در مرثیت امام سجّاد ( ع )
------------
نیست از نخل بلا جز اشک غم حاصل مرا
لاله گون از خون دل گردید آب و گِل مرا
از فراق روی یک یوسف اگر یعقوب سوخت
هجر هفتاد و دو یوسف کرده خونین دل مرا
گرچه کم شد آفتاب روی بابا از سرم
لیک می انداخت رأسش سایه بر محمل مرا
طایری با بالهای بسته بودم ، داد خصم
گه به زندان گاه در ویرانه ها منزل مرا
غرقِ در دریای غم بودم ز داغ لاله ها
موج زهر خصم خواهد بُرد تا ساحل مرا
گرچه دشمن داد بر من زهر از راه جفا
لیک شد داغ جگرسوز پدر قاتل مرا
زندگی«یاسر»برایم سخت مشکل می گذشت
مرگ آمد از ره و حل گشت این مشکل مرا
**
✍#محمود #تاری «یاسر»
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
"دعا کن زخم غمهایت بسوزاند مرا یک عمر"
دعا کن بر ندارم سر ز درگاه شما یک عمر
تو کوه تکیه گاه باورم هستی و من تنها
به دلگرمی مهرت ایستادم روی پا یک عمر
دو ماه از آخرین بوسه گذشته بر ضریح تو
بگو دیگر نمی افتد جدایی بین ما یک عمر
برای روضه هایت نوکر ساده نمی خواهی؟
نه امروز و نه فردا تا ابد تا انتها، یک عمر
هوای گریه در آغوش صحنت کرده ام بازم
بگو که حوصله داری برای این گدا یک عمر؟
به آن شهری که عطر پرچمت در زلف یادش نیست
بهشت حتی اگر باشد ندارم اعتنا یک عمر
به یاد زندگی هایی که با شوق سفر کردم
نخواهد رفت از یادم خیال کربلا یک عمر
✍#حسن_کردی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
شهادت_حضرت_امام_سجاد_ع
بابا پس از تو عمریست، با گریه خو کنم من
چیزی نمانده از اشک، با خون وضو کنم من
آئینه ای ز مقتل، مانده به پیش رویم
تنها ترا میانِ آن جستجو کنم من
یعقوب کربلایم، از یوسفم خبر نیست
ای پاره پیرهن با تو گفتگو کنم من
از هیجده شهیدم، عمامه ای فقط ماند
هر روز دیده را با آن روبرو کنم من
از غصۀ اسارت، وز داغِ عمه هایم
با اشکِ نیمه شب این، غم شستشو کنم من
خونِ دلی که خوردم از شامِ بی مروّت
با چه زبان توان این سِرِّ مگو کنم من
یک بی حیا چنان بَد، تهمت به عمه ام زد
حتی اِبا ز شرح آن زشت خو کنم من
با خود خرابه ای در سینه ز شام دارم
سجاده را خرابات، دل را سبو کنم من
بالاترین عبادت، بوسه ز حنجرت بود
با خویش نوحه ها زان حالِ نکو کنم من
رفتی و عمه هم رفت، من ماندم و مصائب
هم یاد تو دمادم، هم یاد او کنم من
در دورۀ اسارت دیدم دو صد جسارت
آلامِ خویش تسکین، با ذکرِ هو کنم من
از زخمِ ساق و گردن، هرگز گِله ندارم
کِی شرحِ غربتِ خود را مو به مو کنم من
از آن هزارو نهصد زخمی که بر تنت بود
هر روز یک جراحت از تو رفو کنم من
از روضه های سختت، دل پاره پاره گردد
هر دم که باز یادِ پاره گلو کنم من
با تربتِ تو اصلاً خو کرده این مشامم
از خاکِ قتلگاهت، عطرِ تو بو کنم من
ای روزگارِ شادی دیدار تا قیامت
جز ناله چاره ای نیست، با روضه خو کنم من
روزی هزار رکعت خوانم نماز صبر و...
