eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
329 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
حضرت عباس(ع)-شهادت بیا ای دست دست حق، برون کن تیرم از دیده  همان چشمی که چشم دشمن از بیمش نخوابیده  دو دستم شد یکی قاب و در او یک عکس کوچک بود  به من لبخند می زد غنچه با لب های خشکیده  به دور خیمه ای گشتم که در آن خیمه زینب بود  منم ماهی که شب دُور سر خورشید گردیده   جدا دست و دو تا فرق و تهی مشک و به چشمم تیر  ببین عاشق برای تو بساط عاشقی چیده  به هر سمتی که می غلتم فروتر می رود پیکان  شده عباس، یاسی که لباس از خار پوشیده ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت عباس(ع)-شهادت مَپسَند ای امید من و میر لشگرم دونان کشند بانگ شعف در برابرم پشتم شکست و رشتهٔ امید من گسست هرگز چنین شکست نمی بود باورم گر آبِ مشک ریخت، چه غم؟ آبرو به جاست بین اشک دیده گان من ای آب آورم سقایی تو گشته مُحول به چشم من مشکی ز اشک دارم و در خیمه می برم از من صدای گریه به گوش حرم رسید آگه شدند داغ، چه آورده بر سرم روح ادب، تو بودی و در عمر خویشتن نشنید گوشم از تو که خوانی برادرم خواندی مرا برادر و، دانستم از جنان پیش از من آمده به سراغ تو مادرم گفتی تن تو را نبرم سوی خیمه ها امّا، تنی نمانده ز تو پاره پیکرم ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت عباس(ع) ما دل به تولای تو بستیم ابوا لفضل ‌چون گرد به راه تو نشستیم ابوا لفضل ما پنجرهٔ دیده به روی توگشودیم ‌ما دل به تولای تو بستیم ابوا لفضل تو ماه بنی هاشم و خورشید لقایی ‌ما محو تو چون آینه هستیم ابوالفضل ای جلوه گر از روی تو انوار هدایت ‌ما ذره خورشید پرستیم ابوالفضل تا نقش تو تکثیر شود در نظر ما ‌چون آینه صد بار شکستیم ابوا لفضل پیوند رگ و ریشه ما با غم عشق است ‌از هر چه به جز یارگسستیم ابوا لفضل با یاد تو چون هم نفس و یکدله هستیم ‌از بند بلا یک شبه رستیم ابوا لفضل با زمزمهٔ عشق تو ما اُنس گرفتیم ‌ازکوثر احساس تو مستیم ابوا لفضل ‌ای ساقی سرچشمه ایثار و محبت ‌ما تشنه پیمانه به دستیم ابوالفضل ✍ () http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت ای لشکر حق را سر و سردار اباالفضل وی دست علی در صف پیکار اباالفضل هم خون حسین بن علی در تن پاکت هم روح تو در پیکر ایثار اباالفضل ریحانۀ دو فاطمه، ماه سه خورشید آرام دل حیدر کرار اباالفضل مانند تو در ارتش اسلام که دیده فرمانده و سقا و علمدار اباالفضل تو ماه بنی هاشمی و ما شب تاریک تو لالة عباسی و ما خار اباالفضل هم کاشف کرب پسر فاطمه  هستی هم خیل بنی فاطمه را یار اباالفضل بر حاجت خود کرده صد و سی و سه نوبت هر خسته دلی نام تو تکرار اباالفضل در مصر ولایت شده بر یوسف زهرا تو مشتری و علقمه بازار اباالفضل عشق و ادب و غیرت و ایثار و شهادت کردند به آقایی ات اقرار اباالفضل تو رسته ای از خویش و گرفتار حسینی خلقند به عشق تو گرفتار اباالفضل ما بهر تو گریان و زند زخم تو خنده پیوسته به شمشیر شرربار اباالفضل برخیز سکینه به حرم منتظر توست جامش به کف و اشک به رخسار اباالفضل از سوز عطش آب شده طفل سه ساله مگذار بگرید به حرم زار اباالفضل تا آن که ببینند به تن دست نداری یک لحظه سر از علقمه بردار اباالفضل مگذار رود زینب کبری به اسیری ای دست علی ، دست برون آر اباالفضل تو چشم حسینی که زده تیر به چشمت ای دور حرم