آدما همیشه روحشون خیلی خیلی بیشتر از من درد میکنه.
نمیتونم به روح آسیب دیده بگم منم زخم دارم.
چون روح های آسیب دیده از شدت خونریزی بی حس شدن.
هدایت شده از سایه ی افکار
دستش را نوازش وار روی موهایش کشید و زمزمه کرد؛
دیگه بزرگ شدی عزیزمن.نمیشه فرار کنی باید از پس غمها،دلتنگیها ، تصمیمهای سختوطوفان احساسات متناقض تنهایی بربیای.اگر شانس بیاری،بتونی دو کلام در موردشون با کسی حرف بزنی،اما بارش رو در نهایت خودت به دوش میکشی،تنهای تنها .