eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
330 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
ماهی که یادگار ز پنج آفتاب بود بر چهره‌اش ز عصمت و عفت نقاب بود پیوسته داشت جلوه در او صبر فاطمه آیینۀ تمام نمای رباب بود نامش که بود آمنه، مادر سکینه خواند کآرام بخش جان و دل مام و باب بود پیوند بست عشق حسین و رباب را یعنی سکینه حاصل این عشق ناب بود این دختر حسین به میدان کربلا با دختر بزرگ علی همرکاب بود در کربلا حماسۀ اشک و پیام داشت گلواژۀ قیام و گل انقلاب بود او را اگر حسین به همراه برده است نِی حُسن اتفاق که یک انتخاب بود در پاسخ عطش زدۀ نوگلان عشق آب ار نداشت دامن او پر گلاب بود لب‌های خشک و تشنۀ او را به هر سؤال یک مدّ آه، فاصله، وقت جواب بود می‌کرد ناله‌اش جگر سنگ را کباب از بس دلش ز آتش غم‌ها کباب بود دشمن اگرچه معجر او برده است باز در پردۀ جلال خدا در حجاب بود از یاد قتله‌گاه و شهیدان سر جدا نقش ضمیر او شب و روز التهاب بود در یاد، داشت آن شب و روزی که از عطش طوفان خیمه زمزمۀ آب آب بود در یاد، داشت آن شب و روزی که اصغرش از آب و شیر مانده و در پیچ و تاب بود در یاد، داشت آن که رخ شیرخواره را آهسته بوسه می‌زد و او گرم خواب بود در یاد، داشت آن که به مقتل دوید و دید خورشید پاره پاره به روی تراب بود آن ناز پروریدۀ دامان افتخار کی جای او خرابه‌ی شام خراب بود در آفتابِ گرمِ بیابانِ راه شام سرهای روی نیزه سرش را سحاب بود ✍مرحوم http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
تابیده است از دو نظر بر تو آفتاب هم دختر حسینی و هم دختر رباب هرچند "آمنه"ست و "امینه"، ولی حسین نام تو را سکینه‌ی خود کرده انتخاب درباره‌ی مقام بلند تو گفته‌اند: ممسوس در خداست شبیه ابوتراب در هر دوعالم از سر ارج و بها تو را شد "فخرة‌النسا" لقب از "سیدالشباب" از آن زمان که راویه‌ی "شیعتی" شدی دیگر برای شیعه گوارا نبوده آب در کربلا و کوفه و شام و مدینه هم شد قوت غالب تو فقط غصه و عذاب درد تو را شنیده‌ام از سهل‌ساعدی داغ تو را گرفته‌ام از مجلس شراب آتش گرفت سینه‌ی دشمن برای تو حتی دل یزید شد از داغ تو کباب "بس کن که ناله‌ات جگرم را کباب کرد!" این حرف را شنیده‌ای از فاطمه به‌خواب رویش سیاه باد و دودستش بریده باد هرکس که دست‌های تو را بسته با طناب هرچند گریه پلک تو را زخم کرده است هرچند رأس رفته به نی، برده از تو تاب یک رکعت از نوافلت اما قضا نشد گیرم هزاربار رسیدی به اضطراب با ما بگو که زینب مضطر چکار کرد؟ وقتی که سُم اسب گرفت از گلش گلاب... ای روضه‌خوانِ واقعه‌ی کربلا! بگو؛ با اشک خود چگونه به‌پا کردی انقلاب سرهای غیرتی سر نی سنگ خورده‌اند تا دشمن از شما نتواند برد حجاب ای بشکند دهان قلم‌های روزگار وقتی کم است نام تو در این همه کتاب شأن تو باشکوه‌تر از حرف‌های ماست هرکس دروغ بسته به تو خانه‌اش خراب! باشد دعای خیر تو تعجیل در فرج زیرا دعای خسته‌دلان هست مستجاب... ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
