eitaa logo
گلزار شهدای کرمان
16.4هزار دنبال‌کننده
23.7هزار عکس
9.7هزار ویدیو
32 فایل
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان 🗣️ارتباط با ما: @golzar_admin 🔹تلگرام، اینستاگرام، ایتا، سروش، روبیکا و توییتر : @golzarkerman 🔹پیج روبینو https://rubika.ir/golzarkerman1 🔹ادمین مسابقه👇 @Ya_SAHEBALZAMAN_M
مشاهده در ایتا
دانلود
گلزار شهدای کرمان
#سردار_بی_مرز 🦋 ♦️به روایت: نصرالله جهانشاهی (راننده شهید سلیمانی) 🌱قسمت چهارم حاجی مرد کار بود
🦋 ♦️به روایت: نصرالله جهانشاهی (راننده شهید سلیمانی) 🌱قسمت پنجم .. ارادت خاصی به (س) داشت.💚 به سادات خیلی احترام می گذاشت؛ چون فرزندان حضرت زهرا(س)هستند. «ولایت مداری» حاج قاسم از تبعیت از پیامبر(ص) شروع می شد تا تبعیت از ائمه(علیهم السلام) ، حضرت زهرا(س) و بعد تبعیت از ولی فقیه می‌رسید. و (ره) را خیلی قبول داشت. قسم جلاله میخورد که .. 🔻کانال رسمی گلزار مطهر شهـدا @Golzar_Shohaday_Kerman
مهدےجان، مولاے‌من❤️ دلتنگ آمدنت هستم کاش آنگونه باشم که تو می خواهی امامم مرا از نفس رهایم ده جز تو که طبیب قلب من باشد کسی را زین میان نمی بینم اللﮩـم عجـل لولیـڪ الفـرجــــ 🔻کانال رسمی گلزار مطهر شهـدا @Golzar_Shohaday_Kerman
بر هر زیبایے ڪہ نگریستم از "شهادت" زیباتر نبود... 🔻کانال رسمی گلزار مطهر شهـدا @Golzar_Shohaday_Kerman
گلزار شهدای کرمان
قسمتی از وصیت نامه شهید غلامرضا آتشی گوهری خداوند مرا بیامرز که تو آمرزنده و پوشاننده ی هر خطایی ه
🌷 🍃فرازی از وصیت نامه شهید: مرا نخوانید چرا که شهید افضل و برتر است، مرا شهید نخوانید که شهید بهتر وبالاتر از هر نامی ومقامی است نمی توانم قبول کنم که مرا هم شهید می خوانند و تشییع می کنند کاش می شد تمام تکه تکه های این جسم بی ارزش فدای آرمانهای اسلام بزرگ می شد. کاش می شد این جان ناقابل بی ثمر فدای انسانهای پاک همچون امام می شد. کاش این بنده گنه کار می توانست و لیاقت آن را داشت که خود را فدای مهدی (عج) و قران می کرد.💚 کاش این بنده ذلیل بی مقدار می توانست در این سرای ناپایدار خود را فدای آرمانهای جاویدان قران می کرد، وحرکتی وجنبشی به نسل جوان می داد ، ✨کاش می توانستم با خونم بنویسم که حکومت در دو جهان ودر همه حال از آن خداست و او پایدار است ، کاش می توانستم همراه با اشک چشم گنه کارم مهدی موعود (عج) را صدا بزنم و از او بخواهم که محرومین و مظلومین را نظری کند ومنتظران را اشاره ای، کاش می توانستم ولیاقت داشتم در رکاب حضرتش جسم و جان بی مقدار خود را فدای امانتی که در دستش گذاشته شده است کنم، اما چه کنم نه سعادت آن را پیدا می کنم ونه لیاقت آن را دارم. 🔻کانال رسمی گلزار مطهر شهـدا @Golzar_Shohaday_Kerman
