اشعار شهادت حضرت امام حسن مجتبی(ع)
زهر آتش شد و بر زخم دلی مضطر خورد
جگری سوخته را تا نفس آخر خورد
زهر سوزاند ولی بر جگرم هیچ نبود
آه از آن زخم که بر سینه ی پیغمبر خورد
زهر سوزاند ولی قاتلم عمری ست حسین
پنجه ای بود که بر برگ گل پرپر خورد
او مرا پشت سر چادر خود پنهان کرد
تا نبینم چه بر آن چهره ی نیلوفر خورد
ایستادم به روی پنجه ی پایم امّا
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد
مادرم خورد زمین گرد و غباری برخاست
دست من بود که با ناله ی او بر سر خورد
✍#حسن #لطفی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
شمع فروزان بقیع
کاش همچون لاله سوزم در بیابان بقیع
تا شبانگاهی شوم شمع فروزان بقیع
کاش سوی مکه تازد کاروان عمر من
تا کنم بیتوته یک شب در شبستان بقیع
کاش همچون پرتو خورشید در هر بامداد
اوفتم بر خاک قبرستان ویران بقیع
آرزو دارم بمانم زنده و با سوز حال
در بغل گیرم چو جان، قبر امامان بقیع
آرزو دارم ببینم با دو چشم اشکبار
جای فرزندان زهرا را به دامان بقیع
آرزو دارم بیفتم بر قبور پاکشان
تا که گردم حایل خورشید سوزان بقیع
آرزو دارم که اندر خدمت صاحب زمان
قبر زهرا را ببوسم در بیابان بقیع
آرزو دارم که همچون گوهر غلطان اشک
از ارادت رخ نهم بر خاک ایوان بقیع
اندر آنجا خفته چون قربانیان راه حق
ای موید جان عالم باد قربان بقیع
✍مرحوم حاج سید رضا موید
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
پرواز آینه.درسوگ رسولالله ص
برهم مزن آیینه،سکوت دو جهان را
این بزم و ،شکوفاییِ زهرا ی جوان را
پر گشته دل غمزده از زخم جدایی
منشان،به سَرِ سفره ی غم،پاره ی جان را
خندیده لب وچشمِ تو ،بر طلعت کوثر
این دل چه کند ، حسرت لبخند گران را
وقتی شده جاری نفست در نفس عشق
بر باغ دلش باز مکن ،پای خزان را
اینجا ،سرو دندان شکند سنگ جهالت
زهرا چه کند ،این همه جهل و خفقان را
ای حضرت رحمت که شدی ،واصل معراج
دریاب گل نرگسِ تنهای زمان را
لبریز شد از بوی تنت،جام گل سرخ
عطرِ عرَقت،داده به گلها هیجان را
جاری شده در چشم غزل چشمه ی اندوه
دریاب،در ایوان غزل سوخته جان را
بر خاتم انبیاء محّمد (ص)صلوات
✍#_ام_البنین_میرزایی_خلیل_آباد.
# بهار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم
وای من گر تو مدارا نکنی با پدرم
صبر کن سیر ببینم رُخ بابایم را
چه کنم سدّ نگاهم شده اشک بصرم
قسمت این بود ،که بالای سرش بنشینم
چشم بگشایم و جان دادن او را نگرم
وقت جان دادن خود گفت: مقدّر این است
دو مه و نیم دگر ، فاطمه را هم ببرم
ای پدر! مادر مظلومهٔ من یار تو بود
من پس از رفتن تو جان علی را سپرم
با تن خسته و بازوی کبود از مسجد
قول دادم که علی را به سوی خانه برم
دست از دامن حیدر نکشم یک لحظه
گر بریزند همه اهل مدینه به سرم
قسمت این بود که بعد از تو بمانم بابا
تا که با دادن جان، جان علی را بخرم
به فدای سر یک موی علی باد پدر
گر میان در و دیوار دهد جان، پسرم
جگرت سوخت به هر بیت که گفتی «میثم»
اجر این سوختنت با احدِ دادگرم
✍#حاج #غلامرضا #سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست
مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست
آغاز صبح غربت زهرا و مرتضاست
قرآن عزا گرفته و عترت شده غریب
شهر مدینه را به جگر، داغ مصطفاست
خون گریه کن مدینه! کز این ماتم عظیم
گر آسمان خراب شود بر سرت رواست
گشتند انبیا همه چون فاطمه یتیم
زیرا عزای قافله سالار انبیاست
خلقت چه لایق است که صاحب عزا شود