تو کیستی؟ چراغ بهشت مدینه‌ای آیینه‌دار حُسن حسینی، سکینه‌ای باید به رتبه زینب ثانی بخوانمت چون عمه‌ات به صبر نداری قرینه‌ای در آسمان صبر فروزنده کوکبی بین تمامی اُسرا رکن زینبی دشمن ذلیل عزّ و وقار سکینه است فریاد کربلای حسینی به سینه است در مکتب مجاهدت و صبر و ابتلا ایثار و استقامت و ایمان گزینه است هر چند درد و رنج اسارت کشیده‌ای تو خصم را به بند حقارت کشیده‌ای روی تو آفتاب تماشای باب بود آئینه‌ی تمام نمای رباب بود در منطق تو معجزه‌ی نطق مرتضی پیغام تو حیا و عفاف و حجاب بود از سنگ و تازیانه که در شکوه نیستی در قتلگه ز بردن چادر گریستی در مجلس یزید که قلبت کباب بود دیدی میان طشت طلا آفتاب بود نامحرمت به دور و غمت بی حساب بود بر چهره آستین و دو دستت حجاب بود فریاد و آه و اشک و غم از گریه‌ی تو سوخت حتی دل یزید هم از گریه‌ی تو سوخت گاهی صدای گریه‌ی اصغر شنیده‌ای گه ناله در شهادت اکبر کشیده‌ای گاهی به روی خار مغیلان دویده‌ای گه حنجر بریده به گودال دیده‌ای در هر بلیّه حمد الاهیت بر لب است الحق تو را مقاومت و صبر زینب است ای یادگار فاطمه! ای دختر حسین! همگام زینبینی و هم سنگر حسین در راه شام راهنمایت سر پدر منزل به منزلی تو پیام آور حسین هر خانه‌ای که هست رباب و سکینه‌اش باشد صفای روضه‌ی شهر مدینه‌اش تو مصحف حسین و بهشت است دامنت بر صفحه‌ی جمال فروزنده احسنَت پامال حرمتت شده از جور دشمنت با تازیانه آیه نوشتند بر تنت تو راز ناشنیده ز بابا شنیده‌ای تو قاصد پیام گلوی بریده‌ای ای پاکی و عفاف و حیا شرمسار تو دشمن حقیر منزلت و اقتدار تو پیوسته باد باغ شهادت بهار تو تا روز حشر گریه‌ی "میثم" نثار تو قلب حسین و چشم و چراغ مدینه‌ای سر تا قدم جلال و وقار و سکینه‌ای ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
امام حسن عسکری علیه السلام گریز روضه سیدالشهدا علیه السلام حجت الاسلام میرزامحمدی 💠💠💠 تسلیت ای حجت ثانی عشر یابن الحسن *کسی تو سامرا به آقامون تسلیت نگفتا تسلیت ای حجت ثانی عشر یابن الحسن میدونی دل  آدم کجا میره؟ یه مرتبه یاد گودال افتادم ..." ونجام به یتیمان ابی عبدالله کسی تسلیت نگفت ... زود بود از بهر تو داغ پدر یابن الحسن *معمولا فامیلا جمع میشن ،... عمو،دایی، عمه و دیگر بستگان؛ نمیزارن بچه یتیم کنار پیکر پدربی تابی کنه... اما برا امام زمان ما این اتفاق نیفتاد ... حتی کربلا هم اینجوری نبود ... اونجا عمه ی امام زمان بچه های ابی عبدالله رو سرپرستی کرد .... قلب باب ت از شرار زهر دشمن آب شد سوخت جسم و جانش از پاتا به سر یابن الحسن طفل بودی،پیش چشمت چشم بابا بسته شد 2 تونگه کردی و او زد بال و پر یابن الحسن آخ دلم یه جایی رفت...، نگی امشب چرا داره پریشون خوانی میکنه... به خدا دست من نیست...؛ دلم با این یه بیت رفت کوچه بنی هاشم حسین جان ... طفل بودی پیش چشمت دست بابا بسته شد تو نگه کردی و قنفذ ...... کودک 6 ساله بودی بر پدر خواندی نماز ریختی از چشم خود خون جگر یابن الحسن قرن ها فریاد زهرا مادرت آید به گوش از مدینه بین آن دیوار و در یابن الحسن مادر؛کاش بودم تا علی را یار بودم من جای تو بین در و دیوار بودم مادر شنیدم بارها از پا فتادی دیدی علی تنها بود باز ایستادی یوسف زهرا بیا با ما بگو آخر چرا تربت زهراست مخفی از نظر یابن الحسن *فرمود عقیل برو به اون کودکی که تو حجره هست ،بگو بیاد ..." اومدم دیدم یه ماه شب چهارده گوشه ی هجره مشغول عبادته" .. آقامون حجت ابن الحسن بود... تا پیغام رو دادم سراسیمه اومد...