گلزار شهدای کرمان
#گلزار_شهدای_کرمان همه چیز اینجا بوی عشق می‌دهد.😍 حالا با حضور این جوانان، مزار شهدا تبدیل به جایی
🌸پیوند آسمانی آمده بودند تا با آغاز زندگی مشترکشان در کنار مزار ، به این گلگون کفنان عاشق، ادای احترام کنند... ✨دعای شهدا بدرقه زندگیتان... 🔻کانال رسمی گلزار مطهر شهـدا @Golzar_Shohaday_Kerman
هواتو کردم_6019385339515242517.mp3
6.21M
🎙 هواتو کردم...!!💔 🔻کانال رسمی گلزار مطهر شهـدا @Golzar_Shohaday_Kerman
🍂روضه هایی عجیب میخواند از شب و روز کربلای حسین با خجالت به زینبش میگفت: پسرانم همه فدای 🖤سالروز  علیهاالسلام تسلیت باد🖤 🔻کانال رسمی گلزار مطهر شهـدا @Golzar_Shohaday_Kerman
گلزار شهدای کرمان
« بِسمِ اللهِ الرَّحمـٰنِ الرَّحیم» #برگی_از_خاطرات_دلیران 🇮🇷 #رمان_آن_بیست_و_سه_نفر 📖 "خاطرات خو
« بِسمِ اللهِ الرَّحمـٰنِ الرَّحیم » 🇮🇷 📖 "خاطرات خودنوشت احمد یوسف زاده" 🔹صفحه : ۸۲ _ ۸۱ 🔻کانال رسمی گلزار مطهر شهـدا @Golzar_Shohaday_Kerman
گلزار شهدای کرمان
« بِسمِ اللهِ الرَّحمـٰنِ الرَّحیم » #برگی_از_خاطرات_دلیران 🇮🇷 #رمان_آن_بیست_و_سه_نفر 📖 "خاطرات خ
🦋 «به سوی فرسیه» اول اردیبهشت ماه بود. هنوز نمی دانستیم که قرار است بشود. اما وقتی آیفاها از راه رسیدند و گردان "شهید باهنر" را که ما بودیم، سوار کردند و از پادگان خارج شدیم، معلوم شد شبی از همین شب‌ها عملیات شروع خواهد شد. چهار، پنج کیلومتر که از شهر زخمی حمیدیه رد شدیم، آیفاها از سمت چپ جاده آسفالت به زیر آمدند و ده کیلومتری در جاده ای خاکی پیش رفتند. رسیدیم به جایی که یک ردیف درخت گز، جاده را تا محوطه ای باز، که از قبل در آن چادر زده بودند، همراهی می‌کرد. چادرها خالی بودند و منتظر چادرنشینانی که ما بودیم. آن لیوان چای داغ که در پادگان دشت آزادگان مهمان اشرف بودم، همچنان وسیله ای بود برای ادامه دوستی گرم گروه سه نفره ما و گروه پنج نفره بچه های . با هم در یک چادر بار و بنه گذاشتیم. از میان بچه‌های کرمان، ارتباط برقرار کردن با "مجید ضیغمی" راحت‌تر بود. مجید دستانی ظریف داشت و صورتی کشیده، با خال های قهوه‌ای ریز. دو دندان درشت پیشینش، که اندکی از هم فاصله داشتند، خنده‌های او را دوست داشتنی می‌کرد. عادت داشت وقتی با تو صحبت می کرد، سرنخ یکی از دکمه های لباس نظامی ات را پیدا کند و بعد آن را آهسته آهسته طوری که متوجه نشوی، بکشد تا جایی که دکمه بیفتد و تو متوجه بشوی و به زنی زیر خنده! 😄 علی و محمود و مجید و رسول، دو به دو با هم پسرعمو بودند. محمود که سن و سالش از علی بیشتر نبود، کار رسمی سپاه بود و لباس سبز پاسداری می پوشید. تپل بود و برخلاف همشهری های سرخ و سفیدش، به سبزه می زد. در فرسیه هم، مثل همیشه، هر روز دویدن صبحگاهی داشتیم. 