یک رباعی از ابوسعید ابوالخیر
یا رب، مکن از لطف، پریشان ما را
هرچند که هست، جُرم و عِصیان ما را
ذات تو غنی بوده و ما، محتاجیم
محتاج به غیر خود مگردان ما را
رباعیات ابوسعید ابوالخیر، خیام، باباطاهر، تصحیح جهانگیر منصور، ص ۲۹.
#محتاج
#ابوسعیدابوالخیر
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
یک رباعی از ابوسعید ابوالخیر
مجنون تو، کوه را ز صحرا نشناخت
دیوانهی عشق تو، سر از پا نشناخت
هر کس به تو ره یافت، ز خود گم گردید
آن کس که تو را شناخت، خود را نشناخت
رباعیات ابوسعید ابوالخیر و خیام، جهانگیر منصور، ص ۳۴.
#عشق
#ابوسعیدابوالخیر
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
یک رباعی از ابوسعید ابوالخیر
هم در رهِ معرفت، بسی تاختهام
هم در صف عالمان، سر انداختهام
چون پرده ز پیش خویش برداشتهام
بشناختهام که هیچ نشناختهام
کاروانی از شعر، مهدی سهیلی، ج ۴، ص ۱۳۳۸.
#معرفت
#ابوسعیدابوالخیر
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
دوست
از ابوسعید ابوالخیر
چشمی دارم همه پر از دیدنِ دوست
با دیده مرا خوش است؛ چون دوست در اوست
از دیده و دوست، فرق کردن نتوان
یا اوست درون دیده، یا دیده بر اوست
کتاب مشاعره، ص ۶۴۷.
#دوست
#ابوسعیدابوالخیر
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
حکایت ابوسعید ابوالخیر در کودکی
و پدر او، ابوالخیر نام داشت و عطّار بود. نقل است که پدرش، دوستدار سلطان محمود غزنوی بود؛ چنان که سرایی ساخته بود و جملهی دیوار آن را صورت محمود و لشکریان و فیلان نگاشته.
شیخ، طفل بود. گفت: یا بابا، از برای من، خانهای بازگیر. ابوسعید، همهی آن خانه را الله بنوشت. پدرش گفت: این چرا نویسی؟ گفت: تو نام سلطان خویش مینویسی و من نام سلطان خویش.
پدرش را وقت، خوش شد و از آنچه کرده بود، پشیمان شد و آن نقشها را محو کرد و دل بر کار شیخ نهاد.
تذکرة الاولیاء، عطار، تصحیح دکتر استعلامی، ص ۶۹۵.
#ابوسعیدابوالخیر
#تذکرةالاولیاء
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
یک رباعی از ابوسعید ابوالخیر
چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش
چون رنده ز کار خویش، بی بهره مباش
تعلیم ز ارّه گیر در امر معاش
نیمی سوی خود میکش و نیمی میپاش
خوشههای اندرز، حبیبالله جنتی، ص ۲۱.
#معاش
#ابوسعیدابوالخیر
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
یک رباعی از ابوسعید ابوالخیر
راه تو به هر روش که پویند، خوش است!
وصل تو به هر جهت که جویند، خوش است!
روی تو به هر دیده که بینند، نکوست!
نام تو به هر زبان که گویند، خوش است!
سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر، سعید نفیسی، ص ۱۳.
#راهتو
#ابوسعیدابوالخیر
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
رضا
از ابوسعید ابوالخیر
خواهی که خدا، کار نکو با تو کند،
ارواح ملایک، همه رو با تو کند،
یا هر چه رضای او در آن است، بکن
یا راضی شو، هر آنچه او با تو کند
سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر، سعید نفیسی، ص ۳۵.
#رضاوراضی
#ابوسعیدابوالخیر
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303