eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
329 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
🍎 فرهنگ نینوا 🍎 دل عاشق حسین که شد جان عوض شده در چشم دل تجلی جانان عوض شده وقتی نشسته روی لبت ذکر یا حسین احساس می‌کنی که دل و جان عوض شده در دفتر شهادت و فرهنگ نینوا مفهوم جود و معنی احسان عوض شده از تربت حسین شفا می‌برد مسیح باور کنید شیوه درمان عوض شده هفتاد و دو شقایق پرپر شکفته‌اند صحرا و کوه و دشت و بیابان عوض شده از عصر روز واقعه در حسرت بهار "حتی صدای گریه باران عوض شده " اسلام رنگ باخته در سرزمین وحی سلمان عزا گرفته مسلمان عوض شده با آنکه از شمیم شهیدان کربلا آب و هوای عالم امکان عوض شده لب تشنه می‌کشندش بین دو نهر آب در این قبیله حرمت مهمان عوض شده از لحظه‌ای که آینه پامال اسب شد پرپر شده است عاطفه وجدان عوض شده آتش زدند خیمه گل را به جای شمع انگار رسم شام غریبان عوض شده جایی که دیو و دد همه در حال غارتند معنای" هُل اَتی عَلی الانسان "عوض شده انگشتری به همره انگشت می‌دهند یا للعجب مرام سلیمان عوض شده خون می‌چکد ز تیغه گلگون خارها ؟ یا رنگ و روی خار مغیلان عوض شده از نوک نی تلاوت قرآن شنیدنی است چندیست رَحلِ قاری قرآن عوض شده ای دل ! به خود بیا به خدا سرنوشت "حر" از لحظه‌ای که گشت پشیمان عوض شده پیروز تا همیشه شد این کشتی نجات "کشتی شکست خورده طوفان" عوض شده یک ذره آب و رنگ به شعر "شفق" نبود از فیض آفتاب خراسان عوض شده ✍ «شفق» http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🕌امام حسین ( ع) با کِلک پُر از نور نوشتند سرش را پهلوی گُل مادر و فرق پدرش را بر طاق اُفق پرچمی از عشق کشیدند وقتی که شنیدند ملائک خبرش را هرگز قدمش در صف پیکار نلرزید هر چند بُریدند گلوی پسرش را خورشید خروشان به صف شب پرگان زد تا دید در آن حلقه ی خونین قمرش را در اوج غزل خواند و خدا همسفرش بود آن بر سر نی را که بُریدند سرش را آرام و سبک پَر زد از آن دشت بلا خیز کندند اگر شب زدگان بال و پرش را صد راه به حج رفته به یک مرحله طی کرد .تا بست به یک مرتبه راه سفرش را این واقعه تا بام ابد یکسره باقیست بر روی زمین تا بگذارد اَثرش را ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
امام_سجاد_ع_مصائب دعا و اشک به قلبِ شکسته مرهم بود پس از حسین، همه عمر او مُحرّم بود برای روضه نیازی نداشت او به گریز به پیش چشم تَرَش روضه‌ها مجسّم بود همین که طفل در آغوش مادری می‌دید "بساط گریه برای دلش فراهم بود" صحیفه واژه به واژه مرور عاشوراست فرازهای صحیفه مرور ماتم بود اَنَا ابنُ مکّه و زَمزَم؛ صدا صدای کسی‌ست که در لباسِ اسارت امیرِ عالم بود به وقت خواندن خطبه میان مجلس شام اگرچه خسته، ولی مثل کوه محکم بود اَنَا ابنُ مَن قُتِلَ الصَّبر؛ وقت روضه رسید فدای شاه شهیدی که بی کفن هم بود میان این همه غصّه، امان ز ویرانه پس از خرابه دِگَر قدُّ و قامتش خم بود ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