؛ سر بابا رو بغل گرفت ... تا امام عسکری اونو دید نفرمود پسرم،فرمود یا سید أَهْلَ الْبَیْتِ اسْقِنَا المَاءٍ ...." یعنی تشنمه به من آب بنوشان ..... اسْقِنَا المَاءٍ .... (آخ بمیرم ...) هر طوری بود نزاشت بابا لب تشنه از دنیا بره .... امام جوادم یه کودک 6،7 ساله بود نزاشت باباش امام رضا تشنه لب جون بده ..." اما لایوم کیومک یااباعبدالله ..... حسین ...... بمیرم،هر چی صدا زد جماعت جگرم داره میسوزه ...." جی جوری آبش دادن ؟؟ فَلَمْ یُجِبْهُ أَحَدٌ إِلَّا بِالسُّیُوفِ ..... حسین ........ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امام_حسن_عسکری_علیه_السلام 🩸بعد از دفن پیکر مطهر امام حسن عسکری علیه‌السلام، به دستور خلیفه، به خانه إمام علیه‌السلام هجوم آوردند ... مرحوم شیخ صدوق در «کمال‌الدین» می‌نویسد: 🥀 وقتی که خبر شهادت امام حسن عسکری علیه‌السلام در سراسر سامراء پیچید، 📋 فَصَارَتْ سُرَّ مَنْ رَأَی ضَجَّةً وَاحِدَةً: «مَاتَ ابْنُ الرِّضَا». ▪️سامراء ، یک پارچه عزادار شد؛ ضجه و فریاد ، تمام شهر را فرا گرفت و همگی ناله می‌زدند: «ابن الرضا علیه‌السلام از دنیا رفت» 📋 وَ بَعَثَ السُّلْطَانُ إِلَی دَارِهِ مَنْ یُفَتِّشُهَا وَیُفَتِّشُ حُجَرَهَا، وَخَتَمَ عَلَی جَمِیعِ مَا فِیهَا، وَطَلَبُوا أَثَرَ وَلَدِهِ، ▪️سلطان، مأمورانی را فرستاد تا خانه امام علیه‌السلام را تفتیش و بازرسی کنند و درب تمام اطاق‌ها را مهر و موم کنند و دستور داد که از فرزندش جستجو نمایند. 📋 وَ جَاؤُوا بِنِسَاءٍ یَعْرِفْنَ الْحَبَلَ فَدَخَلْنَ عَلَی جَوَارِیهِ فَنَظَرَ إِلَیْهِنَّ ▪️چند زن را که وارد به حمل و بارداری زنان بودند آوردند و به آنها مأموریت دادند که بازرسی کنند، کدام یک از زنان و کنیزان آن جناب باردار است! 📚کمال الدین ج ۱ ص ۱۲۰ ✍ آه یا أبا الحُجة ... خدا لعنت‌شان کند که حُرمت اهلبیت‌تان را شکستند و هجوم به خانه شما آوردند... اما لااقل چند «زن» را به همراه خود بردند تا آن‌ها به سراغ اهل و عیال‌تان بروند... اما چه بگوییم و چگونه گریه کنیم بر آن ساعت دردناکی که «سید بن طاووس» نوشت: 📋 تَسابَقَ الْقَوْمُ عَلى نَهْبِ بُيُوتِ آلِ الرَّسُولِ وَ قُرَّةِ عَيْنِ الْبَتُولِ، حَتى جَعَلُوا يَنْتَزِعُونَ مِلْحَفَةَ الْمَرْاءَةِ عَنْ ظَهْرِها، ▪️لشكر اشقياء، در هجوم به خیمه های آل رسول و قرة العين بتول، بر یکدیگر پیشی می‌گرفتند و كار غارت به جايى رسيد كه از سر زنها، چادر مى‌ربودند. 📋 ... ثم أُخْرَجوا النِّساءَ مِنَ الخَيْمَةِ وَاشْعَلُوا فِيهَا النّارَ، فَخَرَجْنَ حَواسِرَ مُسْلَباتٍ حافياتٍ باكياتٍ. ▪️پس از غارت خيمه‌ها، زنان آل طاها را از خيمه‌ها بيرون نمودند و آتش ظلم و عدوان بر آن خيمه‌ها بر افروختند و زنان با سر و پاى برهنه و غارت زده و گريه كنان، بيرون آمدند. 📚لهوف ص۱۶۹ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