چشم تو بیدار اباالفضل کی گفته تن پاک تو در علقمه تنهاست گردیده تو را فاطمه زوار اباالفضل خون دل ما را که شده اشک عزایت زهرا و حسین اند خریدار اباالفضل مگذار شود خشک دمی دیدة "میثم" چشمی که بگریم به تو بسیار اباالفضل ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت عباس(ع)-شهادت چه بلایی است خدایا به سرم آمده است ازره دور غمی در نظرم آمده است تاپذیرای غمی سخت شوم، باردگر اشك غم بدرقۀ چشم ترم آمده است ما جگرسوختگان آب نخواهیم ولی این چه داغی است كه سوی جگرم  آمده است اشكها پرده به چشمان تر من نـزنید آه با قد خمیده پدرم آمده است خبر از ساقی مـا نیست ولی می دانم چه غمی بر جگرشعله ورم آمده است علم خیمۀ سقا كه روی خاك ا فتاد گشت معلوم بلائی به سرم آمده است علقمه عطرگل یاس گرفت و پیداست از جنان مادر نیكو سیرم آمده است عمۀ غمزده ام باهمه غم های دلش به تسّلای دل نوحه گرم آمده است ای «وفائی»بنویس از اثر غصه و غـم اشك و خون همره هم از بصرم آمده است ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_عباس_علیه_السلام سقا به آب، لب ز ادب آشنا نکرد از آب پُرس از چه ز سقّا حیا نکرد تجدید شد وضوی نماز امام عشق بیهوده دستِ خویش به آب آشنا نکرد تن چاک چاک دید و به بیداد، تن نداد سر شد دو تا و قد برِ دونان، دو تا نکرد «غیر از دمی که مشک به دندان گرفته بود در عُمرِ خویش خندهٔ دندان‌نما نکرد» دندان کند کمک، چو گره وا نشد ولی دندان او هم آن گره بسته وا نکرد معراج او به روی زمین شد ز پشت زین همچون نَبی عروج به سوی سما نکرد مسجود را ندیده سر از سجده برنداشت حقِ سجود عشق، چو او کس اَدا نکرد ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
روضه حضرت امام حسین علیه السلام جگرخواهر او ریخت بهم بس کن شمر گیسوان سر او ریخت بهم بس کن شمر آمدی سر ببری تیز کن این خنجر را ازقفا حنجراو ریخت بهم بس کن شمر بی حیا دست که داری به نوک چکمه چرا گیسوی مادر او ریخت بهم بس کن شمر این چه رسمیست عرب نیزه خود میشکند همه پیکر او ریخت بهم بس کن شمر ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_ابالفضل_العباس_علیه‌السلام چکنم ماهِ حرم این قمرِ ریخته را تا به آغوش کشم برگ و بر ریخته را دست بر سر بگذارم نگذارم ...ماندم چکنم این بدنِ مختصرِ ریخته را دخترم چشم به راه است جوابش با تو با چه رویی ببرم بال و پرِ ریخته را خم شدم پیشِ دو دستت ، کمرم راست نشد آمدم پیش تو دیدم کمرِ ریخته را دست دارم به کمر ، یا که به سر یا به جگر که نشد جمع کنم چشم ترِ ریخته را مادرم هست ولی اُم‌بنین شکر که نیست خوب شد نیست ببیند پسرِ ریخته را اینهمه تیر به یاد حسن انداخت مرا یادم انداخت لبِ تو جگر ریخته را یک به یک می‌کشم از سینه فقط داد نکش یک به یک تیغه و تیر و تبر ریخته را تو تکانی بخوری کار به غارت نکشد جمع کن جانِ حرم بال و پرِ ریخته را بعدِ ما از دوطرف کاش  سرت جمع کنند که نبندند به سرِ نیزه سرِ ریخته را (حسن لطفی) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
