-ڪٰفِيْل-
…
عبدالله بن حسن(ع) از فرزندان
امام حسن مجتبی(ع) است که
روز عاشورا در واقعه کربلا به
شهادت رسید. عبدالله(ع) در روز
عاشورا هنگامی که امام حسین(ع)
در میدان بود، خود را به او رساند و
دستش را جلوی ضربه شمشیر
ابجر ابن کعب(لعنتاللهعلیه)
که قصد کشتن عمویش را داشت،
قرار داد. با این ضربه، دستش
قطع شد و در حالی که در آغوش
عمویش بود، با تیر حرملهبنکاهلاسدی(لعنتاللهعلیه)
به شهادت رسید.
-ڪٰفِيْل-
…
تمامِ عمر اینجا جایِ من بود
عموجان سینهات مأوایِ من بود
در آغوشِ تو مُردم روضه خواندی
برایم گریهکن بابایِ من بود🖤
-ڪٰفِيْل-
…
از تَهِ دل کشید آهی تا...
دلش آرام گیرد آه نشد
با خودش گفت این امانت را
میرسانم به خیمهگاه نشد
پسری که درونِ رگهایش
خونِ سرخِ یلِ جمل جاریست
بی عمو در حرم نمیماند
یکتنه ارتشِ فداکاریست 🖤
Amir BoromandAmir Boromand - Nojavanam Ama Mard Khataram.mp3
زمان:
حجم:
10.8M
یا عبدالله بن حسن(ع)🖤
-ڪٰفِيْل-
...
زینب مانده بود برود سمت میدان جنگ و از امامش حمایت کند یا
حرف همان امام را گوش کند و بماند در کنار خیمهها که صدای برادر
او را به خودش آورد: خواهرم، عبدالله...
زینب سر چرخاند. عبدالله پسر کوچک برادرش حسن میدوید به
سمت میدان جنگ. زینب دوید و دست عبدالله را گرفت. عبدالله اما
تصمیمش را گرفته بود. دستش را از دست عمه بیرون کشید و خودش را رساند به عمو. ابجر پسر کعب شمشیر را برای حسین حواله کرده
بود که عبدالله دستش را جلو آورد و گفت: تو با عموی من چه کار
داری ای ناپاک!
شمشیر ناپاک اما دست پاک عبدالله را از پوست آویزان کرد. عبدالله
فریاد زد: وای مادر!
حسین عبدالله را بغل زد و گفت: صبر کن عزیزم، پسر برادرم، الان پدرت را میبینی و در آغوش پیامبر آرام میگیری...
هنوز حرف حسین تمام نشده بود که شمشیر دیگری عبدالله را به دیدار پدرش و پیامبر برد.
_قصه کربلا_
-ڪٰفِيْل-
...
با وجودی که ندارم زره و تیغ مگر
مرده باشم بگذارم که سرش را ببری...💔