eitaa logo
🇮🇷 گربه‌ ایران
688 دنبال‌کننده
39 عکس
7 ویدیو
1 فایل
گربه ای با کفشهای catوونی از قابلمه تا قافیه در جستجوی معنا @hamiiiiiiiiiiiiiid
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گر یکی از عشق برآرد خروش بر سر آتش نه غریب است جوش پیرهنی گر بدرد زاِشتیاق دامن عفوش به گنه بربپوش بوی گل آورد نسیم صبا بلبل بی‌دل ننشیند خموش مطرب اگر پرده از این ره زند باز نیایند حریفان به هوش ساقی اگر باده از این خُم دهد خرقه صوفی ببرد می‌فروش زهر بیاور که ز اجزای من بانگ برآید به ارادت که «نوش» از تو نپرسند درازای شب آن کس داند که نخفته‌ست دوش حیف بود مردن بی‌عاشقی تا نفَسی داری و نفْسی بکوش سر که نه در راه عزیزان رود بار گران است کشیدن به دوش سعدی اگر خاک شود همچنان نالهٔ زاریدنش آید به گوش هر که دلی دارد از انفاس او می‌شنود تا به قیامت خروش ✏ «سعدی»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زکاتِ فطــــره یقیـناً «انـــار» خواهــــم داد که قوتِ غالب امسال من «لبانت» بود! @cheeese
؛؛ اگه با من در ارتباط هستین، بدونین که اگه یه روز به هر دلیلی دیگه با هم دوست و در ارتباط نبودیم از من هیچ آسیبی بهتون نمیرسه و تمام حس ها، حرف ها و لحظه هاتون پیشِ من جاش امنه !... ؛؛
بهار می‌رسد اما عزیز من! چه بهاری؟ کدام عید؟ چه روزِ نویی؟ چه قول و قراری؟...
رفتی؛ مجال یک غم دیگر نداشتم جانی برای بوسه‌ی آخر نداشتم زانو زدم پس از تو به درگاه بی‌کسی دیگر توان این در و آن در نداشتم باور نکردی از همه خوب و بد جهان چیزی به جز خیال تو در سر نداشتم تلخی زیاد دیده‌ام از زندگی ولی جایی دلم شکست که باور نداشتم لعنت به بخت تیره که دستان سرنوشت وقتی قفس گشود که من پر نداشتم
در این دقایق بسیار تلخ‌ و تکراری یکی نشسته میان چهاردیواری یکی نشسته که تصویر او شبیه من است یکی که چاره‌ی کارش شده‌ست ناچاری کسی شبیه من‌ و روزهای ابری من کسی که گم شده در بین خواب‌ و بیداری دو چشم برده میان دو دست‌ و می‌گرید و قطره‌های غروری که می‌شود جاری هنوز خاطره‌ها را عزیز می دارد نمی‌گذارد عشقش کشد به بیزاری مرا در آینه می‌بیند و نمی‌شکند چقدر کار شگفتی‌ست خویشتن‌داری