eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
329 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
(اَللّهُمَّ عَجّلْ لِوَلیّكَ الفَرَج) «مژده‌ی رحمت» ظلمت شب سپری گشت و سحر نزدیک است ناله‌ی دل ، به فلک رفت و اثر نزدیک است ای‌ دل از هجر مکن شکوه رسد وقت وصال که شب صبر تو را صبح ظفر نزدیک است دلِ بی‌صبر مرا وصل تو همچون خورشید دور دست است ولیکن به نظر نزدیک است کاروانا...! چه غم از بار گران و رَه دور؟ شوق دلدار به دل دار ، سفر نزدیک است چند در وادی حیرت شده در خوف و رجا قبس عشق ، فروزان و شجر نزدیک است کام فرهاد شد از تلخی هجران ، شیرین چون بُوَد عشق، حقیقی به شکر نزدیک است تشنگان را که شده محو سراب باطل... مژده‌ی رحمت حق دِه که مَطر نزدیک است فجرِ توحید دمید از افق عشق و امید... دفع کفر و ستم و فتنه و شر نزدیک است وعده‌ی نصر من اللَّه ، که بود مژده‌ی فتح البشاره که قریب است و دگر نزدیک است عالمی در رَه ارباب نظر ، منتظرند که وفاداری ارباب نظر نزدیک است رنجه از رنج ز مستان ، نشود برزیگر که بهار آید و تحصیل ثمر نزدیک است شهر علم است رسول و درِ این شهر علی‌ست فیض دیدار بَرد هر که به در نزدیک است با ولای علی و آل (ع) بجو راه نجات کاین خبر فوز عظیم است و خبر نزدیک است (شمس قم) را چو به دل ، نور ولایت تابید ظلمت شب سپری گشت و سحر نزدیک است شادروان سید علیرضا شمس قمی https://eitaa.com/shamseqomi
در هجر تو جز آه مرا نیست دگر جز ناله و جز چاه مرا نیست دگر گویی که به آسمان چشمان ترم خورشید رخ و ماه مرا نیست دگر اللهم عجل لولیک الفرج مرا خورشید تابان جز تو کس نیست مرا دارو و درمان جز تو کس نیست در این هجران "رویت" مرده ام من بیا احیاگر جان جز تو کس نیست اللهم عجل لولیک الفرج استاد: حاج منصور کمالی کرمان http://eitaa.com/gom121
(اَللّهُمَّ عَجّلْ لِوَلیّكَ الفَرَج) «مژده‌ی رحمت» ظلمت شب سپری گشت و سحر نزدیک است ناله‌ی دل ، به فلک رفت و اثر نزدیک است ای‌ دل از هجر مکن شکوه رسد وقت وصال که شب صبر تو را صبح ظفر نزدیک است دلِ بی‌صبر مرا وصل تو همچون خورشید دور دست است ولیکن به نظر نزدیک است کاروانا...! چه غم از بار گران و رَه دور؟ شوق دلدار به دل دار ، سفر نزدیک است چند در وادی حیرت شده در خوف و رجا قبس عشق ، فروزان و شجر نزدیک است کام فرهاد شد از تلخی هجران ، شیرین چون بُوَد عشق، حقیقی به شکر نزدیک است تشنگان را که شده محو سراب باطل... مژده‌ی رحمت حق دِه که مَطر نزدیک است فجرِ توحید دمید از افق عشق و امید... دفع کفر و ستم و فتنه و شر نزدیک است وعده‌ی نصر من اللَّه ، که بود مژده‌ی فتح البشاره که قریب است و دگر نزدیک است عالمی در رَه ارباب نظر ، منتظرند که وفاداری ارباب نظر نزدیک است رنجه از رنج ز مستان ، نشود برزیگر که بهار آید و تحصیل ثمر نزدیک است شهر علم است رسول و درِ این شهر علی‌ست فیض دیدار بَرد هر که به در نزدیک است با ولای علی و آل (ع) بجو راه نجات کاین خبر فوز عظیم است و خبر نزدیک است (شمس قم) را چو به دل ، نور ولایت تابید ظلمت شب سپری گشت و سحر نزدیک است شادروان سید علیرضا شمس قمی https://eitaa.com/shamseqomi
"مرثیه امام جواد علیه السلام " چشمه جود و سخا چشم ترش می سوزد آتش افتاده به جان وجگرش می سوزد زنی از نسل شقاوت زده خنجر از پشت زخم کاریست ،که پا تا به سرش می سوزد چون پرستوی اسیری که شکسته بالش گوشه ی حجره غریبانه پرش می سوزد میوه باغ رضا از سر شاخ افتاده باغبان کو که ببیند ثمرش می سوزد شعله ور شد دل آفاق از آن آتش و آه آسمان دید که قلب قمرش می سوزد شده بی تاب دل کوثر و طاها از درد شعله افتاده به دریا گُهرش می سوزد سوخت از داغ مدینه همه عمرش که چرا خانه فاطمه دیوار و درش می سوزد از تب زهر چنان سوخت دل و جان جواد عرش با لوح و قلم از خبرش می سوزد یاس بستان غریب الغربا پرپر شد در بهاری که چنین خشک و ترش می سوزد آسمان گریه بر احوال یتیمش دارد پدری محتضر است و پسرش می سوزد عالمی منتظر دست عدالت مانده سالها از غم او منتظرش می سوزد شده پژمرده دل سرخ "شقایق" از غم هر شب از دوری او تا سحرش می سوزد حمید رضازاده " شقایق" کرمان ۱۴۰۲/۳/۲۷ http://eitaa.com/gom121
