کوفه میدان نبرد و سرِ نی سنگر توست
علمِ نصرِ خدا تا صف محشر، سر توست
محشری کرده به پا قصۀ عاشورایت
که جهان تا صف محشر همهجا محشر توست
با وجودی که کُنَد گریه به تو چشم وجود
خندۀ فتح به لبهای علیاصغر توست
کس نگوید که تو تنها و غریبی هرگز
که همه عالم ایجاد پر از لشکر توست
تو خداوند جهادی، به خداوند قسم
زینبِ فاطمه تا حشر پیامآور توست...
چه شود دست کرم بر سر «میثم» بکشی
ای که بر روی سنان، دست خدا بر سر توست
✍#حاج_غلامرضا_سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🌸ماه شب چهاردهم🌸
ای ماه من که چشم و چراغ نُبوّتی
ریحانهٔ بهشتی باغ نُبوّتی
ای جلوه کرده حُسن تو چون گوهر از صدف
ای یادگار سبزترین گوهر شرف
ای آیههای حسن تو وَاللَّیل و وَالنَّهار
ای سرو سرفراز پس از سیزده بهار
ای جلوه ی جمال خدا در برابرم
آیینه ی تمام نمای برادرم
ای جان مجتبی و جگر گوشهٔ رسول
ای پاکبازِ عرصه ایمان علی الاصول
ای متّصل به وحی و نُبوّت وجود تو
ماه شب چهاردهم در سجود تو
دُرِّ یتیم من، قدمی پیشتر بیا
یعنی به دیدهبوسی من بیشتر بیا
گرد یتیمی از رخ تو پاک میکنم
لب را به بوسهٔ تو طربناک میکنم
ای نوبهار حُسن در آفاق معرفت
پیشانی تو مطلع اشراق معرفت
ای سایه کرده بر سر تو چتر یاسها
ای نوجوانی تو پُر از عطر یاسها
ای نوجوانی تو، سرآغاز شورِ عشق
ای روشنای دیدهٔ موسای طورِ عشق
عشق و عقیده، آینهٔ روشن تو شد
تقوا و معرفت، زره و جوشن تو شد
ای پاگرفته سروِ قدت در کنار من
ای چون علی ، قرار دل بیقرار من
قاسم به پاکی نَفحات دلت قسم
یعنی به شوق خفته در آب و گلت قسم
وقتی به ناز میگذری از مقابلم
تو راه میروی و تکان میخورد دلم
پلکی زدی و پنجره را باز میکنی
از من اجازه میطلبی ، ناز میکنی
با رفتن تو داغ دلم تازه میشود
مژگان من دو مرتبه شیرازه میشود
ای ماه من که از اُفق خیمه سر زدی
آتش به جان عشق، به مژگانِ تر زدی
وقتی صدای غربت اسلام شد بلند
مثل عقاب آمدی اینجا و پر زدی
از لحظهٔ وداع من و اکبرم چقدر
با التماس بر در این خانه در زدی
تا من به یک اشاره دهم رُخصت جهاد
خود را به آب و آتش از او بیشتر زدی
«اول بنا نبود بسوزند عاشقان»
امّا تو خیمه در دل شور و شرر زدی
نخل بلند عاطفه! این التهاب چیست؟
این شوق پر گشودن مثل شهاب چیست؟
روح شتابناک تو غرق شهادت است
در پرتو نگاه تو برق شهادت است
با غیرت تو ، واهمهٔ ساز و برگ نیست
در روشن ضمیر تو پروای مرگ نیست
مرگ از حضور چشم تو پرهیز میکند
تیغ از ستیغِ خشم تو پرهیز میکند
ای موج اشک و آه تو«اَحلی مِنَ العسل»
ای مرگ در نگاه تو «اَحلی مِنَ العسل»
مانند گیسوی تو که چین میخورد هنوز
شمشیر تو نوکش به زمین میخورد هنوز
اما چه میشود که دل از دست دادهای
در راه دوست آنچه تو را هست دادهای
شور جهاد در دل تو شعلهور شدهست
یعنی تمام هستی تو بال و پر شدهست
اشکم خیال بدرقه دارد، خدای را
آهستهتر که وقت دعای سفر شدهست
از اشک تو جواز شهادت طلوع کرد
از چهرهٔ تو صبح سعادت طلوع کرد
قربان ناز کردنت ای نازنین من
گوش تو آشناست به «هل من معین» من
شوق تو چون تلاوت قرآن شنیدنیست
بالا بلند من، حرکات تو دیدنیست
ای ابروی تو خورده ز غیرت به هم گره
ای قامت ظریف تو کوچکتر از زره
داری به جنگ اگرچه شتاب، ای عزیز من
پایت نمیرسد به رکاب، ای عزیز من
گلبرگ چهره در قدم من گذاشتی
کوه غمی به روی غم من گذاشتی
✍ #محمدجواد #غفورزاده "#شفق"
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
غزل
میسوزد از غم دفترم در سوگ خورشید
هر صفحهای از باورم در سوگ خورشید
مرثیه میخواند به گوشم دجله آرام
از رود هم مجنونترم در سوگ خورشید
بستند آبی را که مهر مادرت بود
لب تشنهتر از کوثرم در سوگ خورشید
از آیههای غرق در خون مینویسم
از سینهی پیغمبرم در سوگ خورشید
وای از دل زینب از آه آتشینش
از لالههای پرپرم در سوگ خورشید
امشب چراغ ماه روشن نیست انگار
امشب که من غمپرورم در سوگ خورشید
هم مانده نیمی از وجودم در دل خاک
هم سوخت نیم دیگرم در سوگ خورشید
شمع دلم خورشید را هرگز نفهمید
تا اینکه سر در آورم در سوگ خورشید
لب تشنه جان دادی برای باورت تا
جوشیده این شعر ترم در سوگ خورشید
با هر طلوعی آرزو دارم که باشد
شاید غروب آخرم در سوگ خورشید
خون علی اصغرت تا آسمان رفت
هر سال آن را بنگرم در سوگ خورشید
خون خدا! دستم قلم شد از تو گفتم
خون میچکد از دفترم در سوگ خورشید
✍#حسین_سیدبر
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
صحیفهٔ صد چاک🥀
در دل کروبیان محشر به پا کردی حسین
عرش را آئینهٔ کربو بلا کردی حسین
کیستی؟ قرآن ناطق؛ آنکه با قول و عمل
در بیابانِ بلا مکتب به پا کردی حسین
"مثل تو با مثل او بیعت نخواهد کرد" تو
تا قیامت حق و باطل را جدا کردی حسین
هست هفتاد و دو سوره در زبور کربلا
آیههای نور و رحمت را سوا کردی حسین
عذرخواه آمد، به مصداق"عَفا وَ أَصْلَح" به "حر"
حریت بخشیدی آزادی عطا کردی حسین
"فَاسْتَقِم" شرط خلوص است و تو در میدان عشق
با تمام هستیات حق را ادا کردی حسین
روحِ ذلت ناپذیری در تنِ آزادگی است
پای "هیهات"ی که گفتی جان فدا کردی حسین
معنی "اُدْعُوا إِلَى اللّٰه"ی که در گودال هم
شمر را دعوت به آیات خدا کردی حسین
روی دوش مصطفی یا زیر سُمِّ اسبها
عمر خود را سیر جناتالعُلا کردی حسین
در عجب ماندم چرا از پا نیفتاد آسمان
چون به نومیدی نظر بر خیمهها کردی حسین!
*ارجاعات به ترتیب ابیات:
۱.فرمایش امام حسین(ع)
۲. شوری. ۴۰
۳. هود. ۱۱۲
۴. فرمایش امام حسین(ع)
۵. یوسف. ۱۰۸
۶. فرمایش امام حسین(ع)
✍#زهرا_رسولی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ای صاحبان منصب و قدرت حیا کنید
فکری به حال مردم صاحب عزا کنید
داغ پدر به سینه شان می زند شرر
جای گلایه درد وطن را دوا کنید
از نقدتان گذشته اگر بر «علی الاصول»
گاهی نظر به جبهه ی حزب خدا کنید
طبق اصولِ «وحدت ساحات» ،جان ماست
ما را نمی شود که ز لبنان جدا کنید
جز لعن و ننگ ،نامی تان آخرش چه داشت!؟
ای کاش این مذاکره ها را رها کنید
مثل شریک دزد و رفیقان قافله
دائم دو دست ملت ما را حنا کنید!