امام_سجاد_ع_مصائب هر زمان سیّد سجّاد فغان سر می‌کرد رخنه در عالم ایجاد سراسر می‌کرد یاد می‌کرد چو ازلعلِ لبِ خشک حسین مُژه می‌زد به هم و روی زمین تَر می‌کرد دست می‌زد به سر و ناله زِ دل هرگه او یاد از بازوی عبّاس دلاور می‌کرد سینه از پنجهٔ غم چاک همی زد چون صبح یاد چون از لگد شمر ستمگر می‌کرد ازتنور دلش آتش به فلک می‌افشاند یاد چون از ستم خولی کافَر می‌کرد ناله از قاتلِ یکْ یکْ شهدا داشت ولی شِکوه بیش از همه از قاتلِ اصغر می‌کرد اشکِ «جودی» بگرفت از همهٔ روی زمین آنچه خاکی که به عالم همه برسر می‌کرد ✍مرحوم http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
در مرثیت امام سجّاد ( ع ) ------------ نیست از نخل بلا جز اشک غم حاصل مرا لاله گون از خون دل گردید آب و گِل مرا از فراق روی یک یوسف اگر یعقوب سوخت هجر هفتاد و دو یوسف کرده خونین دل مرا گرچه کم شد آفتاب روی بابا از سرم لیک می انداخت رأسش سایه بر محمل مرا طایری با بالهای بسته بودم ، داد خصم گه به زندان گاه در ویرانه ها منزل مرا غرقِ در دریای غم بودم ز داغ لاله ها موج زهر خصم خواهد بُرد تا ساحل مرا گرچه دشمن داد بر من زهر از راه جفا لیک شد داغ جگرسوز پدر قاتل مرا زندگی«یاسر»برایم سخت مشکل می گذشت مرگ آمد از ره و حل گشت این مشکل مرا ** ✍ «یاسر» http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
"دعا کن زخم غمهایت بسوزاند مرا یک عمر" دعا کن بر ندارم سر ز درگاه شما یک عمر تو کوه تکیه گاه باورم هستی و من تنها به دلگرمی مهرت ایستادم روی پا یک عمر دو ماه از آخرین بوسه گذشته بر ضریح تو بگو دیگر نمی افتد جدایی بین ما یک عمر برای روضه هایت نوکر ساده نمی خواهی؟ نه امروز و نه فردا تا ابد تا انتها، یک عمر هوای گریه در آغوش صحنت کرده ام بازم بگو که حوصله داری برای این گدا یک عمر؟ به آن شهری که عطر پرچمت در زلف یادش نیست بهشت حتی اگر باشد ندارم اعتنا یک عمر به یاد زندگی هایی که با شوق سفر کردم نخواهد رفت از یادم خیال کربلا یک عمر ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
شهادت_حضرت_امام_سجاد_ع بابا پس از تو عمریست، با گریه خو کنم من چیزی نمانده از اشک، با خون وضو کنم من آئینه ای ز مقتل، مانده به پیش رویم تنها ترا میانِ آن جستجو کنم من یعقوب کربلایم، از یوسفم خبر نیست ای پاره پیرهن با تو گفتگو کنم من از هیجده شهیدم، عمامه ای فقط ماند هر روز دیده را با آن روبرو کنم من از غصۀ اسارت، وز داغِ عمه هایم با اشکِ نیمه شب این، غم شستشو کنم من خونِ دلی که خوردم از شامِ بی مروّت با چه زبان توان این سِرِّ مگو کنم من یک بی حیا چنان بَد، تهمت به عمه ام زد حتی اِبا ز شرح آن زشت خو کنم من با خود خرابه ای در سینه ز شام دارم سجاده را خرابات، دل را سبو کنم من بالاترین عبادت، بوسه ز حنجرت بود با خویش نوحه ها زان حالِ نکو کنم من رفتی و عمه هم رفت، من ماندم و مصائب هم یاد تو دمادم، هم یاد او کنم من در دورۀ اسارت دیدم دو صد جسارت آلامِ خویش تسکین، با ذکرِ هو کنم من از زخمِ ساق و گردن، هرگز گِله ندارم کِی شرحِ غربتِ خود را مو به مو کنم من از آن هزارو نهصد زخمی که بر تنت بود هر روز یک جراحت از تو رفو کنم من از روضه های سختت، دل پاره پاره گردد هر دم که باز یادِ پاره گلو کنم من با تربتِ تو اصلاً خو کرده این مشامم از خاکِ قتلگاهت، عطرِ تو بو کنم من ای روزگارِ شادی دیدار تا قیامت جز ناله چاره ای نیست، با روضه خو کنم من روزی هزار رکعت خوانم نماز صبر و... هر بار در سجودم، لعنِ عدو کنم من دنیا ندارد اصلاً ظرفیتِ غمِ تو اسرارِ روضه اَت را، در حشر رو کنم من ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد_ع با لقمه نان ساده با آب گریه می‌کرد بیدار گریه میگرد در خواب گریه می‌کرد وقتی عبا می‌انداخت وقتی عمامه می‌بست از ناله ی بندش محراب گریه می‌کرد قلاب و صید می‌دید یاد رباب می‌کرد حرف از سه شعبه میزد قلاب گریه می‌کرد هنگام ذبح حیوان میزد به صورت خود می‌گفت وای از شمر قصاب گریه می‌کرد پیراهن حسین را بر نیزه تاب دادند حرف‌ لباس میشد بی تاب گریه می‌کرد این خانه بی رقیه بدجور سوت و‌کور است شب تا سحر به گنج نایاب گریه می‌کرد از ازدحام بازار خیلی بدش می آمد حرف‌ کنیز میشد خوناب گریه می‌کرد http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
امام_سجاد ع_شهادت این کیست؟ این که شام و سحر گریه می‌کند می‌سوزد و ز سوزِ جگر گریه می‌کند برگشته است از سفرِ شام و سال‌هاست کز خاطراتِ تلخِ سفر گریه می‌کند گِریَد مدینه از اثر اشک و آهِ او زیرا به هر گذار و گذر گریه می‌کند یعقوب اگر ز هجر پسر سال‌ها گریست این یوسف از فراقِ پدر گریه می‌کند هر شمع گریه می‌کند اما ز یک شرار او در دلِ هزار شرر گریه می‌کند با یاد کامِ خشک شهیدان کربلا بیند چو آب، خونِ جگر گریه می‌کند هر جا میان کوچه و بازار اوفتد، او را به شیرخواره نظر، گریه می‌کند ساکت نگشته است ز داغ یکی شهید، از داغ یک شهیدِ دگر گریه می‌کند سرهای رفته بر سر نیْ بُرده صبر او داغش به جان نشسته اگر گریه می‌کند این است یادگار شهیدانِ دشت خون کز داغشان به شام و سحر گریه می‌کند http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
.مرثیه امام سجاد ع . از داغ لاله زخم عمیقیست در دلم زهر جفا نبوده ، که گردیده قاتلم من در زمین کرب و بلا جان سپرده ام آن لحظه ای که گشت سلاسل حمایلم دشمن برای آنکه بسوزد دل مرا زد بر سریر نی ، سر بابا مقابلم بشکسته گشت بال و پرم در مسیر شام اکنون به پر کشیدن از خاک مایلم در روز واقعه که دلم پاره پاره شد روحم جدا شد از تن رنجور و راحلم هفتاد و دو مصیبت جانسوز دیده ام جسمی نحیف مانده زمن در شمایلم جانی نمانده بود برایم که سر کنم زهر جفا به موقع آمد وحل کرد مشکلم با خون نوشته است" شقایق" ز داغ عشق غم نامه های آل علی هست حاصلم ✍ " " کرمان محرم ۹۵ https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
السلام علیک یا سید الساجدین و زین العابدین یا علی ابن الحسین ع ...پرچم دار عشق ... ای سجده هایت زینتِ زُهد و عبادت هر سیره ات تبین ایثار و اطاعت از پرتو نورت جهان گردیده روشن ای چارمین خورشید تابان هدایت زین العبادت خوانده حق در عالم قدس سرّ دعایی و دلیل استجابت سائل نرفته نا امید از درگه تو ای چشمه سار فضل و احسان و کرامت فرزند ثارالله و پرچمدار عشقی عشق آفرین و وارث خون و شهادت ای شاهد درد آشنای زخم شمشیر ای مظهر صبر و شکوه استقامت بر گردنت گر بسته زنجیر ستم خصم اما مثال کوه ماندی با صلابت با آن کلام دلنشین و نطق گویا شام بلا را کرده ای صبح قیامت با خطبه ات ویران نمودی کاخ ظالم حیران شده چشم فلک از این بلاغت ای داغ دار لاله های پرپر عشق آزرده ای از رنج های بی نهایت پایان روز واقعه در بین دشمن ماندی تو تنها با غم بی انتهایت بستند دستان تو و اهل حرم را عالم ندیده این همه ظلم و رذالت