شهادت امام جواد علیه السلام سلام ما به امامی که روح قرآن است همان که خانه برایش شبیه زندان است درود حق به عزیزی که یاد آن در بود درون شعله ی آذر بیاد مادر در بود شنیده ام که مدینه بیاد دردانه به روی خاک زمین او کشیده پروانه بنای ظلم و ستم از مدینه شد بنیاد به غیر دیده ی حق بین کسی نزد فریاد مدینه مادر مظلومه پشت در افتاد بجان ابن رضا این چنین شرر افتاد ز زهر کینه ی همسر دمی که رفت از هوش چراغ عمر شریفش شد از ستم خاموش به زهر کینه ی همسر دریغ مثل عمو شهید گشت و شکایت نکرد رو در رو بسان شمع بسوزد وجود او از غم چراغ عمر امامم خموش شد از سّم چنان غریب مدینه زند تقی فریاد بنال و نوحه بخوان عامری برای جواد ابوالفضل عامری قم http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
توسل به امام زمان در شهادت امام جواد علیه السلام یقین دارم تو ای مولا در این صحن و سرا هستی نمی دانم کجا هستی ولی صاحب عزا هستی صفای مضجع پاک رئوف آل پیغمبر کنار تربت و صحنِ عزیزِ موسی جعفر یقین دارم که هر جا پا نهم تو ناظرم هستی الا ای یوسف زهرا شما بال وپرم هستی به عشقت پا نهادم در حریم ضامن آهو شدم سرمست ازجام وی و صحن و سرای او منم آهوی سرگردان نگاهم کن تو ای مولا گرفتارم ؛ رهایم کن به جان مادرت زهرا تمام عشق و امیدم تویی ای یوسف طاها به عشقت میزنم ناله نگاهم کن ،کرم فرما نه تنها مشهد و سعی و صفا را از شما دارم یقیناً من جواز کربلا را از شما دارم ببین ، هر دم گشودم چشم دل را بر ولای تو به هر سو دیده بگشودم فقط دیدم عطای تو چنین خواندم به تاریخ از جفا و کینه ی همسر نداده جرعه ی آبی که تا نوشد گل حیدر ندای العطش آید برون از حجره ی مولا کنیزی آب آورده برای آن گل طاها بریزد آب را روی زمین اما ننوشاند به زیر دست غم مولا رخ خود را بپوشاند صدای ذکر یا مولا شنیدم از دل محراب شده از تشنگی مولای ما ابن الرضا بی تاب چنین گویند جسم اطهر مولا به روی بام کبوترها به رویش سایه افکندند با اکرام صدای ناله ی ابن رضا آمد مزن دف را بخوان ای عامری از کینه ی همسر که زد کف را ابوالفضل عامری قم http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
⚫️ یٰا جواد الائِمّه ادرکنی ⚫️ همسری را که بر او جامِ محبّت دادم زهرِ کین داد جوابم که دهد بر بادم جرعه‌ای آب طلب کردم و با زهرِ جفا رفت از سوز جگر تا به فلک ، فریادم نه روا بود که چون ماهی افتاده به دام صید ، من باشم و باشی تو مرا صیّادم پدرت شد ز ازل ، دشمن دیرینه ی ما نه عجب گر که تویی دشمن مادرزادم من نه امروز به جور تو اسیرم زیرا بود ظلم پدرانت همه بر اجدادم پدرم را پدرت کشت ز زهر تزویر تو هم امروز شدی همچو پدر جلادم گرچه یک عمر بِه دامِ تو گرفتار شدم از همان دم که شدی قاتل من آزادم گَر ز طوفان تو شد خانه‌ی عمرم ویران من ز ویرانی تو تا به ابد ، آبادم منِ بی ‌مایه چه‌سان مدح امامم گویم؟ این غم و آه و فغانی‌ست که من سر دادم سینه آتشکده از داغِ امامِ نهم است گرچه پاییز رسیده‌ست ولی مردادم آتش افکند به جان، دختر مأمون پلید کِالتهابش نرود تا به ابد ، از یادم (ساقیا) چشم شفاعت به تو دارم به جزا شود آیا به نگاهی بکنی امدادم ؟!.... سید محمدرضا شمس (ساقی) 1383 http://eitaa.com/shamssaghi
"مرثیه امام جواد علیه السلام " مظهر عشق چرا چشم ترش می سوزد زهر اثر کرده به جانش ،جگرش می سوزد زنی از نسل شقاوت زده خنجر از پشت زخم کاریست ،که پا تا به سرش می سوزد چون پرستوی اسیری که شکسته بالش گوشه ی حجره غریبانه پرش می سوزد میوه باغ رضا گشت جدا از شاخه باغبان کو که ببیند ثمرش می سوزد شعله ور شد دل آفاق از آن آتشِ آه آسمان دید که قلب قمرش می سوزد ای دریغا دل کوثر شده بی تاب از درد شعله افتاده به باغ و شجرش می سوزد سوخت از داغ مدینه همه عمرش که چرا خانه فاطمه دیوار و درش می سوزد؟ آتش زهر چنان سوخت دل و جانش را که سرا پای جهان از خبرش می سوزد یاس بستان غریب الغربا پرپر شد در بهاری که چنین خشک و ترش می سوزد آسمان گریه بر احوال یتیمش دارد پدری محتضر است و پسرش می سوزد عالمی منتظر دست عدالت مانده دل عالم ز غم منتظَرش می سوزد شده پژمرده دل سرخ "شقایق" از غم این چه داغیست که حتی اثرش می سوزد حمید رضازاده " شقایق" کرمان ۱۴۰۲/۳/۲۷ http://eitaa.com/gom121