🏃‍♂ از جاده خاکی و از کنار شه گزها رد می‌شدیم و درست وقتی که نفس هایمان به شماره می افتاد، فرمانده گروهان دستور بازگشت می‌داد. در مسیر، گاهی به گروهان دیگری بر می خوردیم. این طور مواقع، رسم بود و فرمانده با صدای بلند نیروهای گردان عبوری را به نیروهای تحت آموزش خودش نشان دهد و بلند، طوری که همه بشنوند، بپرسد: «اینا کی اَن؟» و نیروهایش بگویند: «منتظران مهدی اَن!»💚 تکرار دوی صبحگاهی و دیدن مکرر گروهان همسایه، زمینه‌ای برای شوخی و سرگرمی درست می کرد. گاهی فرمانده، به روال معمول، می‌پرسید: «اینا کی اَن؟» و بچه‌ها به شیطنت و با هماهنگی قبلی بلند می گفتند: «افغانی اَن!» زندگی میان قیل و قال چادرها خوش می گذشت. ورزش صبحگاهی، جلسات دعا و مناجات و نوحه خوانی، جمع شدن اطراف زمین والیبال و تماشای آبشار زدن "اکبر دانشی" و "صادق هلیرودی"بچه رابر، رفتن برای شنا در رودخانه ای که از آن حوالی، پر آب، می گذشت و پریدن از بلندترین شاخه درخت پیر لب رودخانه در آب. این همه، اوقاتی خوش در آن سبزدشت بهاری خوزستان برای ما درست می‌کرد‌. ☘ همان جا که پیرمردی عرب، بی دغدغه از جنگی که کمی آن طرف در جریان بود، توی مزرعه اش زحمت میکشید؛ چنان جدی و امیدوار که انگار جنگی در مملکت نیست. صبح ها از دوی صبحگاهی که بر میگشتیم، پیرمرد مشغول آبیاری یا علف زنی کرتهای کلم بود و من در احوال او دقیق می شدم که چگونه در فاصله کمی از مواضع دشمن زندگی اش را عادی پیش می برد! 🤔 🔻کانال رسمی گلزار مطهر شهـدا @Golzar_Shohaday_Kerman
گلزار شهدای کرمان
#مناجات_نامه ✨ 🍃وَ هُوَ بِكُلِّ شَیءٍ عَلِيمٌ ... یعنی تو از حال دلم خبر داری...؟ مطمئن باش وقت
💎 شیخ رجبعلی خیاط: 🍃 سعی کنید «صفات خدایی» در شما زنده شود، «کریم» است، شما هم کریم باشید... «رحیم» است، رحیم باشید... «ستّار» است، ستّار باشید. 🔻کانال رسمی گلزار مطهر شهـدا @Golzar_Shohaday_Kerman
گلزار شهدای کرمان
#سردار_بی_مرز 🦋 ♦️به روایت: نصرالله جهانشاهی (راننده شهید سلیمانی) 🌱قسمت پنجم .. #حاج_قاسم اراد
🦋 ♦️به روایت نصرالله جهانشاهی (راننده شهید سلیمانی) 🌱قسمت ششم ‼️قسم جلاله میخورد که در هیچ جای جهان نمونه ندارد. اعتقاد داشت آقا به بالا وصل است! می‌گفت من این را درک کردم. شما این ارادت حاجی را زمانی که ملاقات حضوری با آقا داشت ، ببینید..همیشه با سرِ پایین و ارادت خدمت آقا میرسید، آقا هم خیلی را دوست داشت. حاج قاسم مرید خاصِ آقا بود. 💠 در ولایت مداری واقعاً در خط (س) ، فدایی بود. حرف از دهان آقا خارج نشده، به دنبال انجامش بود.👌 به محض اینکه آقا می گفت فلان کار بشود، حاج قاسم تمام وجودش را برای تحقق همان حرف آقا میگذاشت. 🔻کانال رسمی گلزار مطهر شهـدا @Golzar_Shohaday_Kerman