مداحی_آنلاین_چهار_تا_عمل_دست_و_پا_شکسته_علی_پناه.mp3
2.13M
🏴 #شهادت_امام_جعفر_صادق(ع)
♨️تعجب امام صادق(ع) از عمل افرادی که بخاطر چهارتا عمل دست و پا شکسته خودشونو گم میکنن
👌 #سخنرانی بسیار شنیدنی
🎙حجت الاسلام #علی_پناه
مداحی آنلاین - یه روزی هست که تقویمای تاریخ - بنی فاطمه.mp3
4.45M
🔳 #شهادت_امام_جعفر_صادق(ع)
🌴یه روزی هست که تقویمای تاریخ
🌴نوشتن بین کوچه محشری شد
🎙 #سید_مجید_بنی_فاطمه
⏯ #زمینه #حضرت_زهرا
یه روزی از تو تقویمای تاریخ
نوشتن بین کوچه محشری شد
دوشنبه راهش و بستن که افتاد
نوشتن از همون روز بستری شد
پاهاش از ضعف میلرزید
نفساش بوی خون میداد
پسرش گریه میکرد و
بهش راه و نشون میداد
دنیا تاریک بود کوچه باریک بود
زهرا بی حال و مرگش نزدیک بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رو خاک افتاد دنیا زیر و رو شد
جدا کردن در و از دست پهلو
خلاصه بستر و اماده کردن
امان از بستر و از دست پهلو
میخواستن با یه مشت هیزم
دل ما رو بسوزونن
اتیش اماده می کردن
که دریا رو بسوزونن
فصل پاییز بود از اه لبریز بود
از پا افتاد و عمرش نا چیز بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه دردایی فقط احساس میشن
یه دردایی ولی دق مرگ میدن
حسن دید ما شنیدم ماجرا رو
شنیدن کی بود مانند دیدن
علی میگفت چی دیدی
که اینجوری پریشونی
چیکار کردن توی کوچه
میخوای پاشی نمیتونی
خونه لرزید تا پهلو به پهلو شد
بعد اون سیلی چشماش کم سو شد
.
.
#امام_صادق_علیه_السلام
⚡️ حکایت طفلِ امام صادق علیهالسلام که از دستِ کنیز افتاد و از دنیا رفت...
راوی گوید:
روزی به خانه إمام صادق علیهالسلام وارد شدم و رنگ چهره حضرت را دگرگون دیدم؛ سبب تغییر حال حضرت را پرسیدم که آن إمام علیهالسلام فرمود:
من نهی کرده بودم که در خانه، کسی بالای پشتبام برود، امروز داخل خانه شدم؛ یکی از کنیزان که تربیت یکی از اولاد مرا به عهده داشت،دیدم که طفل مرا در بردارد و بالای نردبان است؛ چون نگاهش به من افتاد متحیر شد و لرزید و طفل از دست او بر زمین افتاد و از دنیا رفت.
➖ امام علیهالسلام به راوی فرمودند:
تغیر رنگ من بهخاطر غصهٔ از دست رفتن آن طفل نیست؛
و إنّما تَغيَّرَ لَونٖي لِمٰا أدخَلَتْ عَلَيها مِن الرُّعبِ.
🔻بلکه به سبب آن ترسی است که آن کنیزک از نگاه من پیدا کرده بود.
راوی گوید: این در حالی بود که إمام علیهالسلام به آن کنیز فرموده بود:
تو را در راه خدا آزاد کردم؛ باکی بر تو نیست؛ باکی بر تو نیست.
📚المناقب، ابنشهرآشوب،ج۱۱ ص۴۱۲
#حکایات #امام_صادق
.
.
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد
بعضیا فکر میکنن ، همین که شیعه و یا بچه سید هستند، اهل بهشتن و لذا هر گناهی بکن ، اشکال نداره... اما اولا ائمه میفرمایند "شفاعت ما هست ، اما قبل از اون مواقف سختی هست (مثل صراط و ...) که برای شما از آن مواقف، بیمناکیم"(نقل به مضمون) . و دومین دلیل هم روایت زیر است که حتی فرزند پیامبر و امام بودن هم ، در صورتی اثر داره که اهل عمل صالح و دوری از گناه باشی و سید و غیرِ سید هم نداره...