عالم عزا گرفته و صاحب عزا خداست
اهل ولا، به هوش، که با رحلت نبی
شهر مدینه یکسره آبستن بلاست
قومی برای غصب خلافت شدند جمع
یا لَلعَجَب! وصی پیمبر، علی، کجاست
دار الولا محاصره، زهراست پشت در
دود و شراره بر فلک از بیت کبریاست
آتش زدن به خانه ریحانه رسول
پاداش رنج های شب و روز مصطفاست
آزردن بتول پس از رحلت رسول
باللَّه قسم شروع جنایات کربلاست
از لحظه ای که غصب خلافت شد از علی
تا حشر حقّ آل محمد به زیر پاست
هر روز راس شاه شهیدان به روی نِی
هر شب صدای ناله زهرا به گوش ماست
«میثم»! قسم به میثمِ آزاده علی
آزادگی ولایت سلطان اولیاست
✍#حاج #غلامرضا #سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
پیامبر اکرم ص
ای ملائک سوی یثرب همه پرواز کنید
شمع سان ناله ز سوز جگر آغاز کنید
همه با هم به سما دست دعا باز کنید
خون فشانید ز چشم و به خدا راز کنید
مهر غم، نقش به بال و پرتان میگردد
مرگ دور سر پیغمبرتان میگردد
--
پیک غم از حرم خواجه اسری آید
خبر از فاجعه محشر کبری آید
کاروان اجل از جانب صحرا آید
نگذارید در خانه زهرا(س) آید
قاصد مرگ کجا، کعبه مقصود کجا
ملک الموت کجا، خانه معبود کجا
--
اجل استاده هراسان به در بیت رسول(ص)
پشت در لحظه به لحظه طلبد اذن دخول
لرزد از زمزمه او دل زهرای بتول (س)
فاطمه سوی پدر آمده محزون و ملول
کی پدر پیک غریبی است تو را میخواند؟
کیست کز هر سخنش قلب مرا لرزاند؟
--
گفت در پاسخ زهرا(س) پدر ای پاک سرشت
دست تقدیر برای تو غم تازه نوشت
پدرت میرود امروز به گلزار بهشت
آسمان کوه بلا را به سر دوش تو هِشت
فلک امروز پر از ناله جبرائیل است
این غریبی که بود پشت در عزرائیل است
--
این نه آن است که از کس بطلبد اذن دخول
این اجل باشد و بر بردن جانهاست عجول
اذن ناکرده طلب جز به در بیت رسول(ص)
پاسداری کند از حرمت زهرای بتول(س)
ای فدای تو و خون دل و اشک بصرت
باز کن در که شود خاک یتیمی به سرت
--
فاطمه (س) برد به بابا سر تسلیم فرود
در کاشانه به سوی ملک الموت گشود
چون به دارالشرف وحی، اجل یافت ورود
به ادب روی به پیغمبر اسلام(ص) نمود
کی تنت جان جهان گر دهی اذنم ز کرم
آمدم روح تو در جنت اعلا ببرم
--
گفت ای دوست کمی صبر و تحمل باید
که مرا پیک خدا حضرت جبریل آید
رنگ اندوه ز آیینه دل بزداید
عقده از سینه پر غصه من بگشاید
جبرئیل آمد و گفت ای به فدایت گردم
باغ جنت را از بهر تو زینت کردم
--
گفت ای پیک خدا حامل فیض و رحمت
سخنی گو که ز قلبم بربائی محنت
غم من نیست غم حور و قصور و جنت
چه کند روز جزا خالق من با امت
گفت جبریل که فرموده چنین معبودت
آنقدر بر تو ببخشم که کنم خوشنودت
--
ای بدوشت غم امت همه دم در همه حال
برده بر شانه خود کوه غم و درد و ملال
امت اجر تو عطا کرد به قرآن و به آل
حُرمَتِ هر دو کنار حَرَمَت شد پامال
کرده غصب فدک و حق علی (ع) را بردند
پهلوی فاطمهات (س) را ز لگد آزردند
--
بر لب خلق هنوز از غم تو زمزمه بود
شعله ها در جگر و اشک به چشم همه بود
شهر از فتنه ایام پر از واهمه بود
اولین اجر رسالت زدن فاطمه(س) بود
گشت از حقکشی امت بیدادگرت
کشتن محسن مظلوم تو اجر دگرت
--
با سر انگشت خزان سخت ورق برگردید
غنچه و لاله خونین تو پرپر گردید
سومین اجر تو زخم سرحیدر گردید
به حسن(ع) از همه کس ظلم فزونتر گردید
بعد از آن زهر که بر نور دو عینت دادند
اجرها بود که امت به حسینت دادند
--
گرگ ها بر بدن یوسف تو چنگ زدند
بر رخ چرخ ز خون دل او رنگ زدند
دست بگشوده به پیشانی او سنگ زدند