وقت عبور از قتلگه با گریه دیدی گُلهای پرپر گشته ی باغ رسالت بر روی ناقه با غُل و زنجیر و با تب پیموده ای راه اسیری با مرارت از هر طرف یک سر به نیزه هم دمت بود هم چون همایی در بلندای سعادت سرها جلودار اسیران ره عشق مانند یک منظومه در قدر و جلالت اشک مدامت همچو دجله جاری از چشم عالم فدای اشکِ چشم و ناله هایت زهر جفا پایان رنج و ماتمت بود خون می چکد از چشم عالم در عزایت بر قلب سوزان " شقایق" کن نگاهی ای بحر مواج عنایات و کرامت ✍ " " کرمان https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
کیستم من؟ پیشوای چارم اهل ‌یقینـم    سیّـدسجّاد، بـاب الله، زین‌ العابدینم قطب عرفان، روح ایمان، جان قرآن، رکن دینم                         هل اتی و کوثر و فرقان و نور و یا و سینم چون نبی مشکل‌گشایم، چون علی حبل ‌المتینم من علی بن ‌حسین بن‌ امیرالمؤمنینم نیتم، تکبیر و حمدم، کعبه‌ام، حجرم، مقامم                          زمزمم، سعیم، صفایم، مروه‌ام، رکنم، مقامم هم قنوتم، هم سجودم، هم تشهد، هم سلامم                        هم جهادم، هم زکاتم، هم صلاتم، هم صیامم هم حیاتم، هم نجاتم، هم امانم، هم امینم من علی بن ‌حسین بن‌ امیرالمؤمنینم رکن می‌بالد که دست من نمـاید استلامش  کعبه می‌نازد که من از سوی حق باشم امامش هر‌که ما را دوست دارد از خدا بـادا سلامش                           هرکه با ما بـود، دشمن تـا ابد لعن مدامش من قسیم جنت و دوزخ بـه روز واپسینم من علی بن ‌حسین بن‌ امیرالمؤمنینم آسمانی ‌هـا همه محـو مناجـات شب من                             نور خیزد از کلام و، وحی جوشد از لب من آسمان پیچد به خود در شعله‌ی تاب و تب من                           ذات حق لبیک‌گـو با ذکر یارب ‌یارب من گشته محـراب دعـا آغوش رب العالمینم من علی بن ‌حسین بن‌ امیرالمؤمنینم من به شهر شام، روز شامیان را شام کردم                          در غل و زنجیـر دشمن، یاری اسلام کردم فتــح ثــارالله را در سلسله اعـلام کـردم                                آل سفیان را بسی رسوای خاص و عام کردم بـا بیــان دلنشیـن و بـا کـلام آتشینـم من علی بن ‌حسین بن‌ امیرالمؤمنینم جسم بابم گشت پامال سواران، صبر کردم پیکرم از بام‌ها شد سنگ باران، صبر کردم سینه‌ام آتش گرفت از داغ یاران، صبر کردم خورد سیلی بر عذار گل عذاران، صبر کردم با وجود آن که بودی دست حق در آستینم من علی بن حسین بن امیرالمؤمنینم من که خود اصل دعا، روح دعا، قلب دعایم شامیان بی حیا دادند دشنام از جفایم حلقه‌های سلسله خون گریه کردند از برایم سخت‌تر بود از زمین کربلا شام بلایم ریختند از بام، خاکستر به فرق نازنینم من علی بن حسین بن امیرالمؤمنینم ظلم و بیداد و ستم از دشمنان پیوسته دیدم ده عزیز خویش را در ریسمانی بسته دیدم چشمِ گریان، صورت خونین، سر بشکسته دیدم شامیان را بهر استقبال، دسته دسته دیدم حمله با تیغ زبان کردند بر قلب حزینم من علی بن حسین بن امیرالمؤمنینم.. من که خورشید جمالم، شد غبار غم نقابم با سر پاک پدر بردند در بزم شرابم پیش چشمم چوب می‌زد خصم بر لب‌های بابم خارجی کردند در اوج مسلمانی خطابم گرچه دانستند نور چشم ختم المرسلینم من علی بن حسین بن امیرالمؤمنینم http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