فرمانبری فقط که به حرف و خطابه نیست
قدر مطیع بودن تان ادعا کنید
قطعا لوای خامنه ای پرچم حق است
باید به سمت قبله ی او اقتدا کنید
بستید هر نماز به جز قبله گاه او
خیری ندارد اول فرصت قضا کنید
✍#محمدجواد_منوچهری
#لبیک_یا_خامنه_ای
#شهیدسیدعلیحسینیخامنهای
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_قاسم_بن_الحسن_ع_شهادت
به مسیر سر زلفش گذر باد افتاد
اتفاقی که نبایست میافتاد، افتاد
پدرش کاش قد و قامت او را میدید
دیگر از چشم غزل، شاخهی شمشاد افتاد
آنقدر خوب رجز خواند که در لشکر شام
ناگهان ولولهی «دست مریزاد» افتاد
به ابالفضل! چنان معرکه جنگید که شمر
فکر فریادِ «دمت گرم به استاد» افتاد
زحمت مادری نجمه به جایی نرسید
حیف از آن زلف که در پنجهی جلاد افتاد
✍#وحید_قاسمی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ای دل! بنال زار که جان همدم غم است
ای دیده! خون ببار که هنگام ماتم است
ای آه ! شعله زن به سراپرده سپهر
زین غم که مُنخَسف رُخ آن بَدرِ عالم است
آن مظهر جلال که از غایت کمال
خون خدا و مَفخرِ اولاد آدم است
آن آیت کمال که در گلشن وجود
نخل مراد و سروِ گلستان خاتم است
در کام او شرنگ بلایا، پیاپی است
در جام او شراب مصائب دمادم است
گر بر جراحتش که فزون است از شمار
دل،شرحه شرحه گردد وجان بی سکون،کم است
از برج زین ز ضعف،خم آورد بر زمین
ماهی که پشت چرخ به تعظیم او خم است
در خاک و خون تپید شهی کآستانه اش
برتر ز قدر ومرتبه از عرشِ اعظم است
بر هر که درد مند بُوَد تربتش شفاست
در زیر قبًه اش به اجابت قرین دعاست
مرحوم فقید سعید
✍#محمود #شاهرخی (جذبه)
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
14.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤩شیری ماده در چنگال ماری گرفتار شد و تا مرز خفگی پیش رفت؛
🤩اما دیگر شیرهای ماده تماشاگر نماندند؛
با تمام توان به یاریاش شتافتند،
🤩مار را خسته کردند و وادار به رها کردنش ساختند؛
سپس دو دسته شدند:
🔘گروهی کنار شیر زخمی ماندند و از او مراقبت کردند تا نیرو بگیرد، و گروهی دیگر مار را تعقیب کردند تا نابودش کردند؛
🔘آنها حیواناند، اما نپذیرفتند هم نوع شان کُشته شود و فقط نظارهگر باشند؛
🔘حیوانات هنوز از غیرت و یاری درس میدهند؛
▫️آیا ما برای برادران و خواهران مظلوم خود چنین غیرتی داریم⁉️
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
السلام علیک یا ابا عبدالله
🍁مرثیه علی اکبر🍁
اکبرآن آیینه ایزد نما
نور چشم خاندان مصطفی
مظهر حُسن وصفات سرمدی
انعکاس خُلق و خوی احمدی
چون بمیدان امد ان قرص قمر
شد در ان صحرا قیامت جلوه گر
محو سرو قامتش جن و ملک
ذکرشان ای ماه ، اللهُ مَعَک
جمله گفتند این علی یا مصطفاست
یا تجلّی جمال کبریاست
گفت با تکبیر و با صوت جلی
من علیّم وارث خون علی
مظهر خشم خدای لم یزل
ذوالفقارم قاصد پیک اجل
چون عدو بیچاره شد در آن زمان
راه را بستند بر جان جهان
حمله ور از هر طرف بر او شدند
ضربتی بر فرق پاک او زدند
چشم عالم دید یکبار دگر
در سپهر کربلا شق القمر
ناگهان از آسمان افتاد ماه
پاره شد از این مصیبت قلب شاه
بر سر بالین او چون شه رسید
ناله ای جانسوز از دل بر کشید
گفت ای آرامش جانم علی
ماه رخسارت زخون شد منجلی
می زند لبخند هر زخمت بمن
داغ تو زخم دل هر انجمن
