eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
330 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
السلام علی الحسین و علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین علیه السلام به زبان آمده ام با کلماتی که تویی بُرده ام نام تو را با صلواتی که تویی زندگی با نفس سبز تو جریان دارد زنده‌ام زنده به آن آب حیاتی که تویی وسط هر چه دوراهی دل خود را دادم به‌همین راه ؛ همین راه نجاتی که تویی سالیانی‌ست کنار تو اقامت دارم که اقامه کنم آن روح صلاتی که تویی کُشته‌ی اشک،بمیریم الهی که خداست مرثیه‌خوان قتیل العبراتی که تویی روضه‌ی باز مقاتل لب خشکیده‌ی توست تشنه ام تشنه‌ی آن آب فراتی که تویی ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ ‌این چهل روزه ز داغ تو چهـل سال گذشت ‌ ‌نه چهل سال؛ چهل قـرن بر احـوال گذشت ‌ ‌تـو نبــودی و ببـیـنی که پس از رفتــن تــو ‌ ‌روز و شب ثانیـه‌ها بی‌تو به ابطـال گذشت ‌ ‌سید محمدرضا شمس (ساقی) @shamssaghi
اربعین غوغای محشر پای زخم آلود من! طاقت بیاور می‌رسی صبح فردا محضر ارباب بی‌سر می‌رسی صبح فردا پابه‌پای اشک بانوی دمشق زخمی و رنجور پابوس برادر می‌رسی ای دل بی‌تاب من! آرامشت را حفظ کن شک نکن فردا به آن غوغای محشر می‌رسی چشم گریانم! صبوری کن که پیش از آفتاب روبروی صحن گُل‌های معطر می‌رسی چشم در چشم هزار آیینۀ بیرق به دوش وقت ندبه، در حرم‌های مطهر می‌رسی یک قدم باقی‌ست تا آن اجتماع قلب‌ها می‌رسی ای دیده! با شور مکرر می‌رسی رود رود گریه و لبیک و بیرق‌های سرخ یک ستون مانده به آن دریای احمر می‌رسی کربلا وقت اذان ظهر روز اربعین لحظۀ ذکر مصیبت‌های خواهر می‌رسی عطر یاس دلنشینی می‌وزد در بادها پای من! روزی به خاک پاک مادر می‌رسی صبح نزدیک است آری صبح موعود عزیز حتم دارم که به آن روز مقدر می‌رسی ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
(زبان‌حال جاماندگان قافلهٔ اربعین) اربعین آمد و ما لایق راهت نشدیم در شب عشق، خبردار پگاهت نشدیم گرچه امسال هم از خیل سپاهت نشدیم لایق دیدن آن حشمت و جاهت نشدیم نام ما ثبت، مبادا مَکنی در طومار بلکه ما را ز کرم، زائر کویت بشمار داد با عشق تو مادر به دهان ما را شیر عشق تو کرد ز کردار تو دل را تسخیر راه عرفان تو پوییم به لطف تقدیر گرچه هستیم گنهکار و سراپا تقصیر نظری کن که جدا از تو و راهت نشویم غیر راهی که به تو می‌رسد اصلا نرویم راه تو، راه خداوند مُکرّم بوده‌ست راه تو هر که رَود راه خدا پیموده‌ست هرکه این راه رَود در دوجهان آسوده‌ست غیر ازین راه رَود هر که رهی بیهوده‌ست نگذاری که رَود راه دگر، رهروِتان گرچه جز راه تو رفتن به حقیقت نتوان کربلا مرکز عشق است و همه پرگاریم شکر لله که ز عشقی ابدی سرشاریم عالمی خفته اگرچه... همگی بیداریم چون به دل حبّ حسین بن علی را داریم عشق ما عشق حقیقی‌ست مجازیش مدان عاشق آن‌است که در عشق دهد حتیٰ جان جان ناقابل ما، لایق درگاه تو نیست آنکه بشناخت تو را بی‌خبر از راه تو نیست مدّعی طعنه به ما گر زند آگاه تو نیست اُف بر آن قافله‌ای باد که همراه تو نیست ما همه عاشق و دیوانه‌ی درگاه توایم تا نفس هست همه پیرو و همراه توایم کمترین شاعر درگاه تو هستم آقا عشق تو کرده به وصف تو زبان را گویا هرچه عشق است به غیرِ تو بوَد بی‌معنا عشق آن‌است که در آن برسی تا به خدا () دلشده را هم بطلب بار دگر تا نبسته‌‌است ازین دار فنا ، بار سفر ✍ () @shamssaghi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چند بیت از زبان امام زمان ارواحنا فداه فراز دیگری از ناحیه مقدسه انشاءالله در محل مناسب و حال مناسب قرائت شود. خون گریه کردم روز و شب خون گریه کردم گفتم حسین جان زیر لب خون گریه کردم تاکه سلامت می دهم ای جدِّ بی سر می بینمت تنها شدی در بین لشگر آید به گوشم نالهٔ هَلْ مِن معینت وقتی شکسته شد جبین نازنینت دادی لباس خویش بالا با چه دردی پیشانی خونین خود را پاک کردی میبینم آن قلب سپیدت ‌را که پیداست بر سینه ات جای نوازش های زهراست میبینم آن نامرد، با تیر سه شعبه شد بی هوا وقتی رها تیر سه شعبه در سینه جا خوش کرد با سختی بسیار لعنت به تیری که فرو رفته چو مسمار بیرون زد از پشت کمر با خون ممتد هرچه تکان دادی ز سینه در نیامد تاخم شدی از پشت ، بیرونش کشیدی فریادهای مادرت را می شنیدی می بینم ابن کعب راهی جستجو کرد از پشت سر نیزه به کتف تو فرو کرد اینجا به بعد روضه جانم گشته برلب خوردی زمین با صورت از بالای مرکب از هر طرف شد حمله ور لشگر به سویت کردند با سر نیزه دائم زیر و رویت با چکمه روی سینهٔ تو راه رفتند دنبال یوسف گرگ ها در چاه رفتند سر تا به پایت را زبس پامال کردند دیدم تنت را زنده زنده چال کردند از عمد لج کردند و حرمت را دریدند پیراهنت را از تنت بیرون کشیدند دادند دست این و آن پیراهنت را عریان رها کردند در صحرا تنت را شد پیکرت بر عکس تشییع جنازه نه روی شانه زیر چندین نعل تازه جسم تو با رمل بیابانها یکی شد پیراهنت با چادر زهرا یکی شد آنان که روی پیکر بی سر دویدند چادر ز روی خواهرت زینب کشیدند تنها دهد مردن از این غصه نجاتم یک عمر در فکرِ «نساءُالبارزات م » پرده نشینان حرم را خوار کردند ناموس مارا وارد ِ بازار کردند میبینم این تصویر را هر روز و هر شب با آستین پوشنده رویش ، عمه زینب مستوره ای که آبرو بخشِ حجاب است میبینمش انگار در بزم شراب است ✍قاسم_نعمتی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