eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
327 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
(اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یٰا فاطِمَة اِشْفَعی لِی فِی الْجَنَّة) قبله‌گاه اهل بینش کعبه‌ی دل‌های دانا تکیه‌گاه خلق گیتی، ملجأ اعلا و ادنا بوسه‌گاه انس و جان و مأمن حوران جنت بارگاه «حضرت معصومه‌ی قم» بنت موسا بضعه‌ی موسی بن جعفر، پرتو چشم پیمبر کز شرف همنام شد با بضعه‌ی سلطان بطحا دخت موسیٰ اخت شاه توس و روح و جان احمد میوه‌ی قلب علی و، غنچه‌ی گلزار زهرا (س) فاطمه، آن اختر عصمت که معصومه‌است و زیبد چرخ دین را زهره‌ی عفت بوَد چون زهره رخشا آنکه گردید از قدومش تیهِ ظلمت طور ایمن وآنکه باشد در پناهش وادی قم رشک سینا آنکه از وصفش به حیرت گشته روح پاک آدم وآنکه در شأنش «کلام اشفعی لی» خوانده حوّا آنکه از قدر و جلالش محترم گردیده مریم وآنکه از فضل و کمالش مفتخر گشته مسیحا آنکه در بحر حقیقت، گوهر ایمان پاکش زینت صد هاجر است و زیور حورا و لعیا درگه ذی‌رفعت باب‌الحوائج فخر عالم مکتب عفت بوَد بر زمره‌ی نسوان دنیا عالمان در مکتبش چون کودکان تازه مکتب فاضلان در محضرش چون طفل نزد پیر دانا خسروان هر یک به‌درگاهش کهینه چاکر از جان تا ز فیض رحمتش دیهم‌شان شد گیتی آرا هرکه پُر آوازه شد در عرصه‌ی علم و فضیلت می‌نشد افضل ز اَقران تا نجُست اینجا تولا مستفیض از فیض جودش سر به‌سر ابنای آدم بهره‌مند از بحر لطفش جمله موجودات و اشیا منبع جود و سخا و مظهر لطف و کرامت مخزن مهر و وفا و معدن بذل و عطایا در سخاوت سبقت از صد حاتم طایی گرفته در کرامت رشک ابر و حسرت بحر گهرزا پاسدار بینوایان، پاسبان مستمندان داروی درد فقیران، منجی احباب و اعدا حامی اهل قم از هر گونه بیداد و تجاوز حافظ این سرزمین از رنج و اندوه و بلایا مَفخر قم، مأمن نیکان مباهات بزرگان مکتب اهل فضیلت، مَدرس ارباب فتوا روشن از شمس وجودش شد مَه و مِهر و کواکب مکتسب از نور جودش شد یَد بیضای موسا قطره‌ای از بحر احسانش به هر رنجی معالج ذرّه‌ای از مُهر ایمانش به هر دردی مداوا ساحت جانپرورش در قدر و عزت قصر جنت درگه ذی‌رفعتش در عزّ و حشمت، عرش اعلا پایه‌ی کیوان اساسش برتر از ناهید و کیوان گنبد میناترازش، همتراز سقف مینا معبد اهل طریقت، مسجد خیل حقیقت قبله‌ی ارباب حکمت، کعبه‌ی آمال دل‌ها رشک چشم مسجدالاقصی بوَد در فضل و شوکت ناسخ بیت المقدس، ناقض دیر و کلیسا در شکوه و جلوه باشد همدم نه طاق گردون در جلال و رتبه باشد همسر عرش معلا خاک کوی دلرباش سجده‌گاه اهل عرفان گَردِ راهِ عرش‌سایش توتیای اهل معنا خادم دربار او دافع بوَد بر جُرم امّت زائر درگاه او شافع بوَد بر خلق دنیا بر نعال عطربیزش از ره اخلاص رو کن چون غبار درگهش باشد علاج چشم اعما گر شفا خواهی بیا از صدق در این بارگه چون بر جهان دارالشفا باشد مجو زین در تبرّا در رواقش سر فرود آور که ببنی از کرامت برتر است از نه رواق آستان طاق خضرا گوییا یک در ز جنت بهر قم بگشوده ایزد کاین‌چنین قصر بهشتی را در اینجا کرده بر پا (شمس قم) گفتا مدیح حضرت معصومه‌ی قم تا ز شعر خویشتن افسر نهد بر فرق شَعرا ۱ سید علیرضا شمس قمی eitaa.com/shamseqomi ۱ـ (شَعرا) نام دو ستاره‌ی نورانی و دورافتاده در دو صورت فلکی که به شِعرای يمانی و شِعرای شامی معروف‌اند.
