eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
327 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
به نام خدا سوم خرداد، یادآور دلاورمردی و ایثار شهیدان، استقامت و پایداری ملت ایران، شجاعت و شهامت فرماندهان و از خودگذشتگی رزمندگان ارتش اسلام و اوج خداباوری و خلوص امام شهیدان خمینی کبیر (ره) است که فرمود: “خرمشهر را خدا آزاد کرد” سوم خرداد یک حماسه ملی است. حماسه حضور مردم در جشن پس از پیروزی، از اینرو پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمی در همه صحنه‌ها است. عملیات پیروزمند بیت‌المقدس و آزادی خرمشهر در سوم خرداد ماه سال ۱۳۶۱، وضعیت نوینی در صحنه سیاسی- نظامی جنگ تحمیلی ۸ ساله و تحولات آینده خاورمیانه رقم زد. بازخوانی و ترسیم روزآمد این رخداد سرنوشت‌ساز (فتح خرمشهر)، برای نسل‌های امروز انقلاب و آینده سازان واقعی این سرزمین، حماسه آفرینی‌ها و رشادت‌های فرزندان قرآن و ولایت را برای همیشه جاودانه قرار خواهد داد. با گرامیداشت یاد و خاطره رزمندگان اسلام و ایثارگران عزیز در حماسه سوم خرداد، به آحاد مردم تبریک و تهنیت می گوییم و سلام و درود می فرستیم به روح بلند بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و تمامی شهدایی که در این راه خون خود را فدا نمودند تا آسیبی به میهن اسلامی نرسد. 🇮🇷«روز آزاد سازی خرمشهر گرامی باد». @maddah_1367 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌┅─ آن خطه که مانده روی لب فـریادش گلگون بدمــد ز خــاک ها شمـشادش دل های همه بسـوی خرمشـــهر است شهــــری که خــداوند نمـــود آزادش 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ چــه مبارک سحـری بود و چـــه خرمشهری چــه نوید ظفــــری بـود و چــه خرمشهری خبــر آمـــد که شـــده لشــــکر دشمن نابود چـــه مبارک خبــــری بـود و چه خرمشهری در دل شـــهر که دشــمن هـمه را ویران کرد چه شرار و شــرری بود و چــه خـــرمشهری از غــــم مــــردم آن شــــهر و جـفای دشمن وه چه خونین جگری بـود و چه خرمشهری در شـب حمله ی مـــردان ز جـــان بگذشته چه منور قـــمری بود و چـــه خــــرمشهری نظــری داشـــت به الطــاف خــدا روح الله چه خدایی نظری بود و چـــه خرمشـــهری گـــفت آزاد شــد از لطـــف خـــدا خرمشهر این چه نیکو اثــری بود و چه خـــرمشهری جـبـهه در جبــهه دلیران سفــری داشته اند چه مطـهر سفـــری بـود و چه خرمشــهری پسری پیش پدر خفت به خون در آن شهر چه دلاور پســـری بود و چــــه خرمشهری «یاسر» اینـک ثمر خون شهید آزادی ست این چه گلگون ثمری بود و چه خرمشهری شعر:حاج محمود تاری (یاسر) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌࿇༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅࿇═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌
عشق یعنی تپشِ این دل بارانی من لطف پیدای تو و گریه‌ی پنهانی من و خدا خواست که از دست تو درمان برسد خواست تا عطر علی، تا به خراسان برسد یا رضا گفتم و وا شد به نگاهت گره‌ها چه خبرها که رسید از دل این پنجره‌ها یا رضا گفته و بینا شده چشمان کسی یا رضا گفته اسیری که به دادش برسی عشق یعنی که به شوق تو به صحرا بزنم به هوای دلِ پاکِ تو به دریا بزنم عشق یعنی بشوم آهوی آواره‌ی تو بدهم دل به صدایِ خوشِ نقاره‌ی تو عشق یعنی به هوایت، گذر از دامن و دشت عشق در شوق سلامی‌ست، سرِ ساعت هشت عشق در قلب قطاری‌ست که از قم برسد در نمازی‌ست که تا رکعت هشتم برسد شعر:قاسم صرافان http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سالروز آزادی خرمشهر گرامی باد‌. شهری که اسیر دشمنان شد یکجا در اول جنــگِ نـابـــرابـــر بــا مــا بعد از نوزده ماه ، ز الطاف خــدا در سـوم خـرداد شد از بنــد، رهـا سید محمدرضا شمس (ساقی) @shamssaghi
شاعری دل داده ابراز ارادت میکند درکنار دفتر شعرش عبادت میکند هرکه می آید به شوق حضرت از باب الجواد بیشتر از دیگران بر او عنایت میکند یک نشان سبز در دستان خدّام حرم تا بهشت نور زائر را هدایت میکند دل شکسته میرسیم اینجا ولی این مهربان با مرام خود دل ما را مرمّت میکند در نگاه هر مسافر می توان فهمید که... میرسد روزی که سمت توس هجرت میکند شاعری میگفت که خورشید هنگام زوال بر سریر زرد گنبد استراحت میکند "حجت الله" است و بین ما به نامی مستعار "ضامن آهو" شده ما را اجابت میکند تو ولی نعمت ما هستی! و پروردگار با ولای تو به ما اتمام نعمت میکند وعده هایی را که بر زوّار کویت داده ای زائرین را سخت مشتاق زیارت میکند مثل تو سلطان ندیدم من که در اوج جلال باز هم حال رعیّت را رعایت میکند زیر و رو میکرد دل ها مگر در زیر و بم قاری نقاره ات قرآن قرائت میکند آن مریض لاعلاجی که سراپا درد بود بعد شب ها پیش تو یک خواب راحت میکند رد شده ساعت ز هشت و عاشقی آشفته حال نا امیدانه نگاهی سمت ساعت میکند باخودش میگفت اگرآقا جوابش را نداد ساعت نه با جوادش عرض حاجت میکند گوشه ی صحنت مگر یوم الحساب دیگری است پنجره فولاد هم دارد شفاعت میکند دست هایی پینه بسته دست در دست ضریح بعد یکسال آمده تجدید بیعت میکند گاهی از اوقات هم یک پیک اهلی میرسد از زبان جمع حیوانات صحبت میکند جالب است آقا که درکوی شما «خورشید» هم از سوی پائین پا قصد زیارت میکند خادم کوی تو را نازم که با قدری نمک دردهای لاعلاجی را طبابت میکند چهار بست و پنج راه و شش حیات و هفت حوض بر رئوفی شه هشتم دلالت میکند من نمیدانم چرا در پیش ایوان طلا هر لبی از مرد سلمانی حکایت میکند ضامن آهو شدی! روح غزل پرواز کرد عاشقی دارد به آئینی سرایت میکند ای رئوف، ای مهربان، این شاعر شوریده سر از حضورت آرزوی درک خدمت میکند! شعر:سیدروح الله مؤید http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
