-ڪٰفِيْل-
…
سلام بر خانمی که وقتی بچههاش شهید
شدن از خیمه بیرون نیومد
مبادا که برادرش شرمنده بشه…
-ڪٰفِيْل-
…
من همان رانده شده از در غیرم ارباب
نیست غیر از شما مرا هیچ خریدار حسین(:
-ڪٰفِيْل-
…
تو باشی از پسرانم خبر نمیخواهم؛
حسین، بی تو من اصلا پسر نمیخواهم⁶⁹
-ڪٰفِيْل-
…
میگفت رقیه با سر بریدهی ارباب
خسته شد رباب از بس که دستهاشو تکون داد
بابا داداش اصغر رو همراهت نیاوردی..؟💔
-ڪٰفِيْل-
…
غم؟
اونجایی که روضهخوان میگه؛
رُباب از رو تجربه به زینب میگفت:
زینبجان قبر رقیه رو عمیق بکن خطر داره…💔
[وای علی اصغرم]
-ڪٰفِيْل-
…
رسید بالای پیکر حسین
زیر لب میگفت:
ای پناه عالم؛
زینبَت پناه ندارد…💔