نکته_های_دستوری
#پسوند_فر
✳️ #فر، در زبان فارسى از وندهاست كه به شكل #پیشوندی و نیز #پسوندی برای ساختن واژگان کاربرد دارد.
❇️ فر در #فرهنگ، پیشوند است.
در فارسی باستان و اوستایی فر (far)، در پهلوی fra، در ارمنیhra، در سنسكريت pra بوده است. فر دگردیس بر است.
❇️ معانی واژک فر:
◀️ ۱- پیش، جلو، بهسوی.
مانند:
فرهنگ، فرمان، فرسوده
◀️ ۲- این پیشوند بهمعنی زیاد هم میباشد.
مانند: فرخسته(سخت مجروح)، فرزانه(بسیاردان، هوشمند)،
فرزان، فرمان، فرموده، فرسوده
فر+ آيند= فرآيند
فر+سودن= فرسودن
فر+مودن= فرمودن
فر+آورده=فرآورده
☸ بسياری از واژگان هم با پیشوندهای فر و نیز با فرا ساخته میشوند: فراخوان، فرآوری، فراروی. از #نظامی:
شحنهٔ مست، آمده در کوی من
زد لگدی چند فراروی من
🟣 فر، بهصورت پسوندی نیز به معنای شکوه و جلال بهکار میرود: کیوانفر، گلفر(با فر و شکوه گل)
✅قدرت شگرف #واژهسازی در #زبانفارسی چندان است که میتوان در برابر هجوم واژگان بیگانه، میلیونها کلمه نو ساخت.
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
دکتر مرتضی شیخ، پولی به عنوان حق ویزیت از مردم نمی گرفت و هرکس هر چه می خواست، در صندوقی که کنار میزش بود می انداخت و چون حق ویزیت دکتر پنج ریال تعیین شده بود
(خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان).
اکثر مواقع بسیاری از بیمارانی که به مطب او مراجعه می کردند، به جای پنج ریالی، سرِ فلزی نوشابه داخل صندوق می انداختند تا صدایی شبیه به انداختن سکه شنیده شود...!
دختر دکتر نقل می کند:
"روزی متوجه شدم پدرم مشغول شستن و ضدعفونی کردن انبوه سرنوشابه های فلزی است!
با تعجب گفتم: پدر! بازیتان گرفته است؟ چرا سرنوشابه ها را می شویید؟!
پدر جوابی داد که اشکم را درآورد...
ایشان گفت: دخترم، مردمی که مراجعه می کنند باید از سرنوشابه های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند.
این سرنوشابه های تمیز را آخر شب در اطراف مطبم می ریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از این ها که تمیز است استفاده کنند.
آخر بعضی ها خجالت می کشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند."
اومدم بنویسم روحش شاد!
یک لحظه فکر کردم اگه روح آدمی با قلبی به این بزرگی شاد نباشه، روح کی میخواد شاد باشه؟! بهتر دونستم بنویسم راهش، اندیشه اش و کردارش پر رهرو باد
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
امید ز هر کس که بُریدیم، بُریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه ی بامی که پریدیم، پریدیم
✍ #وحشی_بافقی
آثارِ_هجران
به دل آثارِهجران ماند و من ماندم
غم و اندوهِ پنهان ماند و من ماندم
شبِ ساحل، درونِ ذهنِ موّاجم
ز دریا موجِ طوفان ماند و من ماندم
ز پا نقشی نماند در دل صحرا
غباری در بیابان ماند و من ماندم
درون دل همه غم های عالم بود
که چون ناخوانده مهمان ماند ومن ماندم
ز یارانم مرا در ذهن و اندیشه
که بی مِهری ز آنان ماند و من ماندم
به تاراجِ خزان رفته همه گُلشن
که سرمای زمستان ماند ومن ماندم
ز یارانِ سفر کرده به آن دنیا
پیامِ نابِ قرآن ماند و من ماندم
چو «شایق» تا رسیدم منزل آخر
که دیدم خطِّ پایان ماند و من ماندم
✍#اکبر_حمیدی_شایق
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
بقیع بُقعه ندارد ولی بقا دارد
ضریح و صحن ندارد ولی صفا دارد
برای گنبد و گُل دسته که نیامده است
گدا به خانه ی ارباب التجا دارد
کنار صحن و سرای پیمبر اکرم
خرابه بودن آن آستان "چرا" دارد
به احترام امامان شیعه در آنجا
اگر مدینه بسازیم باز جا دارد
جبین بسای به خاک درش که این درگاه
به قدر چشم همه خلق توتیا دارد
به جبرئیل کند فخر از سعادت خویش
کبوتری که در آنجا برو بیا دارد
کجا رواست که قبرش غریب و ساده شود
کسی که در همه تاریخ آشنا دارد
بقیع و غربت آن را چه خوب می فهمد
دلی که اُنس به گُل دسته ی رضا دارد
به خط خون به سر کوچه ی بنی هاشم
نوشته اند که "یک دست هم صدا دارد"
به خاکبوسی آن آستان مرا ببرید
که این گلوی رمق دیده عُقده ها دارد
✍#سیدروح_الله_موید
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیا قلب هم مریض می شود
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
دیدمش آن شب سراپا درد بود
چون خزان آرزوها زرد بود
در نگاهش غُصّه و آلام داشت
شِکوه ها از گردش ایّام داشت
رنگ رُخسارش شبیه لاله بود
ساکت امّا در سکوتش ناله بود
عاشق و دلداده و دلتنگ بود
در خیالش خاطرات جنگ بود
گفتمش ای گُل چرا پژمُرده ای؟
جان فدای تو چرا افسرده ای؟
بُغض درد آلود او وقتی شکست
گریه هایش تار و پودم را گسست
اشک او همراه سوز و آه بود
کوه درد امّا شبیه کاه بود
از زمین و از زمانه خسته بود
از بیان شِکوه ها لب بسته بود
با وفا بود و دلی بی کینه داشت
با شهیدان اُلفتی دیرینه داشت
با همه درد و غمش لبخند زد
عشق را با قلب من پیوند زد
گفت یاد از نور بیداری کنید
کربلای جبهه را یاری کنیدـ
از تماشای غم او ناگهان
بُغض من ترکید و اشکم شد روان
خندۀ گُل در خزان را دیده اید؟
اشک چشم باغبان را دیده اید؟
آه او قلب مرا صد پاره کرد
کاش می شد درد او را چاره کرد
✍#غلامرضاغلامپوردهسرخی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مگو نشستن ما، در سکوتِ بیثمر است
همین که خلوت خود را شکستهای هنر است
کسی به غربتِ من ، از تو آشناتر نیست
ولی شناختم از ، تو هنوز مختصر است
مرا به محکمهی عقل میبری ، اما
هنوز در دلِ ما ، حکم عشق معتبر است
به حرف هیچ کسی اعتنا نکن ، جز عشق
که سرنوشت من و تو به دست یک نفر است
همیشه فرصتِ عاشق شدن مهیا نیست
مرا به حرف بیاور که مرگ پشت در است
✍#محمدحسن_جمشیدی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی
بهارها که ز عُمرم گذشت و بی تو گذشت
چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی
دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند
در این سرا تو بمان! ای که ماندگار تویی
شهاب زودگذر لحظههای بلهوسی است
ستارهای که بخندد به شام تار تویی
جهانیان همه گر تشنگان خون مناند
چه باک زان همه دشمن، چو دوستدار تویی
دلم صراحی لبریز آرزومندی است
مرا هزار امید است و هر هزار تویی
✍#سیمین_بهبهانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