تهمت کفر به آل تو به نیرنگ زدند
زین مصیبت همه دم سینه "میثم" سوزد
بلکه تا حشر دل آدم و عالم سوزد
✍#حاج #غلامرضا #سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
"مرثیه رسول اکرم ص و امام مجتبی ع"
آقا بیا که چشم خلایق زخون تر است
روز عزای احمد و سبط پیمبر است
شهر مدینه شعله ور از داغ مصطفاست
چشم بقیع ز داغ حسن پر ز گوهر است
داغی به وسعت غم هفت آسمان رسید
بر سینه ای که مخزن اسرار داور است
روز جهان سیاه شد از آه فاطمه
عالم ز داغ ختم رسولان مکدّر است
زهرا کنار بستر بابا به حال زار
گریان کنار بستر او چشم حیدر است
می سوزد از فراق پدر قلب دخترش
آتشفشان سینه ی او پر ز اخگر است
گشته یتیم فاطمه و ناله می زند
این اشک غم نشانه داغ مکرر است
بعد از نبی نشسته به دلها غم حسن
آنکس که غربتش ز دو عالم فراتر است
نامش غریب و قبر غریب و خودش غریب
خونین جگر ز جور و جفا های همسر است
وقتی که ریخت خون جگر را به تشت، غم
زینب به ناله گفت که این داغ دیگر است
آقا بیا که آخر ماه صفر رسید
وقت عزای شمس فروزان خاور است
از داغ جانگداز رضا ناله ها بلند
گویا که در زمین و زمان صبح محشر است
قلب #شقایق از غم هجران بخون نشست
آقا بیا که بی تو جهان زار و مضطر است
✍#حمید #رضازاده #شقایق
کرمان ۱۴۰۴/۵/۳۱
https://eitaa.com/rezazadeh_shaghayegh/#
شهادت_امام_رضا علیه السلام
آمد از راه و کشید آرام عبا رویِ سرش
یعنی امروز ست روزِ نالههایِ آخرش
هر قدم رفت و نشست و دست بر پهلو گرفت
می کشد خود را به سویِ خانه مثلِ مادرش
رویِ خاکِ کوچه دنبالش اگر دقت کنی
بنگری آثاری از خاکی ترین بال و پرش
او زمین میخورد و می خندید بر حالش عدو
این هم ارثی بود که برده ز جدِّ اطهرش
صحنۀ جان دادن او روضۀ مستوره شد
حجرهٔ در بسته می داند چه آمد بر سرش
بار دیگر صورت خاکی و دست و پا زدن
خادمش دید و ولی هرگز نمی شد باورش
یک بُنَیّ گفت و از کام پسر بوسه گرفت
از مدینه بهر یاری زود آمد دلبرش
کربلا بابا رسید امّا پسر افتاده بود
قلبِ شاعر آب شد در این سه بیت آخرش
هر چه قدر آغوش خود واکرد اکبر جا نشد
تا که آخر در عبا پیچید جسم اکبرش
تا قیامت هم نمی فهمند اهل معرفت
از چه آمد دست بر سر بین لشگر خواهرش
آنکه حتّی تارِ مویش را ندیده جبرئیل
دست بُرده بر سرِ نعش علی بر معجرش
✍#قاسم #نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
زیارت_مخصوص
#مناجات_امام_رضا علیه السلام
کم ناز کن در باز کن مهمان رسیده
مهمان تو با دیده ی گریان رسیده
سرمایه ای که داده بودی باختم من
یا ذالکرم هنگامه ی احسان رسیده
حرف دل هر نوکری اینست عمری
هر چه رسیده از سوی سلطان رسیده
باور کن آقا تا حرم خود را کِشیدم
از این جدایی بر لبانم جان رسیده
افتاده بارم آمدم دستم بگیری
با چشم گریان عبد سرگَردان رسیده
مانند زهرا مادرت سائل نوازی
لطف تو بر داد گنهکاران رسیده
هنگام جان دادن قرار ما دوتا شد
جانِ خودت صبرم دگر پایان رسیده
گویا هنوز از گوشه ی صحنت سحرها
آه کسی جامانده از گُردان رسیده
چه ارتباطی بین اینجا با شلمچه ست
اینجا به پایان دوره ی هجران رسیده
امضای تو پای شهادت نامه ها بود
با دست تو این فیض بر یاران رسیده
تو سفره دار گریه کن های حسینی
با گریه هایت روضه تا ایران رسیده
من آمدم رزق عطایم را بگیرم
از تو برات کربلایم را بگیرم
✍#قاسم #نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
شهادت_امام_رضا علیه السلام
تلاش کرد نَیُفتَد ولی ز پا افتاد