یاسر خادم روایت کرده: «زید بن موسی برادر حضرت رضا (ع) در مدینه خروج نمود و خانههایی را به آتش کشید و مردمی را کشت؛ از این رو او را «زیدالنار» لقب دادند. مأمون سپاهی را فرستاد او را دستگیر کرده، نزد مأمون آوردند. وی دستور داد تا زید را نزد برادرش ابوالحسن الرضا (ع) ببرند.
چون زید بر آن حضرت وارد شد،امام به او فرمودند: «يَا زَيْدُ أَ غَرَّكَ قَوْلُ سَفِلَةِ أَهْلِ اَلْكُوفَةِ إِنَّ فَاطِمَةَ(س) أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَحَرَّمَ اَللَّهُ ذُرِّيَّتَهَا عَلَى اَلنَّارِ ذَلِكَ لِلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ خَاصَّةً إِنْ كُنْتَ تَرَى أَنَّكَ تَعْصِي اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَدْخُلُ اَلْجَنَّةَ وَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ (ع) أَطَاعَ اَللَّهَ وَ دَخَلَ اَلْجَنَّةَ فَأَنْتَ إِذاً أَكْرَمُ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ اَللَّهِ مَا يَنَالُ أَحَدٌ مَا عِنْدَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلاَّ بِطَاعَتِهِ وَ زَعَمْتَ أَنَّكَ تَنَالُهُ بِمَعْصِيَتِهِ فَبِئْسَ مَا زَعَمْتَ»
«ای زید! آیا تو را سخنان مردمان نادان کوفه مغرور نموده که روایت میکنند: «فاطمه عفت خود را نگه داشت، پس خداوند آتش را بر ذریهاش حرام نمود؟». این فقط مخصوص حسن و حسین (ع) است. اگر میپنداری که تو معصیت خداوند عزوجل را مرتکب شوی و به بهشت روی و پدرت موسی بن جعفر (ع) که اطاعت خدا کند، نیز به بهشت داخل شود، در این صورت تو نزد خداوند گرامیتر خواهی بود! به خداوند سوگند هیچ کس جز از راه اطاعت به آن چه نزد خدا است، نخواهد رسید و تو میپنداری با معصیت بدان برسی، پس گمان تو بدگمانی است.
زید گفت: «من برادر شما و پسر پدرت هستم. حضرت در پاسخش فرمودند:«أَنْتَ أَخِي مَا أَطَعْتَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ نُوحاً (عَ) قَالَ رَبِّ إِنَّ اِبْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ اَلْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ اَلْحٰاكِمِينَ فَقَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يٰا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صٰالِحٍ فَأَخْرَجَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَهْلِهِ بِمَعْصِيَتِهِ .». تو برادر منی هنگامی که خداوند عزّوجّل را اطاعت کنی. چون نوح (ع) گفت: «پروردگارا، پسر من از اهل من است و وعده تو حق است و حکم تو بهترین حکمها است». خداوند در پاسخش فرمود: «ای نوح او از اهل تو نیست، او عمل غیرصالح است» پس خداوند او را چون معصیتکار و نافرمان بود، از نوح ندانست.(۱)
۱.عيون أخبار الرضا،ج۲ ، ص۲۳۴
........
#پ.ن: امام خطاب به برادرشون میفرمایند: این که میگن فرزندان فاطمه از آتش در امانند، گولت نزنه، بلکه اون مطلب فقط در مورد حسن و حسین صدق میکنه و لذا مابقی ذریه حضرت زهرا باید عامل به عمل صالح باشند...
#گریز_زیارت_عاشورا
https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi/5855
.