پس بدامانش گرفت آن سرو ناز
دید فرقش تا به ابرو گشته باز
روی خود بنهاد بر روی پسر
گفت ای آرامش جان پدر
چشم خود یکدم برویم باز کن
بعد از آن تا عرش حق پرواز کن
لعل خود بگشای ای نور بصر
یک سخن با من بگو جان پدر
جسمت از تیغ و سنان شد چاک چاک
ای شبیه مصطفی روحی فداک
با وضوی خون عبادت کرده ای
در قیام خود قیامت کرده ای
لاله پرپر بود و چشم باغبان
خون چکان از طعنه ی اهریمنان
شد دل سرخ "شقایق "داغدار
دیده اش تا صبح محشر اشکبار
✍#حمیدرضازاده "#شقایق"
کرمان
https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
#شب_هشتم_محرم
قصد کرده است تمام جگرم را ببرد
با خودش دلخوشی دور و برم را ببرد
من همین خوش قد و بالای حرم را دارم
یک نفر نیست از اینجا پسرم را ببرد؟
دسترنج همه ی زحمت من این آهوست
چقدر چشم نشسته، ثمرم را ببرد
این چه رسمی است پسر جای پدر ذبح شود
حاضرم پای پسرهام، سرم را ببرد
تا به یعقوب نگاهم نرسیده خبرش
می شود باد برایش خبرم را ببرد
نیزه دنبال دلم بود تنش را می گشت
قصد کرده است بیاید جگرم را ببرد
***
جان من، قول بده دست به گیسو نبری
مقنعه ت باز شود، بال و پرم را ببرد
تو برو خیمه خودم پشت سرت می آیم
چه نیازی است کسی محتضرم را ببرد
دست و پاگیر شدم، زود زمین می افتم
یک نفر زود، تن دردسرم را ببرد
همه سرمایه ام این است که غارت شده است
هر که خواهد ببرد جنس حرم را...ببرد
صد پسر خواسته بودم ز خدا، آخر داد
صد علی داد به من تا که سرم را ببرد
✍#علی_اکبر_لطیفیان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت علی اکبر(ع)-شهادت
ای یاس چیده، ای گل نقش چمن، علی!
قرآن آیه آیه ی پامال من، علی
مانند قلب من دهنت پر زخون شده
خون گلوت گشته روان از دهن، علی
چسبانده خون به هم، دو لبت را ز گفتگو
با چشم خویش حرف برایم بزن، علی
لب تشنه، چشم بسته، نفس مانده در گلو
زخم تو گشته با دل من هم سخن، علی
تو مثل لاله ای که همه گشته برگ برگ
من مثل شمع سوخته در انجمن، علی
جایی برای بوسه نمانده به قامتت
از بس که زخمت آمده بر زخم تن، علی
ممکن نشد زروی زمینت کنم بلند
از بس که پاره پاره شده این بدن، علی
لیلا در انتظار تو چشمش بُوَد به راه
زینب چگونه بی تو رود در وطن، علی
در حیرتم چگونه زخونت خضاب شد
ماه جمال و زلف شکن در شکن، علی
فریاد من بلند زاشعار "میثم " است
سوزد زسوز او دل هر مرد و زن، علی
✍#حاج #غلامرضا #سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت علی اکبر(ع)-شهادت
ای شسته روی خویش، به خون جبین، علی
تسبیح دانهدانۀ نقش زمین علی
زخم سنان و نیزه و شمشیر و تیر و سنگ
بر جسمت آمده ز یسار و یمین علی
چشمان خونگرفتۀ خود باز کن ز هم
لبخند خصم و اشک پدر را، ببین علی
تا واکنی لبی به سخن، پاک میکنم
خونابه از دهان تو، با آستین علی
از بس نشسته بر بدنت، زخم روی زخم
چیزی نمانده، زین بدن نازنین علی
فرقت جدا شد از هم و دیدم به چشم خویش
تکرار شد، شهادت حبلالمتین علی
تن: پارهپاره، فرق: دو تا کام: پر ز خون
هرگز ندیده، کشته، کسی اینچنین علی
قلبم ز سینه کنده شد و خورد بر زمین
وقتی فتاد قامتت از صدر زین علی
"میثم" که نظم او زده آتش به هر دلی
از سوز ما بوَد نفسش آتشین علی
✍#حاج #غلامرضا #سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