«اَلسَّلامُ عَلَیكِ یٰا فاطِمَةَ المَعصومَه» از آنروزی که چشمم را درین غمخانه وا کردم نگاه خویش را ، با گنبد تو آشنا کردم غمی که جای خود را در درون سینه وا می‌کرد چو دیدم گنبدت را ، از دلم او را جدا کردم شدم چون پای‌بند گنبد و صحن و سرای تو دلم را از گرفتاری این دنیا رها کردم ضریح دلنوازت شد انیس و مونس جانم که کم کم دردهایم را در آغوشت دوا کردم زیارتنامه خواندم در حریم جان‌فزای تو دو رکعت هم نماز عشق را آنجا ادا کردم مریضان و گرفتاران عالم را به درگاهت به یاد آوردم و بر مشکل آن‌ها دعا کردم چو هستی دختر باب‌الحوائج، موسیِ جعفر گره، از مشکلات خویش با دست تو وا کردم خلاصه هر زمان هر مشکلی پیش آمد ای بانو توسّل بر تو جستم از دل و جانت صدا کردم عزاداران ثارالله (ع) را در صحن آیینه چو دیدم یادِ آن شاهِ شهیدِ نینوا کردم از او آموختم ایثار و درس جان‌فشانی را که هم خود، هم قلم را وقف در راه خدا کردم سخن گفتم به عشق آل طاها در تمام عمر بدون مُزد و مِنّت، حق جدّم را ادا کردم نبودم چون پی نام و نشان؛ در گوشه‌ی عزلت نشستم کار خود را عاری از روی و ریا کردم شدم دردی‌کش (ساقیِ) کوثر، با دلی آگاه چنانکه خویش را سرمست، از جام ولا کردم نبستم دل به‌جز آل عبا (ع) در زندگی هرگز از آنروزی که چشمم را درین غمخانه وا کردم سید محمدرضا شمس (ساقی) @shamssaghi
نذر_حضرت_فاطمه_معصومه (س) آرام می گیرد دلم کُنج حرم اینجا سوهان روحم نیست دیگر درد و غم اینجا هرکس که با پای پیاده تا حرم رفته ست رفته به مِعراج و به حَج در هر قدم اینجا امسال اگرچه قسمتم حجّ فقیران نیست لطف کریمه هم به سائل نیست کم اینجا با یک عریضه صد برابر اَجر می گیرد هرکس دهد خورشید هشتم را قسم اینجا مهتاب از شوق زیارت شب به شب در توس خورشید از شوق زیارت صبحدم اینجا پیشش گُلاب قمصر کاشان کم آورده ست عطر بهشتی در خراسان است و هم اینجا آورده ام من  هرچه حاجت داشتم یک عمر یکجا گرفتم آنچه را می خواستم اینجا شد شوره زار از برکت بانو چو گندمزار عطر بهشتی گشته جاری دم به دم  اینجا زیبایی باغ ارم را بُرد از یادش هرکس قدم زد در خیابان اِرم اینجا در کوچه و پس کوچه هایش زندگی جاریست حتّی نبینی یک نشانی از عدم اینجا شد سربلند آنکس که آمد دست بر سینه در روبروی صحن سر را کرد خم اینجا بانو کسی را دست خالی برنگردانده ست نامند صاحبخانه را صاحب کرم اینجا در قم کراماتِ کریمه بی نهایت شد لُطفش به سائل ها گذشته از رقم اینجا مصداق "...عندَاللهَ اَتقاکُم" همین شهر است هر دم گرامی هم عرب شد هم عجم اینجا شاه و گدا هم در سر یک سُفره‌اند، آری هر کس که آمد این حرم شد مُحترم اینجا رنگ غزل را هم ندیده سال ها امّا یکباره جانِ تازه می گیرد قلم اینجا باز این چه شور و این چه شوق و این چه شیدایی ست ناگاه شاعر می شود یک مُحتشم  اینجا ✍ 🇮🇷 http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت‌معصومه علیهاالسلام برآر از آستین معرفت دست دعا اینجا به آیین دگر بر آستان کبریا، اینجا به چشم دل نظر کن بر حریم دختر موسی که جان را می‌دهد آیینۀ لطفش جلا، اینجا مجو از خیل بی‌دردان دوای درد بی‌درمان «اگر درمان درد خویش می‌خواهی، بیا اینجا» صدای قدسیان بشنو که می‌آید به گوش جان که دردت را دوا اینجا، که رنجت را شفا اینجا بریز اشک نیازی در نمازستان بی‌خویشی برآر آهی ز سوز سینۀ دردآشنا اینجا حریم یثرب و بطحاست گویی مرقد پاکش که نور آذین بُوَد چون ساحت اُمُّ القُرا اینجا فضای قدس، معراج حقیقت، بزم «اَو اَدنی» شب اَسری، فروغ جاودان مصطفی اینجا به نام او که خاک پاک او بوی نجف دارد که از او می‌تراود عطرِ جانِ مرتضی اینجا تو را پرواز خواهد داد تا اوج خداجویی ز بام آشنایی، زادۀ خیرالنّسا اینجا اگر مرد رهی پای ارادت نِه در این وادی که با دست طلب جمع‌اند مردان خدا اینجا.. منم «مشفق» غباری دامن‌افشان در هوای او که می‌جویم رضای او به تسلیم و رضا اینجا ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
