اشتباهِ خوب"
_
" هی عزیزِ دوستداشتنیِ از دست رفته ، همین روزها بود نه؟
همین روزها بود که نامهای واقعی از تو به دستم رسید ، و من را بگو ؛
دریایی مواج از لبخند ، انتظار و امید .. .
بیراه نبود اینقدر هیجان داشتنت و مدام پرسیدنِ اینکه: «چیزی به دستت رسیده؟» ، چرا که چشمانتظارِ دیدنِ این لبخندِ عجیب و غریب روی صورتم بودی.
آنروزها نمیدانستیم چه چیزهایی پیش رویت یک لنگه پا ایستاده و منتظرِ رسیدنت است ..
که اگر میدانستیم ، دستهایمان را درهم چفت میکردیم و از دنیای تاریکِ پر از داستان های بیپایان، پر میکشیدیم و در کنار حوضچهٔ کوچکِ رویا ، بیصدا گلهای آرامِ سکوت را میکاشتیم و آب میدادیم .
تحمل کن و طاقت بیار !
صبر داشته باش
که قصهٔ طولانی خلقت و آدمهایش ، پایانی شاعرانه خواهد داشت .. "
- نامه هایی برای تو¹⁴، ۲۸ شهریورماه، Abr .
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
اشتباهِ خوب"
POV: یه حسی بهت میگه یکاری رو بکنی و تو میگی ولشکن بابا فقط یه فکر یهویی بود. و یکم بعدش یه اتفاقی م
POV:
هربار خداروشکر میکنم که چشمام تورو میبینه و گوشام صداتو میشنوه و ریهم هوایی رو نفس میکشه که تو هم تنفسش میکنی و تو زمانی زندگی میکنم و هستم که توام هستی و زندگیش میکنی.