حضرت_ابالفضل_العباس_علیه‌السلام برای عشق که حدّ نصاب عباس است برای عقل فقط انتخاب عباس است برای خلق که رد خور ندارد این بیرق برای شعر دو خط مستجاب عباس است صدای جان سنه قوربان ، دمِ اوون آباد برای این همه خانه خراب عباس است برای آنکه تو را هم نمی‌شناسد : عشق برای ارمنیان یک جواب عباس است تویی تو راه میانبر برای توبه‌ی من امید خسته‌ی از منجلاب عباس است یکی اگر به تو گفتیم ده به ما دادی امیرِ با کرمِ خوش حساب عباس است کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست چه جای شک نفَسِ بوتراب عباس است وُ کُلُ خَیر به بابُ‌الحُسین یعنی که.. به امرِ فاطمه فصل‌الخطاب عباس است فشرده‌ایم جگر را و شد مصیبتِ او و آنکه کرد دلم را مذاب عباس است خمیده است است کنارش امامِ بی کس ما خدا به‌خیر کند از خیامِ بی کس ما به هم مپیچ تو ای در تُراب پیچیده نگاه کن قمرم ، آفتاب پیچیده بلند شو که بدون تو چادر خود را به دور گردن اصغر رُباب پیچیده سنان به حرمله می‌گفت خوش خبر باشی خبر چه زود، چه با آب و تاب پیچیده که چشم و اَبرو و پیشانی‌اش به هم خورده علَم به گیسویی پُر پیچ و تاب پیچیده محاسنم شده خاکی غمت زمینم زد ببین دوباره به پایم رکاب پیچیده تو را به مَشک چه بد دوختند از دو طرف تو را به هم تبری پُر شتاب پیچیده چقدر نیزه زدند و به سینه چرخاندند که دورِ نیزه‌شان مَشک آب پیچیده غیورِ ما به حرم رو وگرنه می‌بینی به دورِ بازوی زینب طناب پیچیده بلند شو که نبینیم با هم از نیزه به گِرد قافله بوی شراب پیچیده ( ۴۰۵/۰۴/۰۱) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
تا جوهره ی گوهر احساس شدیم بی تاب فرات و اشرف ناس شدیم تا گرد علمدارو علم گردیدیم صید حرم حضرت عباس شدیم ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ گلزخم عطش گلزخمی از عطش که به لب ها نشسته بود شط فرات را به تماشا نشسته بود یک خیمه تشنه کام در آن وادی عطش در انتظار آب سرا پا نشسته بود برق نگاه تشنه ی طفلان تشنه لب بر مَشک تیر خوده ی سقّا نشسته بود عباس با سخاوت از خود گذشتگی در قلّه های عاطفه تنها نشسته بود تصویر آب را چه نجیبانه می کشید دری دلی که برلب دریا نشسته بود تا آب را به کوچه ی آیینه ها برد لب تشنه با فرات به نجوا نشسته بود تا بگذرد زعلقمه سقّای کربلام بر صدر زین به هیبت مولا نشسته بود در آخرین عبور نگاهش به خیمه ها بی دست در قنوت تمنّا نشسته بود آری «فراز» بر دل دلداگان عشق زخمی ترین عطش به تماشا نشسته بود ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
توفان غم آمد ز ره و ماه نیامد از سینه برون غیر غم و آه نیامد جز خون دل و ناله‌ی جانکاه نیامد دل رفت ز کف، دلبر و دلدار نیامد «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» فریاد غمی، از طرف علقمه آمد گویا غم دیگر به سراغ همه آمد ناگاه که عطر نفس فاطمه آمد فریاد برآمد گُل ایثار نیامد «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» طفلان مصیبت‌زده با همهمه گِریند با زینب ماتم‌زده و فاطمه گریند دور و بر گهواره‌ی اصغر همه گریند مرهم به دل خسته و غم‌بار نیامد «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» او رفت و دل ما ز غمش تاب ندارد این باغ دگر یک گُل شاداب ندارد از بعد عمو دل هوس آب ندارد افسوس که آن مَحرم اسرار نیامد «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» افسوس که غم در دل ما حجله‌ی غم بست افسوس که پشت پدرم خم شد و بشکست آمد خبر از علقمه، سقا شده بی‌دست سقای حرم جانب گلزار نیامد «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» بر روی زمین تا که دو دست و علم افتاد آتش به دل اهل حرم از ستم افتاد وقتی به روی