش این صداقت بهتر است ترش رویی از دو رویی بی نهایت بهتر است من تو را بازيچه كردم يا تو من را؟ بگذريم اين قضاوت بين ما روز قيامت بهتر است با ترحم از خدا شادی برایم خواستی! ناسزاى ديگران از اين محبت بهتر است از پشیمانی نگو انقدر و ناشکری نکن آن گناه‌آلودگی از این ندامت بهتر است بی‌وفا جان دوستت دارم هنوز اما برو هر چه از من دورتر باشى برايت بهتر است @golchine_sher
۱۸ خرداد ۱۴۰۲
گذشتم از سر عالم، کسی چه می داند که من به گوشه ی خلوت، چه عالمی دارم... @golchine_sher
۱۸ خرداد ۱۴۰۲
روی دل بستن خود کاش کمی کار کنی مثل یک عاشق دلباخته رفتار کنی من اگر طاقچه بالا نگذارم زشت است تو نباید که أقلا کمی اصرار کنی؟ عشق جنگ است و به دنبال غنیمت باید مثل یک لشکر قحطی زده پیکار کنی اینقدر خسته نگو راه نخواهد آمد راه را باید از آن سمت، تو هموار کنی نه چنان سخت‌عنان باش که عاشق نشوی نه چنان رام که خود را بزنی خوار کنی عشق مُسری است فقط خیره شو تا او را نیز به گرفتاری خود زود گرفتار کنی واژه از دور چنان زور ندارد، باید چشم در چشم به احساس خود اقرار کنی امشب آن‌قدر به چشمان تو زل خواهم زد تا مرا خواسته ناخواسته بیمار کنی @golchine_sher
۱۸ خرداد ۱۴۰۲
خاوَرمیانه را به تقلید چشمانِ شرقیِ تو ساخته اند: پُر اِلتهاب.. اندوهگین.. خَسته.. زیبا.. @golchine_sher
۱۸ خرداد ۱۴۰۲