30M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیارت مشهد توی دهه 60 این شکلی بود حتما ببین چه صفایی داشتن اون قدیما و اون آدمها که حالا فقط یاد و خاطرشون برامون مونده ...... چقد این کلیپ حس خوب داشت🖤 http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
پیشکش به خاک قدوم کریمه‌ی اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ای نور تو آمیخته با سوره‌ی جان قدر تو شد تفسیر کوثر، نجم، رحمان ای سوره‌های مهربانی در نگاهت آیه به‌ آیه، حرفهایت شرح انسان چشمه به چشمه برکتت جاری است در شهر حس می‌کنم نور تو را، باران به باران آیینه‌باران شد شب ما با حضورت سامان گرفت این شهر، این زلف پریشان تا قبله‌ی هفتم، صراط‌المستقیمی سعی و صفای ما شد از قم تا خراسان تا آمدی، ابلیس شد آواره در شهر این شهر شد باب‌ ولایت، شهر ایمان این شهر با یادت پر از بال فرشته است شد کوچه‌هایش مست بوی «رَوح و ریحان» شهر بدون تو؟ چه تصویر غریبی... هرگز نمی‌خواهم دلم را بی تو، یک آن اذن دخول من به صحن آینه چیست؟ باید که چشم من شود آیینه‌بندان گاهی فقیر و خسته می‌آیم کنارت آواره و مسکین، پر از حس غریبان گاهی پر از آهم، پر از شرم گناهم آیینه‌ای محو «شکست»، از سنگ طغیان یک گوشه‌ی اندوه در قعر سکوتم آزاد کن روح مرا از شرّ زندان گردابها بستند صدها سد به رویم ای ساحل آرامشم در اوج طوفان آیینه‌ای را روبرویم میگذاری با یاد مادر می‌شود دل، بیت‌الاحزان عطر مدینه می‌وزد در سینه‌ی من یاد شما در سینه‌ام تا هست مهمان با اشک‌هایم می‌نویسم روی این خاک باشد برای آن مزار، آن راز پنهان وقتی زیارت‌نامه می‌خوانم برایت حسّ برائت دارم از دجال و شیطان وقت زیارت زیر لب با خود بگویم: «باشد قرار بعدی ما باب رضوان با «اشفعی لی» وعده‌گاه تو بهشت است دنیا و اهلش هرچه را باشد، بپیچان!» لکنت شدم... ، اینجا کمیت شعر لنگ است آیینه‌ی یادت دلم را کرده حیران دست مرا بگذار توی دست دعبل من، کودک شعر، اول راه دبستان... می‌خواستم از دوستت دارم بگویم شد مشق من این شعر بی آغاز و پایان این بیت‌هایم حسّ بیت‌النور دارد روح‌القدس! بر شعر من بالی بیفشان ✍ ٩اردی‌بهشت١۴٠۴ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
. یک غزل مهمان آقا باشیم؛ گامی به راه و گامی در انتظار دارم سرگشته روزگاری پَرگاروار دارم دلبسته‌ی امیدی در سنگلاخ گیتی رَه بی‌شکیب پویم، دل بی‌قرار دارم یک عمر می‌زدم لاف از اختیار و اینک چون شمع، اشک و آهی بی‌اختیار دارم گو ابرِ غم ببارد تا همنشین عشقم از غم چه باک دارم کاین غمگسار دارم نبود روا که گیرم جا در حضیض پَستی سِیلم که هستی خود از کوهسار دارم سرشارم از جوانی هر چند پیر دهرم چون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارم از خاک پاک مشهد نقشی است بر جبینم شادم «امین» که از دوست، این یادگار دارم ✍آیت الله العظمیٰ شهید http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