شبیه ِ مادر خود بین کوچه ها افتاد
چه خوب شد که مسیرِ عبور ،خلوت بود
کسی ندید که آقایِ ما کجا افتاد
شبیهِ چادرِ خاکی،عبا شده خاکی
به پایِ خویش نیفتاد، بی هوا افتاد
عبایِ رویِ سرش دورِ زانویش پیچید
براش روضه ی کوچه چه خوب جا افتاد
میانِ حجرهٔ در بسته دست و پا میزد
چه آتشی به دلِ حضرتِ رضا افتاد
کسی مزاحمِ جان دادنِ امام نشد
به یادِ چکمه و گودالِ کربلا افتاد
میانِ آن همه قاتل ، یکی جلو آمد
به ضربِ نیزه ی او شاه ،ازصدا افتاد
کنارِ گودیِ گودال مادرش می دید
محاسنِ پسرش دستِ بی حیا افتاد
به اسبها همگی نعل تازه کوبیدند
به این دلیل بدن بینِ بوریا افتاد
میانِ کوچه و بازار بسکه رقصیدند
سرِ بریده ی آقا ز نیزه ها افتاد
✍#قاسم #نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
ترجیع بند
امام رئوف حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام
دریای رحمت
خوشا آن غریبی که یارش تو باشی
قرار دل بیقرارش تو باشی
خوشا آنکه تنها تو را دوست دارد
چه خوشتر اگر دوستدارش تو باشی
ز بیداد پاییز هم غم ندارد
هر آن دل که باغ و بهارش تو باشی
خوشا آن گدایی که تنهای تنها
کناری نشیند، کنارش تو باشی
بر آن محتضر میبرم رشک هر شب
که شمع شب احتضارش تو باشی
خوشا آنکه یک عمر پروانهات شد
که یک لحظه شمع مزارش تو باشی
شعاری به پیشانی خود نوشتم
خوشا آنکه تنها شعارش تو باشی
گدایم گدایم گدایم گدایم
گدای علی بن موسی الرّضایم
چه غم گر گنهکار و نامهسیاهم
علیّ بن موسی الرضا داد راهم
امام رئوفی که عالم فدایش
کرم کرد و داد از عنایت پناهم
سراپا شدم غرق دریای رحمت
نگویید دیگر که غرق گناهم
همه روی گردانده بودند از من
رضا کرد با چشم رحمت نگاهم
به جز دامن آل عصمت نگیرم
به غیر از رضای رضا را نخواهم
چو میخواست راهم دهد از کرامت
عطا کرد، سوز دل و اشک و آهم
اگر خوار بودم، اگر پست بودم
رضا داد قدرم، رضا داد جاهم
گدایم گدایم گدایم گدایم
گدای علیّ بن موسی الرّضایم
✍#حاج #غلامرضا #سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
🔹سفرِ ماه صفر🔹
آخرِ ماه صفر ، اوّل ماتم شده است
ديده ها پر گُهر و سينه پر از غم شده است
آه اي ماه ! که داري به رُخت گَرد ملال
خون دل خوردن خورشيد مُسَلَّم شده است
آخر اي ماه سفر کرده که سی روزه شدی
رنگ رخسار تو همرنگ محرم شده است
عرشيان منتظر واقعه ی جانسوزند
چشم قدسی نفسان چشمه ی زمزم شده است
شب توديع پيمبر شهدا می گفتند
آه از اين صبح قيامت که مجسّم شده است
تا که بر چيده شد از روي زمين سايه ی وحی
آسمان ابری و آشفته و درهم شده است
مجتبی گلشني از لاله به لب، کرد وداع
داغ او داغ دل عالم و آدم شده است
باغ لبريز شد از زمزمه ی ياس کبود
لاله، دل تنگ تر از حجله ی ماتم شده است
ميهمانی که خراسان شد از او باغ بهشت
ميزبان غم او عيسی مريم شده است
از همان روز که زد سکّه به نامش در طوس
شب، پی کشتن خورشيد مُصمّم شده است
تا بسوزد دل ذُرّيه ي زهرای بتول
زهر در ساغر انگور فراهم شده است
راستی تا بزند بوسه بر ايوان طلا
کمر چرخ به تعظيم شما خم شده است
پايتخت دل صاحب نظران است اينجا
مشهد، انگشت نمای همه عالم شده است
گر چه بسيار خطا ديده ای از ما، امّا
سايه ی مهر تو، کی از سر ما کم شده است؟
گر چه من ذرّه ي ناقابلم ای شمس شموس
باز پيوند من و عشق تو محکم شده است
تا کسی بنده ي سلطان خراسان نشود
غمش از دل نرود مشکلش آسان نشود
✍#محمّدجواد #غفورزاده #شفق
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