eitaa logo
-ڪٰفِيْل‌-
758 دنبال‌کننده
982 عکس
607 ویدیو
1 فایل
بِسْمِ رَبِّ الْعَبَّاسِ الڪفیل🖤🌙 دلتنگی‌برای‌کربلا... مسیرخاکی‌وعطرعَلَم‌دار…🏴 . در جستجوی تکیه‌گاهی بی‌ادعا؟ “کفیل” پناه امن شماست. 🕊️ . کپی¿ به شرط دعا برای شهادتمون❤️‍🩹✨️ [کپی از بیو و پروفایل و ادیت های خودمون خیر] . درخدمتم.)) @shia_haider_222
مشاهده در ایتا
دانلود
-ڪٰفِيْل‌-
قمري عباس...! #تئاترمون
سقای حرم دستِ خدا پشت و پناهت هرچند که سخت است وداعِ رخِ ماهت زخمی ست اگر پیکر و بازوی قوی ات شد اشکِ غمم بدرقه‌ی آخرِ راهت!
-ڪٰفِيْل‌-
...
گردنم کج شد فقط پیش کریم‌ بن کریم رعیت ملک خراسانم که سلطانش تویی..:)
-ڪٰفِيْل‌-
...
قفل ها را رشته‌ی پیوند می‌بینم به تو مرهم آن دردیست که امید درمانش تویی
...
-ڪٰفِيْل‌-
...
. خواهرم بعد مجلس آن روزگوشه ای بهت کرده می‌لرزد... من نفهمیدم چرا اینقدر او از اسم کنیز میترسد؟💔 .
مردی که صورتش به سرخی می‌زد، به فاطمه دختر حسین اشاره کرد و به یزید گفت: این کنیزک را بده به من ای‌امیرالمومنین. فاطمه ترسید. خودش را انداخت در بغل عمه‌اش و گفت: عمه جان یتیم که شدم، حالا کنیز هم بشوم؟ زینب بلند گفت: حرف بدی زدی پست فطرت! اختیار این دختر نه با توست نه با یزید. یزید با عصبانیت گفت: این اسیر من است و هر تصمیمی دلم بخواهد برایش میگیرم زینب جواب داد: به خدا این حق را نداری، مگر این‌که از دین ما بیرون بروی و دین دیگر انتخاب کنی. یزید با ناراحتی گفت: پدر و برادر تو بودند که نامسلمان شدند. زینب بلافاصله گفت: تو و پدر و پدربزرگت اگر مسلمان هستید به دست پدربزرگ و پدرم مسلمان شدید. یزید فریاد زد: دروغ می‌گویی دشمن خدا... زینب گفت: حالا قدرت دست توست و می‌خواهی با زور محکوم‌مان کنی. مرد سرخ رو دوباره گفت: امیر این کنیزک را ... یزید با عصبانیت سر مرد داد زد: خدا مرگت بدهد. خفه شو. و ادامه داد: این ها را ببرید در خرابه کنار قصر تا تکلیف‌شان را روشن کنم. [قصه کربلا] ..
میشه برای یه بنده خدایی تا حد توان صلوات یا چند تا الهی به حسین بگید؟🙃❤️‍🩹
Ali GhelichRakate Hashtom.mp3.mp3
زمان: حجم: 7.4M
_یارضا گفتمو وا شد به نگاهت گره‌ها..🌱
-ڪٰفِيْل‌-
خیلی وقت پیش بود یکی از ممبر های عزیزمون پیام دادن و این کتاب رو بهم معرفی کردند.. بعدش دیدم که اتفاقا این کتاب یکی از منابع کتاب کفیل هم هست!! پیشنهاد میکنم حتماااا بخونیدش🥺❤️‍🩹🌱
بسم‌اللّٰه‍