امام_حسن_عسکری_علیه_السلام 🩸امام حسن عسکری علیه‌السلام در لحظات آخر عمر مبارک خود، سر مبارک حضرت حجت ارواحنافداه را در آغوش گرفتند و اسرار امامت را به او سپردند ... در نقل‌ها آمده است: 🥀 ساعات آخر عمر مبارک امام حسن عسکری علیه‌السلام بود که تشنگی بر آن حضرت فشار آورده بود؛ از شدت درد گاهی از هوش می‌رفت و گاهی به هوش می‌آمد؛ 🥀 فرزند دلبندش حضرت حجت ارواحنافداه بالای سر آن حضرت حاضر شدند؛ امام علیه‌السلام تا چشمانشان را گشودند، مشاهده نمودند که حضرت حجت ارواحنافداه بالای سرشان نشسته است؛ 📋 فَضَمّهُ اِلیٰ صَدرِه الشّریفِ و جَعلَ یُقبّلُهُ و یُوَدّعَهُ و یَبکی ▪️آن حضرت او را به سینه مبارک خود چسپاندند و پیوسته او را می‌بوسیدند و گریه می‌کردند و اسرار امامت را به او منتقل می‌نمودند. 📚العبرة الساکتة ج۲ ص۵۶۴ ✍آه یا أبا الحُجة ... جدّ غریب‌تان هم بین گودال قتلگاه افتاده بود ... گاهی به هوش می‌آمد و گاهی از هوش می‌رفت ... ای کاش فرزندش بود تا در آن لحظات سرش را به دامن بگیرد ... اما نه تنها کسی سرش را در بر نگرفت؛ بلکه تا چشمش را گشود، 📋 ... ثُمّ إنّهُ رَكِبَ عَلىٰ صَدرهِ الشريف، و وَضعَ السيفَ فٖي نَحره، و هَمّ أنْ يَذبحَه، ▪️شمر ملعون بر سینه مبارک سیدالشهداء علیه‌السلام نشست و شمشیر را کشید و بر گلوی مطهر آن حضرت گذاشت و آمد تا سر مبارک را ذبح کند، 📋 فَفتَحَ عَينَيه في وَجهِه فَقالَ لَه الحُسين علیه‌السلام: يَا ويلك مَن أنتَ؟ فَقد إرتَقَيتَ مُرتَقَىٰ عَظيمًا؛ فَطالَ‌ما قَبَّلَهُ رسولُ الله ▪️که در این هنگام چشمان سیدالشهداء علیه‌السلام کمی باز شد و با صدای بی‌رمقی به آن ملعون فرمودند: وای بر تو! تو کیستی؟ بر جایگاه بلندی بالا آمده‌ای! آنجایی را که نشسته‌ای، دائماً رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌بوسید... 📚ینابیع المودّة، ج۳، ص۸۳ 📚ناسخ‌التواریخ،سیدالشهداء علیه‌السلام، ج۲ ص۳۸۶ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
شهادت ابا المهدی آقا امام‌حسن‌ عسکری علیه السلام 🥀 ای آفتاب مهر تو روشنگر وجود در پیشگاه حکم تو ذرات در سجود نور تو بود مشعل کانون کاف و نون روزی که هیچ جلوهٔ شمس و قمر نبود ای میر عسکری لقب ای فاطمی نسب آن را که نیست مهر تو از زندگی چه سود این افتخار گشته نصیبت که از شرف در خانه ی تو مصلح کل دیده برگشود قربان دیده ای که به بزم تو فاش دید جای قدوم عیسی وموسی و شیث و هود ای قبله ی مراد که در برکه الصباع شیران به پیش پای تو آرند سر فرود سالها زندان بود امام عسکری علیه السلام یکی از زندانبانها خیلی شقی و پست بود به دستور خلیفه تصمیم گرفت حضرت‌ عسکری علیه السلام رو ببرد مقابل شیران درنده به زعم اینکه شیران درنده حمله میکنن حضرت‌ رو از بین میبرند هر چی همسرش بهش اسرار کرد که این کار رو نکن فرزند پیغمبر خداست اما گوش نداد امام عسکری علیه السلام رو آورد وارد قفس شیران درنده کرد نگاه میکرد،دقت میکرد فکر می‌کرد الان شیران درنده حضرت‌ رو میدرند. اما دید حضرت با آرامش تمام آمدن میان شیران ایستادن به نماز.. شیران درنده دور حضرت‌ حلقه زدن ملتمسانه نگاه به قد و بالای حضرت‌ می‌کردند. همین جا یه جمله عرض کنم بگم یا امام عسکری شیران درنده احترام کردن دور شما را گرفتند آقا جان.. اما چه گرگهای درنده ای بودند کربلا...