eitaa logo
🟢گلزار ادبیات🟢
7.2هزار دنبال‌کننده
5.5هزار عکس
270 ویدیو
5 فایل
توسط دبیر بازنشسته‌ و کارشناس ارشد ادبیات: عفت ک. (بانو خالقی) استفاده از مطالب، با درج لینک. کانال‌سوم: #سخنان‌بزرگان‌ایران‌و‌جهان https://eitaa.com/sokhananebozorgan2 کانال دوم‌: #گلستان‌ادبیات https://eitaa.com/golestaneadabiyat
مشاهده در ایتا
دانلود
داستان کوتاه: یک جور دیگر📚📚 از سروش صحت پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸ سوار تاکسی که شدم، مردی که جلو نشسته بود، مشغول حرف زدن بود. مرد می‌گفت: تو خارج، تاکسی‌ها این جوری نیست؛ یعنی آدم‌های غریبه، سوار یه تاکسی نمی‌شن. اگه شما با دوستت سوار یک تاکسی شده باشید، اون تاکسی دیگه مسافر سوار نمی‌کنه. اگه یه نفر هم باشی، دیگه مسافر سوار نمی‌کنه؛ عین تاکسی تلفنی. راننده گفت: خب، ولی پول دربست کامل رو می‌گیرند. مردی که کنارم نشسته بود، گفت: تمام لذت تاکسی، همین چهار تا کلمه حرفیه که با بقیه‌ی مسافرها می‌زنیم. راننده گفت: همه چی داره عوض می‌شه. ما اون قدیم‌ها، توی یه محل که زندگی می‌کردیم، از سر محله تا ته محله، همه رو می‌شناختیم؛ تازه همسایه‌های چهار محل اون‌و‌رتر رو هم می‌شناختیم. الآن همسایه‌های دیوار به دیوار، همدیگه رو نمی‌شناسند. مردی که جلو نشسته بود، گفت: بهتر، فضولی‌ها کمتر شده؛ مردم کمتر تو کار هم دخالت می‌کنند. مردی که جلو نشسته بود، گفت: نه بابا، قدیم چیه؟ نه کامپیوتر، نه اینترنت، نه ماهواره، نه موبایل. مردی که کنارم نشسته بود، گفت: قدیم خوبی‌های خودش رو داشت؛ بدی‌های خودش رو هم داشت. الآن هم خوبی‌های خودش رو داره؛ بدی‌های خودش رو هم داره. مردی که جلو نشسته بود، از راننده پرسید: شما الآن رو بیشتر دوست داری یا قدیم رو؟ راننده گفت: اگه قدیم بود، الآن رو دوست داشتم؛ حالا که الآنه، قدیم رو بیشتر دوست دارم. 📚📚📚 تاکسی سواری، مجموعه داستان، سروش صحت، ص ۱۳۸ و ۱۳۹. https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303