از آب دیده تا ندهی شستشوی خویش پاکان نمی دهند تو را ره بکوی خویش در آرزوی گنج عبث جستجو کنی ای بیخبر چرا نکنی جستجوی خویش عمر ابد ز چشمهٔ حیوان مجو مریز بر خاک بهر آب بقا آبروی خویش یک ساغرم خراب ابد ساخت از چه خم این باده کرده پیرمغان در سبوی خویش بود آنکه آرزوی جهانگیریش بدل بنگر چگونه برد بگور آرزوی خویش بیرون ز حد حوصله مگشای پنجه را یعنی بگیر لقمه بقدر گلوی خویش چون خار چند مایهٔ آزار مردمی گلباش و شاد کن دلی از رنگ و بوی خویش از شش جهت گنه بتو گر بسته ره صغیر از توبه باز کن در رحمت بروی خویش «صغیر اصفهانی» http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
با امام رضا ع می‌شود تکلم کرد بهار آمد و بر روی گل تبسم کرد شكوه وا شدن غنچه را تجسم كرد بهار دید كه شمشادها جوانه زدند شكوفه‌های جوان را نثار مردم كرد ز سمت مشرق دلها شنید بوی بهشت بهار مست شد و راه باغ را گم كرد پس از طواف حرم یا محول الأحوال بهار با نفس عاشقان تفاهم كرد بهار نیت معراج داشت وقت نماز به خاك مقدم زوار او تیمم كرد در آستان رضا «إنّما یرید الله» كریمه‌ای است كه روح‌الأمین ترنم كرد زلال اشك اگر گل كند به لاله قسم كه با امام رضا می‌شود تكلم كرد سخن به رسم گل‌افشانی بهار بگو اگر شكست دلت در حریم یار بگو: دوباره آمده‌ام تا دوباره در بزنم كبوترانه در این آستانه پر بزنم به ناامیدی از این در نمی‌روم هرگز اگر جواب نگیرم دوباره در بزنم خدا مرا به حقیقت ولی‌شناس كند كه حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم خدای را كمی ای زائران درنگ كنید كه خاك پای شما را به چشم تر بزنم من آشنای همین درگهم، خدا نكند كه رو به غیر بیارم دَرِ دگر بزنم اگرچه خارم و نسبت به گل ندارم، باز دلم خوش است که گاهی به باغ سر بزنم صفای تربیت باغبان حرامم باد كه در مجاورت گل دم از سفر بزنم من از حضور تو ای ماه هاشمی خجلم مگر به اشك شود ترجمان حرف دلم به یك نگاه تو تطهیر می‌شود دل من به یك كرشمه نمک‌گیر می‌شود دل من مرا بس است طواف ضریح تو هرگاه شكسته‌بستهٔ تقصیر می‌شود دل من قسم به صبح جمالت كه پشت پنجره‌ات دخیل نالهٔ شبگیر می‌شود دل من سرشک حاجت هر كس كه می‌چكد بر خاک كنار پنجره تصویر می‌شود دل من به چشم آینه‌های حرم كه می‌نگرم هزار مرتبه تكثیر می‌شود دل من به شوق آن كه به پابوس زائرت برسد به جای اشک سرازیر می‌شود دل من خدا نكرده اگر از تو رو بگردانم اسیر بازی تقدیر می‌شود دل من چگونه قصد زیارت كنم برای وداع مگر ز دیدن تو سیر می‌شود دل من؟ خدا مرا به فراق تو مبتلا نكند من و جدایی از این آستان خدا نكند ✍ "" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
(شراب مَعرفت) دل به دنیا از چه می‌بندی؟ که این دنیا فناست دل سپردن جز خدا ، ای غافل از عقبا خطاست هست دنیا چون مسافرخانه‌ای در بین راه چندروزی هرکسی مهمان درین مهمان سراست تا توانی راه حق می‌پوی و نیک اندیشه کن! چونکه راه حق و باطل تا ابد، از هم جداست چون عصایی باش در دست ز پا افتادگان! کاین‌چنین خصلت مرام و رسم مَردان خداست از دورویی و دروغ و خودپسندی دور باش! چون دورویی و دروغ و خودپسندی فتنه‌زاست از دورویی می‌شود انسان چنان دیگ مسین هست یک رویش سپید اما دگر رویش سیا ست چون بنای زندگانی را بسازی با دروغ... عاقبت بینی بنایی سست و عاری از بقاست خودپسندی آدمی را غافل از حق می‌کند آنچنان که هست چون کاهی و کوه ادعاست قلب را آیینه کن! نه خیره شو در قلب آن... بشکن این آیینه‌‌ای که موجب خواری ماست جامِ دل، لبریز اگر شد از شرابِ مَعرفت دل دگر از بندِ جام و (ساقی) و ساغر رهاست . سید محمدرضا شمس (ساقی) @shamssaghi