یکی نیزه میزد، یکی شمشیر میزد، یه عده سنگ میزدن، یه عده پیرمردها با عصا میزدن.. "فرقه بالسیوف فرقه بالرماح فرقه بالحجاره فرقه بالعصا "آقا جان امروز دل همه ی شیعیان شما سامراست.. پر می‌زند دوباره دلم در هوای تو دارم هوای بوسه به صحن و سرای تو سامرا رفتی الان خودت رو تو اون حرم با صفا ببین برو کنا ضریح حضرت یه زائر قطعا داره اون هم امام زمان ارواحنا له الفداء مجلس امروز با همه ی مجلسها فرق داره امروز آقا و مولامون شال عزا به گردن انداخته عزای پدر بزرگوارشونه.امروز اگر سری بزنن بگن کجا برای پدر بزرگوارشون عزا گرفتن بگن لحظاتی شرکت کنم. عزاداران پدر بزرگوارشون را ببینن اذن دخول خوانده دلم تا کنی نظر زائر شوم دوباره سوی سامرای تو ای دومین حسن چو حسن ذره پروری پر می‌شود دو دست گدا از عطای تو هم تو غریب هستی و هم مرقدت غریب اما غریب نیست دمی آشنای تو دشمن نهاد به زندان و بی‌خبر از آنکه هست از عالم امکان برای تو *اما حرف من همینه...* مانند مادرت به جوانی شکسته ای امام بیست وهشت سال داشت اما زهر کاری با حضرت‌ کرد بدنشون می‌لرزید دستش می‌لرزید به عقیده گفت برو تو حجره پسرم رو بگو بیاد..* کاسه ی آب بدستم بنگر می‌لرزد زهر افکنده شرر در جگرم مهدی جان *تصور کنید طفل پنج ساله ای دور بابا میگرده بابای غریبم بابای غریبم ..اما غریب تر از بابا خود امام زمانه چرا؟* بعد من سر به بیابان بگذاری شب و روز باشد از حالت زارت خبرم مهدی جان بابا دشمن دور خونه ی نا را محاصره کرده میخواد تو را دستگیر کنه بابا.... میان این همه دشمن چها کند مهدی ز غربت پسر من خدا خبر دارد *سر بابا را رو زانو گذاشت ،سر بابا رو رو سینه گذاشت بگم یا امام عسکری سرت رو زانوی عزیز دلبندت بود آقا..اما من فدای اون سری که السلام علی الراس المرفوع صلی الله‌ علیک یا ابا عبدالله.. http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
@babolharam_netروضه خانگی - امام حسن عسکری(ع) - 1277.mp3
زمان: حجم: 11.7M
|⇦•ای آفتاب مهر تو.. و توسل ویژهٔ شهادت ابا المهدی آقا امام‌ حسن عسکری علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج‌عباس حیدر زاده 🥀🥀🥀 اذن دخول خوانده دلم تا کنی نظر زائر شوم دوباره سوی سامرای تو ای دومین حسن چو حسن ذره پروری پر می‌شود دو دست گدا از عطای تو http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
روضه و توسل ویژهٔ شهادت ابا المهدی آقا امام‌حسن‌عسکری علیه السلام "السلام علیک یا حسن بن علی ایها الزکی العسکری یابن رسول الله" محیط معرفت یگانه گوهرش تویی سپهر نور اگر دهد مَه منورش تویی مَلک اگر مَلک شده امام و رهبرش تویی سلام‌ ما به سامره که سایه گسترش تویی مزار تو در آن زمین، نموده نورگستری تویی امام عسکری تویی امام عسکری در آسمان‌ معرفت شمس تویی،قمرتویی تمام‌ نخل علم را ریشه تویی ثمرتویی بحار نور را همه صدف تویی، گوهر تویی به ده امام و یک ولی؛ پدر تویی،پسر تویی ز وصف ما،ز مدح ما تو بهتری،تو برتری تویی امام عسکری،تویی امام عسکری توچشمه ی علوم‌ حق زِ دَه یَمِ ولایتی تو حُسن