و..
با خودَم می گُفتَم :
زِندِگی ، رازِ بُزُرگیست که دَر ما جاریست
زِندِگی فاصِله آمَدَن و رَفتَنِ ماست
رودِ دُنیا جاریست
زِندِگی ، آبتَنی کَردَن دَر این رود اَست
وَقتِ رَفتَن به هَمان عُریانی ؛
که به هِنگامِ ورود آمَدهایم
دَستِ ما دَر کَفِ این رود به دُنبالِ چه می گَردَد؟
هیچ!!!
زِندِگی ، وَزنِ نِگاهیست که دَر خاطِرهها می مانَد..
- سهرابِ سپهری
بخشی از یکی از هدیه هام*
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
- یک.. دو.. سه!
شمعایِ رو کیکمُ فوت کردم.
تمامِ صندلی های کافه پر بود از آدمهایی که برای جشن گرفتنِ روزِ تولدم جمع شده بودن و حالا تشویقم میکردن و تبریکم میگفتن..
از بین جمع و صدای خندهها ، یکدفعه ، صدایِ قدم های آرومت رو شنیدم که نزدیکم میشد،
گیتارتُ بلند کردی و شلوغیِ محیط ، حالا پر از سکوتِ موسیقیِ تو بود؛
و بعد همه شروع کردن با سازت -𝑯𝒂𝒑𝒑𝒚 𝑩𝒊𝒓𝒕𝒉𝒅𝒂𝒚 𝒕𝒐 𝒚𝒐𝒖- خوندن برام.. .
[ به این فکر میکردم که خوشبهحالِ سیم های گیتارت که دستای گرمت لمسشون میکنه و هربار انگشتات نوازششون میده . ]
کیکُ بریدم وُ همه مشغولِ تعریف از طعمِ فوق العادهاش شدن و من ، با نگاهی که دوست داشتن و قدردانی ازشون میبارید ، همراهِ یه لبخندِ ملیحِ شیرین ، به تو نگاه میکردم..
صدایِ ویبرهٔ موبایل رو میز بلند شد و چشمامُ باز کردم . از خیال اومدم بیرون.
کافه رو امشب زودتر بسته بودم ، تا خلوت باشیم و تنها . صفحهٔ موبایل روشن بود و پیامِ تورو نشون میداد :
- [ شمعتُ فوت کردی؟ من رو به روت نشستم و دارم نگاهِت میکنماا ! ]
لبخند زدم. نگاهم به صندلیِ خالیِ روبهروم افتاد و بعد ، به کیکِ کوچیکِ مقابلم .
چشمامُ بستم ، آرزومُ پشت چشمم دیدم و..
شمعُ فوت کردم.
- بازم صدایِ ویبره :
[ تولدت مبارک کتابدار آشویتس =)* ]
- نامه هایی به تو⁶ , ۲۷ دی , Abr .
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
اشتباهِ خوب"
_
Age Dust Nadasht ~ UpMusicAge Dust Nadasht (320).mp3
زمان:
حجم:
8.6M
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
- کاش فقط چون تکستام ژانری در رابطه با عشق و دلتنگی و اینچیزا داره
فکر نکنید عاشقم و احساسی
یه نویسنده هزارتا شخصیت داره که هرکدوم ، هزارتا ژانر و ماجرا دارن پسر -
اشتباهِ خوب"
_
سفیدی هایم را با سیاه ، رنگ کردم.
طرحی سیاه شده بودم با لکه ای سفید.. ؛
لکه ای سفید
درست مقابلِ قلبم.
رنگ نمیگرفت!
سیاه ها تمام میشدند و زغال ها سایه ، اما باز
قلب بدون هیچ طیفی از خاکستری ، سفید مانده بود..
گویی که [ هزاران عاشق دیوانه در من است ، که به هیچ بند و فسونی نمیکنند رهایت! ]
هرچه کردم
سفیدیِ عشقت ، تاریک نشد که هیچ
سیاهی هارا نیز
صبحِ فردا سفید کرده بود .
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"