هر بار در سجودم، لعنِ عدو کنم من
دنیا ندارد اصلاً ظرفیتِ غمِ تو
اسرارِ روضه اَت را، در حشر رو کنم من
✍#محمود_ژولیده
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد_ع
با لقمه نان ساده با آب گریه میکرد
بیدار گریه میگرد در خواب گریه میکرد
وقتی عبا میانداخت وقتی عمامه میبست
از ناله ی بندش محراب گریه میکرد
قلاب و صید میدید یاد رباب میکرد
حرف از سه شعبه میزد قلاب گریه میکرد
هنگام ذبح حیوان میزد به صورت خود
میگفت وای از شمر قصاب گریه میکرد
پیراهن حسین را بر نیزه تاب دادند
حرف لباس میشد بی تاب گریه میکرد
این خانه بی رقیه بدجور سوت وکور است
شب تا سحر به گنج نایاب گریه میکرد
از ازدحام بازار خیلی بدش می آمد
حرف کنیز میشد خوناب گریه میکرد
#سید_پوریا_هاشمی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
امام_سجاد ع_شهادت
این کیست؟ این که شام و سحر گریه میکند
میسوزد و ز سوزِ جگر گریه میکند
برگشته است از سفرِ شام و سالهاست
کز خاطراتِ تلخِ سفر گریه میکند
گِریَد مدینه از اثر اشک و آهِ او
زیرا به هر گذار و گذر گریه میکند
یعقوب اگر ز هجر پسر سالها گریست
این یوسف از فراقِ پدر گریه میکند
هر شمع گریه میکند اما ز یک شرار
او در دلِ هزار شرر گریه میکند
با یاد کامِ خشک شهیدان کربلا
بیند چو آب، خونِ جگر گریه میکند
هر جا میان کوچه و بازار اوفتد،
او را به شیرخواره نظر، گریه میکند
ساکت نگشته است ز داغ یکی شهید،
از داغ یک شهیدِ دگر گریه میکند
سرهای رفته بر سر نیْ بُرده صبر او
داغش به جان نشسته اگر گریه میکند
این است یادگار شهیدانِ دشت خون
کز داغشان به شام و سحر گریه میکند
#مرحوم #حاج #سیدرضا_موید
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
.مرثیه امام سجاد ع .
از داغ لاله زخم عمیقیست در دلم
زهر جفا نبوده ، که گردیده قاتلم
من در زمین کرب و بلا جان سپرده ام
آن لحظه ای که گشت سلاسل حمایلم
دشمن برای آنکه بسوزد دل مرا
زد بر سریر نی ، سر بابا مقابلم
بشکسته گشت بال و پرم در مسیر شام
اکنون به پر کشیدن از خاک مایلم
در روز واقعه که دلم پاره پاره شد
روحم جدا شد از تن رنجور و راحلم
هفتاد و دو مصیبت جانسوز دیده ام
جسمی نحیف مانده زمن در شمایلم
جانی نمانده بود برایم که سر کنم
زهر جفا به موقع آمد وحل کرد مشکلم
با خون نوشته است" شقایق" ز داغ عشق
غم نامه های آل علی هست حاصلم
✍#حمید #رضازاده " #شقایق"
کرمان
محرم ۹۵
https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
السلام علیک یا سید الساجدین و زین العابدین یا علی ابن الحسین ع
...پرچم دار عشق ...
