-ڪٰفِيْل-
…
گفتی مرگ در رکابِ عمو شیرینتر است
پیکرت در خاک و دلهایت هنوز زندهتر است
-ڪٰفِيْل-
…
نبات، طعمِ عمود است و نقل مزهیِ سنگ
خدا! به خیر کن این مجلس عروسی را...
-ڪٰفِيْل-
…
مادر ِاصغر به روی دلداری به نجمه میگفت :
- الحمدالله رخت دامادی تنش کردی..(:💔
-ڪٰفِيْل-
…
عمو جان گفتی «الموتُ أحلی من عسل»
کاش میدانستم آخر، میشوی بیبال و پر💔
#تئاترمون
-ڪٰفِيْل-
…
در میانِ نیزهها گم شد صدای کودکی
کربلا فهمید یعنی عشق در اوجِ بندگی…/
نوجوانی رفت و ماند از او فقط یک داغِ سرخ؛
گریهها از خیمه آمد، آسمان هم شد سیاه و تلخ…
-ڪٰفِيْل-
…
نوجوانِ دشتِ خون، ای یادگارِ مجتبی
پیکرت افتاد و شد آینهی صبرِ وفا🖤
-ڪٰفِيْل-
…
یادِ لبخندت میانِ خیمهها آتش زده
هر نفس در کربلا با نامِ تو ماتم شده…
-ڪٰفِيْل-
…
بی عبا می نگرم لاله ی پرپر شده را؛
من چگونه ببرم قاسم اکبر شده را...