فردای قیامت ،فقط عمل صالح میخرند
#حکایات
💠داستان
سلمان فارسی از بازار آهنگران کوفه عبور کرد، جوانی را دید که با حالت غشوه بر زمین افتاده، وقتی جوان به حال عادی برگشت گفت: در حال عبور دیدم، آهنگران چکش های آهنین می زنند، به یاد این آیه افتادم که می فرماید: «وَ لَهُم مَقامِعُ مِنْ حَدیدٍ»؛ «و برای کفار گرزهایی از آهن [سوزان] است.» با یاد این آیه، چنین حالتی از ترس خدا به من رُخ نمود. محبت جوان در دلِ سلمان جای گرفت و هر دو پیوسته دوست بودند.
💠داستان
يكي از ياران پيامبر (ص) ميگويد:
در يكي از روزها كه هوا بسيار گرم بود، من و گروهي از دوستان با رسول خدا(ص) در سايه درختي نشسته بوديم. ناگهان جواني از راه رسيد، لباسهاي خود را از بدن بيرون آورده و با پشت و روي بدن و صورت خود بر ريگهاي داغ بيابان غلتيد و در حال غلتيدن ميگفت: اي نفس! بچش، زيرا عذابي كه نزد خداست، خيلي بزرگتر از اعمال توست.
رسول خدا (ص) اين منظره را تماشا ميكرد، چون كار جوان تمام شد و لباس پوشيد و قصد حركت كرد، حضرت او را به حضور طلبيد و فرمود: اي بنده خدا! كاري از تو ديدم كه از كسي سراغ نداشتم، چه علّتي سبب اين برنامه بود؟
عرض كرد: خوف از خدا. فرمود: حق خوف را به جاي آوردي، خداوند به سبب تو به اهل آسمانها مباهات ميكند، سپس رو به ياران كرد و فرمود: هركس در اين محل حاضر است، به نزد اين مرد برود تا او برايش دعا كند. همه نزد او آمدند و او هم بدينگونه دعا كرد: خداوندا! تمام برنامههاي ما را در گردونه هدايت قرار ده و پرهيز از گناه را توشه ما كن و بهشت را نصيب ما فرموده و جايگاه ما قرار بده.
💠داستان
وقتی که این آیه «وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِكُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ»البته وعده گاه جمیع آن مردم گمراه نیز آتش دوزخ خواهد بود، آن دوزخ را هفت در است، هر دری برای ورود دسته ای از گمراهان معین گردیده است. نازل شد، پیامبر چنان گریه میکرد که اصحاب از گریه او به گریه افتادند و کسی نمیدانست جبرئیل با خود چه وحی کرده است که پیامبر این چنین گریان شده است.
یکی از اصحاب به در خانه دختر پیامبر رفت و داستان نزول وحی و گریه پیامبر را شرح داد. فاطمه(س) از جای حرکت نمود چادر کهنه ای که دوازده جای آن بوسیله برگ خرما دوخته شده بود، بر سر نمود و از منزل خارج شد.
چشم سلمان فارسی به آن چادر افتاد در گریه شد و با خود گفت: پادشاهان روم و ایران لباسهای ابریشمین و دیبای زر بافت میپوشند، ولی دختر پیامبر چادری چنین دارد، و در شگفت شد.!!
وقتی فاطمه(س) به نزد پیامبر(ص) آمد، حضرتش به سلمان فرمود: دخترم از آن دسته ای است که در بندگی بسیار پیشی و سبقت گرفته است.
آنگاه فاطمه (س) عرض کرد: بابا چه چیز شما را محزون کرده است؟ فرمود: آیه ای که جبرئیل آورده و آنرا برای دخترش خواند.
فاطمه(س) از شنیدن جهنم و آتش عذاب چنان ناراحت شد که زانویش قدرت ایستادن را از دست داد و بر زمین افتاد و میگفت: وای بر کسیکه داخل آتش شود.
سلمان گفت: ای کاش گوسفند بودم و مرا میخوردند و پوستم را میدریدند و اسم آتش جهنم را نمیشنیدم.