ای سجده هایت زینتِ زُهد و عبادت
هر سیره ات تبین ایثار و اطاعت
از پرتو نورت جهان گردیده روشن
ای چارمین خورشید تابان هدایت
زین العبادت خوانده حق در عالم قدس
سرّ دعایی و دلیل استجابت
سائل نرفته نا امید از درگه تو
ای چشمه سار فضل و احسان و کرامت
فرزند ثارالله و پرچمدار عشقی
عشق آفرین و وارث خون و شهادت
ای شاهد درد آشنای زخم شمشیر
ای مظهر صبر و شکوه استقامت
بر گردنت گر بسته زنجیر ستم خصم
اما مثال کوه ماندی با صلابت
با آن کلام دلنشین و نطق گویا
شام بلا را کرده ای صبح قیامت
با خطبه ات ویران نمودی کاخ ظالم
حیران شده چشم فلک از این بلاغت
ای داغ دار لاله های پرپر عشق
آزرده ای از رنج های بی نهایت
پایان روز واقعه در بین دشمن
ماندی تو تنها با غم بی انتهایت
بستند دستان تو و اهل حرم را
عالم ندیده این همه ظلم و رذالت
وقت عبور از قتلگه با گریه دیدی
گُلهای پرپر گشته ی باغ رسالت
بر روی ناقه با غُل و زنجیر و با تب
پیموده ای راه اسیری با مرارت
از هر طرف یک سر به نیزه هم دمت بود
هم چون همایی در بلندای سعادت
سرها جلودار اسیران ره عشق
مانند یک منظومه در قدر و جلالت
اشک مدامت همچو دجله جاری از چشم
عالم فدای اشکِ چشم و ناله هایت
زهر جفا پایان رنج و ماتمت بود
خون می چکد از چشم عالم در عزایت
بر قلب سوزان " شقایق" کن نگاهی
ای بحر مواج عنایات و کرامت
✍#حمید #رضازاده " #شقایق"
کرمان
https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh
#مدح
#شهادت
#امام_سجاد_علیه_السلام
کیستم من؟ پیشوای چارم اهل یقینـم
سیّـدسجّاد، بـاب الله، زین العابدینم
قطب عرفان، روح ایمان، جان قرآن، رکن دینم
هل اتی و کوثر و فرقان و نور و یا و سینم
چون نبی مشکلگشایم، چون علی حبل المتینم
من علی بن حسین بن امیرالمؤمنینم
نیتم، تکبیر و حمدم، کعبهام، حجرم، مقامم
زمزمم، سعیم، صفایم، مروهام، رکنم، مقامم
هم قنوتم، هم سجودم، هم تشهد، هم سلامم
هم جهادم، هم زکاتم، هم صلاتم، هم صیامم
هم حیاتم، هم نجاتم، هم امانم، هم امینم
من علی بن حسین بن امیرالمؤمنینم
رکن میبالد که دست من نمـاید استلامش
کعبه مینازد که من از سوی حق باشم امامش
هرکه ما را دوست دارد از خدا بـادا سلامش
هرکه با ما بـود، دشمن تـا ابد لعن مدامش
من قسیم جنت و دوزخ بـه روز واپسینم
من علی بن حسین بن امیرالمؤمنینم
آسمانی هـا همه محـو مناجـات شب من
نور خیزد از کلام و، وحی جوشد از لب من
آسمان پیچد به خود در شعلهی تاب و تب من
ذات حق لبیکگـو با ذکر یارب یارب من
گشته محـراب دعـا آغوش رب العالمینم
من علی بن حسین بن امیرالمؤمنینم
من به شهر شام، روز شامیان را شام کردم
در غل و زنجیـر دشمن، یاری اسلام کردم
فتــح ثــارالله را در سلسله اعـلام کـردم
آل سفیان را بسی رسوای خاص و عام کردم
بـا بیــان دلنشیـن و بـا کـلام آتشینـم
من علی بن حسین بن امیرالمؤمنینم
جسم بابم گشت پامال سواران، صبر کردم
پیکرم از بامها شد سنگ باران، صبر کردم
سینهام آتش گرفت از داغ یاران، صبر کردم
خورد سیلی بر عذار گل عذاران، صبر کردم
با وجود آن که بودی دست حق در آستینم
من علی بن حسین بن امیرالمؤمنینم
من که خود اصل دعا، روح دعا، قلب دعایم
شامیان بی حیا دادند دشنام از جفایم
حلقههای سلسله خون گریه کردند از برایم
سختتر بود از زمین کربلا شام بلایم
ریختند از بام، خاکستر به فرق نازنینم
من علی بن حسین بن امیرالمؤمنینم
ظلم و بیداد و ستم از دشمنان پیوسته دیدم
ده عزیز خویش را در ریسمانی بسته دیدم
چشمِ گریان، صورت خونین، سر بشکسته دیدم
شامیان را بهر استقبال، دسته دسته دیدم
حمله با تیغ زبان کردند بر قلب حزینم
من علی بن حسین بن امیرالمؤمنینم..