کردگار را جمال بی نهایتی تو برتر از حدیثی و تو فوق هر روایتی تو مظهر حقیقتی تو مشعل هدایتی تو آن ستوده حضرتی،تو آن بزرگ آیتی که میکند جمال تو، ز ،خالقِ تو دلبری سلام روح و انبیا به پیکر مطهرت چه شد که زهر دشمنان شراره زد به پیکرت به وقت مرگ مهدیت چو جان گرفت در بَرت دگر نگشت تشنه لب، بریده از قفا سرت دگر به نیزه برسرت نشد جفا ز همسری تویی امام عسکری تویی امام عسکری نماز خواند مهدی‌ات به پیکر مطهرت به احترام شد نهان، به خاک، جسم اطهرت آقای من مولاجانم! دگر میان شهرها نشد اسیر؛ خواهرت نخورد چوب بر لبت نرفت نوک نی سرت نگشت توتیا دگر زِ سُم اسب؛ پیکرت نشدتن تو غرق خون ز تیر و تیغ و خنجری تویی امام عسکری تویی امام عسکری دوباره پر زند دلم به محفل عزای تو شراره بر دلم فکند که سوزم از برای تو چه میشود سفر کنم به شهرِسامرای تو سلام من درود من به صحن باصفای تو وجود و بذل دست تو ،میثم وخاکِ پای تو نمیزنم جز در این حرم دری تویی امام عسکری تویی امام عسکری ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
امام_حسن_عسکری علیه‌السلام علیه‌السلام 🔹سایۀ سر🔹 من که شور عاشقی در سینه و سر داشتم صد هزار آیینۀ غم، در برابر داشتم هر شب از سامرّه در «سرداب غیبت» تا سحر روی صحبت در مدینه با پیمبر داشتم صبحدم آتش گرفت از آه سوزانم چمن سر چو از سجادۀ سبز دعا برداشتم باغ شد لبریز از خونِ دلِ آلاله‌ها باغبان می‌رفت و من چشمی ز خون تر داشتم لاله‌ها می‌سوختند از داغِ من چون چلچراغ بس‌که من در سینه داغ شعله‌پرور داشتم ای سرافراز دو عالم! ای شکوه سرو‌ها! در بلندای حضورت سایۀ سر داشتم ای تو با من مهربان‌تر از نسیم آشنا اُنس و الفت با تو از گل، نازنین‌تر داشتم ای سراپا عطر یاسین، ای بهارستان وحی! بی تو من حال شقایق‌های پرپر داشتم.. لطف زهرا داد امشب تا سحر تسکین مرا آشنایی با نوازش‌های مادر داشتم ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
در منقبت و مرثیت امام حسن عسکری علیه السلام ---------- سرچشمه ی آب بقا مولا امام عسکری تفسیر پاک هَلْ اَتی مولا امام عسکری ای از تبار آسمان از نسل صبح بیکران از دودمان اِنّما مولا امام عسکری ای از تبار فاطمه خورشید جانهای همه فرزند پاک مرتضی مولا امام عسکری تابیده ای چون ماه و مهر از دامن سبز سپهر با رنگ و بوی مصطفی مولا امام عسکری سرو دلآرای جهان طوبای زیبای جنان گل در گلستان ولا مولا امام عسکری ای که بدست دشمنان خصم زمین و آسمان رفتی به زندان بارها مولا امام عسکری دیدی فراوان ظلم ها از اهل کین اهل جفا از دشمنان کبریا مولا امام عسکری می سوختی از زهرکین از جوروظلم مشرکین از آتش زهر جفا مولا امام عسکری ای نور چشمان علی در حجره جان دادی ولی شد قتلگاهت سامرا مولا امام عسکری فرزندت ای روح نیاز بر جسم تو خوانده نماز در اوج و اندوه و بلا مولا امام عسکری ازداغت ای سرو روان شداشک هرعاشق روان شد سامرا غرقِ عزا مولا امام عسکری ای روی تو ماه تمام جان داده امّا تشنه کام جدّ غریبت کربلا مولا امام عسکری زداغت سوخته شمع عزا افروخته در سوگ جانسوز شما مولا امام عسکری ✍ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