من دست خالی آمدم،دست من ودامان تو سرتابه پا درد و غمم،درد من و درمان تو تو هرچه خوبی من بدم،بیهوده بر هر در زدم آخربه این در آمدم،باشم کنارخوان تو من ازهمه در رانده‌ام،من رانده ای درمانده‌ام یاخوانده یا ناخوانده‌ام،اکنون منم مهمان تو پای من از ره خسته شد بال و پرم بشکسته شد هر در به رویم بسته شد جز درگه احسان تو گفتم منم در می‌زنم،گفتی به تو سر می‌زنم من هم مکرر می‌زنم،کو عهد و کو پیمان تو؟ سوی تو روی آورده‌ام،ای خم سبو آورده‌ام من آبرو آورده‌ام،کو لطف بی‌پایان تو؟ حال من گوشه‌نشین،با گوشه ی چشمی ببین جز سایه ی پرمهرتان ،جایی ندارم جان تو من خدمتی ننموده‌ام،دانم بسی آلوده‌ام امابه عمری بوده‌ام،چون خار در بستان تو. شعر:حاج علی انسانی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۲_بندشعر بند اول یم توحید! گوهر آوردی  شجر نور! نوبر آوردی  مه ذیقعده! چشم ما روشن  که ز خورشید بهتر آوردی  !نجمه ای مادر امام رضا  تو علی یا پیمبر آوردی  پسری بهتر از همه پدران  بهر موسی‌بن‌جعفر آوردی  حرم الله را چو بنت اسد  حجةالله اکبر آوردی  نام فرزند خود علی بگذار  تا ببینند حیدر آوردی  چارده روح پاک را امشب  در یکی پاک‌پیکر آوردی  این پسر مثل مادرش زهراست  پــارۀ پیکـر رسـول خـداست بند دوم آفرینش تن است و او جانش  پدر و مادرم به قربانش  چشم حور و ملک به ماه‌ رخش  دست جن ‌و بشر به دامانش  می‌زند بوسه موسیِ جعفر  بر سراپای همچو قرآنش  گوهر هفت ‌بحر نور است این  که بوَد چار درّ غلطانش  پورموسی که بحر عرض ادب  آید از طور، پور عمرانش  ملک هستی بوَد مدینۀ او  قلب امکان بوَد خراسانش  پی عرض سلام از دل کوه  سنگ آید به سوی ایوانش  می‌گریزد شتـر ز قربانگاه  تا که آرد بر این مزار پناه بند سوم بوی ریحان عطر و عود آید  روح توحید در وجود آمد  گوش جان را به لحن جبراییل  برهمه خلق این سرود آمد  که جمال خدا تجسّم یافت  غیب درکسوت شهود آمد  !با طلوع مه جمال رضا  هرچه پیدا نبود و بود آمد  "ماه احمد به دامن نجمه  با جمال خدا فرود آمد  ذات خالق به خویش تحسین کرد  خلقت آن لحظه درسجود آمد  عید میلاد ضامن آهوست  که به وی از خدا درود آمد  مرحبا نجمه احمد آوردی  هم علی هم محمّد آوردی بند چهارم به چنین ماه‌ و منظرش صلوات  به جمال منورش صلوات  نجمه آورده جان پاکی را  که به جسم مطهرش صلوات  هم ز خالق سلام بر پدرش  هم زخلقت به ‌مادرش صلوات  هم به ریحانه‌اش جواد درود  هم به معصومه خواهرش صلوات  هم ز پیغمبران سلامش باد  هم ز آل پیمبرش صلوات  هم به ‌آن هفت‌ یم‌‌که‌ دُرّش اوست  هم به آن چارگوهرش صلوات  هم حسین و حسن ثناگویش  هم ز زهرا و حیدرش صلوات  عقل در شرح و وصف او مانده  مصطفـی پـاره تنش خوانـده بند پنجم جلوۀ ابتدا امام رضاست  حسن غیب خدا امام رضاست  گشته دینش به نزد حق کامل  هر که را مقتدا امام رضاست  هم خداوندی‌اش به ملک خدا  هم رفیق گدا امام رضاست  آنکه روز جزا سه بار زند  زائرش را صدا امام رضاست  آنکه آنی ز مهربانی خویش  نیست از ما جدا امام رضاست  آنکه با زائرین خود پیمان  بسته از ابتدا امام رضاست  بعد موسی سفینۀ دین را  به خدا ناخدا امام رضاست  هر که باشد عقیده جز اینش  کفر محض است تا ابد دینش بند ششم ای ملایک کبوتر حرمت  چشم آدم به گندم کرمت  نه خراسان فقط،که ملک خداست  عالمی زیر سایۀ علمت  تو مسیحای آل فاطمه‌ای  که مسیحا دمد ز فیض دمت  حرم قدس کبریا گردید  به خراسان رسید تا قدمت  قاتلت را نمی‌کنی نومید  به جوادت اگر دهد قسمت  همۀ زندگانی‌ام