ابوذر میگفت: ای کاش مادر مرا نزائیده بود که اسم آتش جهنم بشنوم.
مقداد میگفت: کاش پرنده ای در بیابان بودم و مرا حساب و عقابی نبود و نام آتش جهنم را نمیشنیدم.
امیر المؤ منین (ع) فرمود: کاش حیوانات درنده پاره پارهام میکردند و مادر مرا نزائیده بود و نام آتش جهنم نمیشنیدم. آن گاه دست خود را بر روی سر گذاشته و شروع به گریه نمود و میفرمود:
آه چه دور است سفر قیامت، وای از کمی توشه، در این سفر قیامت آنها را به سوی آتش میبرند، مریضانی که در بند اسارتاند و جراحت آنان مداوا نمیشوند، کسی بندهایشان را نمیگشاید، آب و غذای آنها از آتش است و در جایگاههای مختلف جهنم زیر و رو میشوند.
ــــــــــــــــــــــــــــ
.
#نوحه_سنتی
#شهادت_امام_صادق
#سبک_حاج_اکبر_ناظم
شدکشتهصادق آلِپیغمبر
تسلیتبرتویا موسیبنجعفر
دراین عزا و دراین مصیبت
یاصاحب الزّمان سرت سلامت
((آجرک الله بقیّتَ الله
عَجِّل لِلاِنتقام یاحجّتَ الله))
__
روزشهادت مولای عالم
باید احیا شود مثلِ مُحرّم
تنهایتنها در بیابانها
خونگریهمیکند مهدی زهرا
((آجرک الله بقیّتَ الله
عَجِّل لِلاِنتقام یاحجّتَ الله))
__
پارهشدجگرش از زهرکینه
مظلومِدیگر شهرِمدینه
چنانزهرکین اورا سوزانده
فقط از پیکرش تصویری مانده
((آجرک الله بقیّتَ الله
عَجِّل لِلاِنتقام یاحجّتَ الله))
__
درآتشِغمش ارضوسماسوخت
دَرِخانهیاو درشعلههاسوخت
بینآتشرفت شبیهمادر
ولیضربه نخورد از دیوار و در
((آجرک الله بقیّتَ الله
عَجِّل لِلاِنتقام یاحجّتَ الله))
__
پایبرهنه او درظلمتِشب
نفسزنانرفته دنبالِمرکب
بماند اینکه دشمن چهها گفت
دهانش بشکند که ناسزا گفت...
((آجرک الله بقیّتَ الله
عَجِّل لِلاِنتقام یاحجّتَ الله))
__
منصوربیحیا درکاخ حَمرا
سهمرتبهشمشیر کشیده امّا
پیغمبررادید دستانشلرزید
شمشیرششدغلافازبسکهترسید
((آجرک الله بقیّتَ الله
عَجِّل لِلاِنتقام یاحجّتَ الله))
__
ایکاشدرقتلگاه ختمالانبیا
میکردغضببرآن قوم اشقیا
وقتیحسینش برخاکگودال
میزد زیر تیر و نیزه و پرو بال
((آجرک الله بقیّتَ الله
عَجِّل لِلاِنتقام یاحجّتَ الله))
__
محمدقاسمی✍
.
.