من که خورشید جمالم، شد غبار غم نقابم
با سر پاک پدر بردند در بزم شرابم
پیش چشمم چوب میزد خصم بر لبهای بابم
خارجی کردند در اوج مسلمانی خطابم
گرچه دانستند نور چشم ختم المرسلینم
من علی بن حسین بن امیرالمؤمنینم
#غلامرضا_سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
امام_سجاد_ع_مصائب
#حضرت_زینب_س_شام
شامیان! من داغدارم، هلهله کمتر کنید
خارجی نه! زادهی پیغمبرم باور کنید
کف زدن پایِ سر فرزند زهرا خوب نیست
نامسلمانان! حیا از دخت پیغمبر کنید
میهمانم، زادهی پیغمبرم، آیا رواست
جای عطر گل، نثارم خاک و خاکستر کنید؟
این سر ریحانهی زهراست بر بالای نی
از چه رو با خنده استقبال از این سر کنید
کوچه کوچه سنگ بگرفتید جای گل به دست
تا نثار فرق مجروح علی اکبر کنید
زخم زنجیر مرا دیدید و خندیدید باز
شادمانی پای اشک عمهام کمتر کنید
فاطمه با ماست ای نامردﹾ مردم! کِی رواست
رقص پای گریهی صدیقهی اطهر کنید؟
شیعیان با شعر "میثم" در غم ما اهل بیت
دیده را لبریز از خون، سینه پر آذر کنید
✍#حاج غلامرضا_سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
امام_سجاد_شهادت
این کیست؟ این که شام و سحر گریه میکند
میسوزد و ز سوزِ جگر گریه میکند
برگشته است از سفرِ شام و سالهاست
کز خاطراتِ تلخِ سفر گریه میکند
گِریَد مدینه از اثر اشک و آهِ او
زیرا به هر گذار و گذر گریه میکند
یعقوب اگر ز هجر پسر سالها گریست
این یوسف از فراقِ پدر گریه میکند
هر شمع گریه میکند اما ز یک شرار
او در دلِ هزار شرر گریه میکند
با یاد کامِ خشک شهیدان کربلا
بیند چو آب، خونِ جگر گریه میکند
هر جا میان کوچه و بازار اوفتد،
او را به شیرخواره نظر، گریه میکند
ساکت نگشته است ز داغ یکی شهید،
از داغ یک شهیدِ دگر گریه میکند
سرهای رفته بر سر نیْ بُرده صبر او
داغش به جان نشسته اگر گریه میکند
این است یادگار شهیدانِ دشت خون
کز داغشان به شام و سحر گریه میکند
✍مرحوم #سیدرضا_موید
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
امام سجاد ع شهادت
ز بعد کرب وبلا کار تو اگر زاری است
قیام گریۀ تو خود حدیث بیداری است
خدا نخواست که خالی شود زمین ازتو
اگرکه مصلحت تو تب است و بیماری است
که گفته اشک ندارد صدا،که تا محشر
صدای اشک تو درغربت زمان جاری است
بهشت سرخ ولایت هنوز هم سبز است
که باغبانی این باغ با گهرباری است
اگر که پایۀ ظلم ازکلام تو لرزید
پیام خطبۀ روشنگر تو هشیاری است
تو را به زهر چه حاجت که روی سینۀ تو
زدشت کرب وبلا زخم غربتی کاری است
به عزّت و به مقام و وجاهتت سوگند
نصیب دشمن ظالم هنوز هم خواری است
به ناله های دل زائر شما مهدی
بقیع شب همه شب شاهد عزاداری است
زهجرکوی تودلتنگ شد «وفایی» وگفت
زشوق جان من آگاه حضرت باری است
✍#سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
امام_سجاد_ع_مصائب
در تمام عمر، از ناله نوایی داشتم
در دل غرق نوايم، نينوایی داشتم
سينهام از داغ گلها، پاره پاره بود و باز
در ميان سينهی خود كربلایی داشتم
بار سنگين غمت، كرده كمانم ای پدر
بعد تو، هردم به جان، تير بلایی داشتم
روزهایی كه سرت، ای كعبهام بر نيزه بود
بر نماز عشق خود قبلهنمایی داشتم
زير زنجير گران با ياد زخم پيكرت
روی ناقه، گريههای بی صدایی داشتم
در ميان سنگهای شاميان از بامها
بهر حال عمهام، بر لب دعایی داشتم
برتن صدچاك و عريان تو ناله میزدم
هر زمان در پيش چشمم بوريایی داشتم
من به ياد كام عطشان تو ای روح حيات
در كنار آبها، بزم عزایی داشتم
صد هزاران چون «وفایی» در عزايم سوختند
در دل هر عاشقی، محنت سرایی داشتم
✍ #سیدهاشم_وفایی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