این است  که دهم جان به‌ گوشۀ حرمت  هم ملک زائر تو، هم انسان  هم عرب سائلند، هم عجمت  هر که یک بار بر تو آرد رو  تو سه نوبت کنی زیارت او بند هفتم تو ولی خدای منانی  تو به کل وجود سلطانی  تو کلام خدا به نطق کلیم  تو به درد مسیح درمانی  بس که آقا و مهربان استی  ضامن آهوی بیابانی  ما همه قطره‌ایم و تو دریا  ما همه تشنه و تو بارانی  به خدا ای چراغ ‌و چشم نبی  که تو چشم و چراغ ایرانی  هر دلی برتو یک خراسان است  گرچه خود در دل خراسانی  کس نداند غریب طوس تو را  که تو خود ضامن غریبانی  من به کویت پناه آوردم  عـوض گـل، گناه آوردم بند هشتم سیدی هر چه بودم و هستم  به ضریح تو دست دل بستم  تو رئوفی و من زمین‌خورده  تو بلندی و من همه پستم  بس که بگرفته‌اید تحویلم  فکر کردم که از شما هستم  عهد بستم دگر گنه نکنم  باز هم عهد خویش بشکستم  عوض آنکه دست رد بزنی  باز بگرفتی از کرم دستم  روز اول اجازه‌ام دادید  بر شما خانواده پیوستم  آتش ار سوزدم نمی‌فهمم  بس که از کوثر تو سرمستم  نگـذاری برنـد در نـارم  به همه گفته‌ام رضا دارم بند نهم ای سرم خاک پای زائر تو  وی به جانم بلای زائر تو  دل همسایگان مشهدی‌ات  گشته زائرسرای زائر تو  التماس دعای خسته‌دلان  در هوای دعای زائر تو  کاش بودی هزارها حاجت  تا بریزم به پای زائر تو  بنشینم کنار جادۀ طوس  بلکه گردم گدای زائر تو  از ثنای تو عاجزم، لطفی  که بگویم ثنای زائر تو  بیشتر از هزار حج باشد  روز محشر، جزای زائر تو  !زائر توست ای تمام حسین  !برتـر از زائـر امـام حسین بند دهم طوس سینا و صحن تو همه طور  کعبه آرد طوافت از ره دور  زائرین تو «حجّهُم مقبول»  رهروان تو «سعیهم مشکور»  گشته درموج یک جهان طوفان  حرم قدس تو سفینۀ نور  من آلوده و رفاقت تو  این رفاقت چگونه آید جور؟  همه در حیرتم چگونه مرا  طلبیدی ز رأفتت به حضور؟  من گنهکار و تو امام رئوف  تو سلیمان و من سراپا مور  این گناه فزون و آن رأفت  کاش می‌گشتم از جمالت کور  چه کنم رأفتت به من رو داد  پـدر و مـادرم فـدایت بـاد بند یازدهم
گر عذابم هزار بار دهند  به که دور از توأم قرار دهند  چه شود خادمان دربارت  گر مرا هم ز لطف بار دهند؟  چه شود بر لبان تشنۀ من  فیض یک بوسه زین مزار دهند؟  دوست دارم که دور مرقد تو  زائرینت مرا فشار دهند  گوش جانم شنید خیل ملک  در حریم تو این شعار دهند  که در اینجا برات آزادی  هدیه بر هر گناهکار دهند  صورتت را بر این حرم بگذار  تا نجاتت ز قعر نار دهند  حرف جنّت بود گناه اینجا  از رضا جز رضا مخواه اینجا بند دوازدهم بی‌پناهم، پناه آوردم  ناله و اشک و آه آوردم  با وجود سفیدیِ مویم  بر تو روی سیاه آوردم  پر کاهی نداشتم با خود  حال، کوه گناه آوردم  به کسی چه که من گنهکارم  به امامم پناه آوردم  بار عصیان به پشت خود دارم  رو بر این بارگاه آوردم  خجلم از تو یا امام رضا  تیرگی بهر ماه آوردم  نگهی کن به صورتم مولا  گرد عصیان ز راه آوردم  خـار و آلـوده و تهــی‌دستم  هر که‌ام «میثم» شما هستم شعر:استاد حاج غلامرضاسازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا