اشتباهِ خوب"
_
"هی آدمک، گریه نکن..
این روزها میگذرند و همان صدایی که مداوم تورا از دور میخوانَد ، روزی به تو خواهد رسید.
تورا در آغوش خواهد گرفت
اشک هایت را خواهد بوسید
و درد های تورا خواهد فهمید.
آدمکِ بیصدای ناشناس؛
هرچقدر میخواهی دلگیر باش..
هرچقدر میتوانی دلتنگ باش..
قلبِ تو گنجینهٔ عشق های تلخیست که هیچکدامشان ، قدر این گنج را نمیدانند و یا نفهمیدند. و این، تاوانِ عواطف احمقانه و احترامات کورکورانهات است. "
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
اشتباهِ خوب"
[ Hold on. ]
"امید و صبر، واژههای رنگی و معطری هستند.
و دلیلی که احتمالاً آدمیرو برای یکروزِ دیگر، یک هفتهٔ دیگر، یک ماهِ دیگر، و حتی سالهای زیاد دیگری، زنده نگه میدارد.
گاهی خیال میکنم شاید یکی باشند؛ شاید امید همان صبری باشد که برای فردا نگهش میداریم و شاید صبر، همان امیدی باشد که به فردا داریم..
و من، کجای این داستانم؟
من، شاید آدمکی نشسته بر روی نیمکتی چوبی، میانِ شاخههای بهاری و پاییزی ، درحالِ تماشای صفحهها و نوشتنِ فصلهای زندگیام باشم.
با نوایی در قلبم؛ نوایی که هروقت فکرِ خاموشیِ چشمهایم به سراغم میآید، در گوشم زمزمه میکند: [ صبر کن. ]
و سایهٔ امید را پشت پلکهایم رنگ میزند و اکلیلهایش، نور بیداریِ چشمهایم میشود تا زمانی که باز باران آنها را بشوید و پاک کند.. "
- Abr .
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
[ در دلِ من چیزی است
مثلِ یک بیشهٔ نور،
مثلِ خوابِ دمِ صبح؛
و چنان بی تابم که دلم میخواهد
بدوَم تا ته دشت،
بروَم تا سر کوه!
دورها آوایی است که مرا میخواند.. ]
- سهرابِ سپهری -