#شهادت_امام_صادق
هم گرفتاره امام صادقیم
هم عزادار امام صادقیم
وقتیروضهشعبهایازحرمه
ماها زوّار امام صادقیم
شیعه از اهل سقیفه بِریه
شیعه فاطمیِ و حیدریه
شُبهههاراهشو کج نمیکنن
هرکسیکهمذهبشجعفریه
شیعهتننمیدهبهحُکم غلط
پا نمیزاره تو هرجمعی وسط
شیعه اونیه که از آل علی
اعتقاداتشو میگیره فقط
ماکهمیمیریمبرایاهلبیت
عشقمونهروضههایاهلبیت
قربون خدا برم کهآفرید
مارو تسلیمرضایاهلبیت
وقتیتوحیدوبهمانشوندادن
برا بندگیبهما جنوندادن
بااحادیثیکهنوره تکتکش
کربلا رفتنو یادمون دادن
بهماگفتنکهچجور،کجا برید
تشنه و گرسنه کربلا برید
برایادایحقّمون مُدام
واسهگریهتوی روضهها برید
بشنوه هرکسی که گریه کُنه
این دعای شب آقای منه
*خدارحمتکنهاونکسیروکه
برا ما بلند ضجّه میزنه
ضجّهمیزنمبراشاهغریب
برا داغ قتلگاهوبوی سیب
برااونشاهیکهباصوتضعیف نالهزد:اَینَزهیر،اَینَحبیب؟
ضجه میزنم برا پیرهنش
برا نیزهایکه خورد تو دهنش
ضجه میزنم برا ساعتی که
درآوردن پیرهنش رو از تنش
#محمدقاسمی✍
* "مَن بَكىٰ اؤ اَبكىٰ او تباکی ؛وَجَبَت لَهُ الجَنَّه"
..............
|⇦•از حدیث لوح می آید...
روضه و توسل ویژهْ شهادت امام صادق علیه السلام
●━━━━━━───────
*امام صادق وسط درس فقه میدید روضه خونش هارون وارد شد میفرمود: بیا جلو، میدیدند جعفر بن محمد از منبر پایین اومد. میفرمود: تو برو بالا حالا برا جدّ غریب ما روضه بخون. هارون با تعجب میگفت: آقا! وسط درس؟! فرمود: بله...
یه مقدار خودش رو جمع وجور میکرد جلو امام باید رعایت کنه. حضرت میفرمود: نه!همون طور که بینخودتون روضه میخونید برا ما روضه بخون...
روضه میخوند حضرت گریه می کرد، چنانچه نوشتن اشکهای حضرت از محاسن شریفش چکه چکه می ریخت. صحابه همه گریه میکردن، آقا فرمود:"مَن بَكىٰ اؤ اَبكىٰ وَجَبَت لَهُ الجَنَّه" چه اونی که گریه ی داغ، و چه اونی که گریه کرد بهشت براش واجبه...
روایت میگه دیدند از آخرِ مجلس یه نفر صف رو شکافت اومد جلو نشست، گفت: آقا پس من که خاک بر سر شدم..
آقا فرمود: چرا؟ گفت آقاجان من امروز هرکاری کردم نتونستم گریه کنم، دیدم آبروم جلو گریه کنا میره دستم رو روی صورتم گذاشتم ادای گریه کنا رو درآوردم.
حضرت فرمود: "مَن بَکیٰ اؤ تَباکیٰ" کسی هم که خودش رو مثل گریه کنای حسین قرار بده "وَجَبَت لَهُ الجَنَّه" بهشت براو واجب میشه...*
«حضرت فرمود: نزدیکترین راه به در خونه ی خدا از درِ روضه های جدّ ما ابی عبدالله الحسین است.»
برحسین هر کس بگرید جای او باشد بهشت
این حدیث آری ز گفتار امام صادق است(1)
(1) منْ بَکیٰ اَوْ اَبْکیٰ اَوْ تَباکیٰ وَجَبَة لَهُ الجَنَّه
ــــــــــــــــــ
*گفت فردای اون شبی که نانجیبا جسارت کردن خونه ی حضرت رو آتیش زدن، اومدم خدمت آقا دیدم حضرت سر سجاده نشسته خیلی بی صبری میکنه چنان داره اشک میریزه. گفتم قربونت برم این همه بی قراری و گریه برا چیه؟فرمود: نبودی ببینی چه طور خونه رو آتیش زدن...
گفتم: الحمدالله، هیچ اتفاقی برا شما نیوفتاده، شما مظهر صبرین قربونت برم چرا اینقدر بی قرارین؟ فرمود : نه! اشتباه کردی من برا خودم گریه نمی کنم. دیشب وقتی خونه رو آتیش زدن دیدم بچه ها از این حجره به اون حجره از ترس می دوند. من بالاسرشون بودم هیچ اتفاقی هم نیوفتاد دشمن به حریم من تعرض نکرده بود. اما اینا ترسیده بودن. یادم افتاد از بچه های جدّ غریبم حسین .اون لحظه ای که حضرت سجاد فرمود: فرارکنید. همه دویدن به سمت بیابونا......
از اینجا روضه خون دشمنه. میگه دیدم یه بچه از دل خیمه فرارکرد دامن عربیش آتیش گرفته، تو این هیاهو که هر کسی دنبال غنیمت بود. من دلم به حال این بچه سوخت. خدا الان این بچه می سوزه برم دامنش رو خاموش کنم نزدیک شدم دامن رو خاموش کردم دیدم این بچه ترسیده دستش رو روی سرش گذاشته، گفتم: نترس کاریت ندارم اومدم کمکت کنم.
از دشمن که اینها محبت ندیدن، دیدم انگار یه حرفی می خواد بزنه هی دست دست میکنه. گفتم چی میخوای بگو؟ دوباره صبر کرد من اصرار کردم چی میخوای؟ فرمود بگو ببینم تو خورجین اسبت یه مقدار آب داری؟ چند روزه این آب رو به روی خیمه ها بستن. رفتم تو سپرم آب آوردم مقابلش گفتم نوش جان کن. دیدم نگاه به آب میکنه. هی داره اشک میریزه، گفتم مگه تشنه نبودی؟ فرمود :چرا خیلی تشنه هستم. اما هنوز صدای بابام تو گوشمه هی صدا میزد: آه! جیگرم از تشنگی داره میسوزه ...*
#روضه_امام_صادق
#شهادت_امام_صادق_علیه_السلام
.
⏯ #شور #ایام_زیارت_مخصوص
🍃زدم آقا باز به شما رو
🍃دلم رو کردم آب و جارو
🎤 #علیرضا_شریفی
👌#امام_رضا
زدم آقا باز به شما رو
دلم رو کردم آب و جارو
دخیلتم ضامن آهو
گدای شاه طوسم
با اسم تو مانوسم
اگه بشه قسمت باز
ضریحتو می بوسم
چقدر کبوتر داری یا سلطان
غلام و نوکر داری یا سلطان
تورو که می دم سوگند به زهرا
هوامو بیشتر داری یا سلطان
علی علی موسی الرضا
مدد علی موسی الرضا
اونقدرم نیستم آقا بد
کرده دلم هوای مشهد
پر بگیرم به دور گنبد
اسیر صیادم من
واسه تو فرهادم من
گدای صحن قدسو
پنجره فولادم من
خدا روشکر هرچی خواستم دادی
منم گدای تو مادر زادی
پرم بده تا بین الحرمین
آقا جون از تو صحن آزادی
مدد علی موسی الرضا
تو رو دارم غصه ندارم
شده تموم افتخارم
منم امام رضا رو دارم
بازم باهام خوب تا کن
زندگیمو زیبا کن
اگه تو دوست داشتی بعد
براتمو امضا کن
محاله دست از عشقت وردارم
رهام کنی والله بیچارم
نشسته عشقت تو کنج قلبم
من از همه جز عشقت بیزارم
مدد علی موسی الرضا
امام رضا امام رضا امام رضا
#احسان_بمانی ✍
.👇
4_5960665328328379416.mp3
3.56M
#زمینه(زدم آقا باز به شما رو)
با صدای حاج علیرضا شریفی🎤
به قلم احسان بمانی ✍
چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۲
هیئت رواق الحسین علیه السلام
زدم آقا باز به شما رو - @Maddahionlin.mp3
4.6M
⏯ #شور_احساسی
🍃زدم آقا باز به شما رو
🍃دلم رو کردم آب و جارو
🎤 #مهدی_رسولی
✍ #احسان_بمانی
#چهارشنبه_های_امام_رضایی