خاک، ستون حرم افتاد غم بر دل ما آمد و غمخوار نیامد «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد» ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است چراکه حضرت مشکل‌گشا اباالفضل است دو دست داده به راه خدا و پس چه‌عجب اگر که معنی دست خدا اباالفضل است به جمله‌جمله‌ی «یا کاشِف‌َالکُروب» قسم که استجابت صدها دعا اباالفضل است نمونه است اباالفضل و در مسیر حسین کسی که شد همه‌چیزش فدا اباالفضل است شدم اسیر تو و مادرم به‌من آموخت دوای درد گرفتارها اباالفضل است چه ترس دارد از آتش؟ چه ترس از دوزخ؟ اگر شفاعت هر شیعه با اباالفضل است خود امام زمان گفته است می‌آید به‌مجلسی که درآن ذکر یااباالفضل است بگیر ذکر اباالفضل با امام‌زمان که‌هست حضرت‌ صاحب‌عزا امام‌زمان فقط نه گردش چرخ جهان به دستش بود که اختیار زمین و زمان به دستش بود فقط نه این که علمدار خیمه‌گاه حسین عمود خیمه‌ی هفت‌آسمان به دستش بود کریم بود شبیه برادر و پدرش که چشم خواهش هرناتوان به دستش بود به تیر اخم اباالفضل در کمین افتاد سپاه دشمن اگرچه کمان به دستش بود به قصد جنگ نیامد، ولی اگر می‌خواست به ضربه‌ای سر هر پهلوان به دستش بود دل تمام حرم بود قرصِ بودن ماه هرآن‌زمان علم کاروان به دستش بود تمام آبرویش مشک آب شد، وقتی نگاه العطش کودکان به دستش بود از آستانه‌ی هرچشم، اشک را برداشت خبر رسید اباالفضل مشک را برداشت شبیه باز شکاری که رو به علقمه رفت هزار چشم به همراه او به علقمه رفت سلاح غیرت خود را به تن حمایل کرد به اشک‌چشم و به بغض‌گلو به علقمه رفت دخیل بست به مشکش نگاه اهل حرم هزار حسرت و صد آرزو به علقمه رفت «وَ إن یَکاد» نشسته‌ست بر لب همه، چون میان چشم‌ونظرها عمو به علقمه رفت آهای دشمن اگر ذره‌ای شرف داری! به‌هوش‌ باش که با آبرو به علقمه رفت چه حکمتی‌ست که هرکس به‌جنگ می‌آمد برای کشتن او با وضو به علقمه رفت؟ ندای «اَدرِک اَخا» هم حکایتی دارد اگرکه عاقبت این گفتگو به علقمه رفت گریز آخر هر روضه‌خوان همین شد؛ آه... عمود خیمه‌ی ما نقش بر زمین شد؛ آه... گذشته است در اين داغ آب از سر آب که آب هم شده شرمنده در برابر آب دوباره روی دل آب ماند داغ لبش چرا که تشنه‌ی لب‌های اوست حنجر آب هنوز مزّه‌ی آن جرعه مانده در دهنش که ريخته‌ست به‌دست خودش به‌ساغر آب همین که قطره‌ی اشکش به‌روی آب افتاد نشست زخم عمیقی به روی پيکر آب گرفته بود سرش را به روی زانویش کنار علقمه با اضطراب مادر آب چه پيش آمده در علقمه مگر؟ که شده است «خجل‌کننده‌ی عباس» نام ديگر آب به مشک تیر زدند و فرات با خود گفت: اگر خجل شده عباس، خاک بر سر آب فرات و مشک و علم نیز روضه‌خوان شده‌اند شریک داغ غم صاحب‌الزّمان شده‌اند... به هر نوشته‌ی دیگر مقدم است هنوز کسی‌که هرچه بگوییم از او کم است هنوز علاج هجر به‌جز صبح بودن او نیست که بزم هر شب ما طالب غم است هنوز خودش «وحید و فرید و طرید» خوانده شده ولی پناه و امید دوعالم است هنوز به انتقام شهیدان دین می‌آید او که روی گنبد اسلام ‌پرچم است هنوز در این حسینیه‌ها لحظه‌لحظه با یادش بساط عاشقی ما فراهم است هنوز برای شستن درد فراق کافی نیست که روی گونه‌ی ما اشک نم‌نم است هنوز؟ خدا کند که دم انتقام سر برسد که صبح‌وشام برایش محرم است هنوز. دعا کنیم شب هجر را سحر برسد زمان غیبت مولای ما به سر برسد ✍ ┅ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